پرش به محتوا

نسب سفیانی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'عمربن' به 'عمر بن'
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
جز (جایگزینی متن - 'عمربن' به 'عمر بن')
خط ۲۰: خط ۲۰:
'''[[سفیانی]] از نسل امیه:''' بررسی [[روایت]] گویای این نکته است که [[سفیانی]] از نسل [[ابوسفیان]] و ادامه دهنده راه اوست. این مطلب را می‌توان با توجه به نکات زیر امری ثابت شده دانست:
'''[[سفیانی]] از نسل امیه:''' بررسی [[روایت]] گویای این نکته است که [[سفیانی]] از نسل [[ابوسفیان]] و ادامه دهنده راه اوست. این مطلب را می‌توان با توجه به نکات زیر امری ثابت شده دانست:
# [[خروج]] از [[روم]] با هویت نصرانی: از مرحوم [[شیخ طوسی]]، از بشربن غالب ([[بشر]] و بشیر دو برادر هستند که دعای [[عرفه]] را از [[امام حسین]] {{ع}} [[نقل]] می‌کنند) روایتی [[نقل]] شده است که البته [[روایت]] به [[معصوم]] {{ع}} منتهی نمی‌شود: {{عربی|"عنه، عن أبی النصر إسماعیل بن عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَعْدٍ اَلْكَاهِلِيِّ عَنِ اَلْأَعْمَشِ عَنْ بَشِيرِ بْنِ غَالِبٍ قَالَ : يُقْبِلُ اَلسُّفْيَانِيُّ مِنْ بِلاَدِ اَلرُّومِ مُتْنَصِراً فِي عُنُقِهِ صَلِيبٌ وَ هُوَ صَاحِبُ اَلْقَوْمِ."}}<ref>الغیبة، طوسی، ص ۴۶۲.</ref>؛ [[سفیانی]] از سرزمین [[روم]]، در حالی که نصرانی و در گردنش علامت [[صلیب]] است [و مظاهر نصرانیت دارد] [[خروج]] می‌کند و او [[فرمانده]] گروهی است. در بعضی از نسخه‌ها، به جای «متنصرا»، «منتصرا»، یعنی پیروزمندانه آمده؛ ولی به قرینه فی عنقه [[صلیب]]، «متنصرا» صحیح است. براساس این [[روایت]]، ریشه [[سفیانی]] از [[روم]] (غرب) است. اکنون باید به کتاب‌های جغرافیایی مراجعه و معلوم کرد که [[روم]] آن روز در (هنگام صدور چنین روایتی) بر چه مکان‌هایی انطباق داشته، آیا منظور [[شامات]]، یا آندلس و یا ایتالیا است‌؟ هر کجا باشد، قطع نظر از بحث سندی در این [[روایت]]، [[سفیانی]] متاعی است که از آن طرف مرزها برای [[سرزمین‌های اسلامی]] صادر شده و او را از آن سوی مرزها می‌فرستند.
# [[خروج]] از [[روم]] با هویت نصرانی: از مرحوم [[شیخ طوسی]]، از بشربن غالب ([[بشر]] و بشیر دو برادر هستند که دعای [[عرفه]] را از [[امام حسین]] {{ع}} [[نقل]] می‌کنند) روایتی [[نقل]] شده است که البته [[روایت]] به [[معصوم]] {{ع}} منتهی نمی‌شود: {{عربی|"عنه، عن أبی النصر إسماعیل بن عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَعْدٍ اَلْكَاهِلِيِّ عَنِ اَلْأَعْمَشِ عَنْ بَشِيرِ بْنِ غَالِبٍ قَالَ : يُقْبِلُ اَلسُّفْيَانِيُّ مِنْ بِلاَدِ اَلرُّومِ مُتْنَصِراً فِي عُنُقِهِ صَلِيبٌ وَ هُوَ صَاحِبُ اَلْقَوْمِ."}}<ref>الغیبة، طوسی، ص ۴۶۲.</ref>؛ [[سفیانی]] از سرزمین [[روم]]، در حالی که نصرانی و در گردنش علامت [[صلیب]] است [و مظاهر نصرانیت دارد] [[خروج]] می‌کند و او [[فرمانده]] گروهی است. در بعضی از نسخه‌ها، به جای «متنصرا»، «منتصرا»، یعنی پیروزمندانه آمده؛ ولی به قرینه فی عنقه [[صلیب]]، «متنصرا» صحیح است. براساس این [[روایت]]، ریشه [[سفیانی]] از [[روم]] (غرب) است. اکنون باید به کتاب‌های جغرافیایی مراجعه و معلوم کرد که [[روم]] آن روز در (هنگام صدور چنین روایتی) بر چه مکان‌هایی انطباق داشته، آیا منظور [[شامات]]، یا آندلس و یا ایتالیا است‌؟ هر کجا باشد، قطع نظر از بحث سندی در این [[روایت]]، [[سفیانی]] متاعی است که از آن طرف مرزها برای [[سرزمین‌های اسلامی]] صادر شده و او را از آن سوی مرزها می‌فرستند.
# تصریح [[روایات]] به [[اموی]] بودن [[سفیانی]]: روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} از [[امام علی|امیرالمومنین]] {{ع}} در این زمینه وارد شده است: {{عربی|"حدثنا محمدبن‌علی ماجیلویه رضی الله عنه قال: حدثنا عمی محمدبن‌أبی القاسم، عن محمدبن‌علی الکوفی، عن محمدبن‌أبی عمیر، عن عمربن‌أذینة قال: قال ابوعبدالله {{ع}}: «قال أبی {{ع}}: قال أمیر المؤمنین {{ع}}:يَخْرُجُ اِبْنُ آكِلَةِ اَلْأَكْبَادِ مِنَ اَلْوَادِي اَلْيَابِسِ وَ هُوَ رَجُلٌ رَبْعَةٌ وَحْشُ اَلْوَجْهِ ضَخْمُ اَلْهَامَةِ بِوَجْهِهِ أَثَرُ جُدَرِيٍّ إِذَا رَأَيْتَهُ حَسِبْتَهُ أَعْوَرَ وَ اِسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عَنْبَسَةُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِي سُفْيَانَ حَتَّى يَأْتِيَ أَرْضاً ذَاتَ قَرَارٍ وَ مَعِينٍ فَيَسْتَوِيَ عَلَى مِنْبَرِهَا"}}<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۵۱، ب ۵۷، ح ۹؛ معجم أحادیث الإمام المهدی {{ع}}، ج ۴، ص ۱۲۰.</ref>؛ پسر هندجگرخوار از بیابانی خشک [[شام]] [[خروج]] می‌کند. او مردی است چهار شانه و زشت رو و صورتی دارد چون حیوانات درنده خو، و سری بزرگ و آبله رو. چون او را ببینی، می‌پنداری یک چشم است. نامش [[عثمان]] و نام پدرش [[عنبسه]] و از فرزندان [[ابوسفیان]] است تا به سرزمینی که دارای قرارگاه و خرّمی است، می‌رسد و در آن‌جا بر تخت [[سلطنت]] می‌نشیند»<ref>[[نجم‌الدین طبسی|طبسی، نجم الدین]]، [[سفیانی (کتاب)|سفیانی]] ، ص۱۵، ۱۶.</ref>.
# تصریح [[روایات]] به [[اموی]] بودن [[سفیانی]]: روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} از [[امام علی|امیرالمومنین]] {{ع}} در این زمینه وارد شده است: {{عربی|"حدثنا محمدبن‌علی ماجیلویه رضی الله عنه قال: حدثنا عمی محمدبن‌أبی القاسم، عن محمدبن‌علی الکوفی، عن محمدبن‌أبی عمیر، عن عمر بن‌أذینة قال: قال ابوعبدالله {{ع}}: «قال أبی {{ع}}: قال أمیر المؤمنین {{ع}}:يَخْرُجُ اِبْنُ آكِلَةِ اَلْأَكْبَادِ مِنَ اَلْوَادِي اَلْيَابِسِ وَ هُوَ رَجُلٌ رَبْعَةٌ وَحْشُ اَلْوَجْهِ ضَخْمُ اَلْهَامَةِ بِوَجْهِهِ أَثَرُ جُدَرِيٍّ إِذَا رَأَيْتَهُ حَسِبْتَهُ أَعْوَرَ وَ اِسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عَنْبَسَةُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِي سُفْيَانَ حَتَّى يَأْتِيَ أَرْضاً ذَاتَ قَرَارٍ وَ مَعِينٍ فَيَسْتَوِيَ عَلَى مِنْبَرِهَا"}}<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۵۱، ب ۵۷، ح ۹؛ معجم أحادیث الإمام المهدی {{ع}}، ج ۴، ص ۱۲۰.</ref>؛ پسر هندجگرخوار از بیابانی خشک [[شام]] [[خروج]] می‌کند. او مردی است چهار شانه و زشت رو و صورتی دارد چون حیوانات درنده خو، و سری بزرگ و آبله رو. چون او را ببینی، می‌پنداری یک چشم است. نامش [[عثمان]] و نام پدرش [[عنبسه]] و از فرزندان [[ابوسفیان]] است تا به سرزمینی که دارای قرارگاه و خرّمی است، می‌رسد و در آن‌جا بر تخت [[سلطنت]] می‌نشیند»<ref>[[نجم‌الدین طبسی|طبسی، نجم الدین]]، [[سفیانی (کتاب)|سفیانی]] ، ص۱۵، ۱۶.</ref>.


== پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه ==
== پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه ==
۲۲۷٬۰۳۷

ویرایش