دعوت پنهانی پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۵: خط ۱۵:
[[دعوت]] مخفیانه در ابتدا امری لازم برای رو در رو نشدن [[مسلمانان]] با [[قریش]] بود. [[قریشی]] که در [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] [[متعصب]] بودند؛ از این رو حضرت، دعوتش را آشکار نمی‌کرد و تنها بعضی از [[خویشاوندان]] و کسانی که [[امید]] به هدایتشان داشت مخفیانه به [[اسلام]] [[دعوت]] می‌کرد تا اینکه عده‌ای از [[مردم]] به ویژه [[ضعیفان]] [[قوم]] به او [[ایمان]] آوردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۶؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۱۵.</ref>. حضرت در این دوره، به‌شدت، اصول مخفی‌کاری را رعایت می‌فرمود؛ اما با وجود این، خبر دعوتش در میان همه تیره‌های [[مکه]] پیچیده بود<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ص۱۲۲.</ref>.
[[دعوت]] مخفیانه در ابتدا امری لازم برای رو در رو نشدن [[مسلمانان]] با [[قریش]] بود. [[قریشی]] که در [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] [[متعصب]] بودند؛ از این رو حضرت، دعوتش را آشکار نمی‌کرد و تنها بعضی از [[خویشاوندان]] و کسانی که [[امید]] به هدایتشان داشت مخفیانه به [[اسلام]] [[دعوت]] می‌کرد تا اینکه عده‌ای از [[مردم]] به ویژه [[ضعیفان]] [[قوم]] به او [[ایمان]] آوردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۶؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۱۵.</ref>. حضرت در این دوره، به‌شدت، اصول مخفی‌کاری را رعایت می‌فرمود؛ اما با وجود این، خبر دعوتش در میان همه تیره‌های [[مکه]] پیچیده بود<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ص۱۲۲.</ref>.


[[مشرکان]] در ابتدا قضیه را چندان جدّی نمی‌گرفتند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۱۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۶.</ref> و [[گمان]] می‌کردند سخنان حضرت، بیشتر از سخنان [[کاهنان]] و خداپرستانی مانند: [[قیس بن ساعده]]، [[زید بن عمرو]] و [[امیة بن صلت]] و دیگران ـ که [[عبادت]] بتان را ترک کرده بودند ـ نیست<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ص۱۲۳.</ref>؛ به همین [[دلیل]]، وقتی از کنار ایشان رد می‌شدند به مجالسشان اشاره می‌کردند و با [[تمسخر]] می‌گفتند: "از [[آسمان]]، با [[جوان]] بنی‌عبدالمطلب سخن گفته می‌شود"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۶؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۱۵؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۴.</ref>. تا اینکه رفته‌رفته بر تعداد [[مؤمنان]] افزوده شد و روزی نبود که [[مردم]] [[مکه]] از [[خواب]] برخیزند و با مرد یا [[زن]] [[مسلمانی]] روبه رو نشوند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۹۴.</ref>. این امر [[نگرانی‌ها]] و مخالفت‌هایی را از سوی [[قریش]] در پی داشت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۲۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[دعوت مخفیانه (مقاله)|دعوت مخفیانه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۳۵۹-۳۶۰.</ref>
[[مشرکان]] در ابتدا قضیه را چندان جدّی نمی‌گرفتند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۱۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۶.</ref> و [[گمان]] می‌کردند سخنان حضرت، بیشتر از سخنان [[کاهنان]] و خداپرستانی مانند: [[قیس بن ساعده]]، [[زید بن عمرو]] و [[امیة بن صلت]] و دیگران ـ که [[عبادت]] بتان را ترک کرده بودند ـ نیست<ref>هاشم معروف الحسنی، سیرة المصطفی نظرة جدیده، ص۱۲۳.</ref>؛ به همین [[دلیل]]، وقتی از کنار ایشان رد می‌شدند به مجالسشان اشاره می‌کردند و با [[تمسخر]] می‌گفتند: "از [[آسمان]]، با [[جوان]] بنی‌عبدالمطلب سخن گفته می‌شود"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۶؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۱۵؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۴.</ref>. تا اینکه رفته‌رفته بر تعداد [[مؤمنان]] افزوده شد و روزی نبود که [[مردم]] [[مکه]] از [[خواب]] برخیزند و با مرد یا [[زن]] [[مسلمانی]] روبه رو نشوند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۹۴.</ref>. این امر [[نگرانی‌ها]] و مخالفت‌هایی را از سوی [[قریش]] در پی داشت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۲۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[دعوت مخفیانه (مقاله)|دعوت مخفیانه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۳۵۹-۳۶۰؛ [[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص۴۶.</ref>


== رفتن به شعب‌های [[مکه]] ==
== رفتن به شعب‌های [[مکه]] ==
۱۳۲٬۳۲۲

ویرایش