آزادی استیضاح حاکم: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'حضرت امام' به 'حضرت امام'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
[[مسؤولیت]] من هم گردن شماست [[مسؤولیت]] شما هم گردن من است، اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتی، باید [[هجوم]] کنید، [[نهی]] کنید که چرا؟!<ref>صحیفه نور، ج۸، ص۴۷.</ref>. [[امام خمینی]] با اشاره به جرایم و تخلفات زیاد [[رژیم]] شاه میفرماید: فرض میکنیم یک نفر [[آدمی]] که [[سلطنت]] قانونی داشته باشد به حسب [[قانون اساسی]]، اگر به ملتی [[خیانت]] کرد، اگر [[تخلف]] از [[قوانین]] اساسی کرد، این [[عزل]] است، این دیگر [[سلطان]] نیست<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۲۰۶.</ref>. باید [[مردم]] خودشان یکی را تعیین کنند که او دخالت کند در امورشان، هر وقت او را نخواستند، بگویند برو گم شو!<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۴۹۳ و ۴۹۴.</ref>. | [[مسؤولیت]] من هم گردن شماست [[مسؤولیت]] شما هم گردن من است، اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتی، باید [[هجوم]] کنید، [[نهی]] کنید که چرا؟!<ref>صحیفه نور، ج۸، ص۴۷.</ref>. [[امام خمینی]] با اشاره به جرایم و تخلفات زیاد [[رژیم]] شاه میفرماید: فرض میکنیم یک نفر [[آدمی]] که [[سلطنت]] قانونی داشته باشد به حسب [[قانون اساسی]]، اگر به ملتی [[خیانت]] کرد، اگر [[تخلف]] از [[قوانین]] اساسی کرد، این [[عزل]] است، این دیگر [[سلطان]] نیست<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۲۰۶.</ref>. باید [[مردم]] خودشان یکی را تعیین کنند که او دخالت کند در امورشان، هر وقت او را نخواستند، بگویند برو گم شو!<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۴۹۳ و ۴۹۴.</ref>. | ||
ایشان یکی از آفات و مضرات رژیم سلطنتی را عدم امکان عزل شاه بر میشمارد که چنین آفتی در [[نظام سیاسی اسلام]] نیست<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۴۹۴ و ۴۹۵.</ref>. در [[فقه سیاسی]] | ایشان یکی از آفات و مضرات رژیم سلطنتی را عدم امکان عزل شاه بر میشمارد که چنین آفتی در [[نظام سیاسی اسلام]] نیست<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۴۹۴ و ۴۹۵.</ref>. در [[فقه سیاسی]] حضرت امام، [[حاکم]] باید در برابر [[رأی]] منفی مردم و عزل آنان [[مطیع]] باشد و در صورت [[ایستادگی]] در برابر آنان، “یاغی” تلقی میشود. ایشان درباره اطلاق واژه “یاغی” با توجه به معنا و [[حکم فقهی]] آن میفرماید: خوب سلطنت یک چیزی بوده که مردم باید بدهند به یک کسی، حالا ما فرض میکنیم که مردم دادند به شما، حالا میگویند نمیخواهیم، حالا دیگر ایشان چه میگوید؟ پس ایشان [[باغی]] است الآن! اینکه من گاهی مینویسم [[یاغی]]، نه این است که مبالغهای است، ایشان الآن یاغی است<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۵۱۸.</ref>. | ||
نکته شایان ذکر این که نسبت عنوان یاغی به حاکم سلطنتی اختصاص ندارد، بلکه بر هر حاکمی که بدون [[رضایت مردم]] به [[حکومت]] خویش ادامه دهد، عنوان یاغی [[صدق]] میکند. حضرت امام در تبیین آن میفرماید: یاغی عبارت از آن آدمی است که بیاید بیخودی یک جایی یا به ضد قوانین بخواهد یک [[حکومتی]] بکند<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۵۱۸.</ref>. | نکته شایان ذکر این که نسبت عنوان یاغی به حاکم سلطنتی اختصاص ندارد، بلکه بر هر حاکمی که بدون [[رضایت مردم]] به [[حکومت]] خویش ادامه دهد، عنوان یاغی [[صدق]] میکند. حضرت امام در تبیین آن میفرماید: یاغی عبارت از آن آدمی است که بیاید بیخودی یک جایی یا به ضد قوانین بخواهد یک [[حکومتی]] بکند<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۵۱۸.</ref>. | ||