محل سکونت امام مهدی کجاست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'سکنا گزید' به 'ساکن شد'
جز (جایگزینی متن - 'سکنا گزید' به 'ساکن شد')
خط ۳۰: خط ۳۰:


بنابراین در اینجا سه نکته است که باید به بررسی آنها بپردازیم و بهتر آن است که از نکته آخری آغاز کنیم:
بنابراین در اینجا سه نکته است که باید به بررسی آنها بپردازیم و بهتر آن است که از نکته آخری آغاز کنیم:
# در پیرامون مطلبی است که در [[روایت]] [[ابو بصیر]] است، که حضرت در [[مدینه]] سکنا گزیده و در آنجا به سر می‌برد. این مطلب را [[روایت]] ابن مهزیار - که طبق آن جای حضرت فقط بیابان‌ها و صحراها می‌باشد - نفی می‌کند. و نیز با روایاتی که دیدار [[امام]] {{ع}} را در دوران [[غیبت صغری]] و کبری، در جاهای دیگری غیر از [[مدینه]] [[نقل]] کرده‌‏اند، منافات دارد. با در نظر گرفتن این مطالب [[روایت]] [[ابو بصیر]] قابل [[استدلال]] نخواهد بود. با صرف نظر از این منافات و تناقض، به سر بردن در [[مدینه]]، با قواعد عمومی که دانسته شد - چه نظریه اول را قبول داشته باشیم و چه نظریه دوم را - منافاتی ندارد. و اما بنابر نظریه پنهانی بدن آن حضرت، پس امکان این هست که محل سکونت آن حضرت را در [[مدینه]] فرض کنیم و هیچ‏‌گونه اشکال و یا دشواری پیش نخواهد آمد. و اما بنابر نظریه پنهانی عنوان و شخصیت، باید سکونت در [[مدینه]] را طوری در نظر بگیریم که کسی از وضع آن حضرت [[آگاه]] نگردد. زیرا زندگی کردن برای مدتی طولانی در یک مکان، عادتا سبب جلب توجه [[مردم]] و شناخته شدن [[امام]] {{ع}} می‌شود. پس به ناچار باید فرض کنیم که در هر دوره در یک جا زندگی می‌کند، به طوری که اگر معدل‌‏گیری کنیم، بیش از هر جای دیگر در [[مدینه]] سکونت داشته باشد. و اینگونه سکونت در یک شهر موجب پیدایش ظن و گمانی نسبت به شخصیت آن حضرت نمی‌گردد. و شاید این برای [[امام]] {{ع}} مناسب‏تر باشد؛ زیرا که آن حضرت مجاورت مدفن و روضه مبارکه جد بزرگوار خویش حضرت [[رسول اکرم]] {{صل}} را، و نیز نزدیک بودن به مکان [[حج]] را - برای اینکه هر ساله این [[سنت]] را بجا آورد - [[دوست]] دارد. به‌خصوص آنکه اغلب ساکنان [[مدینه]] در اکثر قرن‌های [[تاریخ اسلام]] - اگر نگوییم در تمامی آنها - از ریشه منکر وجود آن حضرت بوده‏‌ا‌ند و کسی در فکر وی نبوده تا بخواهد از جا و مکان حضرت اطلاعی به دست آورد و او را بشناسد.
# در پیرامون مطلبی است که در [[روایت]] [[ابو بصیر]] است، که حضرت در [[مدینه]] ساکن شده و در آنجا به سر می‌برد. این مطلب را [[روایت]] ابن مهزیار - که طبق آن جای حضرت فقط بیابان‌ها و صحراها می‌باشد - نفی می‌کند. و نیز با روایاتی که دیدار [[امام]] {{ع}} را در دوران [[غیبت صغری]] و کبری، در جاهای دیگری غیر از [[مدینه]] [[نقل]] کرده‌‏اند، منافات دارد. با در نظر گرفتن این مطالب [[روایت]] [[ابو بصیر]] قابل [[استدلال]] نخواهد بود. با صرف نظر از این منافات و تناقض، به سر بردن در [[مدینه]]، با قواعد عمومی که دانسته شد - چه نظریه اول را قبول داشته باشیم و چه نظریه دوم را - منافاتی ندارد. و اما بنابر نظریه پنهانی بدن آن حضرت، پس امکان این هست که محل سکونت آن حضرت را در [[مدینه]] فرض کنیم و هیچ‏‌گونه اشکال و یا دشواری پیش نخواهد آمد. و اما بنابر نظریه پنهانی عنوان و شخصیت، باید سکونت در [[مدینه]] را طوری در نظر بگیریم که کسی از وضع آن حضرت [[آگاه]] نگردد. زیرا زندگی کردن برای مدتی طولانی در یک مکان، عادتا سبب جلب توجه [[مردم]] و شناخته شدن [[امام]] {{ع}} می‌شود. پس به ناچار باید فرض کنیم که در هر دوره در یک جا زندگی می‌کند، به طوری که اگر معدل‌‏گیری کنیم، بیش از هر جای دیگر در [[مدینه]] سکونت داشته باشد. و اینگونه سکونت در یک شهر موجب پیدایش ظن و گمانی نسبت به شخصیت آن حضرت نمی‌گردد. و شاید این برای [[امام]] {{ع}} مناسب‏تر باشد؛ زیرا که آن حضرت مجاورت مدفن و روضه مبارکه جد بزرگوار خویش حضرت [[رسول اکرم]] {{صل}} را، و نیز نزدیک بودن به مکان [[حج]] را - برای اینکه هر ساله این [[سنت]] را بجا آورد - [[دوست]] دارد. به‌خصوص آنکه اغلب ساکنان [[مدینه]] در اکثر قرن‌های [[تاریخ اسلام]] - اگر نگوییم در تمامی آنها - از ریشه منکر وجود آن حضرت بوده‏‌ا‌ند و کسی در فکر وی نبوده تا بخواهد از جا و مکان حضرت اطلاعی به دست آورد و او را بشناسد.
# درباره [[اختلاف]] مضمون دو [[روایت]]، پیرامون معاشرت و عدم معاشرت بعضی از [[مردم]] با آن بزرگوار می‌باشد. برای سنجش این دو موضوع باید مضمون آن دو را بر قواعد عمومی عرضه کنیم و ببینیم کدامیک مطابقت بیشتری دارد. نتیجه موازنه و سنجش، بر حسب اینکه کدامیک از دو نظریه اساسی در مورد نحوه [[غیبت]] درست باشد، [[اختلاف]] پیدا می‌کند. اگر نظریه اول را بپذیریم، ترجیح با [[روایت]] [[مفضل]] بن [[عمر]] است، گرچه از تمام جهات با آن نظریه تطبیق نمی‌کند، زیرا در این [[روایت]] آمده است که خدمتکار مخصوص حضرت، آن بزرگوار را می‌شناسد و خدمت ایشان می‌رسد. اما اگر نظریه دوم را بپذیریم، بهتر آن است که [[روایت]] [[ابو بصیر]] را قبول کنیم. اگر چه این هم از تمام جهات مطابقت نخواهد داشت، زیرا معاشرین و آشنایان [[حضرت مهدی]] {{ع}} را در هر زمان، در سی نفر منحصر می‌سازد، به طوری که اگر آنها نباشند، آن حضرت {{ع}} در تنهایی و دلتنگی به سر می‌برد، ولی طبق نظریه دوم نیازی به سی نفر نخواهد داشت، زیرا می‌تواند به صورت ناشناس در اجتماعات شرکت کند و با هر کس که می‌خواهد تماس بگیرد. آری می‌شود گفت که فقط سی نفر هستند که می‌توانند از موقعیت و واقعیت آن حضرت [[آگاهی]] داشته باشند. اما البته این توجیه - اگر چه باریک و دقیق است - ولی طبق آن، دیگر نبود آن سی نفر موجب تنهایی دلتنگ سازنده نخواهد بود.
# درباره [[اختلاف]] مضمون دو [[روایت]]، پیرامون معاشرت و عدم معاشرت بعضی از [[مردم]] با آن بزرگوار می‌باشد. برای سنجش این دو موضوع باید مضمون آن دو را بر قواعد عمومی عرضه کنیم و ببینیم کدامیک مطابقت بیشتری دارد. نتیجه موازنه و سنجش، بر حسب اینکه کدامیک از دو نظریه اساسی در مورد نحوه [[غیبت]] درست باشد، [[اختلاف]] پیدا می‌کند. اگر نظریه اول را بپذیریم، ترجیح با [[روایت]] [[مفضل]] بن [[عمر]] است، گرچه از تمام جهات با آن نظریه تطبیق نمی‌کند، زیرا در این [[روایت]] آمده است که خدمتکار مخصوص حضرت، آن بزرگوار را می‌شناسد و خدمت ایشان می‌رسد. اما اگر نظریه دوم را بپذیریم، بهتر آن است که [[روایت]] [[ابو بصیر]] را قبول کنیم. اگر چه این هم از تمام جهات مطابقت نخواهد داشت، زیرا معاشرین و آشنایان [[حضرت مهدی]] {{ع}} را در هر زمان، در سی نفر منحصر می‌سازد، به طوری که اگر آنها نباشند، آن حضرت {{ع}} در تنهایی و دلتنگی به سر می‌برد، ولی طبق نظریه دوم نیازی به سی نفر نخواهد داشت، زیرا می‌تواند به صورت ناشناس در اجتماعات شرکت کند و با هر کس که می‌خواهد تماس بگیرد. آری می‌شود گفت که فقط سی نفر هستند که می‌توانند از موقعیت و واقعیت آن حضرت [[آگاهی]] داشته باشند. اما البته این توجیه - اگر چه باریک و دقیق است - ولی طبق آن، دیگر نبود آن سی نفر موجب تنهایی دلتنگ سازنده نخواهد بود.
# مطلبی است که هر دو [[روایت]] در آن صراحت دارند، و آن اینکه آن حضرت از [[مردم]] کناره‌‏گیری می‌کنند. این مطلب را به یکی از دو [[وجه]] ذیل می‌‏توان حمل نمود:
# مطلبی است که هر دو [[روایت]] در آن صراحت دارند، و آن اینکه آن حضرت از [[مردم]] کناره‌‏گیری می‌کنند. این مطلب را به یکی از دو [[وجه]] ذیل می‌‏توان حمل نمود:
خط ۲۰۲: خط ۲۰۲:
* بحث از محل اقامت و سکونت [[امام مهدی]] {{ع}} و در زمان [[غیبت]] در هر دو فرض مطرح می‌شود، ولی به نظر می‌رسد در فرض دوم، این موضوع کمتر جای بحث دارد و آن حضرت با مخفی داشتن هویت خود، هر کجا که بخواهد، می‌تواند زندگی کند.
* بحث از محل اقامت و سکونت [[امام مهدی]] {{ع}} و در زمان [[غیبت]] در هر دو فرض مطرح می‌شود، ولی به نظر می‌رسد در فرض دوم، این موضوع کمتر جای بحث دارد و آن حضرت با مخفی داشتن هویت خود، هر کجا که بخواهد، می‌تواند زندگی کند.
* در زمینه محل اقامت [[امام مهدی]] {{ع}}، روایت‌های گوناگونی وجود دارد که با توجه به آنها، محل‌های احتمالی اقامت آن حضرت را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:  
* در زمینه محل اقامت [[امام مهدی]] {{ع}}، روایت‌های گوناگونی وجود دارد که با توجه به آنها، محل‌های احتمالی اقامت آن حضرت را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:  
# '''محل‌های دوردست و ناآشنا:''' برخی [[روایات]]، محل خاصی را برای اقامت [[امام مهدی]] {{ع}} از تعیین نمی‌کنند و [[جایگاه]] ایشان را در بیابان‌ها و کوه‌ها، مکان‌های دوردست و محل‌هایی می‌دانند که هیچ کس از آن [[آگاهی]] ندارد. از جمله در روایتی که از خود آن حضرت [[نقل]] شده است، ایشان خطاب به [[علی بن مهزیار]] می‌فرماید: "ای پسر مهزیار! پدرم [[ابو محمد]] از من [[پیمان]] گرفت که هرگز با قومی که [[خداوند]] بر آنها [[خشم]] گرفته، آنها را لعنت کرده، برای آنها در [[دنیا]] و [[آخرت]] بیچارگی رقم خورده و عذابی دردناک در [[انتظار]] آنان است، همنشین نباشم و به من [[دستور]] داد که برای اقامت، کوه‌های سخت و سرزمین‌های خشک و دوردست را برگزینم<ref>کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۱۶۱.</ref>. همچنین آن حضرت در [[توقیع]] شریفی که خطاب به [[شیخ مفید]] صادر شده است، در این زمینه می‌فرماید: ما بر اساس آنچه [[خدای تعالی]] برای ما و [[شیعیان]] [[مؤمنان]] [[مصلحت]] دیده، تا زمانی که [[دولت]] [[دنیا]] از آن [[فاسقان]] است، در سرزمین‌های دوردستی که از [[جایگاه]] [[ستمگران]] دور است، سکنا گزیده‌ایم، ولی از آنچه بر شما می‌گذرد، آگاهیم و هیچ یک از [[اخبار]] شما بر ما پوشیده نمی‌ماند<ref>احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، تحقیق: ابراهیم البهادری، محقا، مادی به، اشراف: جعفر سبحانی، چاپ اول، قم، اسوه، ۱۴۱۳ ه . ق، ج ۲، صص ۵۹۷ و ۵۹۸؛ بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۶.</ref>. در روایتی که پیش از این از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شد، آن حضرت، [[جایگاه]] [[امام مهدی]] {{ع}} را جایی ناشناس معرفی می‌کند که جز معدود افرادی از آن [[آگاهی]] ندارند: و هیچ کس از [[دوست]] و بیگانه از جایگاهش [[آگاهی]] نمی‌یابد، مگر همان خدمت‌گزاری که به کارهای او می‌رسد<ref>کتاب الغیبة (نعمانی)، ص ۱۷۲، ح ۵.</ref>. این گونه [[روایات]]، گویای آن است که [[امام مهدی]] {{ع}} بر اساس [[امر الهی]]، در مکان‌هایی ناشناخته، دور از دسترس، به دور از شهرها و آبادی‌ها زندگی می‌کند و کسی از محل اقامت آن حضرت [[آگاه]] نیست.
# '''محل‌های دوردست و ناآشنا:''' برخی [[روایات]]، محل خاصی را برای اقامت [[امام مهدی]] {{ع}} از تعیین نمی‌کنند و [[جایگاه]] ایشان را در بیابان‌ها و کوه‌ها، مکان‌های دوردست و محل‌هایی می‌دانند که هیچ کس از آن [[آگاهی]] ندارد. از جمله در روایتی که از خود آن حضرت [[نقل]] شده است، ایشان خطاب به [[علی بن مهزیار]] می‌فرماید: "ای پسر مهزیار! پدرم [[ابو محمد]] از من [[پیمان]] گرفت که هرگز با قومی که [[خداوند]] بر آنها [[خشم]] گرفته، آنها را لعنت کرده، برای آنها در [[دنیا]] و [[آخرت]] بیچارگی رقم خورده و عذابی دردناک در [[انتظار]] آنان است، همنشین نباشم و به من [[دستور]] داد که برای اقامت، کوه‌های سخت و سرزمین‌های خشک و دوردست را برگزینم<ref>کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۱۶۱.</ref>. همچنین آن حضرت در [[توقیع]] شریفی که خطاب به [[شیخ مفید]] صادر شده است، در این زمینه می‌فرماید: ما بر اساس آنچه [[خدای تعالی]] برای ما و [[شیعیان]] [[مؤمنان]] [[مصلحت]] دیده، تا زمانی که [[دولت]] [[دنیا]] از آن [[فاسقان]] است، در سرزمین‌های دوردستی که از [[جایگاه]] [[ستمگران]] دور است، ساکن شده‌ایم، ولی از آنچه بر شما می‌گذرد، آگاهیم و هیچ یک از [[اخبار]] شما بر ما پوشیده نمی‌ماند<ref>احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، تحقیق: ابراهیم البهادری، محقا، مادی به، اشراف: جعفر سبحانی، چاپ اول، قم، اسوه، ۱۴۱۳ ه . ق، ج ۲، صص ۵۹۷ و ۵۹۸؛ بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۶.</ref>. در روایتی که پیش از این از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شد، آن حضرت، [[جایگاه]] [[امام مهدی]] {{ع}} را جایی ناشناس معرفی می‌کند که جز معدود افرادی از آن [[آگاهی]] ندارند: و هیچ کس از [[دوست]] و بیگانه از جایگاهش [[آگاهی]] نمی‌یابد، مگر همان خدمت‌گزاری که به کارهای او می‌رسد<ref>کتاب الغیبة (نعمانی)، ص ۱۷۲، ح ۵.</ref>. این گونه [[روایات]]، گویای آن است که [[امام مهدی]] {{ع}} بر اساس [[امر الهی]]، در مکان‌هایی ناشناخته، دور از دسترس، به دور از شهرها و آبادی‌ها زندگی می‌کند و کسی از محل اقامت آن حضرت [[آگاه]] نیست.
# '''محل‌های خاص و شناخته شده:''' در برخی [[روایات]]، از مکان‌هایی خاص به عنوان اقامت‌گاه [[امام مهدی]] {{ع}} در دوران [[غیبت]] یاد شده است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
# '''محل‌های خاص و شناخته شده:''' در برخی [[روایات]]، از مکان‌هایی خاص به عنوان اقامت‌گاه [[امام مهدی]] {{ع}} در دوران [[غیبت]] یاد شده است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
## '''[[مدینه]]:''' در برخی [[روایات]]، از [[مدینه|مدینه منوره]] به عنوان محل اقامت [[امام زمان|امام عصر]] {{ع}} یاد شده است. در روایتی که از [[امام محمد باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: [[صاحب]] این [[امر]] ناگزیر از کناره گیری است و او در [زمان] کناره‌گیری خود، ناگزیر از داشتن نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [[[مدینه]]] [[طیبه]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، چاپ چهاردهم: تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵، ج ص ۳۴۰؛ کتاب الغیبه (طوسی)، ص ۱۰۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳، ح ۶.</ref>. در کتاب شریف بحار الأنوار ذیل این [[روایت]] چنین آمده است: [[طیبه]] یکی از نام‌های [[مدینه]] است. این [[روایت]] دلالت می‌کند که آن [[امام مهدی|حضرت]] {{ع}} غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت می‌کند که همواره با ایشان سی نفر از [[یاران]] خاصشان هستند و اگر یکی از آنها بمیرد، کس دیگری جایگزین او می‌شود<ref>بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳</ref>. در [[روایت]] دیگری که از [[امام حسن عسکری]] {{ع}} از [[نقل]] شده است، آن حضرت در پاسخ این پرسش [[راوی]] که می‌پرسد: "اگر حادثه‌ای برای شما روی دهد، سراغ فرزندتان را از کجا بگیریم؟" می‌فرماید: "در [[مدینه]]" <ref> الکافی، ج ۱، ص ۳۲۸، ح ۲؛ کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۱۳۹؛ بحارالأنوار، ج ۵۱، ص۱۶۱، ح۱۱.</ref>.  
## '''[[مدینه]]:''' در برخی [[روایات]]، از [[مدینه|مدینه منوره]] به عنوان محل اقامت [[امام زمان|امام عصر]] {{ع}} یاد شده است. در روایتی که از [[امام محمد باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: [[صاحب]] این [[امر]] ناگزیر از کناره گیری است و او در [زمان] کناره‌گیری خود، ناگزیر از داشتن نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [[[مدینه]]] [[طیبه]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، چاپ چهاردهم: تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵، ج ص ۳۴۰؛ کتاب الغیبه (طوسی)، ص ۱۰۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳، ح ۶.</ref>. در کتاب شریف بحار الأنوار ذیل این [[روایت]] چنین آمده است: [[طیبه]] یکی از نام‌های [[مدینه]] است. این [[روایت]] دلالت می‌کند که آن [[امام مهدی|حضرت]] {{ع}} غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت می‌کند که همواره با ایشان سی نفر از [[یاران]] خاصشان هستند و اگر یکی از آنها بمیرد، کس دیگری جایگزین او می‌شود<ref>بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳</ref>. در [[روایت]] دیگری که از [[امام حسن عسکری]] {{ع}} از [[نقل]] شده است، آن حضرت در پاسخ این پرسش [[راوی]] که می‌پرسد: "اگر حادثه‌ای برای شما روی دهد، سراغ فرزندتان را از کجا بگیریم؟" می‌فرماید: "در [[مدینه]]" <ref> الکافی، ج ۱، ص ۳۲۸، ح ۲؛ کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۱۳۹؛ بحارالأنوار، ج ۵۱، ص۱۶۱، ح۱۱.</ref>.  
۲۲۴٬۷۸۹

ویرایش