پرش به محتوا

سیاست‌های جنگی امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
خط ۸: خط ۸:
== مقدمه ==
== مقدمه ==
== اهتمام به آموزش‌های نظامی‌==
== اهتمام به آموزش‌های نظامی‌==
* '''[[آموزش]] سپاهیان‌''': [[امام علی]] {{ع}}‌- از سفارش او به [[زیاد بن نضر]]، هنگامی که او را پیشاپیش [[سپاه]] به [[صفین]] گسیل داشت-: بدان که پیشروان [[سپاه]]، دیده‌بانان آن‌اند و دیده‌بان‌ها، پیشروان جاسوسان‌اند. پس هنگامی که از شهرهایت بیرون شدی و به [[دشمن]] نزدیک گشتی، بی [[احساس]] خستگی، دیده‌بان را به هر سو، به‌ویژه شیار کوه‌ها، لابه‌لای درختان، کمینگاه‌ها و هر جای دیگر بفرست. تا [[دشمن]] بر شما [[شبیخون]] نزند و برای شما کمین نگذاشته باشند. دسته‌ها و واحدها را از صبح تا به [[شب]]، راه مَبَر، مگر برای [[آمادگی]] که اگر حادثه‌ای رُخ داد یا امر ناگواری به شما رسید، پیشاپیش، خود را مهیا کرده باشید. چون به [[دشمن]] رسیدید یا [[دشمن]] بر شما فرود آمد، لشکرگاهتان را برفراز بلندی‌ها یا دامنه کوه‌ها یا بین رودخانه‌ها قرار دهید تا برای شما [[پناه]] و برای [[دشمن]]، مانعی باشد؛ و [[نبرد]] را از یک سو و دو سو قرار دهید، و دیده‌بان‌ها را بر ستیغ کوه‌ها و فراز پشته‌ها و کناره نهرها بگمارید تا برای شما دیده‌بانی کنند که مبادا [[دشمن]]، بر شما از جایی که می‌ترسید و یا جایی که از آن [[بیم]] ندارید، فرود آید. هنگامی که فرود آمدید، با هم فرود آیید، و وقتی کوچ کردید، با هم بکوچید. هنگامی که [[شب]] شما را فرا گرفت و فرود آمدید، لشکرگاه را با نیزه‌ها و سپرها بپوشانید و تیراندازها را پشتِ سپرها بگمارید که مبادا [[فریب]] بخورید یا [[غفلت]] بر شما مستولی گردد. خود، لشکرت را نگاهبانی کن و بپرهیز از آن‌که به [[خواب]] روی یا [[شب]] را به روزآوری، مگر با خوابِ اندک یا در حد چشیدن، و همین شیوه و روش را داشته باش تا به [[دشمن]] رسی. بر تو باد درنگ در [[جنگ]]؛ و بپرهیز از [[عجله]]، مگر آن‌که فرصتی مناسبْ فراهم آید؛ و بپرهیز از اینکه [[نبرد]] کنی، مگر آن‌که آنان آغاز کنند یا [[دستور]] من به تو رسد. [[درود]] و [[رحمت خدا]] بر تو باد!<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}- مِن وَصِیتِهِ لِزیادِ بنِ النضرِ حینَ أنفَذَهُ عَلی‌ مُقَدمَتِهِ إلی‌ صِفینَ-: اعلَم أن مُقَدمَةَ القَومِ عُیونُهُم، وعُیونُ المُقَدمَةِ طَلائِعُهُم، فَإِذا أنتَ خَرَجتَ مِن بِلادِک ودَنَوتَ مِن عَدُوک فَلا تَسأَم مِن تَوجیهِ الطلائِعِ فی کل ناحِیةٍ، وفی بَعضِ الشعابِ وَالشجَرِ وَالخَمَرِ، وفی کل جانِبٍ، حَتی‌ لا یغیرَکم عَدُوکم، ویکونَ لَکم کمینٌ. ولا تُسَیرِ الکتائِبَ وَالقَبائِلَ مِن لَدُنِ الصباحِ إلَی المَساءِ إلاتَعبِیةً، فَإِن دَهَمَکم أمرٌ أو غَشِیکم مَکروهٌ کنتُم قَد تَقَدمتُم فِی التعبِیةِ. وإذا نَزَلتُم بِعَدُو أو نَزَلَ بِکم فَلیکن مُعَسکرُکم فی أقبالِ الأَشرافِ، أو فی سِفاحِ الجِبالِ، أو أثناءِ الأَنهارِ؛ کیما تَکونَ لَکم رِدءاً ودُونَکم مَرَداً. وَلتَکن مُقاتَلَتُکم مِن وَجهٍ واحِدٍ وَاثنَینِ. وَاجعَلوا رُقَباءَکم فی صَیاصِی الجِبالِ، وبِأَعلی‌ الأَشرافِ، وبِمَناکبِ الأَنهارِ؛ یریئونَ لَکم؛ لِئَلا یأتِیکم عَدُو مِن مَکانِ مَخافَةٍ أو أمنٍ. وإذا نَزَلتُم فَانزِلوا جَمیعاً، وإذا رَحَلتُم فَارحَلوا جَمیعاً، وإذا غَشِیکمُ اللیلُ فَنَزَلتُم فَحُفوا عَسکرَکم بِالرماحِ وَالترَسَةِ، وَاجعَلوا رُماتَکم یلوونَ تِرَسَتَکم؛ کیلا تُصابَ لَکم غِرةٌ، ولا تُلقی‌ لَکم غَفلَةٌ. وَاحرُس عَسکرَک بِنَفسِک، وإیاک أن تَرقُدَ أو تُصبِحَ إلاغِراراً أو مَضمَضَةً. ثُم لکن ذلِک شَأنَک ودَأبَک حَتی‌ تَنتَهِی إلی‌ عَدُوک. وعَلَیک بِالتأَنی فی حَربِک، وإیاک والعَجَلَةَ إلاأن تُمکنَک فُرصَةٌ. وإیاک أن تُقاتِلَ إلاأن یبدَؤوک، أو یأتِیک أمری. وَالسلامُ عَلَیک ورَحمَةُ اللهِ}} (تحف العقول، ص ۱۹۱).</ref>
* '''[[آموزش]] سپاهیان‌''': [[امام علی]] {{ع}}‌- از سفارش او به [[زیاد بن نضر]]، هنگامی که او را پیشاپیش [[سپاه]] به [[صفین]] گسیل داشت-: بدان که پیشروان [[سپاه]]، دیده‌بانان آن‌اند و دیده‌بان‌ها، پیشروان جاسوسان‌اند. پس هنگامی که از شهرهایت بیرون شدی و به [[دشمن]] نزدیک گشتی، بی [[احساس]] خستگی، دیده‌بان را به هر سو، به‌ویژه شیار کوه‌ها، لابه‌لای درختان، کمینگاه‌ها و هر جای دیگر بفرست. تا [[دشمن]] بر شما [[شبیخون]] نزند و برای شما کمین نگذاشته باشند. دسته‌ها و واحدها را از صبح تا به [[شب]]، راه مَبَر، مگر برای [[آمادگی]] که اگر حادثه‌ای رُخ داد یا امر ناگواری به شما رسید، پیشاپیش، خود را مهیا کرده باشید. چون به [[دشمن]] رسیدید یا [[دشمن]] بر شما فرود آمد، لشکرگاهتان را برفراز بلندی‌ها یا دامنه کوه‌ها یا بین رودخانه‌ها قرار دهید تا برای شما [[پناه]] و برای [[دشمن]]، مانعی باشد؛ و [[نبرد]] را از یک سو و دو سو قرار دهید، و دیده‌بان‌ها را بر ستیغ کوه‌ها و فراز پشته‌ها و کناره نهرها بگمارید تا برای شما دیده‌بانی کنند که مبادا [[دشمن]]، بر شما از جایی که می‌ترسید و یا جایی که از آن [[بیم]] ندارید، فرود آید. هنگامی که فرود آمدید، با هم فرود آیید، و وقتی کوچ کردید، با هم بکوچید. هنگامی که [[شب]] شما را فرا گرفت و فرود آمدید، لشکرگاه را با نیزه‌ها و سپرها بپوشانید و تیراندازها را پشتِ سپرها بگمارید که مبادا [[فریب]] بخورید یا [[غفلت]] بر شما مستولی گردد. خود، لشکرت را نگاهبانی کن و بپرهیز از آن‌که به [[خواب]] روی یا [[شب]] را به روزآوری، مگر با خوابِ اندک یا در حد چشیدن، و همین شیوه و روش را داشته باش تا به [[دشمن]] رسی. بر تو باد درنگ در [[جنگ]]؛ و بپرهیز از [[عجله]]، مگر آن‌که فرصتی مناسبْ فراهم آید؛ و بپرهیز از اینکه [[نبرد]] کنی، مگر آن‌که آنان آغاز کنند یا [[دستور]] من به تو رسد. [[درود]] و [[رحمت خدا]] بر تو باد!<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}- مِن وَصِیتِهِ لِزیادِ بنِ النضرِ حینَ أنفَذَهُ عَلی‌ مُقَدمَتِهِ إلی‌ صِفینَ-: اعلَم أن مُقَدمَةَ القَومِ عُیونُهُم، وعُیونُ المُقَدمَةِ طَلائِعُهُم، فَإِذا أنتَ خَرَجتَ مِن بِلادِک ودَنَوتَ مِن عَدُوک فَلا تَسأَم مِن تَوجیهِ الطلائِعِ فی کل ناحِیةٍ، وفی بَعضِ الشعابِ وَالشجَرِ وَالخَمَرِ، وفی کل جانِبٍ، حَتی‌ لا یغیرَکم عَدُوکم، ویکونَ لَکم کمینٌ. ولا تُسَیرِ الکتائِبَ وَالقَبائِلَ مِن لَدُنِ الصباحِ إلَی المَساءِ إلاتَعبِیةً، فَإِن دَهَمَکم أمرٌ أو غَشِیکم مَکروهٌ کنتُم قَد تَقَدمتُم فِی التعبِیةِ. وإذا نَزَلتُم بِعَدُو أو نَزَلَ بِکم فَلکن مُعَسکرُکم فی أقبالِ الأَشرافِ، أو فی سِفاحِ الجِبالِ، أو أثناءِ الأَنهارِ؛ کیما تَکونَ لَکم رِدءاً ودُونَکم مَرَداً. وَلتَکن مُقاتَلَتُکم مِن وَجهٍ واحِدٍ وَاثنَینِ. وَاجعَلوا رُقَباءَکم فی صَیاصِی الجِبالِ، وبِأَعلی‌ الأَشرافِ، وبِمَناکبِ الأَنهارِ؛ یریئونَ لَکم؛ لِئَلا یأتِیکم عَدُو مِن مَکانِ مَخافَةٍ أو أمنٍ. وإذا نَزَلتُم فَانزِلوا جَمیعاً، وإذا رَحَلتُم فَارحَلوا جَمیعاً، وإذا غَشِیکمُ اللیلُ فَنَزَلتُم فَحُفوا عَسکرَکم بِالرماحِ وَالترَسَةِ، وَاجعَلوا رُماتَکم یلوونَ تِرَسَتَکم؛ کیلا تُصابَ لَکم غِرةٌ، ولا تُلقی‌ لَکم غَفلَةٌ. وَاحرُس عَسکرَک بِنَفسِک، وإیاک أن تَرقُدَ أو تُصبِحَ إلاغِراراً أو مَضمَضَةً. ثُم لکن ذلِک شَأنَک ودَأبَک حَتی‌ تَنتَهِی إلی‌ عَدُوک. وعَلَیک بِالتأَنی فی حَربِک، وإیاک والعَجَلَةَ إلاأن تُمکنَک فُرصَةٌ. وإیاک أن تُقاتِلَ إلاأن یبدَؤوک، أو یأتِیک أمری. وَالسلامُ عَلَیک ورَحمَةُ اللهِ}} (تحف العقول، ص ۱۹۱).</ref>
* '''[[آرایش سپاه‌]]''': دعائم الاسلام‌- درباره [[علی]] {{ع}}-: او به هنگامی که برای [[نبرد]] آماده می‌شد، برای [[سپاه]]، [یگان‌های‌] راست و چپ و میانه قرار می‌داد که خود، در میانه بود و برای آنها رابطهایی معین می‌کرد، و پیشروانی جلو می‌فرستاد، و آنان را به آهسته سخن‌راندن و [[نیایش]] و خاطرجمعی و بیرون کشیدن شمشیرها و آشکار ساختن توان و نیرو، [[دستور]] می‌داد، و به اینکه هر گروهی بر جای خود قرار گیرد و اینکه هر کس یورش بَرَد، پس از یورش، به جای خود برگردد<ref>دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۳۷۲.</ref>.
* '''[[آرایش سپاه‌]]''': دعائم الاسلام‌- درباره [[علی]] {{ع}}-: او به هنگامی که برای [[نبرد]] آماده می‌شد، برای [[سپاه]]، [یگان‌های‌] راست و چپ و میانه قرار می‌داد که خود، در میانه بود و برای آنها رابطهایی معین می‌کرد، و پیشروانی جلو می‌فرستاد، و آنان را به آهسته سخن‌راندن و [[نیایش]] و خاطرجمعی و بیرون کشیدن شمشیرها و آشکار ساختن توان و نیرو، [[دستور]] می‌داد، و به اینکه هر گروهی بر جای خود قرار گیرد و اینکه هر کس یورش بَرَد، پس از یورش، به جای خود برگردد<ref>دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۳۷۲.</ref>.
* '''[[بهره‌گیری از فرصت‌ها]]''': [[امام علی]] {{ع}}‌- در توصیف [[نبرد]]-: آنکه فرصتی را از سوی [[دشمن]] دید، [[هجوم]] بَرَد و [[فرصت]] را [[غنیمت]] داند، [البته‌] پس از محکم ساختن [[جایگاه]] خود؛ و هرگاه خواسته‌اش را [از هجوم‌] برآورد، به جایگاهش برگردد<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}- فی وَصفِ القِتالِ-: مَن رَأی‌ فُرصَةً مِنَ العَدُو فَلینشُز، وَلینتَهِزِ الفُرصَةَ بَعدَ إحکامِ مَرکزِهِ، فَإِذا قَضی‌ حاجَتَهُ عادَ إلَیهِ}} (دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۳۷۲).</ref>.
* '''[[بهره‌گیری از فرصت‌ها]]''': [[امام علی]] {{ع}}‌- در توصیف [[نبرد]]-: آنکه فرصتی را از سوی [[دشمن]] دید، [[هجوم]] بَرَد و [[فرصت]] را [[غنیمت]] داند، [البته‌] پس از محکم ساختن [[جایگاه]] خود؛ و هرگاه خواسته‌اش را [از هجوم‌] برآورد، به جایگاهش برگردد<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}- فی وَصفِ القِتالِ-: مَن رَأی‌ فُرصَةً مِنَ العَدُو فَلینشُز، وَلینتَهِزِ الفُرصَةَ بَعدَ إحکامِ مَرکزِهِ، فَإِذا قَضی‌ حاجَتَهُ عادَ إلَیهِ}} (دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۳۷۲).</ref>.
خط ۱۶: خط ۱۶:
* [[رجال الکشی‌ (کتاب)|رجال الکشی‌]]- به [[نقل]] از [[ابو جارود]]-: به [[اصبغ بن نباته]] گفتم: [[جایگاه]] این [[مرد]]([[علی]] {{ع}}) در میان شما چیست؟ گفت: نمی‌دانم چه می‌گویی؛ اما شمشیرهای ما بر دوشمان بود و هر کس را که وی اشاره می‌کرد، با [[شمشیر]] می‌زدیم. [[علی]] {{ع}} به ما می‌گفت: "[[پیمان]] ببندید! به [[خدا]] [[سوگند]] که [[پیمان]] شما برای طلا و نقره نیست، و [[پیمان]] شما جز برای [[مرگ]] نیست. به [[درستی]] که گروهی از پیشنیان [[بنی اسرائیل]]، میان خودْ [[پیمان]] بستند. پس هیچ‌یک از آنان از [[دنیا]] نرفت، مگر آنکه پیامبرِ قومش یا روستایش و یا خودش بود، و شما به سان آنانید، جز آنکه [[پیامبر]] نیستید"<ref>رجال الکشی، ج ۱، ص ۱۹ ش ۸.</ref>.
* [[رجال الکشی‌ (کتاب)|رجال الکشی‌]]- به [[نقل]] از [[ابو جارود]]-: به [[اصبغ بن نباته]] گفتم: [[جایگاه]] این [[مرد]]([[علی]] {{ع}}) در میان شما چیست؟ گفت: نمی‌دانم چه می‌گویی؛ اما شمشیرهای ما بر دوشمان بود و هر کس را که وی اشاره می‌کرد، با [[شمشیر]] می‌زدیم. [[علی]] {{ع}} به ما می‌گفت: "[[پیمان]] ببندید! به [[خدا]] [[سوگند]] که [[پیمان]] شما برای طلا و نقره نیست، و [[پیمان]] شما جز برای [[مرگ]] نیست. به [[درستی]] که گروهی از پیشنیان [[بنی اسرائیل]]، میان خودْ [[پیمان]] بستند. پس هیچ‌یک از آنان از [[دنیا]] نرفت، مگر آنکه پیامبرِ قومش یا روستایش و یا خودش بود، و شما به سان آنانید، جز آنکه [[پیامبر]] نیستید"<ref>رجال الکشی، ج ۱، ص ۱۹ ش ۸.</ref>.
== اهتمام ویژه به [[نیروهای مسلح‌]]==
== اهتمام ویژه به [[نیروهای مسلح‌]]==
* [[امام علی]] {{ع}}‌- در سفارش‌نامه‌اش به [[مالک اشتر]]-: پس در کار [[سپاهیان]]، چنان بنگر که [[پدر]] و [[مادر]] در کار فرزندشان می‌نگرند، و مباد آنچه که آنان را بدان نیرومند می‌کنی، نزد تو بزرگ نماید. نیکویی‌ات درباره ایشان، هرچند اندک باشد، خُرد نیاید که آن [[نیکی]]، آنان را به [[خیرخواهی]] تو خوانَد و گمانشان را درباره‌ات [[نیکو]] گرداند، و رسیدگی به کارهای خُرد آنان را به [[اعتماد]] وارسی کارهای بزرگْ وا مگذار؛ چرا که [[لطف]] کوچک را جایی است که از آن بهره برگیرند، و [[لطف]] بزرگ را جایی است که از آن، بی‌نیاز نباشند. و باید گزیده‌ترینِ سران [[سپاه]] در نزد تو کسی باشد که کمک خود را ارزانی‌شان دارد و از آنچه دارد، بر آنان ببخشاید، آن اندازه که آنان و کسانشان را که باز مانده‌اند، وسعت دهد، تا [[عزم]] آنان در [[نبرد]] با دشمنْ یکی شود؛ چرا که [[مهربانی]] تو به آنان، دل‌هایشان را بر تو [[مهربان]] گردانَد، و [[برترین]] چشم‌روشنی [[زمامداران]]، [[برقراری عدالت]] در [[شهرها]] وپدیدارشدن [[دوستی]] میان‌شهروندان است<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}- فی عَهدِهِ إلی‌ مالِک الأَشتَرِ-: ثُم تَفَقد مِن امورِهِم ما یتَفَقدُهُ الوالِدانِ مِن وَلَدِهِما، ولا یتَفاقَمَن فی نَفسِک شَی‌ءٌ قَویتَهُم بِهِ. ولا تَحقِرَن لُطفاً تَعاهَدتَهُم بِهِ وإن قَل؛ فَإِنهُ داعِیةٌ لَهُم إلی‌ بَذلِ النصیحَةِ لَک، وحُسنِ الظن بِک. ولا تَدَع تَفَقدَ لَطیفِ امورِهِمُ اتکالًا عَلی‌ جَسیمِها؛ فَإِن لِلیسیرِ مِن لُطفِک مَوضِعاً ینتَفِعونَ بِهِ، ولِلجَسیمِ مَوقِعاً لا یستَغنونَ عَنهُ، وَلیکن آثَرُ رُؤوسِ جُندِک عِندَک مَن واساهُم فی مَعونَتِهِ، وأفضَلَ عَلَیهِم مِن جِدَتِهِ بِما یسَعُهُم ویسَعُ مَن وَراءَهُم مِن خُلوفِ أهلیهِم، حَتی‌ یکونَ هَمهُم هَماً واحِداً فی جِهادِ العَدُو؛ فَإِن عَطفَک عَلَیهِم یعطِفُ قُلوبَهُم عَلَیک. وإن أفضَلَ قُرةِ عَینِ الوُلاةِ استِقامَةُ العَدلِ فی البِلادِ، وظُهورُ مَوَدةِ الرعِیةِ}} (نهج البلاغة، نامه ۵۳).</ref>.
* [[امام علی]] {{ع}}‌- در سفارش‌نامه‌اش به [[مالک اشتر]]-: پس در کار [[سپاهیان]]، چنان بنگر که [[پدر]] و [[مادر]] در کار فرزندشان می‌نگرند، و مباد آنچه که آنان را بدان نیرومند می‌کنی، نزد تو بزرگ نماید. نیکویی‌ات درباره ایشان، هرچند اندک باشد، خُرد نیاید که آن [[نیکی]]، آنان را به [[خیرخواهی]] تو خوانَد و گمانشان را درباره‌ات [[نیکو]] گرداند، و رسیدگی به کارهای خُرد آنان را به [[اعتماد]] وارسی کارهای بزرگْ وا مگذار؛ چرا که [[لطف]] کوچک را جایی است که از آن بهره برگیرند، و [[لطف]] بزرگ را جایی است که از آن، بی‌نیاز نباشند. و باید گزیده‌ترینِ سران [[سپاه]] در نزد تو کسی باشد که کمک خود را ارزانی‌شان دارد و از آنچه دارد، بر آنان ببخشاید، آن اندازه که آنان و کسانشان را که باز مانده‌اند، وسعت دهد، تا [[عزم]] آنان در [[نبرد]] با دشمنْ یکی شود؛ چرا که [[مهربانی]] تو به آنان، دل‌هایشان را بر تو [[مهربان]] گردانَد، و [[برترین]] چشم‌روشنی [[زمامداران]]، [[برقراری عدالت]] در [[شهرها]] وپدیدارشدن [[دوستی]] میان‌شهروندان است<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}- فی عَهدِهِ إلی‌ مالِک الأَشتَرِ-: ثُم تَفَقد مِن امورِهِم ما یتَفَقدُهُ الوالِدانِ مِن وَلَدِهِما، ولا یتَفاقَمَن فی نَفسِک شَی‌ءٌ قَویتَهُم بِهِ. ولا تَحقِرَن لُطفاً تَعاهَدتَهُم بِهِ وإن قَل؛ فَإِنهُ داعِیةٌ لَهُم إلی‌ بَذلِ النصیحَةِ لَک، وحُسنِ الظن بِک. ولا تَدَع تَفَقدَ لَطیفِ امورِهِمُ اتکالًا عَلی‌ جَسیمِها؛ فَإِن لِلیسیرِ مِن لُطفِک مَوضِعاً ینتَفِعونَ بِهِ، ولِلجَسیمِ مَوقِعاً لا یستَغنونَ عَنهُ، وَلکن آثَرُ رُؤوسِ جُندِک عِندَک مَن واساهُم فی مَعونَتِهِ، وأفضَلَ عَلَیهِم مِن جِدَتِهِ بِما یسَعُهُم ویسَعُ مَن وَراءَهُم مِن خُلوفِ أهلیهِم، حَتی‌ یکونَ هَمهُم هَماً واحِداً فی جِهادِ العَدُو؛ فَإِن عَطفَک عَلَیهِم یعطِفُ قُلوبَهُم عَلَیک. وإن أفضَلَ قُرةِ عَینِ الوُلاةِ استِقامَةُ العَدلِ فی البِلادِ، وظُهورُ مَوَدةِ الرعِیةِ}} (نهج البلاغة، نامه ۵۳).</ref>.
== اهتمام به [[روحیه]] سپاه‌==
== اهتمام به [[روحیه]] سپاه‌==
* '''[[تشویق‌]]''': [[امام علی]] {{ع}}‌- از سخنش به [[محمد بن حنفیه]]، هنگامی که در روز [[جنگ جمل]]، [[پرچم]] را به او سپرد-: کوه‌ها از جای کنده شوند و تو [[استوار]] باش. دندان‌هایت را برهم بفشار و کاسه سرت را به [[خدا]] عاریه ده. پایت را بر [[زمین]] بکوب و چشمت را به دورترین نقطه [[سپاه]] بیفکن و چشم فرو نِه و بدان که [[پیروزی]]، از سوی [[خداوند سبحان]] است<ref>{{متن حدیث|عنه {{ع}}- مِن کلامٍ لَهُ {{ع}} لِابنِهِ مُحَمدِ بنِ الحَنَفِیةِ لَما أعطاهُ الرایةَ یومَ الجَمَلِ-: تَزولُ الجِبالُ ولا تَزُل، عَض عَلی‌ ناجِذِک. أعِرِ اللهَ جُمجُمَتَک. تِد فِی الأَرضِ قَدَمَک. ارمِ بِبَصَرِک أقصَی القَومِ، وغُض بَصَرَک، وَاعلَم أن النصرَ مِن عِندِ اللهِ سُبحانَهُ}} (نهج البلاغة، خطبه ۱۱).</ref>.
* '''[[تشویق‌]]''': [[امام علی]] {{ع}}‌- از سخنش به [[محمد بن حنفیه]]، هنگامی که در روز [[جنگ جمل]]، [[پرچم]] را به او سپرد-: کوه‌ها از جای کنده شوند و تو [[استوار]] باش. دندان‌هایت را برهم بفشار و کاسه سرت را به [[خدا]] عاریه ده. پایت را بر [[زمین]] بکوب و چشمت را به دورترین نقطه [[سپاه]] بیفکن و چشم فرو نِه و بدان که [[پیروزی]]، از سوی [[خداوند سبحان]] است<ref>{{متن حدیث|عنه {{ع}}- مِن کلامٍ لَهُ {{ع}} لِابنِهِ مُحَمدِ بنِ الحَنَفِیةِ لَما أعطاهُ الرایةَ یومَ الجَمَلِ-: تَزولُ الجِبالُ ولا تَزُل، عَض عَلی‌ ناجِذِک. أعِرِ اللهَ جُمجُمَتَک. تِد فِی الأَرضِ قَدَمَک. ارمِ بِبَصَرِک أقصَی القَومِ، وغُض بَصَرَک، وَاعلَم أن النصرَ مِن عِندِ اللهِ سُبحانَهُ}} (نهج البلاغة، خطبه ۱۱).</ref>.
۲۲۷٬۷۶۵

ویرایش