پرش به محتوا

تکلیف: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۲
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط =  
| موضوع مرتبط =  
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[تکلیف در قرآن]]
| مداخل مرتبط =  
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[تکلیف]] از ریشه «ک ـ ل ـ ف» و در لغت به معنای درخواست یا امر کردن کسی به انجام دادن کاری دشوار است.<ref>المصباح، ص۵۳۸؛ لسان العرب، ج ۹، ص۳۰۷؛ القاموس المحیط، ج ۳، ص۱۹۲، «کلف».</ref>
[[تکلیف]] از ریشه «ک ـ ل ـ ف» و در لغت به معنای درخواست یا امر کردن کسی به انجام دادن کاری دشوار است.<ref>المصباح، ص۵۳۸؛ لسان العرب، ج ۹، ص۳۰۷؛ القاموس المحیط، ج ۳، ص۱۹۲، «کلف».</ref>
خط ۴۸: خط ۴۹:
در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> از عرضه شدن [[امانت]] بر [[آسمان]] و [[زمین]] و کوه‌ها و [[امتناع]] آنها از پذیرش آن سخن به میان آمده است. مراد از این امانت  را [[تکلیف الهی]] دانسته‌اند. برخی مخاطب آیه را [[اهل آسمان]] و زمین دانسته‌اند؛<ref>الرسائل العشر، ص۳۱۲؛ التبیان، ج ۸، ص۳۶۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۵۵.</ref> اما عدّه‌ای برآن ند که این [[تکالیف]] بر خود آسمان و زمین و کوه‌ها عرضه شده است؛<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۶۶ ـ ۶۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۳۰؛ الدرالمنثور، ج ۵، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵.</ref> ولی آنان از پذیرش تکالیف امتناع کردند: {{متن قرآن|فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا}}<ref> سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۳۵۰.</ref> شماری دیگر، این تعبیر را کنایی دانسته و مراد آیه را این دانسته‌اند که اگر آسمان و زمین و کوه‌ها عقل و قابلیت پذیرش تکالیف را داشتند، به سبب [[عظمت]] آن تکالیف از پذیرش آنها خودداری می‌‌کردند؛ ولی [[انسان]] آنها را پذیرفت.<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۱۸۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۵۵ ـ ۲۵۶.</ref>.<ref>[[ سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تکلیف - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «تکلیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص 585-589.</ref>
در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> از عرضه شدن [[امانت]] بر [[آسمان]] و [[زمین]] و کوه‌ها و [[امتناع]] آنها از پذیرش آن سخن به میان آمده است. مراد از این امانت  را [[تکلیف الهی]] دانسته‌اند. برخی مخاطب آیه را [[اهل آسمان]] و زمین دانسته‌اند؛<ref>الرسائل العشر، ص۳۱۲؛ التبیان، ج ۸، ص۳۶۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۵۵.</ref> اما عدّه‌ای برآن ند که این [[تکالیف]] بر خود آسمان و زمین و کوه‌ها عرضه شده است؛<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۶۶ ـ ۶۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۳۰؛ الدرالمنثور، ج ۵، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵.</ref> ولی آنان از پذیرش تکالیف امتناع کردند: {{متن قرآن|فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا}}<ref> سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۳۵۰.</ref> شماری دیگر، این تعبیر را کنایی دانسته و مراد آیه را این دانسته‌اند که اگر آسمان و زمین و کوه‌ها عقل و قابلیت پذیرش تکالیف را داشتند، به سبب [[عظمت]] آن تکالیف از پذیرش آنها خودداری می‌‌کردند؛ ولی [[انسان]] آنها را پذیرفت.<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۱۸۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۵۵ ـ ۲۵۶.</ref>.<ref>[[ سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تکلیف - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «تکلیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص 585-589.</ref>


==[[اهداف]]تکالیف==
==[[اهداف]] تکالیف==
برخی از [[مذاهب کلامی]]، از جمله [[اشعریان]]، [[هدفمند بودن]] [[تکالیف الهی]] را منکرند و برآن‌اند که جست و جوی غرض برای [[افعال الهی]]، از جمله تکالیف، ناممکن و [[بیهوده]] و دست کم امری بی‌اهمیت است،<ref>نهج الحق، ص۸۸؛ اللمع، ص۹۹ ـ ۱۱۵.</ref> براین اساس، برخی از آنان با استناد به [[ادله]] ای مانند [[آیه ۵۴ اعراف]] / ۷ که [[خلقت]] و تکلیف کردن را [[حق خداوند]] شمرده: «اَلا لَهُ الخَلقُ والاَمرُ»، [[تشریع]] تکالیف را مقتضای [[الوهیت]] [[خداوند]] و [[عبودیت]] [[بنده]] شمرده و گفته‌اند: [[خداوند]] هرچه بخواهد می‌‌تواند بر [[بندگان]] [[تکلیف]] کند و ضرورتی ندارد که [[تکالیف]] او دارای [[حُسن]] باشد،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۱۲۶، ۱۳۵.</ref> حتی شماری از آنان گفته‌اند که تکلیف کردن خداوند بندگانش را به امور [[قبیح]] یا اموری که [[کیفر]] اُخروی در پی دارد، جایز است.<ref>نهج الحق، ص۱۳۵ ـ ۱۳۶.</ref> در برابر، امامیان و معتزلیان، [[تکالیف الهی]] را امری ضروری <ref>کشف المراد، ص۴۴۱؛ الاقتصاد الهادی، ص۶۱، ۶۵.</ref> و دارای [[هدف]] دانسته <ref>اندیشه‌های کلامی شیخ طوسی، ص۲۲۱؛ پژوهشی در معارف امامیه، ص۱۹۵ ـ ۱۹۶؛ کشف المراد، ص۴۴۱.</ref> و برآن‌اند که لازمه [[نفی]] غرض از تکالیف الهی، [[عبث]] بودن [[افعال خداوند]] است، در حالی که این امر بر خداوند قبیح است و [[قرآن کریم]] نیز آن را مردود شمرده است: «وما خَلَقنَا السَّماءَ والاَرضَ وما بَینَهُما لـعِبین» ([[انبیاء]] / ۲۱، ۱۶)؛ «رَبَّنا ما خَلَقتَ هـذا بـطِلاً»([[آل عمران]] / ۳، ۱۹۱)<ref>نهج الحق، ص۸۹؛ شرح احقاق الحق، ج ۱، ص۴۲۲.</ref>؛ همچنین اینان [[تشریع]] تکالیف از سوی خداوند را امری [[نیکو]] دانسته، صدور تکلیف قبیح و مُنکَر را بر خداوند ناروا شمرده‌اند،<ref>الاقتصاد الهادی، ص۶۱.</ref> چنان که [[آیه]] ۲۸ [[اعراف]] / ۷ به این واقعیّت اشاره دارد: «اِنَّ اللّهَ لا یَأمُرُ بِالفَحشاءِ». بر پایه [[آموزه‌های قرآنی]]، عمده‌ترین اهداف در تکالیف عبارت‌اند از:
برخی از [[مذاهب کلامی]]، از جمله [[اشعریان]]، [[هدفمند بودن]] [[تکالیف الهی]] را منکرند و برآن‌اند که جست و جوی غرض برای [[افعال الهی]]، از جمله تکالیف، ناممکن و [[بیهوده]] و دست کم امری بی‌اهمیت است،<ref>نهج الحق، ص۸۸؛ اللمع، ص۹۹ ـ ۱۱۵.</ref> براین اساس، برخی از آنان با استناد به [[ادله]] ای مانند [[آیه ۵۴ اعراف]] / ۷ که [[خلقت]] و تکلیف کردن را [[حق خداوند]] شمرده: «اَلا لَهُ الخَلقُ والاَمرُ»، [[تشریع]] تکالیف را مقتضای [[الوهیت]] [[خداوند]] و [[عبودیت]] [[بنده]] شمرده و گفته‌اند: [[خداوند]] هرچه بخواهد می‌‌تواند بر [[بندگان]] [[تکلیف]] کند و ضرورتی ندارد که [[تکالیف]] او دارای [[حُسن]] باشد،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۱۲۶، ۱۳۵.</ref> حتی شماری از آنان گفته‌اند که تکلیف کردن خداوند بندگانش را به امور [[قبیح]] یا اموری که [[کیفر]] اُخروی در پی دارد، جایز است.<ref>نهج الحق، ص۱۳۵ ـ ۱۳۶.</ref> در برابر، امامیان و معتزلیان، [[تکالیف الهی]] را امری ضروری <ref>کشف المراد، ص۴۴۱؛ الاقتصاد الهادی، ص۶۱، ۶۵.</ref> و دارای [[هدف]] دانسته <ref>اندیشه‌های کلامی شیخ طوسی، ص۲۲۱؛ پژوهشی در معارف امامیه، ص۱۹۵ ـ ۱۹۶؛ کشف المراد، ص۴۴۱.</ref> و برآن‌اند که لازمه [[نفی]] غرض از تکالیف الهی، [[عبث]] بودن [[افعال خداوند]] است، در حالی که این امر بر خداوند قبیح است و [[قرآن کریم]] نیز آن را مردود شمرده است: «وما خَلَقنَا السَّماءَ والاَرضَ وما بَینَهُما لـعِبین» ([[انبیاء]] / ۲۱، ۱۶)؛ «رَبَّنا ما خَلَقتَ هـذا بـطِلاً»([[آل عمران]] / ۳، ۱۹۱)<ref>نهج الحق، ص۸۹؛ شرح احقاق الحق، ج ۱، ص۴۲۲.</ref>؛ همچنین اینان [[تشریع]] تکالیف از سوی خداوند را امری [[نیکو]] دانسته، صدور تکلیف قبیح و مُنکَر را بر خداوند ناروا شمرده‌اند،<ref>الاقتصاد الهادی، ص۶۱.</ref> چنان که [[آیه]] ۲۸ [[اعراف]] / ۷ به این واقعیّت اشاره دارد: «اِنَّ اللّهَ لا یَأمُرُ بِالفَحشاءِ». بر پایه [[آموزه‌های قرآنی]]، عمده‌ترین اهداف در تکالیف عبارت‌اند از:


خط ۱۶۷: خط ۱۶۸:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مسئولیت در معارف دعا و زیارات]]
[[رده:مسئولی]]
۱۲۹٬۵۰۹

ویرایش