جز
جایگزینی متن - 'کرد' به 'کرد'
جز (جایگزینی متن - 'نسب شناسان' به 'نسبشناسان') |
جز (جایگزینی متن - 'کرد' به 'کرد') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
همچنین [[عمر]]، نصف «اخیه» را که فضایی برای [[چارپایان]] نزدیک مسجد بود به [[حذیفة بن یمان]] و عدهای از [[قبیله]] [[عبس]] و نیم دیگر را به [[ابوموسی اشعری]] بخشید<ref>البلدان، ص۸۹. در مورد مشاهیر صحابه و تابعان ساکن در کوفه و برخی از این افراد در مباحث آینده سخن خواهیم گفت.</ref>. | همچنین [[عمر]]، نصف «اخیه» را که فضایی برای [[چارپایان]] نزدیک مسجد بود به [[حذیفة بن یمان]] و عدهای از [[قبیله]] [[عبس]] و نیم دیگر را به [[ابوموسی اشعری]] بخشید<ref>البلدان، ص۸۹. در مورد مشاهیر صحابه و تابعان ساکن در کوفه و برخی از این افراد در مباحث آینده سخن خواهیم گفت.</ref>. | ||
پس از مدتی، شمار اعضای برخی از [[قبایل]] گروههای دهگانه - به دلیل همپیمان شدن با بعض دیگر - از دیگران بیشتر شدند و پرداخت [[حقوق]] قبایل، که به [[میزان]] [[جمعیت]] بستگی داشت، مشکلاتی فراهم | پس از مدتی، شمار اعضای برخی از [[قبایل]] گروههای دهگانه - به دلیل همپیمان شدن با بعض دیگر - از دیگران بیشتر شدند و پرداخت [[حقوق]] قبایل، که به [[میزان]] [[جمعیت]] بستگی داشت، مشکلاتی فراهم کرد. [[سعدبن ابی وقاص]]، موضوع را به [[خلیفه]] نوشت و [[عمر]] به وی دستور داد [[تشکل]] جدیدی را پایهریزی کند. | ||
سعد نیز به این منظور گروهی از [[نسبشناسان]] و [[صاحب نظران]] [[عرب]] از جمله سعد بن [[نمران]] و مشعلة بن نعیم را [[مأمور]] کرد تا [[قبایل]] مختلف ساکن [[کوفه]] را بر حسب قرابتشان در هفت گروه [[سازمان]] دهند<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵۱.</ref>. این تجدید سازمان آشکارا به دوران قبل از [[اسلام]] یا الگوی سنتی [[عربی]] (سازمان قبیلهای) برمیگشت که در آن قبایل یا [[طوایف]] هر [[قبیله]]، اتحادیههایی [[سیاسی]] به شکل ائتلافی [[سست]] و [[بیهدف]] بنا مینهادند<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۲۸.</ref>. این هفت گروه و وابستگان آنها به شرح زیر سازمان یافتند: | سعد نیز به این منظور گروهی از [[نسبشناسان]] و [[صاحب نظران]] [[عرب]] از جمله سعد بن [[نمران]] و مشعلة بن نعیم را [[مأمور]] کرد تا [[قبایل]] مختلف ساکن [[کوفه]] را بر حسب قرابتشان در هفت گروه [[سازمان]] دهند<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵۱.</ref>. این تجدید سازمان آشکارا به دوران قبل از [[اسلام]] یا الگوی سنتی [[عربی]] (سازمان قبیلهای) برمیگشت که در آن قبایل یا [[طوایف]] هر [[قبیله]]، اتحادیههایی [[سیاسی]] به شکل ائتلافی [[سست]] و [[بیهدف]] بنا مینهادند<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۲۸.</ref>. این هفت گروه و وابستگان آنها به شرح زیر سازمان یافتند: | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
* قبایل [[ایاد]]، [[عک]]، [[عبدالقیس]]، [[اهل الهجر]]<ref>اهل الهجر، از قبیل عبدالقیس بود نا. که به بحرین مهاجرت کرده و به این نام شهرت داشتند. ایشان اگرچه از قبایل مخلوط عرب ترکیب شده بودند، ولی اهمیت آنها را نمیتوان کمتر از آنچه بود، دانست.</ref> و [[حمراء]]<ref>حمراء نام گروهی از ایرانیان است که درباره آن بحث خواهد شد.</ref>. | * قبایل [[ایاد]]، [[عک]]، [[عبدالقیس]]، [[اهل الهجر]]<ref>اهل الهجر، از قبیل عبدالقیس بود نا. که به بحرین مهاجرت کرده و به این نام شهرت داشتند. ایشان اگرچه از قبایل مخلوط عرب ترکیب شده بودند، ولی اهمیت آنها را نمیتوان کمتر از آنچه بود، دانست.</ref> و [[حمراء]]<ref>حمراء نام گروهی از ایرانیان است که درباره آن بحث خواهد شد.</ref>. | ||
* [[قبیله طی]]، و یکی از [[قبایل]] [[مقتدر]] [[یمنی]] که [[طبری]] به طور مشخص ذکری از آن به میان نمیآورد<ref>تاریخ طبری، (ج ۳، ص۱۵۲) شش گروه را نام میبرد و به هفتمی اشارهای نمیکند. گروه هفتم نامبرده در بالا از کتاب تشیع در مسیر تاریخ (ص۱۳۰) نقل شده است.</ref>. | * [[قبیله طی]]، و یکی از [[قبایل]] [[مقتدر]] [[یمنی]] که [[طبری]] به طور مشخص ذکری از آن به میان نمیآورد<ref>تاریخ طبری، (ج ۳، ص۱۵۲) شش گروه را نام میبرد و به هفتمی اشارهای نمیکند. گروه هفتم نامبرده در بالا از کتاب تشیع در مسیر تاریخ (ص۱۳۰) نقل شده است.</ref>. | ||
به این ترتیب [[شهر کوفه]] به هفت [[قبیله]] ([[مقاتله]]) یا به هفت بخش نظامی تقسیم میشد که محل تجمع نیروها و [[بسیج]] آنها و رسیدگی به حقوقها و [[غنایم جنگی]] گردید. این گروهبندی قبایل، [[نوزده سال]] ادامه داشت تا زمانی که [[حضرت علی]]{{ع}} در سال ۳۶ به [[کوفه]] آمد و تغییرات دیگری در آن داد. در طول این نوزده سال، ساخت [[قدرت]] در هر یک از این هفت گروه به گونهای عجیب [[تغییر]] کرده بود. بعضی طایفهها در گروهها، موقعیت سلطهگرانهای بر دیگر اجزای گروه به دست آورده بودند. همچنین در این [[زمان]]، اعضای بعضی قبایل به سبب پیوستن شمار زیادی از دیگر افراد قبیله (از جایگاه اولیه)، فوقالعاده زیاد شده بود و از این رو، [[تعادل]] قدرت در گروهها به هم میخورد. بدین جهت امیرالمؤمنین علی{{ع}} در حالی که گروهها را در همان تعداد هفت نگاه داشت، تغییرات مهمی در ترکیب و صورت خارجی هفت گروه از طریق ترکیب و جابهجایی قبیله به ویژه از یک گروه به گروه دیگر انجام داد<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۰.</ref>. بنا به تحلیل لویی ماسینیون حضرت علی{{ع}} قبایل را به صورت زیر مرتب | به این ترتیب [[شهر کوفه]] به هفت [[قبیله]] ([[مقاتله]]) یا به هفت بخش نظامی تقسیم میشد که محل تجمع نیروها و [[بسیج]] آنها و رسیدگی به حقوقها و [[غنایم جنگی]] گردید. این گروهبندی قبایل، [[نوزده سال]] ادامه داشت تا زمانی که [[حضرت علی]]{{ع}} در سال ۳۶ به [[کوفه]] آمد و تغییرات دیگری در آن داد. در طول این نوزده سال، ساخت [[قدرت]] در هر یک از این هفت گروه به گونهای عجیب [[تغییر]] کرده بود. بعضی طایفهها در گروهها، موقعیت سلطهگرانهای بر دیگر اجزای گروه به دست آورده بودند. همچنین در این [[زمان]]، اعضای بعضی قبایل به سبب پیوستن شمار زیادی از دیگر افراد قبیله (از جایگاه اولیه)، فوقالعاده زیاد شده بود و از این رو، [[تعادل]] قدرت در گروهها به هم میخورد. بدین جهت امیرالمؤمنین علی{{ع}} در حالی که گروهها را در همان تعداد هفت نگاه داشت، تغییرات مهمی در ترکیب و صورت خارجی هفت گروه از طریق ترکیب و جابهجایی قبیله به ویژه از یک گروه به گروه دیگر انجام داد<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۰.</ref>. بنا به تحلیل لویی ماسینیون حضرت علی{{ع}} قبایل را به صورت زیر مرتب کرد: | ||
* [[همدان]] و [[حِمیَر]] (یمنی) | * [[همدان]] و [[حِمیَر]] (یمنی) | ||
* [[مَذْحِج]]، [[اشعر]]، [[طیّ]] (یمنی) | * [[مَذْحِج]]، [[اشعر]]، [[طیّ]] (یمنی) | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
باید توجه داشت در این گروهبندی اسم طوایفی مانند [[اشعر]]، [[مهره]] و [[ضبه]] وجود دارد که در گروهبندی سعد، نبوده است. این [[قبایل]] از نظر تعداد افراد در [[زمان]] سعد(سال ۱۷) قابل توجه نبودهاند. با وجود این در سال ۳۶، این [[طوایف]] به اندازهای افزایش یافته بودند که به [[هویت فردی]] نیاز پیدا میکردند<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۱، به نقل از خطط الکوفه، لوئی ماسینیون، ص۱۵ به بعد.</ref>. | باید توجه داشت در این گروهبندی اسم طوایفی مانند [[اشعر]]، [[مهره]] و [[ضبه]] وجود دارد که در گروهبندی سعد، نبوده است. این [[قبایل]] از نظر تعداد افراد در [[زمان]] سعد(سال ۱۷) قابل توجه نبودهاند. با وجود این در سال ۳۶، این [[طوایف]] به اندازهای افزایش یافته بودند که به [[هویت فردی]] نیاز پیدا میکردند<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۱، به نقل از خطط الکوفه، لوئی ماسینیون، ص۱۵ به بعد.</ref>. | ||
همچنین در [[تشکیلات]] پیریزی شده توسط سعد، سه گروه [[یمنی]] و چهار گروه نزاری وجود داشتند؛ درحالیکه در تجدید سازمانی که [[حضرت علی]]{{ع}} انجام داد تعداد گروههای یمنی به چهار افزایش، و نزاریها به سه کاهش یافتند. به نظر میرسد آن [[حضرت]]، این دو شعبه از [[اعراب]] را بر حسب تعدادشان [[سازمان]] داده بود<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۱.</ref>. امیرالمؤمنین علی{{ع}} در دوران [[خلافت]] خود بر آن بود تا [[نظام]] شصت [[قبیله]] ساکن در [[کوفه]] را در هم کوبد و [[تفکر]] آنها را از قید و بند [[خون]] و نژاد و قومیت [[آزاد]] کند که به [[شهادت]] رسید<ref>الغارات ثقفی، ج۱، ص۱۹.</ref>. | همچنین در [[تشکیلات]] پیریزی شده توسط سعد، سه گروه [[یمنی]] و چهار گروه نزاری وجود داشتند؛ درحالیکه در تجدید سازمانی که [[حضرت علی]]{{ع}} انجام داد تعداد گروههای یمنی به چهار افزایش، و نزاریها به سه کاهش یافتند. به نظر میرسد آن [[حضرت]]، این دو شعبه از [[اعراب]] را بر حسب تعدادشان [[سازمان]] داده بود<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۱.</ref>. امیرالمؤمنین علی{{ع}} در دوران [[خلافت]] خود بر آن بود تا [[نظام]] شصت [[قبیله]] ساکن در [[کوفه]] را در هم کوبد و [[تفکر]] آنها را از قید و بند [[خون]] و نژاد و قومیت [[آزاد]] کند که به [[شهادت]] رسید<ref>الغارات ثقفی، ج۱، ص۱۹.</ref>. | ||
چهارمین و آخرین [[تغییر]] در [[تشکل]] [[قبایل عرب]] کوفه، چهارده سال بعد، وقتی که [[زیاد بن ابیه]] در سال ۵۱ [[استاندار کوفه]] شد، صورت گرفت. او به طور کلی تشکیلات قبیلهای را به هفت گروه مرتب، و تمام [[جمعیت]] را به چهار بخش به این شکل تقسیم | چهارمین و آخرین [[تغییر]] در [[تشکل]] [[قبایل عرب]] کوفه، چهارده سال بعد، وقتی که [[زیاد بن ابیه]] در سال ۵۱ [[استاندار کوفه]] شد، صورت گرفت. او به طور کلی تشکیلات قبیلهای را به هفت گروه مرتب، و تمام [[جمعیت]] را به چهار بخش به این شکل تقسیم کرد: | ||
* [[اهل العالیه]] | * [[اهل العالیه]] | ||
* تمیم و [[هَمْدان]] | * تمیم و [[هَمْدان]] | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
نکات مهمی را در تجدید تشکیلات توسط زیاد میتوان [[مشاهده]] کرد: | نکات مهمی را در تجدید تشکیلات توسط زیاد میتوان [[مشاهده]] کرد: | ||
* اولاً او علاوه بر استانداری کوفه، [[فرمانروایی]] [[بصره]] را هم برعهده داشت. جمعیت بصره از آغاز به چهار بخش تقسیم شده بود و این تقسیمبندی آنچنان در اداره [[مردم بصره]]، موفقیتآمیز بود که زیاد [[تصمیم]] گرفت تا همان [[نظام اداری]] را در [[کوفه]] نیز [[اجرا]] کند. | * اولاً او علاوه بر استانداری کوفه، [[فرمانروایی]] [[بصره]] را هم برعهده داشت. جمعیت بصره از آغاز به چهار بخش تقسیم شده بود و این تقسیمبندی آنچنان در اداره [[مردم بصره]]، موفقیتآمیز بود که زیاد [[تصمیم]] گرفت تا همان [[نظام اداری]] را در [[کوفه]] نیز [[اجرا]] کند. | ||
* ثانیاً او به طور کامل، اصل مقبول [[عرب]] را درباره [[نسب]] و [[همپیمانی]] در تشکیل گروهبندیهای قبیلهای از نظر دور داشت و در عوض (به استثنای اولین گروه) نزاریها و یمنیها را با هم مخلوط | * ثانیاً او به طور کامل، اصل مقبول [[عرب]] را درباره [[نسب]] و [[همپیمانی]] در تشکیل گروهبندیهای قبیلهای از نظر دور داشت و در عوض (به استثنای اولین گروه) نزاریها و یمنیها را با هم مخلوط کرد. | ||
* ثالثاً به جز گروه اول، شش [[قبیله]] را که مقتدرترین [[قبایل]] بودند [[انتخاب]] کرد و بقیه را در آنها مستحیل ساخت. | * ثالثاً به جز گروه اول، شش [[قبیله]] را که مقتدرترین [[قبایل]] بودند [[انتخاب]] کرد و بقیه را در آنها مستحیل ساخت. | ||
اولین گروه ([[اهل العالیه]]) از شعبههای [[مکیان]] و [[قریش]] تشکیل شده بود که او دخالتی در آن نکرد؛ زیرا آنها هم پیمانان طبیعی [[حکام]] [[قریشی]] کوفه از [[زمان]] سعد به بعد بودند. در دسته دوم، او [[قبیله تمیم]] (نزاری) و [[هَمْدان]] ([[یمنی]])، در دسته سوم قبیله بکر(نزاری) و کنده (یمنی)، و در گروه چهارم [[اسد]] (نزاری) و [[مذحج]] (یمنی) را ترکیب و بر هر بخش، [[رئیس]] یا [[سرپرستی]] به انتخاب آنها [[منصوب]] کرد که از [[وظایف]] آنها، برقراری [[سیطره]] محکم و [[استوار]] بر اجزای متشکله گروههای مربوط بود<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۳.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص۱۳۵.</ref> | اولین گروه ([[اهل العالیه]]) از شعبههای [[مکیان]] و [[قریش]] تشکیل شده بود که او دخالتی در آن نکرد؛ زیرا آنها هم پیمانان طبیعی [[حکام]] [[قریشی]] کوفه از [[زمان]] سعد به بعد بودند. در دسته دوم، او [[قبیله تمیم]] (نزاری) و [[هَمْدان]] ([[یمنی]])، در دسته سوم قبیله بکر(نزاری) و کنده (یمنی)، و در گروه چهارم [[اسد]] (نزاری) و [[مذحج]] (یمنی) را ترکیب و بر هر بخش، [[رئیس]] یا [[سرپرستی]] به انتخاب آنها [[منصوب]] کرد که از [[وظایف]] آنها، برقراری [[سیطره]] محکم و [[استوار]] بر اجزای متشکله گروههای مربوط بود<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۳.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص۱۳۵.</ref> | ||