پرش به محتوا

دجال در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷: خط ۷:


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
از اصطلاحات بسیار رایج در «فرهنگ مهدویّت» واژۀ «ظهور» است. این کلمه از نظر لغت به معنای آشکار شدن چیزی که پیش‌تر ظاهر نبوده است.<ref> کتاب العین، ج۴، ص۳۷.</ref> در اصطلاح، ظاهر شدن [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} پس از پنهان زیستی طولانی، برای قیام و برپایی حکومت عدل جهانی است. کلمۀ «ظهور» افزون بر آشکار شدن [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} بر موارد دیگری چون آشکار شدن دولت حق<ref>[[امام علی|امیر مؤمنان]] {{ع}} در خطبه‌ای می‌فرمایند: {{متن حدیث|... سَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ، و يَمْحَقُ الْبَاطِلَ، هَا، هَا؛ طُوبى‏ لَهُمْ عَلى‏ صَبْرِهِمْ عَلى‏ دِينِهِمْ فِي حَالِ هُدْنَتِهِمْ، و يَا شَوْقَاهْ إِلى‏ رُؤْيَتِهِمْ فِي حَالِ ظُهُورِ دَوْلَتِهِم‏..}}؛ الکافی، ج۱، ص۳۳۵، ح۳.</ref>آشکار شدن امر امامان معصوم {{عم}}<ref>الغیبة للطوسی، ص۱۴؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۸۳.</ref> و پیروزی حضرت <ref>کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۵۰۷.</ref> به کار رفته است.
از اصطلاحات بسیار رایج در «[[فرهنگ]] [[مهدویّت]]» واژۀ «ظهور» است. این کلمه از نظر لغت به معنای آشکار شدن چیزی که پیش‌تر ظاهر نبوده است.<ref> کتاب العین، ج۴، ص۳۷.</ref> در اصطلاح، ظاهر شدن [[حضرت مهدی]]{{ع}} پس از [[پنهان‌زیستی]] طولانی، برای [[قیام]] و [[برپایی حکومت عدل جهانی]] است. کلمۀ «ظهور» افزون بر آشکار شدن حضرت مهدی{{ع}} بر موارد دیگری چون آشکار شدن [[دولت حق]]<ref>[[امام علی|امیر مؤمنان]]{{ع}} در خطبه‌ای می‌فرمایند: {{متن حدیث|... سَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ، و يَمْحَقُ الْبَاطِلَ، هَا، هَا؛ طُوبى‏ لَهُمْ عَلى‏ صَبْرِهِمْ عَلى‏ دِينِهِمْ فِي حَالِ هُدْنَتِهِمْ، و يَا شَوْقَاهْ إِلى‏ رُؤْيَتِهِمْ فِي حَالِ ظُهُورِ دَوْلَتِهِم‏..}}؛ الکافی، ج۱، ص۳۳۵، ح۳.</ref>آشکار شدن امر [[امامان معصوم]]{{عم}}<ref>الغیبة للطوسی، ص۱۴؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۸۳.</ref> و [[پیروزی]] حضرت <ref>کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۵۰۷.</ref> به کار رفته است.


«[[دجال]]» در زبان عربی به معنای «آب طلا» و «طلا اندود کردن» است و به همین علت، افراد بسیار دروغ‌گو که باطل را حق جلوه می‌دهند، «[[دجال]]» نامیده می‌شوند<ref> لسان العرب، ج ۴، ص ۲۹۴.</ref>.
«[[دجال]]» در [[زبان عربی]] به معنای «آب طلا» و «طلا اندود کردن» است و به همین علت، افراد بسیار [[دروغ‌گو]] که [[باطل]] را [[حق]] جلوه می‌دهند، «دجال» نامیده می‌شوند<ref> لسان العرب، ج ۴، ص۲۹۴.</ref>.


از اصطلاحاتی که دربارۀ ظهور و قیام [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} به کار رفته، «خروج» است. «خروج» در لغت نقیض «دخول» به معنای بیرون شدن <ref> کتاب العین، ج۴، ص۱۵۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۲۳۵؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۵۰۱.</ref> و در اصطلاح، به معنای ظهور یا معنای قیام است<ref>سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۶۶ (باب خروج المهدی)؛ کنزالعمال، ج۱۴، ص۲۶۱، (خروج المهدی) یادآوری می‌کنم هرگاه این واژه در روایات [[اهل سنت]] به کار رود بی‌تردید مقصود ظهور [[حضرت مهدی]] {{ع}} طبق دیدگاه [[شیعه]] نخواهد بود بلکه به معنای قیام نزدیک‌تر است.</ref>.
از اصطلاحاتی که دربارۀ ظهور و [[قیام حضرت مهدی]]{{ع}} به کار رفته، «خروج» است. «خروج» در لغت نقیض «دخول» به معنای بیرون شدن <ref> کتاب العین، ج۴، ص۱۵۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۲۳۵؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۵۰۱.</ref> و در اصطلاح، به معنای ظهور یا معنای قیام است<ref>سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۶۶ (باب خروج المهدی)؛ کنزالعمال، ج۱۴، ص۲۶۱، (خروج المهدی) یادآوری می‌کنم هرگاه این واژه در روایات [[اهل سنت]] به کار رود بی‌تردید مقصود ظهور حضرت مهدی{{ع}} طبق دیدگاه [[شیعه]] نخواهد بود بلکه به معنای قیام نزدیک‌تر است.</ref>.


«خروج» در روایات و سخنان دانشمندان دینی، بیشتر همان قیام است؛ چه اینکه [[شیخ صدوق]] در دو کتاب خود برای روایات قیام این عنوان را قرار داده است: «باب علامات خروج القائم» <ref>الخصال، ج۱، ص۳۰۳.</ref> و «ما روی فی علامات خروج القائم» <ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۴۹.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۳]]، ص ۱۰۴ ـ ۱۰۵.</ref>
«خروج» در [[روایات]] و سخنان [[دانشمندان دینی]]، بیشتر همان قیام است؛ چه اینکه [[شیخ صدوق]] در دو کتاب خود برای روایات قیام این عنوان را قرار داده است: «باب علامات خروج [[القائم]]» <ref>الخصال، ج۱، ص۳۰۳.</ref> و «ما روی فی علامات خروج القائم» <ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۴۹.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۳]]، ص۱۰۴ ـ ۱۰۵.</ref>


== [[دجال]] در ادیان آسمانی ==
== [[دجال]] در [[ادیان آسمانی]] ==
از روایات استفاده می‌شود «[[دجال]]» ستم‌کرای است که در [[آخر الزمان]]، مردم را گمراه می‌کند. البته در هر سه دین آسمانی [[یهود]]، [[مسیحیت]] و [[اسلام]]، ظهور فاسدترین ومخرّب‌ترین جریان منحط در طول تاریخ، پیش بینی و از خطر آن پرهیز داده شده است. <ref>کتاب مقدّس، عهد قدیم، زکریا ۹: ۶ و ۷ و دانیال ۷: ۱۹ ـ ۲۷ و عهد جدید، متّی ۲۴: ۱۵ ـ ۲۵ و نامه اول یوحنا ۴: ۱ ـ ۶ و مکاشفه یوحنا ۱۳: ۱۱ ـ ۱۷؛ سفینة‌البحار، ج‌۲، ص‌۱۶۲ و ۱۶۳.</ref>.
از [[روایات]] استفاده می‌شود «دجال» ستم‌کرای است که در [[آخر الزمان]]، [[مردم]] را [[گمراه]] می‌کند. البته در هر سه [[دین]] آسمانی [[یهود]]، [[مسیحیت]] و [[اسلام]]، ظهور فاسدترین ومخرّب‌ترین جریان [[منحط]] در طول [[تاریخ]]، [[پیش بینی]] و از خطر آن [[پرهیز]] داده شده است. <ref>کتاب مقدّس، عهد قدیم، زکریا ۹: ۶ و ۷ و دانیال ۷: ۱۹ ـ ۲۷ و عهد جدید، متّی ۲۴: ۱۵ ـ ۲۵ و نامه اول یوحنا ۴: ۱ ـ ۶ و مکاشفه یوحنا ۱۳: ۱۱ ـ ۱۷؛ سفینة‌البحار، ج‌۲، ص‌۱۶۲ و ۱۶۳.</ref>.


در روایاتی چند از [[خروج دجال]] جزو [[اشراط الساعه|اَشراطُ السَّاعَة]] یاد شده است<ref>صحیح مسلم، باب فی الآیات التی تکون قبل الساعة، ح ۱؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص ۵۰۷؛ ابو داوود، سنن، ج ۴، ص ۱۱۵.</ref>. برخلاف پافشاری برخی بر نشانۀ ظهور بودن آن، در منابع روایی [[شیعه]]، از آن به عنوان حادثه‌ای مهّم یاد شده که مقارن ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} رخ خواهد داد.
در روایاتی چند از [[خروج دجال]] جزو اَشراطُ السَّاعَة یاد شده است<ref>صحیح مسلم، باب فی الآیات التی تکون قبل الساعة، ح ۱؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص۵۰۷؛ ابو داوود، سنن، ج ۴، ص۱۱۵.</ref>. برخلاف پافشاری برخی بر نشانۀ ظهور بودن آن، در [[منابع روایی شیعه]]، از آن به عنوان حادثه‌ای مهّم یاد شده که مقارن [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} رخ خواهد داد.


دربارۀ [[دجال]]، چند احتمال وجود دارد:
دربارۀ دجال، چند احتمال وجود دارد:


'''احتمال نخست اینکه:''' [[دجال]]، نام شخص معیّنی نیست و هر کسی با ادعاهای پوچ و بی‌اساس و با حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، [[دجال]] است. اینکه در روایات، از «دجّال»های فراوان سخن به میان آمده، این احتمال را تقویت می‌کند. [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} فرموده است:{{متن حدیث|لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَخْرُجَ الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي وَ لَا يَخْرُجُ الْمَهْدِيُّ حَتَّى يَخْرُجَ سِتُّونَ كَذَّاباً كُلُّهُمْ يَقُولُ أَنَا نَبِي‏}}<ref> قیامت، برپا نمی‌شود تا وقتی که مهدی از فرزندانم، قیام کند. مهدی قیام نمی‌کند تا وقتی که شصت دروغ‌گو خروج کنند و هر کدام بگوید: من پیامبرم؛ الارشاد، ج ۲، ص ۳۷۱.</ref>. در روایات، از «دجّال»ها و دروغ‌گویان فراوان نام برده شده است؛ چنان که در بعضی دوازده، در برخی سی و برخی هفتاد [[دجال]] آمده است. <ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۹؛ کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۱۹۸ – ۲۰۰.</ref> از میان آنها فردی که در دروغ‌گویی، حیله‌گری و مردم فریبی، سرآمد همۀ دجالان و فتنه‌اش از همه بزرگ‌تر است، نشانۀ برپایی قیامت می‌باشد. [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} می‌فرماید: «پیش از [[خروج دجال]]، بیش از هفتاد [[دجال]] خروج خواهد کرد»<ref>کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۲۰۰.</ref>.
'''احتمال نخست اینکه:''' دجال، نام شخص معیّنی نیست و هر کسی با ادعاهای پوچ و بی‌اساس و با [[حیله‌گری]] و [[نیرنگ]]، در صدد [[فریب]] مردم باشد، دجال است. اینکه در روایات، از «[[دجّال]]»های فراوان سخن به میان آمده، این احتمال را تقویت می‌کند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرموده است:{{متن حدیث|لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَخْرُجَ الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي وَ لَا يَخْرُجُ الْمَهْدِيُّ حَتَّى يَخْرُجَ سِتُّونَ كَذَّاباً كُلُّهُمْ يَقُولُ أَنَا نَبِي‏}}<ref> قیامت، برپا نمی‌شود تا وقتی که مهدی از فرزندانم، قیام کند. مهدی قیام نمی‌کند تا وقتی که شصت دروغ‌گو خروج کنند و هر کدام بگوید: من پیامبرم؛ الارشاد، ج ۲، ص۳۷۱.</ref>. در روایات، از «دجّال»ها و [[دروغ‌گویان]] فراوان نام برده شده است؛ چنان که در بعضی [[دوازده]]، در برخی سی و برخی هفتاد دجال آمده است. <ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص۲۰۹؛ کنزالعمال، ج ۱۴، ص۱۹۸ – ۲۰۰.</ref> از میان آنها فردی که در [[دروغ‌گویی]]، [[حیله‌گری]] و [[مردم]] فریبی، سرآمد همۀ دجالان و فتنه‌اش از همه بزرگ‌تر است، نشانۀ [[برپایی قیامت]] می‌باشد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: «پیش از [[خروج دجال]]، بیش از هفتاد [[دجال]] خروج خواهد کرد»<ref>کنزالعمال، ج ۱۴، ص۲۰۰.</ref>.


حقیقت داستان [[دجال]]، بیانگر این واقعیت است که در آستانۀ هر انقلابی، افراد فریبکار و منافقی که معتقد به نظام‌های پوشالی گذشته و حافظ ضد ارزش‌هایند، برای نگه‌داشتن فرهنگ و نظام جهاهلی گذشته، همۀ تلاش خود را به کار می‌گیرند و با سوء استفاده از زمینه‌های فکری و اجتماعی و احساسات مردم، دست به تزویر و حیله گری می‌زنند. از آنجایی که انقلاب جهانی [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{صل}} از همۀ انقلاب‌های تاریخ بزرگ‌تر و گسترده‌تر است، خطر فریبکاران دجّال صفت نیز مراتب بیشتر و گسترده‌تر است. در آستانۀ ظهور، آنان تلاش خواهند کرد که مردم را فریب داده، آنها را از نتیجۀ آن، دلسرد و ناامید سازند و از پیروزی حتمی آن جلوگیری کنند. البته می‌توان گفت: ممکن است یکی از آن دجّال‌ها که صفات زشت در او بیشتر از همه متبلور است یکی از نشانه‌ها باشد.
[[حقیقت]] داستان دجال، بیانگر این [[واقعیت]] است که در آستانۀ هر انقلابی، افراد [[فریبکار]] و منافقی که [[معتقد]] به نظام‌های پوشالی گذشته و [[حافظ]] ضد ارزش‌هایند، برای نگه‌داشتن [[فرهنگ]] و [[نظام]] جهاهلی گذشته، همۀ تلاش خود را به کار می‌گیرند و با [[سوء]] استفاده از زمینه‌های [[فکری]] و [[اجتماعی]] و [[احساسات مردم]]، [[دست]] به [[تزویر]] و [[حیله]] گری می‌زنند. از آنجایی که [[انقلاب جهانی حضرت مهدی]]{{صل}} از همۀ انقلاب‌های [[تاریخ]] بزرگ‌تر و گسترده‌تر است، خطر [[فریبکاران]] [[دجّال]] صفت نیز مراتب بیشتر و گسترده‌تر است. [[در آستانۀ ظهور]]، آنان تلاش خواهند کرد که مردم را [[فریب]] داده، آنها را از نتیجۀ آن، دلسرد و [[ناامید]] سازند و از [[پیروزی]] حتمی آن جلوگیری کنند. البته می‌توان گفت: ممکن است یکی از آن دجّال‌ها که صفات [[زشت]] در او بیشتر از همه متبلور است یکی از [[نشانه‌ها]] باشد.


'''احتمال دوم''' آن است که فردی معیّن و مشخص، به نام [[دجال]] با همان ویژگی‌هایی که برای وی بیان شده است خروج می‌کند و مردم را به انحراف می‌کشاند. برخی با استناد به روایاتی چند، او را زنده می‌دانند؛ برای مثال گفته می‌شود: او در زمان حضرت [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]] {{صل}} زنده بوده و تا هنگام خروج، زنده خواهد ماند <ref>الغیبة للطوسی، ص ۱۱۳، ح ۸۶.</ref>.
'''احتمال دوم''' آن است که فردی معیّن و مشخص، به نام دجال با همان ویژگی‌هایی که برای وی بیان شده است خروج می‌کند و مردم را به [[انحراف]] می‌کشاند. برخی با استناد به روایاتی چند، او را زنده می‌دانند؛ برای مثال گفته می‌شود: او در [[زمان]] [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} زنده بوده و تا هنگام خروج، زنده خواهد ماند <ref>الغیبة للطوسی، ص۱۱۳، ح ۸۶.</ref>.


[[اصبغ بن نباته]] از [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} پرسید: «ای امیر مؤمنان! [[دجال]] کیست؟» آن حضرت فرمود:[[دجال]]، صائد بن صائد (صید) است. بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و خوشبخت آن است که او را تکذیب نماید. از شهری برمی‌آید که آن را اصفهان نامند، از دهی که آن را یهودیه گویند <ref>در پاره‌ای روایات محل خروج او سجستان ذکر شده است؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۰.</ref>. چشم راستش ممسوح و چشم دیگرش بر پیشانی است و مانند ستاره صبح می‌درخشد. در آن، نقطه عَلَقه‌ای است که با خون در آمیخته است و میان دو چشمش نوشته است: «کافر» و هر خواننده و بی‌سوادی آن را می‌خواند. در دریاها فرو می‌رود و آفتاب با او می‌گردد. مقابل او کوهی از دود و عقبش کوهی سپید است که مردم تصور می کنند طعام است. در زمان قحطی و سختی خروج می‌کند؛ در حالی که بر الاغ سپیدی سوار است. هر قدم حمارش، یک میل است و زمین، منزل به منزل پایش در نوردیده شود. بر آبی نگذرد، جز آنکه فرو رود، تا روز قیامت. به آوازی که همۀ جن و انس و شیاطین –در شرق و غرب- عالم را می‌شنوند، فریاد می‌کند: «ای دوستان من! نزد من آیید. منم آنکه آفرید و تسویه کرد و تقدیر کرد و رهبری نمود. منم پروردگار شما!» دشمن خدا دروغ می‌گوید. او یک چشمی است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود. به راستی که پروردگار شما نه یک چشم است و نه غذا می‌خورد؛ نه راه می‌رود و نه زوال دارد. برتر است خدا از این اوصاف؛ برتری بزرگی. آگاه باشید! بیشترِ پیروانش در آن روزگار، ناپاک زادگانند و صاحب پوستین‌های سبز. خداوند تعالی او را در شما بر سر گردنه‌ای که آن را افیق نامند به دست کسی که [[حضرت عیسی|عیسی]] {{ع}} پشت سرش نماز می‌خواند هنگامی که سه ساعت از روز جمعه گذشته باشد، خواهد کشت. آگاه باشید پس از آن، حادثه بزرگ و قیامت کبرا باشد<ref> کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۲۷، ح ۱.</ref>.
[[اصبغ بن نباته]] از [[حضرت علی]]{{ع}} پرسید: «ای [[امیر مؤمنان]]! دجال کیست؟» آن حضرت فرمود:دجال، [[صائد]] بن صائد (صید) است. [[بدبخت]] کسی است که او را [[تصدیق]] کند و [[خوشبخت]] آن است که او را [[تکذیب]] نماید. از شهری برمی‌آید که آن را [[اصفهان]] نامند، از دهی که آن را [[یهودیه]] گویند <ref>در پاره‌ای روایات محل خروج او سجستان ذکر شده است؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص۲۵۰.</ref>. [[چشم]] راستش ممسوح و چشم دیگرش بر پیشانی است و مانند [[ستاره]] صبح می‌درخشد. در آن، نقطه عَلَقه‌ای است که با [[خون]] در آمیخته است و میان دو چشمش نوشته است: «[[کافر]]» و هر خواننده و [[بی‌سوادی]] آن را می‌خواند. در [[دریاها]] فرو می‌رود و [[آفتاب]] با او می‌گردد. مقابل او کوهی از [[دود]] و عقبش کوهی سپید است که [[مردم]] [[تصور]] می‌‌کنند طعام است. در [[زمان]] [[قحطی]] و [[سختی]] خروج می‌کند؛ در حالی که بر الاغ سپیدی سوار است. هر قدم حمارش، یک میل است و [[زمین]]، [[منزل]] به [[منزل]] پایش در نوردیده شود. بر آبی نگذرد، جز آنکه فرو رود، تا [[روز قیامت]]. به آوازی که همۀ [[جن]] و انس و [[شیاطین]] –در شرق و غرب- عالم را می‌شنوند، فریاد می‌کند: «ای [[دوستان]] من! نزد من آیید. منم آنکه آفرید و تسویه کرد و تقدیر کرد و [[رهبری]] نمود. منم [[پروردگار]] شما!» [[دشمن خدا]] [[دروغ]] می‌گوید. او یک چشمی است که [[غذا]] می‌خورد و در بازارها راه می‌رود. به [[راستی]] که پروردگار شما نه یک چشم است و نه غذا می‌خورد؛ نه راه می‌رود و نه زوال دارد. [[برتر]] است [[خدا]] از این اوصاف؛ [[برتری]] بزرگی. [[آگاه]] باشید! بیشترِ پیروانش در آن [[روزگار]]، [[ناپاک]] زادگانند و صاحب پوستین‌های سبز. [[خداوند تعالی]] او را در شما بر سر گردنه‌ای که آن را [[افیق]] نامند به دست کسی که [[عیسی]]{{ع}} پشت سرش [[نماز]] می‌خواند هنگامی که سه [[ساعت]] از [[روز جمعه]] گذشته باشد، خواهد کشت. آگاه باشید پس از آن، حادثه بزرگ و [[قیامت]] کبرا باشد<ref> کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص۵۲۷، ح ۱.</ref>.


'''احتمال سوم''' این است که برخی می‌گویند: که مراد از [[دجال]] همان سفیانی است که در کتاب‌های [[اهل سنت]]، بیشتر با عنوان [[دجال]] و در کتاب‌های شیعی با عنوان «سفیانی» آمده است! البته این احتمال مردود است <ref>الغیبة للطوسی، ص ۴۶۳.</ref>.
'''احتمال سوم''' این است که برخی می‌گویند: که مراد از [[دجال]] همان [[سفیانی]] است که در کتاب‌های [[اهل سنت]]، بیشتر با عنوان دجال و در کتاب‌های [[شیعی]] با عنوان «سفیانی» آمده است! البته این احتمال مردود است <ref>الغیبة للطوسی، ص۴۶۳.</ref>.


در نهایت به نظر عده‌ای: [[دجال]]، کنایه از کفر جهانی و سیطرۀ فرهنگ مادی بر جهان است. اینان براساس این احتمال، همه ویژگی‌هایی که برای [[دجال]] بیان شده، با ویژگی‌های استکبار جهانی برابر است. «استکبار» به معنای واقعی، [[دجال]] است که خود را قیّم ملت‌ها می‌داند و با تکیه به ثروت انبوه و قدرت عظیم، در همه جای زمین دخالت می‌کند. و همه را به زیر سلطه خویش می‌آورد<ref>سیّد محمد صدر، تاریخ غیبت کبرا، ص ۵۳۲ – ۵۳۶.</ref>.
در نهایت به نظر عده‌ای: [[دجال]]، کنایه از [[کفر]] جهانی و سیطرۀ [[فرهنگ مادی]] بر [[جهان]] است. اینان براساس این احتمال، همه ویژگی‌هایی که برای دجال بیان شده، با ویژگی‌های [[استکبار جهانی]] برابر است. «[[استکبار]]» به معنای [[واقعی]]، دجال است که خود را [[قیّم]] [[ملت‌ها]] می‌داند و با تکیه به [[ثروت]] انبوه و [[قدرت]] [[عظیم]]، در همه جای [[زمین]] دخالت می‌کند. و همه را به زیر [[سلطه]] خویش می‌آورد<ref>سیّد محمد صدر، تاریخ غیبت کبرا، ص۵۳۲ – ۵۳۶.</ref>.


البته غیر از منابع اسلامی، اصل داستان [[دجال]] در کتاب‌های مسیحیان نیز آمده است. در انجیل، واژه [[دجال]] بارها به کار رفته و از کسانی که منکر [[حضرت مسیح]] {{ع}} باشند یا «پدر و پسر» را انکار کنند، [[دجال]] یاد شده است. به عنوان مثال در رسالۀ یوحنا آمده است: «دروغ‌گو کیست، جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند؟ آن، دجّال است که پسر و پدر را انکار کند»<ref>رساله یوحنا، باب ۲: ۱۸ و ۲۲.</ref>.
البته غیر از [[منابع اسلامی]]، اصل داستان دجال در کتاب‌های [[مسیحیان]] نیز آمده است. در [[انجیل]]، واژه دجال بارها به کار رفته و از کسانی که منکر [[حضرت مسیح]]{{ع}} باشند یا «پدر و پسر» را [[انکار]] کنند، دجال یاد شده است. به عنوان مثال در رسالۀ [[یوحنا]] آمده است: «[[دروغ‌گو]] کیست، جز آنکه [[مسیح]] بودن [[عیسی]] را انکار کند؟ آن، [[دجّال]] است که پسر و پدر را انکار کند»<ref>رساله یوحنا، باب ۲: ۱۸ و ۲۲.</ref>.


از نکات شگفت‌آور و تأمل برانگیز در انبوده روایات [[شیعه]] و [[اهل سنت|سنّی]]، ارتباط تنگاتنگی است که بین [[دجال]] و یهودیان مطرح شده است. از این نظر بیشتر پیروان دجال، یهودی معرفی شده‌اند. <ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۲۸، ح ۲؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج ۸، ص ۶۶۱.</ref> در منابع [[اهل سنت]] به صورت عمده، سخن از کشته شدن دجّال به دست عیسی {{ع}} است<ref>تفسیر طبری، ج ۳، ص ۲۹۰، تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۵۷۹.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۳]]، ص ۱۴۰ ـ ۱۴۲.</ref>
از نکات شگفت‌آور و [[تأمل]] برانگیز در انبوده [[روایات شیعه]] و [[سنّی]]، [[ارتباط]] تنگاتنگی است که بین دجال و [[یهودیان]] مطرح شده است. از این نظر بیشتر [[پیروان دجال]]، [[یهودی]] معرفی شده‌اند. <ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص۵۲۸، ح ۲؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج ۸، ص۶۶۱.</ref> در [[منابع اهل سنت]] به صورت عمده، [[سخن]] از کشته شدن دجّال به دست عیسی{{ع}} است<ref>تفسیر طبری، ج ۳، ص۲۹۰، تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۵۷۹.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۳]]، ص۱۴۰ ـ ۱۴۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۳۴٬۲۳۴

ویرایش