نظام: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ نوامبر ۲۰۱۸
خط ۲۱: خط ۲۱:
*نظام سازی عبارت است از: "ایجاد منسجم‌ترین و معقول‌ترین ساختار‌ بین اجزای یک مجموعه که کوتاه‌ترین و سریع‌ترین مسیر به سوی هدف را موجب‌ شود".<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 3]]</ref>
*نظام سازی عبارت است از: "ایجاد منسجم‌ترین و معقول‌ترین ساختار‌ بین اجزای یک مجموعه که کوتاه‌ترین و سریع‌ترین مسیر به سوی هدف را موجب‌ شود".<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 3]]</ref>
==ارکان و مختصات نظام سازی==
==ارکان و مختصات نظام سازی==
===ساختار کلی===
===[[ساختار کلی]]===
*اولین عنصر مقوم و شکل دهنده یک نظام و سیستم، ساختار کلی آن است‌. این ساختار کلی باید برای خود معنی و مفهوم قابل قبولی پیدا کند، و با حیات انسانی سازگار باشد. منتها در این ساختار کلی باید داتست اولاً به سوی کدام هدف روان است؟ و ثانیاً چنین مسیر حرکتی با‌ بعد‌ حیات انسانی سازگار است خیر؟<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 7]]</ref>
*اولین عنصر مقوم و شکل دهنده یک نظام و سیستم، ساختار کلی آن است‌. این ساختار کلی باید برای خود معنی و مفهوم قابل قبولی پیدا کند، و با حیات انسانی سازگار باشد. منتها در این ساختار کلی باید داتست اولاً به سوی کدام هدف روان است؟ و ثانیاً چنین مسیر حرکتی با‌ بعد‌ حیات انسانی سازگار است خیر؟<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 7]]</ref>
*هدف و مسیر سیستم ها‌ دائماً‌ برگزیده‌ و انتخاب می‌شوند، و در همین جاست که اهداف و مبانی دین به سیستم‌ها‌ معنا‌ می‌دهد و به آن، مسیر و هدف روشن می‌بخشد. در مورد سازگاری ساختار کلی‌ سیستم‌ با‌ ابعاد حیات انسانی نیز مسأله بر همین منوال است. از طرف دیگر‌ نقش‌ دانش عقلانی و تجربی‌ در‌ اینجا، از این جهت‌ است‌ که حیات انسانی مستقیماً در مجموعۀ دنیای مادی جریان دارد، و هر گونه آگاهی و دانش‌ دقیق‌تر‌ در تنظیم ساختاری کارآمدتر تأثیر مستقیم‌ دارد‌. شاید بتوان گفت که در‌ اصول‌ و اجزاء‌ اولیه یک سیستم، بُعد دانشی آن بر‌ بُعد‌ ارزشی آن‌ مقدم‌ است، چرا که یک مجموعه بی‌انسجام و بدون ساختار معقول و موفق دنیوی، بعید است بتواند پذیرای جریان هنجارها در درون خود باشد.<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 8]]</ref>
*هدف و مسیر سیستم ها‌ دائماً‌ برگزیده‌ و انتخاب می‌شوند، و در همین جاست که اهداف و مبانی دین به سیستم‌ها‌ معنا‌ می‌دهد و به آن، مسیر و هدف روشن می‌بخشد. در مورد سازگاری ساختار کلی‌ سیستم‌ با‌ ابعاد حیات انسانی نیز مسأله بر همین منوال است. از طرف دیگر‌ نقش‌ دانش عقلانی و تجربی‌ در‌ اینجا، از این جهت‌ است‌ که حیات انسانی مستقیماً در مجموعۀ دنیای مادی جریان دارد، و هر گونه آگاهی و دانش‌ دقیق‌تر‌ در تنظیم ساختاری کارآمدتر تأثیر مستقیم‌ دارد‌. شاید بتوان گفت که در‌ اصول‌ و اجزاء‌ اولیه یک سیستم، بُعد دانشی آن بر‌ بُعد‌ ارزشی آن‌ مقدم‌ است، چرا که یک مجموعه بی‌انسجام و بدون ساختار معقول و موفق دنیوی، بعید است بتواند پذیرای جریان هنجارها در درون خود باشد.<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 8]]</ref>
===روابط پیوسته و منسجم===
===[[روابط پیوسته و منسجم]]===
*دومین عنصر در سیستم‌سازی‌، پیوستگی و انسجام است. این پیوستگی از حد پایینی شروع می‌شود و می‌تواند به درجات بسیار پیچیده برسد. طبعا، با گسترش سیستم، نیاز به پیوستگی بیشتر می شود. پیوستگی و انسجام بیش از پیش بر دانش بشری تکیه می‌زند و به مرور زمان صورت های مختلف و پیچیده‌تر به خود می‌گیرد. چرا که تأکید‌ صرف‌ بر ارزش‌ها و هنجارها، نمی‌تواند خود به خود انسجام آفرین باشد، بلکه در حد شعارهایی کلی باقی خواهد ماند عدالت، رشد، کمال و هر آنچه‌ ازرش‌های‌ متعالی بشری است، زمانی جریان‌ واقعی می‌یابد که صورتی پیوسته در ابعاد زندگی انسان ها پیدا کند و در سطوح مختلف یک سیستم تجلی یابد، و این امر متوقف بر مطالعه‌ عقلانی‌ و تجربی در صورت های مختلف‌ سیستم هاست‌. از طرف دیگر حفظ پیوستگی و انسجام در‌ سیستم‌های‌ اجتماعی، دائما‌ به تزریق ارزش‌های لازم محتاج است، زیرا در غیر این صورت پیوستگی در مدل دانشی صرف، چیزی‌ جز جبر به دنبال نخواهد داشت، و با ملاحظۀ اختیار انسانها‌، احتمال دارد‌ که سیستم دائماً به سوی گسستگی حرکت کند.<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 9]]</ref> نکته مهم این است که‌ این‌ «خود‌ پیوستگی» دست آورد جریان ارزش‌های اسلامی در سیستم سیاسی و اجتماعی‌ بوده، و این همان چیزی است که غربیان تاکنون کمتر به درک آن نائل آمده‌اند.<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 10]]</ref>
*دومین عنصر در سیستم‌سازی‌، پیوستگی و انسجام است. این پیوستگی از حد پایینی شروع می‌شود و می‌تواند به درجات بسیار پیچیده برسد. طبعا، با گسترش سیستم، نیاز به پیوستگی بیشتر می شود. پیوستگی و انسجام بیش از پیش بر دانش بشری تکیه می‌زند و به مرور زمان صورت های مختلف و پیچیده‌تر به خود می‌گیرد. چرا که تأکید‌ صرف‌ بر ارزش‌ها و هنجارها، نمی‌تواند خود به خود انسجام آفرین باشد، بلکه در حد شعارهایی کلی باقی خواهد ماند عدالت، رشد، کمال و هر آنچه‌ ازرش‌های‌ متعالی بشری است، زمانی جریان‌ واقعی می‌یابد که صورتی پیوسته در ابعاد زندگی انسان ها پیدا کند و در سطوح مختلف یک سیستم تجلی یابد، و این امر متوقف بر مطالعه‌ عقلانی‌ و تجربی در صورت های مختلف‌ سیستم هاست‌. از طرف دیگر حفظ پیوستگی و انسجام در‌ سیستم‌های‌ اجتماعی، دائما‌ به تزریق ارزش‌های لازم محتاج است، زیرا در غیر این صورت پیوستگی در مدل دانشی صرف، چیزی‌ جز جبر به دنبال نخواهد داشت، و با ملاحظۀ اختیار انسانها‌، احتمال دارد‌ که سیستم دائماً به سوی گسستگی حرکت کند.<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 9]]</ref> نکته مهم این است که‌ این‌ «خود‌ پیوستگی» دست آورد جریان ارزش‌های اسلامی در سیستم سیاسی و اجتماعی‌ بوده، و این همان چیزی است که غربیان تاکنون کمتر به درک آن نائل آمده‌اند.<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 10]]</ref>
===عقلانیت===
===[[عقلانیت]]===
*سومین عنصر اصلی در سیستم‌سازی‌، عقلانیت‌ است‌. عقلانیت، به معنی ذهنیت ضابطه‌مند منطقی و فلسفی است که دستاورد آن اطمینان‌ عقلی‌ در ساختار حیات انسانی است. این عقلانیت‌، راهنمای‌ انسانها‌ در ایجاد سیستم‌های درخور شرایط خاص خود می‌شود، و ساختار و پیوستگی سیستم را با واقعیات موجود‌ حول‌ و حوش انسان ها گره می‌زند، تناقضات را می‌زداید و مسیر کارآیی سیستم را هموار‌ می‌سازد‌. زندگی‌ انسانها و حیات اجتماعی نمی‌تواند آزمایشگاه سیستم های بدون عقلانیت باشد، و نمی توان قرنها به انتظار نشست‌ و بدون‌ به‌ کار گرفتن عقلانیت، سیستم های مختلف را آزمود؛ چرا که حیات هر نسل‌ انسانی‌ برای خودش از همه چیز با ارزش‌تر است و قابلیت چنین آزمون‌ پذیری را ندارد.<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 10 ـ 11]]</ref>
*سومین عنصر اصلی در سیستم‌سازی‌، عقلانیت‌ است‌. عقلانیت، به معنی ذهنیت ضابطه‌مند منطقی و فلسفی است که دستاورد آن اطمینان‌ عقلی‌ در ساختار حیات انسانی است. این عقلانیت‌، راهنمای‌ انسانها‌ در ایجاد سیستم‌های درخور شرایط خاص خود می‌شود، و ساختار و پیوستگی سیستم را با واقعیات موجود‌ حول‌ و حوش انسان ها گره می‌زند، تناقضات را می‌زداید و مسیر کارآیی سیستم را هموار‌ می‌سازد‌. زندگی‌ انسانها و حیات اجتماعی نمی‌تواند آزمایشگاه سیستم های بدون عقلانیت باشد، و نمی توان قرنها به انتظار نشست‌ و بدون‌ به‌ کار گرفتن عقلانیت، سیستم های مختلف را آزمود؛ چرا که حیات هر نسل‌ انسانی‌ برای خودش از همه چیز با ارزش‌تر است و قابلیت چنین آزمون‌ پذیری را ندارد.<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 10 ـ 11]]</ref>
 
===[[تسریع‌ در جهت هدف]]===
===تسریع‌ در جهت هدف===
*آخرین عنصر اصلی در سیستم‌سازی، ملاحظه «سرعت» است، سرعتی قابل قبسیستم های فرهنگی برای رسیدن به نتیجه و کارکرد مؤثر، به زمان طولانی احتیاج‌ دارند‌، چون حرکت‌ فرهنگی همواره با نوعی تأنی و آرامش و دیریابی همراه است، در عین حال حفظ میزان معقولی از سرعت‌ در همین سیستم‌های زمان بر نیز لازم است. اما سرعت در سیستم‌های سیاسی‌ عموما‌ نقش‌ اول را دارد، و سیستم که در زمانی کوتاه بتواند اراده سیاسی خود را عملی کند، در عرصه ‌‌رقابت‌، دیگران را پشت سر می‌نهد.ول و در جهت هدف.<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 11]]</ref>
*آخرین عنصر اصلی در سیستم‌سازی، ملاحظه «سرعت» است، سرعتی قابل قبسیستم های فرهنگی برای رسیدن به نتیجه و کارکرد مؤثر، به زمان طولانی احتیاج‌ دارند‌، چون حرکت‌ فرهنگی همواره با نوعی تأنی و آرامش و دیریابی همراه است، در عین حال حفظ میزان معقولی از سرعت‌ در همین سیستم‌های زمان بر نیز لازم است. اما سرعت در سیستم‌های سیاسی‌ عموما‌ نقش‌ اول را دارد، و سیستم که در زمانی کوتاه بتواند اراده سیاسی خود را عملی کند، در عرصه ‌‌رقابت‌، دیگران را پشت سر می‌نهد.ول و در جهت هدف.<ref>[[سید عباس نقوی|نقوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام سازی]]، [[کیهان اندیشه، ش 67، ص 11]]</ref>


۱۲۹٬۸۷۷

ویرایش