عصمت پیامبران در معارف و سیره رضوی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
#'''[[عصمت]] به معنای ملکه''': پس از آنکه [[شیخ مفید]] عصمت را به [[لطف]] تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، مرحوم [[خواجه نصیرالدین طوسی]] آن را به نقل از [[فلاسفه]]، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکهای است که با وجود آن، از صاحبش [[گناهان]] صادر نمیشود و این بنا بر [[اندیشه]] حکماست<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹؛ عضدالدین ایجی نیز این تعریف را به حکما نسبت میدهد. ایجی عضدالدین، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰ البته مرحوم خواجه در برخی موارد نیز عصمت را به لطف تعریف کرده است. ر.ک: خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص الحصل، ص۵۲۵.</ref>. پس از خواجه برخی از [[متکلمان]] معاصر و متأخر از او نیز این تعریف را در کتابهای خود ارائه کردند<ref>میثم بن علی بن میثم بحرانی، النجاة فی یوم القیامة، ص۵۵؛ حسن بن یوسف حلی، کشف المراد، ص۴۹۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۴ - ۳۵.</ref> | #'''[[عصمت]] به معنای ملکه''': پس از آنکه [[شیخ مفید]] عصمت را به [[لطف]] تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، مرحوم [[خواجه نصیرالدین طوسی]] آن را به نقل از [[فلاسفه]]، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکهای است که با وجود آن، از صاحبش [[گناهان]] صادر نمیشود و این بنا بر [[اندیشه]] حکماست<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹؛ عضدالدین ایجی نیز این تعریف را به حکما نسبت میدهد. ایجی عضدالدین، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰ البته مرحوم خواجه در برخی موارد نیز عصمت را به لطف تعریف کرده است. ر.ک: خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص الحصل، ص۵۲۵.</ref>. پس از خواجه برخی از [[متکلمان]] معاصر و متأخر از او نیز این تعریف را در کتابهای خود ارائه کردند<ref>میثم بن علی بن میثم بحرانی، النجاة فی یوم القیامة، ص۵۵؛ حسن بن یوسف حلی، کشف المراد، ص۴۹۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۴ - ۳۵.</ref> | ||
== امام رضا و عصمت پیامبران {{ع}} == | |||
نگاهی کوتاه به [[حیات]] پربرکت امام رضا {{ع}}، به ویژه سه سال آخر عمر ایشان، تأکید ایشان بر تبیین [[معارف اعتقادی]] را نشان میدهد. حضور [[دانشمندان]] [[ادیان]] و [[مذاهب]] گوناگون در دربار مأمون عباسی، در تبیین نوع [[معارف]] صادر شده از آن [[حضرت]] بیتأثیر نبوده است؛ زیرا اغلب مباحث مطرح شده در آن محافل، مسائل اصولی و بنیادین میان ادیان و مذاهب بوده است. نگاهی اجمالی به کتاب [[شریف]] [[عیون]] [[اخبار]] الرضار {{ع}} میتواند پرده از این [[واقعیت]] بردارد. | نگاهی کوتاه به [[حیات]] پربرکت امام رضا {{ع}}، به ویژه سه سال آخر عمر ایشان، تأکید ایشان بر تبیین [[معارف اعتقادی]] را نشان میدهد. حضور [[دانشمندان]] [[ادیان]] و [[مذاهب]] گوناگون در دربار مأمون عباسی، در تبیین نوع [[معارف]] صادر شده از آن [[حضرت]] بیتأثیر نبوده است؛ زیرا اغلب مباحث مطرح شده در آن محافل، مسائل اصولی و بنیادین میان ادیان و مذاهب بوده است. نگاهی اجمالی به کتاب [[شریف]] [[عیون]] [[اخبار]] الرضار {{ع}} میتواند پرده از این [[واقعیت]] بردارد. | ||
== تصریح به عصمت پیامبران === | |||
از مباحث اعتقادیای که در بارگاه مأمون عباسی و به طور کلی در سرزمین ایران از امام رضا {{ع}} میپرسیدند، مسئله [[عصمت]]، به ویژه [[عصمت پیامبران]] بوده است. در بارگاه [[مأمون]]، بارها درباره عصمت پیامبران از امام رضا {{ع}} پرسیدند. [[اباصلت هروی]] در این باره نقل میکند که روزی مأمون عباسی، بزرگان ادیان و مذاهب را جمع کرد. [[علی بن محمد بن جهم]] از امام {{ع}} پرسید: «ای فرزند [[رسول خدا]]، آیا قایل به عصمت پیامبران هستی؟ فرمود: بله»<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۰.</ref>. | از مباحث اعتقادیای که در بارگاه مأمون عباسی و به طور کلی در سرزمین ایران از امام رضا {{ع}} میپرسیدند، مسئله [[عصمت]]، به ویژه [[عصمت پیامبران]] بوده است. در بارگاه [[مأمون]]، بارها درباره عصمت پیامبران از امام رضا {{ع}} پرسیدند. [[اباصلت هروی]] در این باره نقل میکند که روزی مأمون عباسی، بزرگان ادیان و مذاهب را جمع کرد. [[علی بن محمد بن جهم]] از امام {{ع}} پرسید: «ای فرزند [[رسول خدا]]، آیا قایل به عصمت پیامبران هستی؟ فرمود: بله»<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۰.</ref>. | ||
در مجلس دیگری نیز خود مأمون عباسی همین [[پرسش]] را خدمت امام مطرح کرد و همان پاسخ را شنید<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۴.</ref>. | در مجلس دیگری نیز خود مأمون عباسی همین [[پرسش]] را خدمت امام مطرح کرد و همان پاسخ را شنید<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۴.</ref>. | ||
در این [[روایت]] [[امام]] {{ع}} میان [[زمان]] پیش از [[نبوت]] و پس از آن یا خود گناهان صغیره تفاوتی قایل نیست؛ اما در بیانی دیگر جواز صدور گناهان صغیره از پیامبران را به زمان پیش از نبوت [[مقید]] میکند و ظاهراً گناهان صغیره را نیز به طور مطلق بخشوده و مجاز نمیداند. ایشان در [[مقام]] [[پاسخگویی]] به پرسشی درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى}}<ref>«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref> میفرماید: «آن [[عصیان]]، از گناهان صغیره بخشیدهشدهای است که پیش از [[نزول وحی]] برای آنها جایز و به آنان رواست. پس هنگامی که [[خداوند]] آنها را برگزید و به آنان مقام [[پیامبری]] داد، [[معصوم]] بودند و [[مرتکب گناه]] صغیره و [[کبیره]] نمیشدند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا كَانَ مِنَ الصَّغَائِرِ الْمَوْهُوبَةِ الَّتِي تَجُوزُ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ قَبْلَ نُزُولِ الْوَحْيِ عَلَيْهِمْ فَلَمَّا اجْتَبَاهُ اللَّهُ تَعَالَى وَ جَعَلَهُ نَبِيّاً كَانَ مَعْصُوماً لَا يُذْنِبُ صَغِيرَةً وَ لَا كَبِيرَةً}}؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۴).</ref>. | == عصمت انبیا پیش از نبوت و پس از آن === | ||
در این [[روایت]] [[امام]] {{ع}} میان [[زمان]] پیش از [[نبوت]] و پس از آن یا خود گناهان صغیره تفاوتی قایل نیست؛ اما در بیانی دیگر جواز صدور گناهان صغیره از پیامبران را به زمان پیش از نبوت [[مقید]] میکند و ظاهراً گناهان صغیره را نیز به طور مطلق بخشوده و مجاز نمیداند. | |||
ایشان در [[مقام]] [[پاسخگویی]] به پرسشی درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى}}<ref>«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref> میفرماید: «آن [[عصیان]]، از گناهان صغیره بخشیدهشدهای است که پیش از [[نزول وحی]] برای آنها جایز و به آنان رواست. پس هنگامی که [[خداوند]] آنها را برگزید و به آنان مقام [[پیامبری]] داد، [[معصوم]] بودند و [[مرتکب گناه]] صغیره و [[کبیره]] نمیشدند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا كَانَ مِنَ الصَّغَائِرِ الْمَوْهُوبَةِ الَّتِي تَجُوزُ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ قَبْلَ نُزُولِ الْوَحْيِ عَلَيْهِمْ فَلَمَّا اجْتَبَاهُ اللَّهُ تَعَالَى وَ جَعَلَهُ نَبِيّاً كَانَ مَعْصُوماً لَا يُذْنِبُ صَغِيرَةً وَ لَا كَبِيرَةً}}؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۴).</ref>. | |||
نتیجهای که میتوان از این بیانات گرفت، آن است که اولاً، در آنها تلقی [[عصمت]]، تنها عصمت از [[گناه]] است؛ ثانیاً، [[پیامبران]] دستکم پیش از [[نبوت]] از برخی [[گناهان]] [[صغیره]]، [[معصوم]] نیستند؛ اما از سایر گناهان در آن [[زمان]] و از همه گناهان پس از [[تصدی]] [[منصب نبوت]] معصوماند. | نتیجهای که میتوان از این بیانات گرفت، آن است که اولاً، در آنها تلقی [[عصمت]]، تنها عصمت از [[گناه]] است؛ ثانیاً، [[پیامبران]] دستکم پیش از [[نبوت]] از برخی [[گناهان]] [[صغیره]]، [[معصوم]] نیستند؛ اما از سایر گناهان در آن [[زمان]] و از همه گناهان پس از [[تصدی]] [[منصب نبوت]] معصوماند. | ||
[[امام رضا]] {{ع}} در بخش دیگری از بیانات خود به شبهههای [[عصمت پیامبران]] پاسخ میدهند. | |||
=== پاسخ به شبهات قرآنی عصمت پیامبران === | |||
[[امام رضا]] {{ع}} در بخش دیگری از بیانات خود به شبهههای [[عصمت پیامبران]] پاسخ میدهند. [[قرآن کریم]] دربردارنده [[آیات]] فراوانی است که به ظاهر نسبت داشتن گناه و [[عصیان]] را با [[پیامبران الهی]] ثابت میکند. وجود چنین آیاتی، سبب شده بود تا برای برخی از [[دانشمندان]] [[عصر امام رضا]] {{ع}} و نیز شخص [[مأمون عباسی]] [[شبهه]] ایجاد شود. آنان که از دیدگاه [[امام]] {{ع}} درباره عصمت پیامبران [[آگاه]] بودند، با طرح آن آیات در صدد شنیدن پاسخ امام {{ع}} در این باره بودند. | |||
[[علی بن محمد بن جهم]] در محفل [[علمی]] باشکوهی که در حضور مأمون عباسی و دانشمندان [[ادیان]] و [[مذاهب]] گوناگون آن زمان برپا شده بود، با [[تمسک]] به [[آیات قرآن کریم]]، در صدد خدشه وارد کردن به عصمت برخی از پیامبران بود. امام {{ع}} پس از شنیدن سخنان او، با [[تندی]] وی را از [[تفسیر به رأی]] و متهم کردن پیامبران به [[ارتکاب گناه]] برحذر داشت<ref>{{متن حدیث|وَيْحَكَ يَا عَلِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لَا تَنْسُبْ إِلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ الْفَوَاحِشَ وَ لَا تَتَأَوَّلْ كِتَابَ اللَّهِ بِرَأْيِكَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ قَالَ {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ}}}}؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۰- ۱۷۱).</ref>. | [[علی بن محمد بن جهم]] در محفل [[علمی]] باشکوهی که در حضور مأمون عباسی و دانشمندان [[ادیان]] و [[مذاهب]] گوناگون آن زمان برپا شده بود، با [[تمسک]] به [[آیات قرآن کریم]]، در صدد خدشه وارد کردن به عصمت برخی از پیامبران بود. امام {{ع}} پس از شنیدن سخنان او، با [[تندی]] وی را از [[تفسیر به رأی]] و متهم کردن پیامبران به [[ارتکاب گناه]] برحذر داشت<ref>{{متن حدیث|وَيْحَكَ يَا عَلِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لَا تَنْسُبْ إِلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ الْفَوَاحِشَ وَ لَا تَتَأَوَّلْ كِتَابَ اللَّهِ بِرَأْيِكَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ قَالَ {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ}}}}؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۰- ۱۷۱).</ref>. | ||
مأمون عباسی | |||
نگاهی دقیق به متناظرات شکل گرفته، نشان این [[واقعیت]] است که در همه موارد، امام {{ع}} پاسخگوی شبهههای [[عصمت پیامبران]] از [[گناهان]] بوده است؛ زیرا [[پرسش]] کنندگان، [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى}}<ref>«و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref> را برای [[نقض]] [[عصمت حضرت آدم]] به کار بردند که موهم صدور [[عصیان]] و [[گناه]] از وی است. همچنین آنان آیه {{متن قرآن|لَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي}}<ref>«و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم» سوره انعام، آیه ۷۶.</ref> را برای نقض [[عصمت حضرت ابراهیم]] {{ع}} به زبان آوردند که موهم ستارهپرستی آن [[حضرت]] است. نیز از آیه {{متن قرآن|وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ}}<ref>«و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت و گمان برد که هیچگاه او را در تنگنا نمینهیم پس در آن تاریکیها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بیگمان من از ستمکاران بودهام» سوره انبیاء، آیه ۸۷.</ref> برای نقض [[عصمت]] [[حضرت یونس]] {{ع}} استفاده کردند که موهم آن است که حضرت یونس {{ع}} [[گمان]] کرده است که [[خدا]] نمیتواند به او دست یابد. همچنین آنان با طرح آیه معروف {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> در صدد خدشهدار کردن [[عصمت حضرت یوسف]] {{ع}} برآمدند. [[شبهه]] کنندگان با طرح آیه {{متن قرآن|وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ}}<ref>«و داود دانست که ما او را آزمودهایم» سوره ص، آیه ۲۴.</ref> در صدد لکهدار کردن دامن [[حضرت داوود]] {{ع}} - با ساختن داستان [[دل]] باختن او به [[همسر]] «اوریا» - برآمدند. [[پرسشگران]]، از جمله خود [[مأمون عباسی]]، با طرح آیاتی همچون {{متن قرآن|فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ}}<ref>«پس موسی مشتی بر او زد که او را کشت، (موسی) گفت: این از کار شیطان است» سوره قصص، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«گفت: آن را هنگامی کردم که از ناآگاهان بودم» سوره شعراء، آیه ۲۰.</ref> و {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي}}<ref>«و چون موسی به وعدهگاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم» سوره اعراف، آیه ۱۴۳.</ref> در صدد صدمه زدن به [[عصمت حضرت موسی]] {{ع}} نیز بودند که همگی ناظر به [[عصمت]] از گناهاند. | |||
مأمون عباسی در جلسه دیگری از امام {{ع}} درباره معنای برخی از آیاتی که موجب توهم نسبت گناه به پیامبران میشد، پرسشهایی پرسید. به طور کلی [[حضرت آدم]]، [[ابراهیم]]، [[یونس]]، یوسف، [[داوود]]، [[موسی]] و محمد {{صل}}، پیامبرانی بودند که درباره عصمت آنان [[پرسشها]] و شبهاتی مطرح شد، و [[امام]] {{ع}} به آنها پاسخ داد. | |||
نگاهی دقیق به متناظرات شکل گرفته، نشان این [[واقعیت]] است که در همه موارد، امام {{ع}} پاسخگوی شبهههای [[عصمت پیامبران]] از [[گناهان]] بوده است؛ زیرا [[پرسش]] کنندگان، [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى}}<ref>«و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref> را برای [[نقض]] [[عصمت حضرت آدم]] به کار بردند که موهم صدور [[عصیان]] و [[گناه]] از وی است. | |||
همچنین آنان آیه {{متن قرآن|لَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي}}<ref>«و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم» سوره انعام، آیه ۷۶.</ref> را برای نقض [[عصمت حضرت ابراهیم]] {{ع}} به زبان آوردند که موهم ستارهپرستی آن [[حضرت]] است. | |||
نیز از آیه {{متن قرآن|وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ}}<ref>«و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت و گمان برد که هیچگاه او را در تنگنا نمینهیم پس در آن تاریکیها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بیگمان من از ستمکاران بودهام» سوره انبیاء، آیه ۸۷.</ref> برای نقض [[عصمت]] [[حضرت یونس]] {{ع}} استفاده کردند که موهم آن است که حضرت یونس {{ع}} [[گمان]] کرده است که [[خدا]] نمیتواند به او دست یابد. | |||
همچنین آنان با طرح آیه معروف {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> در صدد خدشهدار کردن [[عصمت حضرت یوسف]] {{ع}} برآمدند. | |||
[[شبهه]] کنندگان با طرح آیه {{متن قرآن|وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ}}<ref>«و داود دانست که ما او را آزمودهایم» سوره ص، آیه ۲۴.</ref> در صدد لکهدار کردن دامن [[حضرت داوود]] {{ع}} - با ساختن داستان [[دل]] باختن او به [[همسر]] «اوریا» - برآمدند. | |||
[[پرسشگران]]، از جمله خود [[مأمون عباسی]]، با طرح آیاتی همچون {{متن قرآن|فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ}}<ref>«پس موسی مشتی بر او زد که او را کشت، (موسی) گفت: این از کار شیطان است» سوره قصص، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«گفت: آن را هنگامی کردم که از ناآگاهان بودم» سوره شعراء، آیه ۲۰.</ref> و {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي}}<ref>«و چون موسی به وعدهگاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم» سوره اعراف، آیه ۱۴۳.</ref> در صدد صدمه زدن به [[عصمت حضرت موسی]] {{ع}} نیز بودند که همگی ناظر به [[عصمت]] از گناهاند. | |||
همه پاسخهای [[امام رضا]] {{ع}} نیز مؤید تقریر همین مفهوم از عصمت (عصمت از [[گناه]]) است. افزون بر آنکه [[تفسیر]] آن [[حضرت]] از [[آیه]] {{متن قرآن|وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ}}، گویای صدور [[اشتباه]] از [[حضرت داوود]] {{ع}} در امر [[قضاوت]] است؛ بدین معنا که [[امام]] {{ع}} در تفسیر این آیه میفرماید: «[[خداوند]] دو [[فرشته]] را فرستاد تا به محل [[عبادت]] [[داوود]] {{ع}} بروند. آن دو فرشته به داوود {{ع}} گفتند که ما [[دشمن]] یکدیگریم، و تو میان ما [[حکم]] کن. یکی از آن دو نفر گفت: ای داوود، این [[مرد]] [[برادر]] من است و ۹۹ میش دارد، و من تنها یک میش دارم. او به من گفته است که مرا کفیل گردان تا آن میش نیز از آن من باشد». | همه پاسخهای [[امام رضا]] {{ع}} نیز مؤید تقریر همین مفهوم از عصمت (عصمت از [[گناه]]) است. افزون بر آنکه [[تفسیر]] آن [[حضرت]] از [[آیه]] {{متن قرآن|وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ}}، گویای صدور [[اشتباه]] از [[حضرت داوود]] {{ع}} در امر [[قضاوت]] است؛ بدین معنا که [[امام]] {{ع}} در تفسیر این آیه میفرماید: «[[خداوند]] دو [[فرشته]] را فرستاد تا به محل [[عبادت]] [[داوود]] {{ع}} بروند. آن دو فرشته به داوود {{ع}} گفتند که ما [[دشمن]] یکدیگریم، و تو میان ما [[حکم]] کن. یکی از آن دو نفر گفت: ای داوود، این [[مرد]] [[برادر]] من است و ۹۹ میش دارد، و من تنها یک میش دارم. او به من گفته است که مرا کفیل گردان تا آن میش نیز از آن من باشد». | ||
امام {{ع}} پس از آن فرمود: {{متن حدیث|فَعَجَّلَ دَاوُدُ {{ع}} عَلَى الْمُدَّعَى عَلَيْهِ فَقَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ لَمْ يَسْأَلِ الْمُدَّعِيَ الْبَيِّنَةَ عَلَى ذَلِكَ... فَكَانَ هَذَا خَطِيئَةُ رَسْمِ الْحُكْمِ}}<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۲.</ref>؛ «[[داوود]] {{ع}} در [[حکم]] کردن بر مدعی علیه [[عجله]] کرد و بدون آنکه از مدعی [[طلب]] [[شاهد]] کند، گفت که برادرت بر تو [[ستم]] کرده است. خطای داوود {{ع}} چنین بوده است». | امام {{ع}} پس از آن فرمود: {{متن حدیث|فَعَجَّلَ دَاوُدُ {{ع}} عَلَى الْمُدَّعَى عَلَيْهِ فَقَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ لَمْ يَسْأَلِ الْمُدَّعِيَ الْبَيِّنَةَ عَلَى ذَلِكَ... فَكَانَ هَذَا خَطِيئَةُ رَسْمِ الْحُكْمِ}}<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۲.</ref>؛ «[[داوود]] {{ع}} در [[حکم]] کردن بر مدعی علیه [[عجله]] کرد و بدون آنکه از مدعی [[طلب]] [[شاهد]] کند، گفت که برادرت بر تو [[ستم]] کرده است. خطای داوود {{ع}} چنین بوده است». | ||
توجه به این نکته، این مطلب را به ما میآموزد که [[امام]] {{ع}} تنها در صدد [[دفاع]] از [[عصمت پیامبران]] از [[گناه]] – و نه از [[اشتباه]] - بوده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۱۷۶.</ref>. | توجه به این نکته، این مطلب را به ما میآموزد که [[امام]] {{ع}} تنها در صدد [[دفاع]] از [[عصمت پیامبران]] از [[گناه]] – و نه از [[اشتباه]] - بوده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۱۷۶.</ref>. | ||