فلسطین در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←معرفی) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
در سال ۱۸۹۷م/ ۱۲۷۶ش [[دولت بریتانیا]] با طرح توطئهای، سرعت [[فروپاشی]] [[امپراتوری عثمانی]] را ـ که مانعی بر سر راه [[تصرف]] فلسطین بهشمار میرفت ـ تشدید کرد<ref>زعیتر، سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار، ۱۱۲–۱۱۰.</ref>؛ سپس در [[زمان]] [[جنگ]] جهانی اول و بر اساس [[قرارداد]] سایکس ـ پیکو ۱۹۱۶م/ ۱۲۹۵ش، بخش وسیعی از سرزمینهای [[عربی]]، ازجمله فلسطین را در [[اختیار]] گرفت و آنگاه بر پایه اعلامیه بالفور ([[وزیر]] [[خارجه]] وقت بریتانیا) ۱۹۱۷م/ ۱۲۹۶ش، به [[صهیونیستها]] [[وعده]] داد [[فلسطین]] را برای تشکیل «[[وطن]] ملی [[یهود]]» در اختیارشان قرار دهد.<ref>زعیتر، سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار، ۱۱۵–۱۲۶.</ref> [[یهودیان]] برای محققکردن این وعده، به سراغ متفقین [[پیروز]] در [[جنگ]] جهانی اول رفتند و توانستند با کمک [[سرمایهداران]] [[یهودی]]، شورای عالی دول متفق را در سال ۱۹۲۰م/ ۱۲۹۹ش به اجرای اعلامیه بالفور وادار کنند تا فلسطین تحت [[حمایت]] [[انگلیس]] قرار گیرد.<ref>صفاتاج، فلسطین از اشغال تا انتفاضه، ۴۳.</ref> در ادامه اجرای این نقشه در ۱۴ مه ۱۹۴۸م/ ۱۳۲۷ش، نیروهای [[انگلیسی]] از فلسطین خارج شدند و پس از ساعاتی [[دولت اسرائیل]] در تلآویو اعلام موجودیت کرد.<ref>دولتآبادی، رویارویی ایدئولوژیهای انتفاضه، ۶۰.</ref> | در سال ۱۸۹۷م/ ۱۲۷۶ش [[دولت بریتانیا]] با طرح توطئهای، سرعت [[فروپاشی]] [[امپراتوری عثمانی]] را ـ که مانعی بر سر راه [[تصرف]] فلسطین بهشمار میرفت ـ تشدید کرد<ref>زعیتر، سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار، ۱۱۲–۱۱۰.</ref>؛ سپس در [[زمان]] [[جنگ]] جهانی اول و بر اساس [[قرارداد]] سایکس ـ پیکو ۱۹۱۶م/ ۱۲۹۵ش، بخش وسیعی از سرزمینهای [[عربی]]، ازجمله فلسطین را در [[اختیار]] گرفت و آنگاه بر پایه اعلامیه بالفور ([[وزیر]] [[خارجه]] وقت بریتانیا) ۱۹۱۷م/ ۱۲۹۶ش، به [[صهیونیستها]] [[وعده]] داد [[فلسطین]] را برای تشکیل «[[وطن]] ملی [[یهود]]» در اختیارشان قرار دهد.<ref>زعیتر، سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار، ۱۱۵–۱۲۶.</ref> [[یهودیان]] برای محققکردن این وعده، به سراغ متفقین [[پیروز]] در [[جنگ]] جهانی اول رفتند و توانستند با کمک [[سرمایهداران]] [[یهودی]]، شورای عالی دول متفق را در سال ۱۹۲۰م/ ۱۲۹۹ش به اجرای اعلامیه بالفور وادار کنند تا فلسطین تحت [[حمایت]] [[انگلیس]] قرار گیرد.<ref>صفاتاج، فلسطین از اشغال تا انتفاضه، ۴۳.</ref> در ادامه اجرای این نقشه در ۱۴ مه ۱۹۴۸م/ ۱۳۲۷ش، نیروهای [[انگلیسی]] از فلسطین خارج شدند و پس از ساعاتی [[دولت اسرائیل]] در تلآویو اعلام موجودیت کرد.<ref>دولتآبادی، رویارویی ایدئولوژیهای انتفاضه، ۶۰.</ref> | ||
آمارها نشان میدهد [[جمعیت]] فلسطین در سال ۱۹۱۸م/ ۱۲۹۷ش، حدود هفتصد هزار تن بوده است که حدود ۶۴۴ هزار (۹۲ درصد) [[عرب]] و نزدیک به ۵۵ هزار (حدود هشت درصد) یهودی بودهاند.<ref>کاظمی کرهرودی، حمایت از انتفاضهٔ فلسطین، ۳۷.</ref> این نسبت با [[قدرت]] [[سلاح]] بریتانیا و [[مهاجرت]] روزافزون یهودیان و [[اخراج]] و آوارهکردن | آمارها نشان میدهد [[جمعیت]] فلسطین در سال ۱۹۱۸م/ ۱۲۹۷ش، حدود هفتصد هزار تن بوده است که حدود ۶۴۴ هزار (۹۲ درصد) [[عرب]] و نزدیک به ۵۵ هزار (حدود هشت درصد) یهودی بودهاند.<ref>کاظمی کرهرودی، حمایت از انتفاضهٔ فلسطین، ۳۷.</ref> این نسبت با [[قدرت]] [[سلاح]] بریتانیا و [[مهاجرت]] روزافزون یهودیان و [[اخراج]] و آوارهکردن عربهای [[مسلمان]] و بومی فلسطین<ref>محجوب، گیتاشناسی کشورها، ۲۲۱.</ref> در سال ۱۹۴۸م/ ۱۳۲۷ش به حدود ۶۵۰ هزار نفر رسید و جمعیت یهودیان ساکن در فلسطین [[دوازده]] برابر اندازه نخست شد.<ref>دَروَزه، پرونده فلسطین، ۲۸–۲۹.</ref>.<ref>[[زهرا السادات حسینی عسکرانی|حسینی عسکرانی، [[زهرا]] السادات]]، [[فلسطین (مقاله)| مقاله «فلسطین»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۶۲۰ – ۶۲۷.</ref> | ||
== [[مبارزات]] [[مردم]] فلسطین == | == [[مبارزات]] [[مردم]] فلسطین == | ||
سابقه مبارزات | سابقه مبارزات عربهای [[فلسطینی]] علیه [[اشغالگران]] به اواخر [[قرن]] نوزدهم میلادی (۱۸۸۶م به بعد) بازمیگردد. در آن سالها [[فلسطینیان]] دریافته بودند [[هدف]] اشغالگران تأسیس دولتی یهودی در [[خاک]] فلسطین است.<ref>کیّالی، تاریخ نوین فلسطین، ۵۱–۵۳.</ref> همزمان با آغاز جنگ جهانی اول، [[خشم]] [[عربها]] علیه صهیونیستها و یهودیان [[اشغالگر]] فزونی یافت و مقدمات تشکیل [[جنبش]] ملی را فراهم آورد<ref>کیّالی، تاریخ نوین فلسطین، ۷۲–۸۵.</ref> تا سرانجام جنبش ملی فلسطین در سال ۱۹۱۹م/ ۱۲۹۸ش، در [[اعتراض]] به [[خیانت]] [[دولت بریتانیا]] به مردم فلسطین و صدور اعلامیه بالفور شکل گرفت.<ref>غوری، تاریخ شصتساله فلسطین، ۱/۳۴.</ref> در این برهه، [[اعتراض]] [[فلسطینیان]] به اشغال [[سرزمین]] خود به دست یهودیها، درگیریهای خونینی، نظیر [[قیام]] [[یافا]] در سال ۱۹۲۱م/ ۱۳۰۰ش، [[انقلاب]] [[براق]] در سال ۱۹۲۹م/ ۱۳۰۸ش و قیام [[عزالدین قسام]] در سالهای ۱۹۳۴م/ ۱۳۱۳ش و ۱۹۳۵م/ ۱۳۱۴ش<ref>صفاتاج، فلسطین از اشغال تا انتفاضه، ۵۴–۵۵.</ref> را رقم زد. پس از سال ۱۹۳۵م نیز قیامهایی همچون انقلاب ۱۹۳۶–۱۹۳۹، ۱۹۴۴ و ۱۹۴۷م در مناطق اشغالی روی داد که با [[همکاری]] [[انگلستان]] و [[صهیونیستها]] [[سرکوب]] شد و در سال ۱۹۴۸م/ ۱۲۳۷ش با خروج نیروهای [[انگلیسی]] و تشکیل [[دولت اسرائیل]] تمام این تلاشها ناکام ماند.<ref>صفاتاج، فلسطین از اشغال تا انتفاضه، ۵۸–۶۰.</ref> | ||
دهه پنجاه میلادی را دهه شکلگیری [[هویت ملی]] فلسطینیان میدانند. ناکامی گروههای [[فلسطینی]] میان سالهای ۱۹۵۴–۱۹۵۷م در برابر [[اسرائیل]]، اوضاع [[ناهنجار]] [[سیاسی]] ـ [[اقتصادی]] فلسطینیان و همچنین [[تصرف]] غزه در سال ۱۹۵۶م به دست اسرائیل و [[مقاومت]] فلسطینیان در مقابل و در نهایت [[اخراج]] صهیونیستها از نوار غزه، فلسطینیان را به [[فکر]] همکاری با یکدیگر انداخت و این [[تفکر]] میان سالهای ۱۹۵۷ و ۱۹۵۸م هسته نخستین تشکیل [[جنبش]] فتح بود.<ref>ابراهیم، ۲۰–۲۱.</ref> سازمانهای فلسطینی بسیاری، مانند الفتح<ref>شالیند، نهضتهای مقاومت فلسطین، ۶۵–۷۱.</ref> برای [[مبارزه مسلحانه]] علیه [[رژیم اسرائیل]] تشکیل شدند. ساف (PLO) ([[سازمان]] آزادیبخش [[فلسطین]]) که در نتیجه چهلمین کنفرانس اتحادیه [[عرب]] در سال ۱۹۶۴م/ ۱۳۴۳ش و به [[ریاست]] [[احمد]] شقیری تشکیل شد،<ref>رئیس، راه دشوار مقاومت فلسطین، ۱۱۰.</ref> [[هدف]] مهم درهم شکستن [[قدرت]] نیروهای [[صهیونیست]] و [[دولت]] [[غاصب]] اسرائیل با [[فعالیتهای سیاسی]] را برای خود برگزید<ref>آشوری، دانشنامه سیاسی، ۱۸۵.</ref>؛ ولی بعدها این سازمان برای تحقق این هدف، [[ارتش]] آزادیبخش فلسطین (PLA) را نیز تأسیس کرد تا علیه [[رژیم صهیونیستی]] به [[اقدامات نظامی]] نیز روی آورد.<ref>شالیند، نهضتهای مقاومت فلسطین، ۶۷.</ref> با ناکامی قیامهای پراکنده تا سال ۱۹۸۷م/ ۱۳۶۶ش، حرکت خودجوش و فراگیر [[مردم]] فلسطین، خارج از چارچوب ساف که به انتفاضه معروف است، آغاز شد؛ قیامی که همچنان ادامه یافته است.<ref>کدیور، انتفاضه، ۱۷.</ref> | دهه پنجاه میلادی را دهه شکلگیری [[هویت ملی]] فلسطینیان میدانند. ناکامی گروههای [[فلسطینی]] میان سالهای ۱۹۵۴–۱۹۵۷م در برابر [[اسرائیل]]، اوضاع [[ناهنجار]] [[سیاسی]] ـ [[اقتصادی]] فلسطینیان و همچنین [[تصرف]] غزه در سال ۱۹۵۶م به دست اسرائیل و [[مقاومت]] فلسطینیان در مقابل و در نهایت [[اخراج]] صهیونیستها از نوار غزه، فلسطینیان را به [[فکر]] همکاری با یکدیگر انداخت و این [[تفکر]] میان سالهای ۱۹۵۷ و ۱۹۵۸م هسته نخستین تشکیل [[جنبش]] فتح بود.<ref>ابراهیم، ۲۰–۲۱.</ref> سازمانهای فلسطینی بسیاری، مانند الفتح<ref>شالیند، نهضتهای مقاومت فلسطین، ۶۵–۷۱.</ref> برای [[مبارزه مسلحانه]] علیه [[رژیم اسرائیل]] تشکیل شدند. ساف (PLO) ([[سازمان]] آزادیبخش [[فلسطین]]) که در نتیجه چهلمین کنفرانس اتحادیه [[عرب]] در سال ۱۹۶۴م/ ۱۳۴۳ش و به [[ریاست]] [[احمد]] شقیری تشکیل شد،<ref>رئیس، راه دشوار مقاومت فلسطین، ۱۱۰.</ref> [[هدف]] مهم درهم شکستن [[قدرت]] نیروهای [[صهیونیست]] و [[دولت]] [[غاصب]] اسرائیل با [[فعالیتهای سیاسی]] را برای خود برگزید<ref>آشوری، دانشنامه سیاسی، ۱۸۵.</ref>؛ ولی بعدها این سازمان برای تحقق این هدف، [[ارتش]] آزادیبخش فلسطین (PLA) را نیز تأسیس کرد تا علیه [[رژیم صهیونیستی]] به [[اقدامات نظامی]] نیز روی آورد.<ref>شالیند، نهضتهای مقاومت فلسطین، ۶۷.</ref> با ناکامی قیامهای پراکنده تا سال ۱۹۸۷م/ ۱۳۶۶ش، حرکت خودجوش و فراگیر [[مردم]] فلسطین، خارج از چارچوب ساف که به انتفاضه معروف است، آغاز شد؛ قیامی که همچنان ادامه یافته است.<ref>کدیور، انتفاضه، ۱۷.</ref> | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
امام خمینی در سال ۱۳۴۷، در پاسخ به [[پرسش]] [[نماینده]] الفتح دربارهٔ جواز استفاده از [[وجوهات شرعی]] برای کمک به [[رزمندگان]] فلسطینی، ضمن تأکید بر دفاع همهجانبه از [[اسلام]] و [[جهاد]] در برابر [[اشغالگران]] [[صهیونیست]] و [[لزوم]] حمایت از نیروهای [[مبارز]] فلسطینی، اختصاص بخشی از [[اموال]] [[شرعی]]، مانند [[زکات]] و [[سهم امام]]{{ع}} را به مجاهدین [[فلسطینی]] [[شایسته]]، بلکه [[واجب]] شمرد.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۱۹۹–۲۰۱.</ref> ایشان در [[پیام]] به [[زائران]] بیتالله الحرام در سال ۱۳۴۹، به [[مسلمین]] [[جهان]] دربارهٔ [[فلسطین]] هشدار داد و دوری سران [[کشورهای اسلامی]] از [[اختلافات]] را در [[حل مشکلات]] فلسطین مؤثر دانست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۳۲۳.</ref>؛ چنانکه با [[انتقاد]] از برخی سران [[ممالک اسلامی]]، که با وجود منابع سرشار طبیعی و [[جمعیت]] فراوان نتوانستند دست [[صهیونیسم]] را از [[سرزمین فلسطین]] کوتاه کنند، اعلام خطر کرد که مقصود [[قدرتهای استکباری]] از ایجاد [[اسرائیل]]، تنها اشغال فلسطین نیست، بلکه [[هدف]] نهایی آنان [[تسلط]] بر همه کشورهای [[عربی]] است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۴۵۸–۴۶۰.</ref> | امام خمینی در سال ۱۳۴۷، در پاسخ به [[پرسش]] [[نماینده]] الفتح دربارهٔ جواز استفاده از [[وجوهات شرعی]] برای کمک به [[رزمندگان]] فلسطینی، ضمن تأکید بر دفاع همهجانبه از [[اسلام]] و [[جهاد]] در برابر [[اشغالگران]] [[صهیونیست]] و [[لزوم]] حمایت از نیروهای [[مبارز]] فلسطینی، اختصاص بخشی از [[اموال]] [[شرعی]]، مانند [[زکات]] و [[سهم امام]]{{ع}} را به مجاهدین [[فلسطینی]] [[شایسته]]، بلکه [[واجب]] شمرد.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۱۹۹–۲۰۱.</ref> ایشان در [[پیام]] به [[زائران]] بیتالله الحرام در سال ۱۳۴۹، به [[مسلمین]] [[جهان]] دربارهٔ [[فلسطین]] هشدار داد و دوری سران [[کشورهای اسلامی]] از [[اختلافات]] را در [[حل مشکلات]] فلسطین مؤثر دانست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۳۲۳.</ref>؛ چنانکه با [[انتقاد]] از برخی سران [[ممالک اسلامی]]، که با وجود منابع سرشار طبیعی و [[جمعیت]] فراوان نتوانستند دست [[صهیونیسم]] را از [[سرزمین فلسطین]] کوتاه کنند، اعلام خطر کرد که مقصود [[قدرتهای استکباری]] از ایجاد [[اسرائیل]]، تنها اشغال فلسطین نیست، بلکه [[هدف]] نهایی آنان [[تسلط]] بر همه کشورهای [[عربی]] است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۴۵۸–۴۶۰.</ref> | ||
در اواسط سال ۱۳۵۲ و به هنگام [[رویارویی]] دولتهای عربی با اسرائیل، در [[جنگ]] سوم [[ | در اواسط سال ۱۳۵۲ و به هنگام [[رویارویی]] دولتهای عربی با اسرائیل، در [[جنگ]] سوم [[عربها]] و اسرائیل، [[امام خمینی]]، [[مسلمانان]] را به [[توکل بر خدا]] و [[حمایت]] از [[مجاهدان]] فلسطینی و نثار [[جان]] و [[مال]] خویش در راه [[دفاع]] از فلسطین اشغالی و رهاساختن آن از [[اسارت]] [[استعمار]] فرا خواند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۳/۴.</ref> ایشان در پیامی به [[ملت]] [[مسلمان]] [[ایران]]، همزمان با [[اعتراض]] به جشنهای ۲۵۰۰ساله، ضمن اعلام ناخرسندی از [[همکاری]] [[محمدرضا پهلوی]] با اسرائیل و اعتراض به [[بیاعتنایی]] او به جنگ عربها و اسرائیل، مقصود پهلوی از صحنهسازیها و [[دستگیری]] بسیاری از [[علما]] و [[روشنفکران]] [[ایرانی]] و [[تبعید]] و [[شکنجه]] آنان را سرگرمکردن [[ملت ایران]] به مصیبتهای خود و جلوگیری از گسترش دامنه [[مبارزه]] عربها با اسرائیل و عدم [[همراهی]] [[مردم ایران]] با مبارزان فلسطینی بیان کرد.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۳/۵–۶.</ref> با نزدیک شدن به سالهای آخر [[حیات]] [[رژیم پهلوی]] و اوجگیری [[مبارزات]] [[مردم]] (۱۳۵۶ و ۱۳۵۷)، مناسبات و [[روابط]] ایران و اسرائیل رو به سردی نهاد و با [[پیروزی انقلاب اسلامی]] بهکلی قطع شد.<ref>ولایتی، ایران و تحولات فلسطین، ۲۲۰.</ref> | ||
امام خمینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تعیین [[جمعه]] آخر [[ماه رمضان]] به عنوان [[روز]] [[قدس]]، خواستار پیوند و [[اتحاد مسلمانان]] برای حمایت از [[حقوق مردم]] فلسطین شد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۶۷.</ref>. ایشان [[اختلاف]] و [[تفرقه]] میان [[مسلمانان]] را عامل بقای [[اسرائیل]] میدانست و در بیانی تمثیلی خاطرنشان کرد اگر [[مسلمین]] با [[وحدت]]، هر کدام یک سطل آب بر سر این [[رژیم]] میریختند تا به حال نابود شده بود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۷۴.</ref> از دیدگاه ایشان، مسئله [[قدس]]، مسئلهای قومی و مربوط به یک [[کشور]] یا حتی مسلمانان [[جهان]] نیست، بلکه واقعیتی مربوط به [[موحدان]] جهان و [[مؤمنان]] گذشته و حال و [[آینده]] است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۱۹۰.</ref> ایشان پس از ترسیم مفاهیم [[انسانی]] و [[اسلامی]] مسئله [[فلسطین]]، [[رسالت]] [[آزادی]] آن را به عهده [[امت اسلامی]] قرار داد؛ زیرا ایشان قدس را حقی میدانست که از آنِ مسلمانان است و باید به آنان بازگردانده شود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۸۲.</ref> ایشان مسئله فلسطین را محور [[مبارزه با مستکبران]] ارزیابی میکرد و [[روز]] قدس را روز [[حیات]] [[اسلام]] و روز [[تعیین سرنوشت]] ملتهای [[مستضعف]] برمیشمرد و [[ملل مسلمان]] را به اقدامات اصولی و عملی برای آزادی قدس فرامیخواند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۷۶.</ref> [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] [[قاطع]] [[امام خمینی]] از [[ملت]] فلسطین سبب شد [[فلسطینیان]]، اصول [[جهاد]] و [[شهادت]] و [[فداکاری]] در راه [[هدف]] را که نماد [[شیعیان]] و شعارهای [[انقلاب اسلامی ایران]] بود، به عنوان اصول اساسی سازمانهایی، مانند جهاد اسلامی فلسطین مطرح کنند.<ref>کدیور، انتفاضه، ۱۱۴.</ref>.<ref>[[زهرا السادات حسینی عسکرانی|حسینی عسکرانی، [[زهرا]] السادات]]، [[فلسطین (مقاله)| مقاله «فلسطین»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۶۲۰ – ۶۲۷.</ref> | امام خمینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تعیین [[جمعه]] آخر [[ماه رمضان]] به عنوان [[روز]] [[قدس]]، خواستار پیوند و [[اتحاد مسلمانان]] برای حمایت از [[حقوق مردم]] فلسطین شد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۶۷.</ref>. ایشان [[اختلاف]] و [[تفرقه]] میان [[مسلمانان]] را عامل بقای [[اسرائیل]] میدانست و در بیانی تمثیلی خاطرنشان کرد اگر [[مسلمین]] با [[وحدت]]، هر کدام یک سطل آب بر سر این [[رژیم]] میریختند تا به حال نابود شده بود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۷۴.</ref> از دیدگاه ایشان، مسئله [[قدس]]، مسئلهای قومی و مربوط به یک [[کشور]] یا حتی مسلمانان [[جهان]] نیست، بلکه واقعیتی مربوط به [[موحدان]] جهان و [[مؤمنان]] گذشته و حال و [[آینده]] است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۱۹۰.</ref> ایشان پس از ترسیم مفاهیم [[انسانی]] و [[اسلامی]] مسئله [[فلسطین]]، [[رسالت]] [[آزادی]] آن را به عهده [[امت اسلامی]] قرار داد؛ زیرا ایشان قدس را حقی میدانست که از آنِ مسلمانان است و باید به آنان بازگردانده شود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۸۲.</ref> ایشان مسئله فلسطین را محور [[مبارزه با مستکبران]] ارزیابی میکرد و [[روز]] قدس را روز [[حیات]] [[اسلام]] و روز [[تعیین سرنوشت]] ملتهای [[مستضعف]] برمیشمرد و [[ملل مسلمان]] را به اقدامات اصولی و عملی برای آزادی قدس فرامیخواند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۷۶.</ref> [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] [[قاطع]] [[امام خمینی]] از [[ملت]] فلسطین سبب شد [[فلسطینیان]]، اصول [[جهاد]] و [[شهادت]] و [[فداکاری]] در راه [[هدف]] را که نماد [[شیعیان]] و شعارهای [[انقلاب اسلامی ایران]] بود، به عنوان اصول اساسی سازمانهایی، مانند جهاد اسلامی فلسطین مطرح کنند.<ref>کدیور، انتفاضه، ۱۱۴.</ref>.<ref>[[زهرا السادات حسینی عسکرانی|حسینی عسکرانی، [[زهرا]] السادات]]، [[فلسطین (مقاله)| مقاله «فلسطین»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۶۲۰ – ۶۲۷.</ref> | ||