اشعث بن قیس کندی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'دست' به 'دست'
جز (جایگزینی متن - 'دست' به 'دست')
 
(۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = اصحاب امام علی
| موضوع مرتبط = صحابه
| عنوان مدخل  = اشعث بن قیس کندی
| عنوان مدخل  = اشعث بن قیس کندی
| مداخل مرتبط = [[اشعث بن قیس کندی در قرآن]] - [[اشعث بن قیس کندی در رجال و تراجم]] - [[اشعث بن قیس کندی در تاریخ اسلامی]] - [[اشعث بن قیس کندی در نهج البلاغه]] - [[اشعث بن قیس کندی در حدیث]]
| مداخل مرتبط = [[اشعث بن قیس کندی در قرآن]] - [[اشعث بن قیس کندی در رجال و تراجم]] - [[اشعث بن قیس کندی در تاریخ اسلامی]] - [[اشعث بن قیس کندی در نهج البلاغه]] - [[اشعث بن قیس کندی در حدیث]]
خط ۸: خط ۸:
| نام = اشعث بن قیس کندی
| نام = اشعث بن قیس کندی
| مشهور به =  
| مشهور به =  
| نام تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین.jpg
| نام تصویر = تصویر قدیمی از مسجد کوفه.jpg
| عرض تصویر =  
| عرض تصویر =  
| توضیح تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین   
| توضیح تصویر = تصویر قدیمی از مسجد کوفه 
| نام کامل = معدی‌کرب بن قیس کندی
| نام کامل = معدی‌کرب بن قیس کندی
| نام‌های دیگر =  
| نام‌های دیگر =  
| جنسیت = مرد
| جنسیت = مرد
| کنیه = [[ابو محمد]]
| کنیه = ابو محمد
| لقب = [[عرف النار]]، [[عنق النار]]
| لقب = [[عرف النار]]، [[عنق النار]]
| اهل =  
| اهل =  
خط ۳۰: خط ۳۰:
| تاریخ تولد =  
| تاریخ تولد =  
| محل تولد = [[حضرموت]]
| محل تولد = [[حضرموت]]
| محل زندگی = {{فهرست جعبه| [[یمن]] | [[کوفه]] | [[آذربایجان]] }}
| محل زندگی = {{فهرست جعبه افقی | [[یمن]] | [[کوفه]] | [[آذربایجان]] }}
| تاریخ درگذشت = [[۴۲ هجری]]  
| تاریخ درگذشت = [[۴۲ هجری]]  
| محل درگذشت =   
| محل درگذشت =   
خط ۳۹: خط ۳۹:
| دین =  
| دین =  
| مذهب =  
| مذهب =  
| از اصحاب = {{فهرست جعبه| [[پیامبر خاتم]] | [[امام علی]] }}
| از اصحاب = {{فهرست جعبه افقی| [[پیامبر خاتم]] | [[امام علی]] }}
| از طبقه =  
| از طبقه =  
| در جنگ = {{فهرست جعبه| [[جنگ فتح عراق]] | [[جنگ قادسیه]] | [[جنگ یرموک]] | [[جنگ صفین]] }}   
| در جنگ = {{فهرست جعبه افقی| [[جنگ فتح عراق]] | [[جنگ قادسیه]] | [[جنگ یرموک]] | [[جنگ صفین]] }}   
| نقش‌ها =  
| نقش‌ها =  
| فعالیت‌ها =   
| فعالیت‌ها =   
خط ۵۸: خط ۵۸:
== دوران خلافت [[خلفای سه گانه]] ==
== دوران خلافت [[خلفای سه گانه]] ==
=== دوران خلافت [[ابوبکر]] ===
=== دوران خلافت [[ابوبکر]] ===
اشعث بن قیس بعد از [[وفات پیامبر اسلام]] {{صل}} [[مرتد]] شد؛ سبب [[ارتداد]] او و عده‌ای دیگر چگونگی دریافت [[زکات]] از آنها توسط [[زیاد بن لبید بیاضی]] عامل [[ابوبکر]] بوده است. اما بعد از نبردی که میان آنها و [[لشکر]] [[ابوبکر]] صورت گرفت اشعث دستگیر شده و او را نزد [[ابوبکر]] بردند. وقتی اشعث را نزد [[ابوبکر]] آوردند، [[ابوبکر]] از اشعث پرسید: می‌دانی با تو چه خواهم کرد؟ او گفت: “نمی‌دانم”. [[ابوبکر]] گفت: “تو را خواهم کشت”. اشعث چون ترسیده بود گفت: “آیا هیچ [[گمان]] خیری درباره من نداری تا [[اسیران]] را رها‌سازی و [[اسلام]] مرا پذیرفته و با من همان کنی که با امثال من روا داشته‌ای و [[خواهر]] خود را به [[ازدواج]] من در آوری<ref>الکامل، ابن اثیر، ج۲، ص۴۹.</ref>. به [[خدا]] قسم، من پس از [[مسلمان]] شدن، [[کافر]] نشدم ولی در پرداخت [[مال]] [[بخل]] ورزیدم”<ref>بغیة الطلب فی تاریخ حلب، عمر بن احمد بن ابی جواده، ج۴، ص۱۹۰۷؛ آفرینش و تاریخ، مطهر بن طاهر مقدسی (ترجمه: شفیعی کدکنی)، ج۲، ص۸۴۱.</ref>. اشعث، مرد [[زیرک]] و فرصت‌طلبی بوده و در هر [[گرفتاری]] از هر موقعیتی برای [[نجات]] خویش بهره جسته و به هر [[حیله]] و نیرنگی [[متوسل]] می‌شد؛ شاید به همین خاطر است که [[ابوبکر]]، هنگام [[مرگ]]، از [[عفو]] او اظهار [[پشیمانی]] می‌نماید و می‌گوید: “ای کاش! هنگامی که اشعث را نزد من آوردند، گردنش را می‌زدم، زیرا هیچ شرّی را نمی‌بیند جز آنکه به [[یاری]] آن بر می‌خیزد”<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی (ترجمه: آیتی)، ج۲، ص۱۲؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۸۲.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۳۱؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۱۸۷؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۲۹؛ [[ابوالقاسم زرگر |زرگر، ابوالقاسم]]، [[اشعث بن قیس - زرگر (مقاله)|مقاله «اشعث بن قیس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>.
اشعث بن قیس بعد از [[وفات پیامبر اسلام]] {{صل}} [[مرتد]] شد؛ سبب [[ارتداد]] او و عده‌ای دیگر چگونگی دریافت [[زکات]] از آنها توسط [[زیاد بن لبید بیاضی]] عامل [[ابوبکر]] بوده است. اما بعد از نبردی که میان آنها و [[لشکر]] [[ابوبکر]] صورت گرفت اشعث دستگیر شده و او را نزد [[ابوبکر]] بردند. وقتی اشعث را نزد [[ابوبکر]] آوردند، [[ابوبکر]] از اشعث پرسید: می‌دانی با تو چه خواهم کرد؟ او گفت: «نمی‌دانم». [[ابوبکر]] گفت: «تو را خواهم کشت». اشعث چون ترسیده بود گفت: «آیا هیچ [[گمان]] خیری درباره من نداری تا [[اسیران]] را رها‌سازی و [[اسلام]] مرا پذیرفته و با من همان کنی که با امثال من روا داشته‌ای و [[خواهر]] خود را به [[ازدواج]] من در آوری<ref>الکامل، ابن اثیر، ج۲، ص۴۹.</ref>. به [[خدا]] قسم، من پس از [[مسلمان]] شدن، [[کافر]] نشدم ولی در پرداخت [[مال]] [[بخل]] ورزیدم»<ref>بغیة الطلب فی تاریخ حلب، عمر بن احمد بن ابی جواده، ج۴، ص۱۹۰۷؛ آفرینش و تاریخ، مطهر بن طاهر مقدسی (ترجمه: شفیعی کدکنی)، ج۲، ص۸۴۱.</ref>. اشعث، مرد [[زیرک]] و فرصت‌طلبی بوده و در هر [[گرفتاری]] از هر موقعیتی برای [[نجات]] خویش بهره جسته و به هر [[حیله]] و نیرنگی [[متوسل]] می‌شد؛ شاید به همین خاطر است که [[ابوبکر]]، هنگام [[مرگ]]، از [[عفو]] او اظهار [[پشیمانی]] می‌نماید و می‌گوید: «ای کاش! هنگامی که اشعث را نزد من آوردند، گردنش را می‌زدم، زیرا هیچ شرّی را نمی‌بیند جز آنکه به [[یاری]] آن بر می‌خیزد»<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی (ترجمه: آیتی)، ج۲، ص۱۲؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۸۲.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۳۱؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۱۸۷؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۲۹؛ [[ابوالقاسم زرگر |زرگر، ابوالقاسم]]، [[اشعث بن قیس - زرگر (مقاله)|مقاله «اشعث بن قیس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>.


=== دوران خلافت [[عمر بن خطاب|عمر]] ===
=== دوران خلافت [[عمر بن خطاب|عمر]] ===
خط ۷۳: خط ۷۳:
=== نقش او در [[جنگ صفین]] ===
=== نقش او در [[جنگ صفین]] ===
==== [[تصرف]] [[شریعه]] [[فرات]] ====
==== [[تصرف]] [[شریعه]] [[فرات]] ====
اشعث به دور از حالت [[نفاق]] و دو چهره‌گی، مردی [[شجاع]] و [[جنگ]] جو بود لذا [[امیرمؤمنان]] {{ع}} او را در [[جنگ صفین]] به [[فرماندهی]] قسمتی از [[سپاه]] خود [[منصوب]] کرد. [[جنگ صفین]] در سال ۳۷ [[هجری]] روی داد و چهل روز ادامه داشت. در این [[جنگ]]، [[معاویه]] و لشکریانش زودتر از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} به [[صفین]] رسیدند و [[شریعه]] [[فرات]] را [[تصرف]] کردند و آب را بر [[لشکریان]] [[عراق]] بستند. [[علی]] {{ع}} از [[گرفتاری]] [[مردم]]، سخت [[اندوهگین]] و از [[تشنگی]] ایشان افسرده بود و طاقتش تمام شده بود<ref>الاخبار الطوال، دینوری (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ص۲۰۹.</ref>. لذا در یک [[سخنرانی]] آتشین همه نیروها را برای [[فتح]] [[شریعه]] و دور کردن [[لشکریان]] [[معاویه]] از اطراف آن آماده نمود<ref>ر. ک: وقعه صفین، ص۱۶۰-۱۶۷.</ref>. در این هنگام اشعث فریاد زد: “هر که طالب آب یا [[مرگ]] است در فلان محل [[اجتماع]] کند، من در آنجا ایستاده‌ام”. در این موقع، اشعث و [[مالک اشتر]] از اسب پیاده شدند و به [[پیروی]] از ایشان، دوازده هزار نفر پیاده شدند و چنان حمله‌ای کردند که [[لشکر]] [[شام]] را از [[فرات]] رانده و آن را [[تصرف]] نمودند<ref>پیکار صفین، نصر بن مزاحم (ترجمه: اتابکی)، ص۲۲۷-۲۲۹ (با اندکی تصرف).</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۳۸؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>.
اشعث به دور از حالت [[نفاق]] و دو چهره‌گی، مردی [[شجاع]] و [[جنگ]] جو بود لذا [[امیرمؤمنان]] {{ع}} او را در [[جنگ صفین]] به [[فرماندهی]] قسمتی از [[سپاه]] خود [[منصوب]] کرد. [[جنگ صفین]] در [[سال ۳۷ هجری]] روی داد و چهل روز ادامه داشت. در این [[جنگ]]، [[معاویه]] و لشکریانش زودتر از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} به [[صفین]] رسیدند و [[شریعه]] [[فرات]] را [[تصرف]] کردند و آب را بر [[لشکریان]] [[عراق]] بستند. [[علی]] {{ع}} از [[گرفتاری]] [[مردم]]، سخت [[اندوهگین]] و از [[تشنگی]] ایشان افسرده بود و طاقتش تمام شده بود<ref>الاخبار الطوال، دینوری (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ص۲۰۹.</ref>. لذا در یک [[سخنرانی]] آتشین همه نیروها را برای [[فتح]] [[شریعه]] و دور کردن [[لشکریان]] [[معاویه]] از اطراف آن آماده نمود<ref>ر. ک: وقعه صفین، ص۱۶۰-۱۶۷.</ref>. در این هنگام اشعث فریاد زد: «هر که طالب آب یا [[مرگ]] است در فلان محل [[اجتماع]] کند، من در آنجا ایستاده‌ام». در این موقع، اشعث و [[مالک اشتر]] از اسب پیاده شدند و به [[پیروی]] از ایشان، دوازده هزار نفر پیاده شدند و چنان حمله‌ای کردند که [[لشکر]] [[شام]] را از [[فرات]] رانده و آن را [[تصرف]] نمودند<ref>پیکار صفین، نصر بن مزاحم (ترجمه: اتابکی)، ص۲۲۷-۲۲۹ (با اندکی تصرف).</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۳۸؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>.


==== نقش اصلی در [[فتنه صفین]] ====
==== نقش اصلی در [[فتنه صفین]] ====
پس از آنکه در [[لیلة الهریر]] افراد زیادی از طرفین کشته شد، [[شب]] هنگام، اشعث برای افراد [[قبیله]] خود [[سخنرانی]] کرد و گفت: “امروز از جمعیت [[عرب]] چه تعداد کشته شدند؟ به [[خدا]] قسم، تا به این سن رسیده‌ام چنین روزی را ندیده بودم. حاضرین به غائبین برسانند اگر بنا باشد فردا نیز به این نحو به [[جنگ]] ادامه دهیم، [[عرب]] نابود خواهد شد”. گفتار اشعث به [[معاویه]] رسید، گفت: “راست می‌گوید، اگر فردا [[جنگ]] کنیم، [[رومیان]] به [[زن]] و [[فرزند]] شامی‌ها حمله خواهند کرد، دهقانان [[ایرانی]] به [[زن]] و [[فرزند]] عراقی‌ها حمله خواهند کرد و این موضوع را فقط [[خردمندان]] در می‌یابند”، و [[دستور]] داد قرآن‌ها را بالای نیزه نمایند<ref>الاخبار الطوال، دینوری (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ص۲۳۲؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۵۲.</ref>
پس از آنکه در [[لیلة الهریر]] افراد زیادی از طرفین کشته شد، [[شب]] هنگام، اشعث برای افراد [[قبیله]] خود [[سخنرانی]] کرد و گفت: «امروز از جمعیت [[عرب]] چه تعداد کشته شدند؟ به [[خدا]] قسم، تا به این سن رسیده‌ام چنین روزی را ندیده بودم. حاضرین به غائبین برسانند اگر بنا باشد فردا نیز به این نحو به [[جنگ]] ادامه دهیم، [[عرب]] نابود خواهد شد». گفتار اشعث به [[معاویه]] رسید، گفت: «راست می‌گوید، اگر فردا [[جنگ]] کنیم، [[رومیان]] به [[زن]] و [[فرزند]] شامی‌ها حمله خواهند کرد، دهقانان [[ایرانی]] به [[زن]] و [[فرزند]] عراقی‌ها حمله خواهند کرد و این موضوع را فقط [[خردمندان]] در می‌یابند»، و [[دستور]] داد قرآن‌ها را بالای نیزه نمایند<ref>الاخبار الطوال، دینوری (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ص۲۳۲؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۵۲.</ref>


[[اهل شام]] قرآن‌ها را بر سر نیزه‌ها کردند، در این حال، اشعث بن قیس [[خدمت]] [[امیر المؤمنین]] {{ع}} آمد و گفت: “این [[قدر]] [[عجله]] نکن ای [[امیرالمؤمنین]] و دست از [[خون‌ریزی]] و [[کشتار]] بردار و سخن من را بشنو. اگر سخن من را نشنوی به [[خدا]] که هیچ کمانداری تیری به اشاره تو نمی‌اندازد و هیچ مبارزی شمشیری از نیام بیرون نمی‌آورد”<ref>الفتوح، ابن اعثم (ترجمه: مستوفی هروی)، ج۲، ص۶۷۰؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۵۴.</ref> و این گونه [[علی]] {{ع}} را مجبور به متوقف ساختن [[جنگ]] و فراخواندن [[مالک اشتر]] از میدان [[جنگ]] ـ در حالی که اندکی تا [[پیروزی]] باقی مانده بود ـ کردند. اشعث بن قیس شادمانه به استقبال [[معاویه]] رفت و گفت: “خواهش شما را [[اجابت]] کردم و [[جنگ]] را متوقف نمودم”<ref>الفتوح، ابن اعثم کوفی (ترجمه: مستوفی هروی)، ج۲، ص۶۸۳.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۴۲.</ref>
[[اهل شام]] قرآن‌ها را بر سر نیزه‌ها کردند، در این حال، اشعث بن قیس [[خدمت]] [[امیر المؤمنین]] {{ع}} آمد و گفت: «این [[قدر]] [[عجله]] نکن ای [[امیرالمؤمنین]] و دست از [[خون‌ریزی]] و [[کشتار]] بردار و سخن من را بشنو. اگر سخن من را نشنوی به [[خدا]] که هیچ کمانداری تیری به اشاره تو نمی‌اندازد و هیچ مبارزی شمشیری از نیام بیرون نمی‌آورد»<ref>الفتوح، ابن اعثم (ترجمه: مستوفی هروی)، ج۲، ص۶۷۰؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۵۴.</ref> و این گونه [[علی]] {{ع}} را مجبور به متوقف ساختن [[جنگ]] و فراخواندن [[مالک اشتر]] از میدان [[جنگ]] ـ در حالی که اندکی تا [[پیروزی]] باقی مانده بود ـ کردند. اشعث بن قیس شادمانه به استقبال [[معاویه]] رفت و گفت: «خواهش شما را [[اجابت]] کردم و [[جنگ]] را متوقف نمودم»<ref>الفتوح، ابن اعثم کوفی (ترجمه: مستوفی هروی)، ج۲، ص۶۸۳.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۴۲.</ref>


مجبور کردن [[علی]] {{ع}} به دست کشیدن از [[جنگ]]، باعث ایجاد دو حادثه شد؛ اولین حادثه جریان [[حکمیت]] و مورد دوم که در [[حقیقت]] ثمره واقعه اول بود، حادثه [[خوارج]] بود. در جریان [[حکمیت]] با [[اصرار]] اشعث، [[علی]] {{ع}} اجباراً تن به [[حکمیت]] [[ابوموسی]] داده و او را از نواحی [[شام]] فرا خواند و [[پیمان]] [[صلح]] به مدت یک سال تحت شرایطی خاص تنظیم شد<ref>برای اطلاع یافتن از متن صلح نامه، ر. ک: البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۷، ص۲۷۶-۲۷۷.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۴۳؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص193-195؛ [[ابوالقاسم زرگر |زرگر، ابوالقاسم]]، [[اشعث بن قیس - زرگر (مقاله)|مقاله «اشعث بن قیس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>
مجبور کردن [[علی]] {{ع}} به دست کشیدن از [[جنگ]]، باعث ایجاد دو حادثه شد؛ اولین حادثه جریان [[حکمیت]] و مورد دوم که در [[حقیقت]] ثمره واقعه اول بود، حادثه [[خوارج]] بود. در جریان [[حکمیت]] با [[اصرار]] اشعث، [[علی]] {{ع}} اجباراً تن به [[حکمیت]] [[ابوموسی]] داده و او را از نواحی [[شام]] فرا خواند و [[پیمان]] [[صلح]] به مدت یک سال تحت شرایطی خاص تنظیم شد<ref>برای اطلاع یافتن از متن صلح نامه، ر. ک: البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۷، ص۲۷۶-۲۷۷.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۴۳؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص193-195؛ [[ابوالقاسم زرگر |زرگر، ابوالقاسم]]، [[اشعث بن قیس - زرگر (مقاله)|مقاله «اشعث بن قیس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>


=== [[مشارکت]] در [[قتل امام علی]] {{ع}} ===
=== [[مشارکت]] در [[قتل امام علی]] {{ع}} ===
در شبی که [[عبدالرحمان بن ملجم]] [[تصمیم]] داشت [[امام علی]] {{ع}} را به [[قتل]] برساند، اشعث بن قیس تا نزدیک [[طلوع فجر]] در [[مسجد]] با وی مشغول [[گفتگو]] بود. نزدیک صبح، اشعث به عبدالرحمان رو کرد و گفت: “تا سپیده صبح تو را رسوا نکرده است برخیز”؛ عبدالرحمان و شبیب در مقابل کوچه‌ای که [[علی بن ابی‌طالب]] از آن خارج می‌شد، کمین کردند<ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۴۸؛ [[ابوالقاسم زرگر |زرگر، ابوالقاسم]]، [[اشعث بن قیس - زرگر (مقاله)|مقاله «اشعث بن قیس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>.
در شبی که [[عبدالرحمان بن ملجم]] [[تصمیم]] داشت [[امام علی]] {{ع}} را به [[قتل]] برساند، اشعث بن قیس تا نزدیک [[طلوع فجر]] در [[مسجد]] با وی مشغول [[گفتگو]] بود. نزدیک صبح، اشعث به عبدالرحمان رو کرد و گفت: «تا سپیده صبح تو را رسوا نکرده است برخیز»؛ عبدالرحمان و شبیب در مقابل کوچه‌ای که [[علی بن ابی‌طالب]] از آن خارج می‌شد، کمین کردند<ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۴۸؛ [[ابوالقاسم زرگر |زرگر، ابوالقاسم]]، [[اشعث بن قیس - زرگر (مقاله)|مقاله «اشعث بن قیس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>.


== [[انحراف اخلاقی]] و [[ایمانی]] ==
== [[انحراف اخلاقی]] و [[ایمانی]] ==
اشعث همان‌گونه که در [[امور سیاسی]] مرتکب انحراف‌های مختلف گردید، در امور [[اخلاقی]] و [[ایمانی]] نیز مرتکب انحراف‌هایی شده است مانند:
اشعث همان‌گونه که در [[امور سیاسی]] مرتکب انحراف‌های مختلف گردید، در امور [[اخلاقی]] و [[ایمانی]] نیز مرتکب انحراف‌هایی شده است مانند:
# [[اسراف‌کاری]]: اشعث در [[زندگی شخصی]] خویش مردی مسرف بوده است. نواده او [[قیس بن محمد بن اشعث]] گوید: “او زمانی که به امر [[عثمان]]، [[استاندار آذربایجان]] بود یکبار بر چیزی قسم خورد و بعد از آن پانزده هزار [[درهم]] برای [[کفاره]] قسم خویش پرداخت”<ref>سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ص۴۱.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۵۱.</ref>.
# [[اسراف‌کاری]]: اشعث در [[زندگی شخصی]] خویش مردی مسرف بوده است. نواده او [[قیس بن محمد بن اشعث]] گوید: «او زمانی که به امر [[عثمان]]، [[استاندار آذربایجان]] بود یکبار بر چیزی قسم خورد و بعد از آن پانزده هزار [[درهم]] برای [[کفاره]] قسم خویش پرداخت»<ref>سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ص۴۱.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۵۱.</ref>.
# [[نفاق]]: اشعث بن قیس با آنکه در زمره [[اصحاب امام علی]] {{ع}} بود، از جمله [[منافقان]] در دوران [[خلافت]] آن [[حضرت]] به شمار می‌رفت؛ همانند [[عبدالله بن ابی بن سلول]] که هر دو از سرکردگان [[نفاق]] در دوران خویش بودند<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۳۸.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۵۳.</ref>.
# [[نفاق]]: اشعث بن قیس با آنکه در زمره [[اصحاب امام علی]] {{ع}} بود، از جمله [[منافقان]] در دوران [[خلافت]] آن [[حضرت]] به شمار می‌رفت؛ همانند [[عبدالله بن ابی بن سلول]] که هر دو از سرکردگان [[نفاق]] در دوران خویش بودند<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۳۸.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۵۳.</ref>.


== همسر و فرزندان ==
== همسر و فرزندان ==
اشعث، [[خواهر]] [[ابوبکر]] [[ام فروه]] را به همسری خود درآورد و از او دو [[فرزند]] به [[دنیا]] آورد: یک پسر به نام [[محمد بن اشعث کندی|محمد]] و یک دختر به نام [[جعده]]، که هر کدام به نوعی به [[اسلام]] ضربه زدند. [[جعده]] به همسری [[سبط اکبر رسول خدا]] {{صل}} یعنی به همسری [[حسن بن علی]] {{ع}} درآمد و [[عاقبت]] [[حضرت]] را به زهر [[جفا]] به [[شهادت]] رساند<ref>اسد الغابه، ج۱، ص۹۸ و الاصابه، ج۱، ص۸۸.</ref> و [[محمد بن اشعث]] نیز در ماجرای دست‌گیری [[مسلم بن عقیل]] و [[هانی بن عروه]] (دو یار بزرگوار [[امام حسین]] {{ع}}) [[دست]] داشت که به [[شهادت]] این دو [[عزیز]] انجامید و در [[کربلا]] هم با [[لشکر ابن سعد]] همراه شد و در خاموش کردن مشعل [[هدایت]] و چراغ فروزان [[انسانیت]] [[ابا عبدالله الحسین]] {{ع}} کوشید. بدین‌سان، اشعث و فرزندانش به سرانجامی [[ناپسند]] و توأم با [[ذلت]] و [[خواری]] دچار شدند و با [[پستی]] و [[خواری]] مردند<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰؛ [[ابوالقاسم زرگر |زرگر، ابوالقاسم]]، [[اشعث بن قیس - زرگر (مقاله)|مقاله «اشعث بن قیس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>
اشعث، [[خواهر]] [[ابوبکر]] [[ام فروه]] را به همسری خود درآورد و از او دو [[فرزند]] به [[دنیا]] آورد: یک پسر به نام [[محمد بن اشعث کندی|محمد]] و یک دختر به نام [[جعده]]، که هر کدام به نوعی به [[اسلام]] ضربه زدند. [[جعده]] به همسری [[سبط اکبر رسول خدا]] {{صل}} یعنی به همسری [[حسن بن علی]] {{ع}} درآمد و [[عاقبت]] [[حضرت]] را به زهر [[جفا]] به [[شهادت]] رساند<ref>اسد الغابه، ج۱، ص۹۸ و الاصابه، ج۱، ص۸۸.</ref> و [[محمد بن اشعث]] نیز در ماجرای دست‌گیری [[مسلم بن عقیل]] و [[هانی بن عروه]] (دو یار بزرگوار [[امام حسین]] {{ع}}) دست داشت که به [[شهادت]] این دو [[عزیز]] انجامید و در [[کربلا]] هم با [[لشکر ابن سعد]] همراه شد و در خاموش کردن مشعل [[هدایت]] و چراغ فروزان [[انسانیت]] [[ابا عبدالله الحسین]] {{ع}} کوشید. بدین‌سان، اشعث و فرزندانش به سرانجامی [[ناپسند]] و توأم با [[ذلت]] و [[خواری]] دچار شدند و با [[پستی]] و [[خواری]] مردند<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰؛ [[ابوالقاسم زرگر |زرگر، ابوالقاسم]]، [[اشعث بن قیس - زرگر (مقاله)|مقاله «اشعث بن قیس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>


== سرانجام وعاقبت ==
== سرانجام وعاقبت ==
اشعث بن قیس در سن شصت و سه سالگی<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۴۰؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۴۲.</ref> و در سال ۴۲ یا چهل [[هجری]]<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۴۰؛ اسدالغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۱۱۹؛ بغیة الطلب فی تاریخ حلب، عمر بن احمد بن ابی جواده، ج۴، ص۱۸۹۵.</ref>، چهل روز بعد از [[شهادت امام علی]] {{ع}} در [[کوفه]] درگذشت<ref>بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ابن ابی جواده، ج۴، ص۱۸۹۵؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۴۲.</ref> و در [[خانه]] خویش مدفون شد<ref>بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ابن ابی جواده، ج۴، ص۱۸۹۴؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۴۲.</ref>. گفته شده، [[امام حسن]] {{ع}} بر او [[نماز]] گزارد<ref>سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۴۲؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۴۰.</ref> اما [[امام حسن]] {{ع}} در سال ۴۲ [[هجری]] در [[کوفه]] نبوده و در [[مدینه]] به سر می‌برد<ref>اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۱۱۹.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۵۴.</ref>.
اشعث بن قیس در سن شصت و سه سالگی<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۴۰؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۴۲.</ref> و در سال ۴۲ یا چهل [[هجری]]<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۴۰؛ اسدالغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۱۱۹؛ بغیة الطلب فی تاریخ حلب، عمر بن احمد بن ابی جواده، ج۴، ص۱۸۹۵.</ref>، چهل روز بعد از [[شهادت امام علی]] {{ع}} در [[کوفه]] درگذشت<ref>بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ابن ابی جواده، ج۴، ص۱۸۹۵؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۴۲.</ref> و در [[خانه]] خویش مدفون شد<ref>بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ابن ابی جواده، ج۴، ص۱۸۹۴؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۴۲.</ref>. گفته شده، [[امام حسن]] {{ع}} بر او [[نماز]] گزارد<ref>سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۴۲؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۴۰.</ref> اما [[امام حسن]] {{ع}} در سال ۴۲ [[هجری]] در [[کوفه]] نبوده و در [[مدینه]] به سر می‌برد<ref>اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۱۱۹.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۵۴.</ref>.
== مشایخ در روایت ==
* [[عبدالله بن مسعود بن غافل بن حبیب]] مشهور به [[عبدالله بن مسعود]]
* [[عمر بن الخطاب بن نفیل بن عبدالعزی]] مشهور به [[عمر بن الخطاب عدوی]]
* [[معدان بن أبی کرب]] مشهور به [[معدان بن أبی کرب کلاعی]]
== روایت‌کنندگان از او ==
{{فهرست راویان}}
* [[أبو حبیبة]] مشهور به [[أبو حبیبة الطائی]]
* [[أم حبیبة بنت العرباض بن ساریة]] مشهور به [[أم حبیبة بنت العرباض السلمیة]]
* [[جریر بن عبد الله بن جابر بن مالک]] مشهور به [[جریر بن عبد الله البجلی]]
* [[خیثمة بن عبد الرحمن بن یزید بن مالک]] مشهور به [[خیثمة بن عبد الرحمن الجعفی]]
* [[زیاد بن کلیب]] مشهور به [[زیاد بن کلیب التمیمی]]
* [[شقیق بن سلمة]] مشهور به [[شقیق بن سلمة الأسدی]]
* [[عاصم بن بهدلة]] مشهور به [[عاصم بن أبی النجود الأسدی]]
* [[عامر بن شراحیل]] مشهور به [[عامر الشعبی]]
* [[عبدالرحمن]] مشهور به [[عبد الرحمن المسلی]]
* [[عبدالرحمن بن عبد الله بن مسعود بن حبیب]] مشهور به [[عبد الرحمن بن عبد الله الهذلی]]
* [[عبدالرحمن بن عدی]] مشهور به [[عبد الرحمن بن عدی الکندی]]
* [[عبدالله بن مسعود بن غافل بن حبیب]] مشهور به [[عبد الله بن مسعود]]
* [[علی بن رباح بن قصیر بن القشیب بن یینع]] مشهور به [[علی بن رباح اللخمی]]
* [[قیس بن محمد بن الأشعث بن قیس]] مشهور به [[قیس بن محمد الکندی]]
* [[کردوس بن العباس]] مشهور به [[کردوس بن العباس التغلبی]]
* [[محمد بن أشعث بن قیس]] مشهور به [[محمد بن الأشعث الکندی]]
* [[مسلم بن هیصم]] مشهور به [[مسلم بن هیصم العبدی]]
* [[نجیح بن عبد الرحمن]] مشهور به [[نجیح بن عبد الرحمن السندی]]
* [[وائل بن حجر بن سعد بن مسروق بن وائل]] مشهور به [[وائل بن حجر الحضرمی]]
* [[منصور بن سلمة]] مشهور به [[منصور بن سلمة]]
{{پایان فهرست راویان}}


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۱۴۸: خط ۱۱۹:


{{یاران امام علی}}
{{یاران امام علی}}
 
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:دشمنان اهل بیت]]
[[رده:دشمنان اهل بیت]]
[[رده:کنده]]
[[رده:کارگزاران حکومت امام علی]]
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش