قدرت سیاسی در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
بسیاری از سیاستشناسان معروف نیز در تعریف [[قدرت سیاسی]] همان را گفتهاند که در بالا گفتیم، یعنی نسبتی بین [[حاکم]] و محکوم که موجب [[برتری]] ارادۀ حاکم بر ارادۀ پیروان و محکومان میشود. | بسیاری از سیاستشناسان معروف نیز در تعریف [[قدرت سیاسی]] همان را گفتهاند که در بالا گفتیم، یعنی نسبتی بین [[حاکم]] و محکوم که موجب [[برتری]] ارادۀ حاکم بر ارادۀ پیروان و محکومان میشود. | ||
[[فارابی]] در کتاب | [[فارابی]] در کتاب «[[آراء اهل المدینة الفاضلة]]» ضمن [[تشبیه]] [[رهبر سیاسی]] هر [[جامعه]] به [[قلب]] [[انسان]] و تشبیه عناصر تحت امر و [[حکومت]] رهبر سیاسی به اعضای [[بدن انسان]] که تحت امر قلب عمل میکنند و اغراض و مقاصد قلب را محقق میکنند مفهوم [[حاکمیت]] را بر مبنای [[تبعیت]] ارادۀ محکومان از ارادۀ حاکم مشروحاً بیان کرده است، وی چنین میگوید: | ||
{{عربی|وكما أن البدن أعضاؤه مختلفة متفاضلة الفطرة والقوى، وفيها عضو واحد رئيس وهو القلب، وأعضاؤه تقرب مراتبها من ذلك الرئيس، وكل واحد منها جعلت فيه بالطبع قوة يفعل بها فعله، ابتغاء لما هو بالطبع غرض ذلك العضو الرئيس، وأعضاء أخر فيها قوى تفعل أفعالها على حسب أغراض هذه التي ليس بينها وبين الرئيس واسطة ـ فهذه في الرتبة الثانية ـ وأعضاء أخر تفعل الأفعال على حسب غرض هؤلاء الذين في هذه المرتبة الثانية، ثم هكذا إلى أن تنتهي إلى أعضاء تخدم ولا ترؤس أصلا. وكذلك المدينة، أجزاؤها مختلفة الفطرة، متفاضلة الهيئات. وفيها انسان هو رئيس، وأخر يقرب مراتبها من الرئيس. وفي كل واحد منها هيئة وملكة يفعل بها فعلا يقتضي به ما هو مقصود ذلك الرئيس. وهؤلاء هم أولو المراتب الأول. ودون هؤلاء قوم يفعلون الأفعال على حسب أغراض هؤلاء، وهؤلاء هم في الرتبة الثانية. ودون هؤلاء أيضا من يفعل الأفعال على حسب أغراض هؤلاء. ثم هكذا تترتب أجزاء المدينة إلى أن تنتهي إلى أخر يفعلون أفعالهم على حسب أغراضهم، فيكون هؤلاء هم الذين يخدمون ولا يخدمون، ويكونون في أدنى المراتب، ويكونون هم الأسفلين}} | {{عربی|وكما أن البدن أعضاؤه مختلفة متفاضلة الفطرة والقوى، وفيها عضو واحد رئيس وهو القلب، وأعضاؤه تقرب مراتبها من ذلك الرئيس، وكل واحد منها جعلت فيه بالطبع قوة يفعل بها فعله، ابتغاء لما هو بالطبع غرض ذلك العضو الرئيس، وأعضاء أخر فيها قوى تفعل أفعالها على حسب أغراض هذه التي ليس بينها وبين الرئيس واسطة ـ فهذه في الرتبة الثانية ـ وأعضاء أخر تفعل الأفعال على حسب غرض هؤلاء الذين في هذه المرتبة الثانية، ثم هكذا إلى أن تنتهي إلى أعضاء تخدم ولا ترؤس أصلا. وكذلك المدينة، أجزاؤها مختلفة الفطرة، متفاضلة الهيئات. وفيها انسان هو رئيس، وأخر يقرب مراتبها من الرئيس. وفي كل واحد منها هيئة وملكة يفعل بها فعلا يقتضي به ما هو مقصود ذلك الرئيس. وهؤلاء هم أولو المراتب الأول. ودون هؤلاء قوم يفعلون الأفعال على حسب أغراض هؤلاء، وهؤلاء هم في الرتبة الثانية. ودون هؤلاء أيضا من يفعل الأفعال على حسب أغراض هؤلاء. ثم هكذا تترتب أجزاء المدينة إلى أن تنتهي إلى أخر يفعلون أفعالهم على حسب أغراضهم، فيكون هؤلاء هم الذين يخدمون ولا يخدمون، ويكونون في أدنى المراتب، ويكونون هم الأسفلين}} | ||
و همانگونه که اعضای [[بدن]] در [[فطرت]] و قوت متفاوت و بر یکدیگر [[برتری]] دارند، و عضوی [[رئیس]] وجود دارد که [[قلب]] است و اعضای بدن به [[قضاوت]] مرتبۀ به آن [[رییس]] نزدیکند، و هر یک از آن اعضاء از قوهای طبیعی برخوردار است که کار خود را در راستای آنچه غرض و [[هدف]] آن عضو رئیس است انجام میدهد، و اعضای دیگری هستند که [[افعال]] خود را مطابق غرض آن اعضای نزدیک بدون واسطه با رئیس انجام میدهند و همینطور این [[تسلسل]] ادامه دارد تا به اعضای دست پایین برسد که [[خدمت]] میکنند و هیچ ریاستی بر دیگر اعضاء ندارد، در [[شهر]] نیز وضعیت به همین ترتیب است اعضای آن با یکدیگر تفاوت طبیعی و تفاوت در هیأت و جایگاه دارند و [[انسانی]] وجود دارد که رئیس است، و دیگرانی که در مرتبه نزدیک به رئیساند و در هر یک [[ملکه]] و هیأتی است که به وسیلۀ آن آنچه را مقصود و مطلوب رئیس است انجام میدهد. اینان صاحبان نخستین جایگاههای برترند، پس از این دسته کسانی هستند که مرتبۀ آنان کمی [[پستتر]] است که به دستور آن صاحبان مرتبۀ پیشین عمل میکنند، پس از اینان نیز دستهای دیگر وجود دارد که به دستور صاحبان مرتبۀ مقدم بر اینان عمل میکنند و به همین ترتیب سایر اعضاء و اجزاء شهر به دستور مافوق عمل میکنند تا به آن دسته از اعضاء شهر برسیم که دستور میگیرند و دستور نمیدهند. این دسته پایینترین بخش شهر را تشکیل میدهند. | و همانگونه که اعضای [[بدن]] در [[فطرت]] و قوت متفاوت و بر یکدیگر [[برتری]] دارند، و عضوی [[رئیس]] وجود دارد که [[قلب]] است و اعضای بدن به [[قضاوت]] مرتبۀ به آن [[رییس]] نزدیکند، و هر یک از آن اعضاء از قوهای طبیعی برخوردار است که کار خود را در راستای آنچه غرض و [[هدف]] آن عضو رئیس است انجام میدهد، و اعضای دیگری هستند که [[افعال]] خود را مطابق غرض آن اعضای نزدیک بدون واسطه با رئیس انجام میدهند و همینطور این [[تسلسل]] ادامه دارد تا به اعضای دست پایین برسد که [[خدمت]] میکنند و هیچ ریاستی بر دیگر اعضاء ندارد، در [[شهر]] نیز وضعیت به همین ترتیب است اعضای آن با یکدیگر تفاوت طبیعی و تفاوت در هیأت و جایگاه دارند و [[انسانی]] وجود دارد که رئیس است، و دیگرانی که در مرتبه نزدیک به رئیساند و در هر یک [[ملکه]] و هیأتی است که به وسیلۀ آن آنچه را مقصود و مطلوب رئیس است انجام میدهد. اینان صاحبان نخستین جایگاههای برترند، پس از این دسته کسانی هستند که مرتبۀ آنان کمی [[پستتر]] است که به دستور آن صاحبان مرتبۀ پیشین عمل میکنند، پس از اینان نیز دستهای دیگر وجود دارد که به دستور صاحبان مرتبۀ مقدم بر اینان عمل میکنند و به همین ترتیب سایر اعضاء و اجزاء شهر به دستور مافوق عمل میکنند تا به آن دسته از اعضاء شهر برسیم که دستور میگیرند و دستور نمیدهند. این دسته پایینترین بخش شهر را تشکیل میدهند. | ||