بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[امام]] هنگام [[مدیریت جامعه]] [[اسلامی]]، گاه ناچار است با [[شورشیان]] یا [[دشمنان]] [[مبارزه]] کند. ازاینرو [[جهاد]] از [[وظایف امام]] به شمار میرود. [[شیخ مفید]] افزون بر آنکه درباره برخی [[جنگهای امام علی]] {{ع}} مانند [[جنگ جمل]] به تفصیل سخن گفته و کتابی مستقل نگاشته، گاهی به این [[وظیفه]] برای متصدی [[منصب امامت]] نیز تصریح کرده است<ref>محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الجمل، ص۲۱۲. نیز ر. ک: همو، الفصول العشرة، ص۱۰۵-۱۰۶.</ref>. | [[امام]] هنگام [[مدیریت جامعه]] [[اسلامی]]، گاه ناچار است با [[شورشیان]] یا [[دشمنان]] [[مبارزه]] کند. ازاینرو [[جهاد]] از [[وظایف امام]] به شمار میرود. [[شیخ مفید]] افزون بر آنکه درباره برخی [[جنگهای امام علی]]{{ع}} مانند [[جنگ جمل]] به تفصیل سخن گفته و کتابی مستقل نگاشته، گاهی به این [[وظیفه]] برای متصدی [[منصب امامت]] نیز تصریح کرده است<ref>محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الجمل، ص۲۱۲. نیز ر. ک: همو، الفصول العشرة، ص۱۰۵-۱۰۶.</ref>. | ||
[[سید مرتضی]] آنجا که از [[لزوم]] [[اشجع]] بودن [[ | [[سید مرتضی]] آنجا که از [[لزوم]] [[اشجع]] بودن امام[[سخن]] به میان میآورد، دلیل آن را چنین تبیین میکند که جهاد یکی از [[واجبات]] [[حاکم]] است و باید حاکم خود دراینباره از دیگران [[شجاعتر]] باشد<ref>سید مرتضی علم الهدی، الذخیرة فی علم الکلام، تحقیق سید احمد حسینی، ص۴۱۳.</ref>. [[ابوالصلاح حلبی]] نیز با [[ادله نقلی]] [[ثابت]] میکند که امام{{ع}}، پیشوای [[مردم]] در امر جهاد است، پس باید [[شجاعترین]] مردم باشد<ref>ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، ص۹۰.</ref>. | ||
ابوالصلاح حلبی با تقسیمبندی انواع [[کافران]]، به بیان انواع جهاد میپردازد<ref>همان، ص۲۴۵-۲۵۹.</ref>، اما به نقش امام در انواع جهاد اشاره نمیکند. | |||
مرحوم [[شیخ طوسی]] در آثار [[فقهی]] خود به تفصیل به بحث | مرحوم [[شیخ طوسی]] در آثار [[فقهی]] خود به تفصیل به بحث جهاد و نقش و [[جایگاه امام]] در آن پرداخته است. وی بیان میکند که جهاد آنگاه [[واجب]] است که [[دعوت]] به آن از سوی امام [[عادل]] یا [[نائب]] [[منصوب]] از طرف او صورت گیرد. در غیر این صورت، جهاد در رکاب [[امام جائر]]، جایز نیست، مگر آنکه [[ترس]] از چیره شدن غیرمسلمانان بر [[سرزمین]] [[اسلام]] باشد که در این صورت، [[مجاهد]] باید به قصد [[دفاع]] از [[کیان اسلام]] ـ نه [[همراهی با امام]] جائر ـ به جهاد بپردازد<ref>محمد بن حسن طوسی، النهایة، ص۲۹۰.</ref>. | ||
[[ابن میثم بحرانی]] به طور گذرا بر این [[وظیفه امام]] تأکید کرده است | [[ابن میثم بحرانی]] به طور گذرا بر این [[وظیفه امام]] تأکید کرده است<ref>میثم بن علی بن میثم بحرانی، النجاة فی القیامة، ص۵۸ و ۱۴۶-۱۴۷.</ref>. [[علامه حلّی]] نیز بارها این وظیفه امام را یادآور شده است<ref>حسن بن یوسف حلی، الالفین، ج۲، ص۲۴-۲۵.</ref> و تأکید میکند که [[وجوب]] [[جهاد]] مشروط به [[وجود امام]] یا [[نایب]] اوست<ref>همو، قواعد الاحکام، ج۱، ص۴۷۸.</ref>. | ||
[[فاضل مقداد]] آخرین [[متکلم]] این دوران، | [[فاضل مقداد]] آخرین [[متکلم]] این دوران، وجوب [[جهاد دفاعی]] را غیرمشروط به [[حضور امام]] دانسته<ref>فاضل مقداد سیوری حلی، کنز العرفان، تحقیق سید محمد قاضی، ج۱، ص۳۴۴.</ref>، اما [[معتقد]] است که وجوب جهاد با [[کفار]] برای [[مسلمان]] کردن آنها، مشروط به حضور امام{{ع}} است<ref>همو، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، تحقیق ضیاءالدین بصری، ص۱۵۷-۱۵۸؛ همو، التنقیح الرائع، ج۱، ص۵۶۸-۵۶۹.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص: ۳۸۷.</ref> | ||
== دیدگاه [[ابن قبه رازی]] درباره | == دیدگاه [[ابن قبه رازی]] درباره جهاد [[امام]] == | ||
ابن قبه رازی درباره جهاد معتقد است ما منکر وجوب و فضل آن نیستیم، اما به محاربه وقتی [[سیره رسول خدا]] را [[مشاهده]] میکنیم، میبینیم تا [[یار]] و [[یاوری]] نیافت به محاربه با [[دشمن]] نپرداخت. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} هم همین کار را کرد، [[امام حسن]]{{ع}} نیز چنین [[رفتاری]] داشت. ایشان چون [[خیانت]] اصحابش را دید، [[معاویه]] را به حال خود گذاشت و منزلنشین شد<ref>ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۱۸.</ref>. | |||
ابن قبه رازی از نوع [[رفتار]] [[رسول خدا]] و دو امام نخست [[امامیه]] نتیجه میگیرد که [[جهاد با دشمن]] وقتی [[واجب]] است که یار و یاورانی موجود باشد<ref>ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۲۵-۱۲۶.</ref>. او معتقد است به [[اجماع]] [[خردمندان]]، عالم از مجاهدی که عالم نباشد [[افضل]] است؛ هر کسی نمیتواند [[مردم]] را به جهاد فرا بخواند، مگر [[حکم جهاد]] را بداند و [[زمان]] [[مقاتله]] و هنگام [[مصالحه]] را تشخیص دهد، [[آینده]] وضعت [[رعیت]] را در نظر بگیرد و بداند که [[حکم]] [[خونها]] و [[اموال]] و فروج چیست و درباره این امور باید چه کرد؟<ref>ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۱۸.</ref>. | |||
ابن قبه رازی درباره [[امر به معروف و نهی از منکر]] هم معتقد است آن فریضهای است که باید به قدر کافی و بر حسب امکان انجام داد. او تصریح میکند که بر پایه [[عقل]]، [[تکلیف]] مالا یطاق [[فاسد]] است و [[مردم]] را در معرض [[هلاکت]] قراردادن امری [[ناپسند]] است. [[ابن قبه رازی]] بر اساس این دو [[حکم عقل]] میگوید فرستادن [[جماعت]] اندکی (مانند زیدیان) که [[جنگی]] [[مشاهده]] نکردهاند، [[فنون]] [[کارزار]] را نیاموختهاند، به [[جنگ]] قومی که شیوههای جنگی را فراگرفتهاند به [[شهرها]] [[تسلط]] دارند، انسانهای بسیاری را کشتهاند و میدان کارزار را [[تجربه]] کردهاند ([[عباسیان]])، آیا پیامدی جز هلاکت آنان دارد؟ آیا در برابر لشکریانی که عده آنان بسیار است، از طرف [[عامه]] ([[اهل سنت]]) هم [[یاری]] میشوند، میتوان مقابله کرد؟ به ویژه اینکه معتقدند هر آن کس بر آنان خروج کند، خونش [[مباح]] است؟<ref>ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref>. | |||
ابن قبه رازی سرانجام اینگونه نتیجه میگیرد که [[جهاد]] شرایط خاصی دارد<ref>ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۲۵-۱۲۶.</ref> و با فقدان پشتوانه کافی از [[وجوب]] میافتد<ref>ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۲۴. </ref>. او میگوید [[امامیه]] جهاد را در حدّ به وسع و توان جایز میداند و توصیه نمیکند کسی خود را با دست خود به هلاکت بیندازد، یا به [[رهبری]] کسی خروج کند که [[کتاب و سنت]] را نمیشناسد و [[سیره]] [[عدل]] و [[حق]] را میان [[رعیت]] [[نیکو]] نمیشمرد<ref>ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۲۵.</ref>.<ref>[[عباس میرزایی|میرزایی، عباس]]، [[ابن قبه رازی (کتاب)| ابن قبه رازی]]، ص۱۷۲-۱۷۴.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||