علم اختیاری معصوم: تفاوت میان نسخهها
←چیستی علم غیب شأنی، استعدادی، ارادی و اختیاری
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
علم غیب شأنی یا استعدادی، یا ارادی و اختیاری چهار عنوانی هستند برای یک موضوع و آن عبارت است از علمی که به صورت بالفعل نزد معصوم حاضر نباشد، اما هر وقت اراده کند از علوم و امور غیبی آگاه میشود. | علم غیب شأنی یا استعدادی، یا ارادی و اختیاری چهار عنوانی هستند برای یک موضوع و آن عبارت است از علمی که به صورت بالفعل نزد معصوم حاضر نباشد، اما هر وقت اراده کند از علوم و امور غیبی آگاه میشود. | ||
==چیستی علم غیب شأنی، استعدادی، ارادی و اختیاری== | ==چیستی علم غیب شأنی، استعدادی، ارادی و اختیاری== | ||
*مراد از علم | *مراد از علم شأنی یا ارادی و یا استعدادی و اختیاری امام آن است که علم به صورت فعلی و آنی نزد امام حاضر نیست، بلکه امام هر وقت اراده کند از علوم و امور غیبی آگاه میشود<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 80؛ فاریاب، محمدحسین، قلی زاده، امرالله، بازخوانی قلمرو علم امام در آیینه روایات، فصلنامه معرفت، ش 1، ص 43 و 44</ref> و اگر نخواهد و اراده نکند نمیداند.<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref> این مطلب نشان می دهد، علم امام ذاتی نیست بلکه تبعی و عرضی و با اذن خداوند است، براین اساس است که گاه اراده خداوند در مقطعی به این تعلق میگیرد که علمی اعطا نگردد و در مقطعی دیگر، ذات مقدس ربوبی اعطا میکند.<ref>ر.ک. خاتمی، سیداحمد، در آستان امامان معصوم، ج 2، ص 212</ref> علم شانی در برابر علم حضوری امام است، در علم حضوری، کشف شدن معلومات نزد امام بالفعل است در مقابل کشف شدن شأنی که با قوه و ارادۀ امام صورت می گیرد و از آن به "لو شاء أن یعلم لعلم" تعبیر شده است.<ref>ر.ک. طباطبایی، سیدمحمد حسین، بررسی های اسلامی، صفحه؟؟؟</ref> به عبارتی دیگر ارادۀ امام علت تامه برای علم است که اگر اراده کند و بخواهد علم پیدا می کند و البته گاهی هم بدون اراده و در خواب و رؤیا این علم حاصل می شود.<ref>ر.ک. وکیلی، محمدحسن، علم غیب امام، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، صفحه؟؟؟</ref> مرحوم مظفر در تعریف علم اشائی چنین آورده است: "همانا مراد از علم ارادی و انشائی علمی است که از جانب خداوند متعال داده شده و از جانب ایشان از طریق یکی از راه های الهام یا نقر یا شنیدن یا آموزش توسط پیامبر یا موارد دیگر افاضه شده باشد و این علمی است که ویژه امام است و شامل افراد دیگر نمیگردد، منظور از علم در اینجا آن علمی نیست که از راه اکتسابی همچون امارات و حواس پنجگانه ظاهری و تجربه های اکتسابی به دست آمده باشد، زیرا در این صورت مردم با امام در این علم همسنگ و شریک خواهند بود، زیرا این علم تابع علت های عادی می باشد و ویژۀ کسی نیست".<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟</ref> البته باید توجه داشت، اگر امام در موقعیتی قرار گیرد که علم جدیدی بخواهد، خداوند او را عالم میکند.<ref>ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟</ref> برخی از علما دارای چنین نظریه ایی هستند و می گویند: "اولاً ما منع میکنیم معصوم به تمام جزئیات افعال مکلفین و اقوال آنان علم فعلی داشته باشد نهایت اینکه آنان قادر هستند "إن شاووا علموا". ثانیاً بر فرض قبول کنیم معصومین(علیهم السلام) به جمیع جزئیات افعال، علم حضوری دارند این رأی، دیدگاه اهل ضلالت و گمراهی است.»<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224</ref> | ||
==ادلۀ علم غیب شأنی و اختیاری== | ==ادلۀ علم غیب شأنی و اختیاری== | ||
*کسانی که قائل به علم اشائی و ارادی معصوم هستند به برخی از روایات استدلال کرده اند<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ قدردان قراملکی، محمدحسن، امامت، ص 462</ref> و مضمون آنها این است: اهل بیت(علیهم السلام) هر گاه بخواهند، خداوند آنان را آگاه میسازد،<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟</ref> اما اگر مصلحت در ندانستن چیزی باشد، کاری نمیکنند که آنرا بدانند.<ref>ر.ک. مصباح یزدی، محمد تقی، شرح دعای 45 صحیفۀ سجادیه، وبگاه آیت الله مصباح</ref> یعنی علم غیب آنها حضوری مطلق نیست، بلکه هرگاه امام بخواهد و اراده کند از مجهولی یا غیبی آگاه گردد خداوند آنان را آگاه می سازد. اینگونه روایات به نوعی برای علم غیب پیامبر و امام تعیین محدوده می کنند.<ref>ر.ک. لطیفی، رحیم، علم غیب معصوم، ماهنامۀ معرفت، ش 48، صفحه؟؟؟</ref> مطابق این روایات هر گاه مسئله جدیدی پیش آید و امام(علیه السلام) در موقعیتی قرار گیرد که علم جدیدی بخواهد، خداوند او را عالم میکند<ref>ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟</ref> این آگاهی حتی اموری که در پاره ای روایات نفی شده مانند فی الارحام، خبر از زمان و مکان مرگ افراد و نزول باران را نیز شامل می شود. اگر آنها می خواستند به اذن الهی به همه این امور آگاه میشدند و از آن خبر میدادند گر چه در محورهایی مانند علم به وقوع قیامت هرگز وارد نشدند.<ref>ر.ک. رفیعی، ناصر، علم غیب ائمه، ص دو فصلنامۀ مطالعات اهل بیت شناسی، ص 17 و 18</ref> و البته خواست و ارادۀ امام لزومی ندارد که به صورت قولی باشد.<ref>ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟</ref> سه روایت مختلف از امام صادق(علیه السلام)<ref>هر سه روایت در: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 258</ref> که فرمودند: «إِنَّ الْإِمامَ إِذَا شَاءَ أَنْ یَعْلَمَ عُلِّم»، «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ أُعْلِم» و «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِكَ».<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ قدردان قراملکی، محمدحسن، امامت، ص 462؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟؛ سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 80؛ رفیعی، ناصر، علم غیب ائمه، ص دو فصلنامۀ مطالعات اهل بیت شناسی، ص 17 و 18؛ لطیفی، رحیم، علم غیب معصوم، ماهنامۀ معرفت، ش 48، صفحه؟؟؟</ref> این روایات علم امام را منوط بر تعلیم الهی کرده اند.<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟</ref> و یا اینکه در روایتی دیگر از امام صادق(علیه السلام) آمده است:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 257</ref> «عمار ساباطی از حضرت سؤال کرد: آیا امام علم غیب میداند؟ "فرمود: نه، امام علم غیب را ذاتا نمی داند ولی هنگامی که اراده کند چیزی را بداند خدا به او تعلیم میدهد.»<ref>ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج 17، ص 100</ref> | *کسانی که قائل به علم اشائی و ارادی معصوم هستند به برخی از روایات استدلال کرده اند<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ قدردان قراملکی، محمدحسن، امامت، ص 462</ref> و مضمون آنها این است: اهل بیت(علیهم السلام) هر گاه بخواهند، خداوند آنان را آگاه میسازد،<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟</ref> اما اگر مصلحت در ندانستن چیزی باشد، کاری نمیکنند که آنرا بدانند.<ref>ر.ک. مصباح یزدی، محمد تقی، شرح دعای 45 صحیفۀ سجادیه، وبگاه آیت الله مصباح</ref> یعنی علم غیب آنها حضوری مطلق نیست، بلکه هرگاه امام بخواهد و اراده کند از مجهولی یا غیبی آگاه گردد خداوند آنان را آگاه می سازد. اینگونه روایات به نوعی برای علم غیب پیامبر و امام تعیین محدوده می کنند.<ref>ر.ک. لطیفی، رحیم، علم غیب معصوم، ماهنامۀ معرفت، ش 48، صفحه؟؟؟</ref> مطابق این روایات هر گاه مسئله جدیدی پیش آید و امام(علیه السلام) در موقعیتی قرار گیرد که علم جدیدی بخواهد، خداوند او را عالم میکند<ref>ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟</ref> این آگاهی حتی اموری که در پاره ای روایات نفی شده مانند فی الارحام، خبر از زمان و مکان مرگ افراد و نزول باران را نیز شامل می شود. اگر آنها می خواستند به اذن الهی به همه این امور آگاه میشدند و از آن خبر میدادند گر چه در محورهایی مانند علم به وقوع قیامت هرگز وارد نشدند.<ref>ر.ک. رفیعی، ناصر، علم غیب ائمه، ص دو فصلنامۀ مطالعات اهل بیت شناسی، ص 17 و 18</ref> و البته خواست و ارادۀ امام لزومی ندارد که به صورت قولی باشد.<ref>ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟</ref> سه روایت مختلف از امام صادق(علیه السلام)<ref>هر سه روایت در: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 258</ref> که فرمودند: «إِنَّ الْإِمامَ إِذَا شَاءَ أَنْ یَعْلَمَ عُلِّم»، «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ أُعْلِم» و «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِكَ».<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ قدردان قراملکی، محمدحسن، امامت، ص 462؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟؛ سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 80؛ رفیعی، ناصر، علم غیب ائمه، ص دو فصلنامۀ مطالعات اهل بیت شناسی، ص 17 و 18؛ لطیفی، رحیم، علم غیب معصوم، ماهنامۀ معرفت، ش 48، صفحه؟؟؟</ref> این روایات علم امام را منوط بر تعلیم الهی کرده اند.<ref>ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟</ref> و یا اینکه در روایتی دیگر از امام صادق(علیه السلام) آمده است:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 257</ref> «عمار ساباطی از حضرت سؤال کرد: آیا امام علم غیب میداند؟ "فرمود: نه، امام علم غیب را ذاتا نمی داند ولی هنگامی که اراده کند چیزی را بداند خدا به او تعلیم میدهد.»<ref>ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج 17، ص 100</ref> | ||