پرش به محتوا

عصمت در تلقی وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== == معناشناسی == === عصمت === ==== معنای لغوی ==== {{اصلی|عصمت در لغت}} عصمت، واژه‌ای عربی و از ماده {{عربی|«عَصِمَ يَعْصِمُ»}} است که در لغت سه معنا برای آن ذکر شده؛ یکی: {{عربی|«مَسَکَ»}} به معنای حفظ و نگهداری<ref>راغب اصفهانی این معنا را برای واژه «ع...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۴۳: خط ۴۳:
آنان قول به خطا و سهو در امر [[شریعت]] و وحی را قول [[اقلیت]] معرفی می‌کنند. [[قاضی عبدالجبار]] خطا و سهو در امر [[دین]] که موجب [[اشتباه]] مخاطبان باشد را [[انکار]] می‌کنند، اما سهوی که موجب اشتباه نگردد را میپذیرد. مانند سهو در تعداد رکعات [[نماز]] یا کیفیت آن. خیاط و [[ابن ابی الحدید]] نیز منکر سهو و خطا در امر دین بودند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی| قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت (مقاله)| کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت]]، مجله پگاه حوزه، مرداد ماه ۱۳۸۳ ش۱۳۹.</ref>.
آنان قول به خطا و سهو در امر [[شریعت]] و وحی را قول [[اقلیت]] معرفی می‌کنند. [[قاضی عبدالجبار]] خطا و سهو در امر [[دین]] که موجب [[اشتباه]] مخاطبان باشد را [[انکار]] می‌کنند، اما سهوی که موجب اشتباه نگردد را میپذیرد. مانند سهو در تعداد رکعات [[نماز]] یا کیفیت آن. خیاط و [[ابن ابی الحدید]] نیز منکر سهو و خطا در امر دین بودند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی| قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت (مقاله)| کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت]]، مجله پگاه حوزه، مرداد ماه ۱۳۸۳ ش۱۳۹.</ref>.


=== ادله اثبات عصمت در تلقی وحی ===
== ادله اثبات عصمت در تلقی وحی ==
==== براهین عقلی ====
=== براهین عقلی ===
===== برهان وثوق و حصول غرض =====
==== برهان وثوق و حصول غرض ====
یکی از [[براهین عقلی]] بر عصمت پیامبران در مرتبه اخذ و حفظ شریعت، [[برهان]] [[وثوق]] و حصول غرض است. بدین‌صورت که اگر پیامبران در [[مقام]] دریافت و حفظ [[معارف]] و [[احکام الهی]] [[معصوم]] نباشد، غرض از [[نبوت]] که [[ابلاغ]] پیام‌های [[الهی]] در زمینه [[هدایت]] [[بشر]] به انسان‌هاست تحقق نخواهد یافت. این در حالی است که مسلّماً [[نقض غرض]] در مورد [[افعال خداوند]] [[حکیم]]، محال است<ref>ر. ک: طوسی، محمد بن حسن، تجرید الاعتقاد، ص۲۱۳.</ref>.<ref>مهدی مهدوی اعلاء، علی رضا خاتم شیشه‌بر، بازکاوی نگرش اندیشمندان علم کلام در باب قلمرو عصمت انبیاء‌؛ با تاکید بر آراء سید مرتضی و فخرالدین رازی، پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه بهار و تابستان ۱۴۰۱ - شماره ۱، ص۱۴۸ ـ ۱۶۸.</ref>.
یکی از [[براهین عقلی]] بر عصمت پیامبران در مرتبه اخذ و حفظ شریعت، [[برهان]] [[وثوق]] و حصول غرض است. بدین‌صورت که اگر پیامبران در [[مقام]] دریافت و حفظ [[معارف]] و [[احکام الهی]] [[معصوم]] نباشد، غرض از [[نبوت]] که [[ابلاغ]] پیام‌های [[الهی]] در زمینه [[هدایت]] [[بشر]] به انسان‌هاست تحقق نخواهد یافت. این در حالی است که مسلّماً [[نقض غرض]] در مورد [[افعال خداوند]] [[حکیم]]، محال است<ref>ر. ک: طوسی، محمد بن حسن، تجرید الاعتقاد، ص۲۱۳.</ref>.<ref>مهدی مهدوی اعلاء، علی رضا خاتم شیشه‌بر، بازکاوی نگرش اندیشمندان علم کلام در باب قلمرو عصمت انبیاء‌؛ با تاکید بر آراء سید مرتضی و فخرالدین رازی، پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه بهار و تابستان ۱۴۰۱ - شماره ۱، ص۱۴۸ ـ ۱۶۸.</ref>.


===== برهان کمال یابی انسان‌ها =====
==== برهان کمال یابی انسان‌ها ====
[[انسان‌ها]] فطرتاً طالب [[سعادت]] و کمال خویش هستند و [[سعی]] می‌کنند تا [[بهترین]] و ارزنده‌ترین راه‌های وصول به [[کمال نهایی]] را بیابند و بر محور آن، چرخ [[زندگی]] خویش را به حرکت در آورند. از طرفی، ابزاری که برای [[درک]] و [[شناخت]] در [[اختیار]] همه انسان‌ها قرار داده شده است؛ یعنی، [[حس]] و [[عقل]]، برای وصول به [[سعادت ابدی]] کافی نیستند.
[[انسان‌ها]] فطرتاً طالب [[سعادت]] و کمال خویش هستند و [[سعی]] می‌کنند تا [[بهترین]] و ارزنده‌ترین راه‌های وصول به [[کمال نهایی]] را بیابند و بر محور آن، چرخ [[زندگی]] خویش را به حرکت در آورند. از طرفی، ابزاری که برای [[درک]] و [[شناخت]] در [[اختیار]] همه انسان‌ها قرار داده شده است؛ یعنی، [[حس]] و [[عقل]]، برای وصول به [[سعادت ابدی]] کافی نیستند.


خط ۵۷: خط ۵۷:
حال با تمسّک به این دلیل عقلی که [[ضرورت وحی]] و نبوت را [[اثبات]] می‌کند، می‌توان [[ضرورت]] عصمت و [[مصونیت وحی]] [[الهی]] را از هر گونه [[سهو]] و اشتباهی و همچنین [[عصمت]] [[ملائکه]] [[مأمور]] [[پیام الهی]] را [[اثبات]] کرد؛ زیرا در غیر این صورت، [[هدف از بعثت انبیا]] تأمین نخواهد شد<ref>جزوه راه و راهنما‌شناسی، ص۵۴۳-۵۵۱ و ۶۳۷؛ همچنین ر. ک: قواعد المرام، ص۱۲۵-۱۲۷؛ امام‌شناسی، ج۱، ص۱۰۳.</ref>.
حال با تمسّک به این دلیل عقلی که [[ضرورت وحی]] و نبوت را [[اثبات]] می‌کند، می‌توان [[ضرورت]] عصمت و [[مصونیت وحی]] [[الهی]] را از هر گونه [[سهو]] و اشتباهی و همچنین [[عصمت]] [[ملائکه]] [[مأمور]] [[پیام الهی]] را [[اثبات]] کرد؛ زیرا در غیر این صورت، [[هدف از بعثت انبیا]] تأمین نخواهد شد<ref>جزوه راه و راهنما‌شناسی، ص۵۴۳-۵۵۱ و ۶۳۷؛ همچنین ر. ک: قواعد المرام، ص۱۲۵-۱۲۷؛ امام‌شناسی، ج۱، ص۱۰۳.</ref>.


===== اعطای [[معجزه]] به انبیا =====
==== اعطای [[معجزه]] به انبیا ====
[[دلیل عقلی]] دیگری که بر [[عصمت انبیا]] در [[مقام]] تلقی و ابلاغ وحی، اقامه شده، این است که: اعطای معجزه به [[پیامبران]]، عقلاً دلالت می‌کند بر اینکه، [[دروغ]] در آن‌چه [[انبیا]] به خداوند نسبت می‌دهند راه ندارد<ref>المیزان، ج۲، ص۱۳۶؛ شرح المقاصد، ج۴، ص۵۰؛ الذخیرة فی علم الکلام، ص۳۳۸.</ref>. چون، اعطای معجزه به یک شخص به منزله [[تأیید]] و [[تصدیق]] او در گفتارش می‌باشد. حال اگر قرار باشد انبیا به [[دروغ]] چیزی را به خداوند نسبت دهند، تأیید چنین [[پیامبری]] با معجزه، در [[حکم]] تصادیق نمودن شخص [[دروغگو]] است، و تصدیق دروغگو [[قبیح]] و [[ناپسند]] است، و از [[خدای حکیم]] کار قبیح سر نمی‌زند.
[[دلیل عقلی]] دیگری که بر [[عصمت انبیا]] در [[مقام]] تلقی و ابلاغ وحی، اقامه شده، این است که: اعطای معجزه به [[پیامبران]]، عقلاً دلالت می‌کند بر اینکه، [[دروغ]] در آن‌چه [[انبیا]] به خداوند نسبت می‌دهند راه ندارد<ref>المیزان، ج۲، ص۱۳۶؛ شرح المقاصد، ج۴، ص۵۰؛ الذخیرة فی علم الکلام، ص۳۳۸.</ref>. چون، اعطای معجزه به یک شخص به منزله [[تأیید]] و [[تصدیق]] او در گفتارش می‌باشد. حال اگر قرار باشد انبیا به [[دروغ]] چیزی را به خداوند نسبت دهند، تأیید چنین [[پیامبری]] با معجزه، در [[حکم]] تصادیق نمودن شخص [[دروغگو]] است، و تصدیق دروغگو [[قبیح]] و [[ناپسند]] است، و از [[خدای حکیم]] کار قبیح سر نمی‌زند.


خط ۷۲: خط ۷۲:
پاسخی که می‌توان به این اشکال داد این است که عقلای عالم گاه در مورد اهداف خود سهل‌انگاری کرده، رسیدن به برخی از خواسته‌هایشان را کافی می‌دانند<ref>المیزان، ج۲، ص۱۳۷.</ref>. همچنین عقلا در امور مهم، حداکثر تلاش خود را به کار می‌برند تا [[بهترین]] و [[شایسته‌ترین]] افراد را برای [[ابلاغ]] پیام‌های خود [[انتخاب]] نمایند و اگر گاه در این کار [[توفیق]] نمی‌یابند، به خاطر [[جهل]] یا [[ناتوانی]] آنهاست. امّا خداوندی که او را با صفاتی همچون [[علم]]، [[حکمت]] و [[قدرت]] می‌شناسیم، نه در اهداف خود [[مسامحه]] می‌کند، و نه نسبت احوال [[بندگان]] [[جاهل]] است و نه از [[حفظ]] [[پیام]] خود [[ناتوان]].
پاسخی که می‌توان به این اشکال داد این است که عقلای عالم گاه در مورد اهداف خود سهل‌انگاری کرده، رسیدن به برخی از خواسته‌هایشان را کافی می‌دانند<ref>المیزان، ج۲، ص۱۳۷.</ref>. همچنین عقلا در امور مهم، حداکثر تلاش خود را به کار می‌برند تا [[بهترین]] و [[شایسته‌ترین]] افراد را برای [[ابلاغ]] پیام‌های خود [[انتخاب]] نمایند و اگر گاه در این کار [[توفیق]] نمی‌یابند، به خاطر [[جهل]] یا [[ناتوانی]] آنهاست. امّا خداوندی که او را با صفاتی همچون [[علم]]، [[حکمت]] و [[قدرت]] می‌شناسیم، نه در اهداف خود [[مسامحه]] می‌کند، و نه نسبت احوال [[بندگان]] [[جاهل]] است و نه از [[حفظ]] [[پیام]] خود [[ناتوان]].


===== [[هدایت تکوینی]] و [[عصمت]] =====
==== [[هدایت تکوینی]] و [[عصمت]] ====
[[دلیل]] دیگری که [[علامه طباطبایی]]<ref>شیعه در اسلام، ص۸۱-۸۵.</ref> به آن اشاره کرده‌اند این است که دریافت، حفظ و [[ابلاغ وحی]]، سه رکن هدایت تکوینی است و [[خطا]] در [[تکوین]] معنا ندارد. برای دریافت صحیح این نظریه، توضیحی درباره هدایت تکوینی و [[تشریعی]] ضروری می‌نماید.
[[دلیل]] دیگری که [[علامه طباطبایی]]<ref>شیعه در اسلام، ص۸۱-۸۵.</ref> به آن اشاره کرده‌اند این است که دریافت، حفظ و [[ابلاغ وحی]]، سه رکن هدایت تکوینی است و [[خطا]] در [[تکوین]] معنا ندارد. برای دریافت صحیح این نظریه، توضیحی درباره هدایت تکوینی و [[تشریعی]] ضروری می‌نماید.


خط ۹۱: خط ۹۱:
البته می‌توان با تصرفات اندکی در این [[برهان]]، آن را به همان برهان اول برگرداند. به این صورت که بگوییم: اگر [[راه]] [[سعادت]] به [[انسان]] ارائه نشود، [[نقض غرض]] شده و [[آفرینش]] [[آدمی]]، لغو و [[بیهوده]] خواهد بود. از این رو می‌توان گفت که "[[اراده تکوینی]]" [[خداوند]] به "[[هدایت تشریعی]]"[[انسان]] تعلق گرفته است. به عبارت دیگر، به اقتضای [[حکمت خداوند]] می‌بایست راه [[سعادت انسان]] به او نشان داده شود. پس "باید" [[انبیا]] و پیام‌آوران راه سعادت، [[وحی]] و [[پیام الهی]] را درست و کامل دریافت کرده، به همان صورت به امت‌های خود برسانند. دور از احتمال نیست که مراد مرحوم [[علامه طباطبایی]] نیز همین بوده است؛ آنجا که می‌فرماید: مدلول وحی که یک [[سلسله]] دستوراتی است که [[اختلافات]] بشری را طبق اقتضای عصر رفع کرده و سعادت [[جامعه انسانی]] را تأمین می‌نماید، باید به گوش همین [[جامعه]]، با کفالت دستگاه آفرینش، برسد. [[بدیهی]] است که در این میانه، خطایی واقع نخواهد شد<ref>وحی یا شعور مرموز، ص۱۹.</ref>»<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص ۹۸-۱۰۵.</ref>.
البته می‌توان با تصرفات اندکی در این [[برهان]]، آن را به همان برهان اول برگرداند. به این صورت که بگوییم: اگر [[راه]] [[سعادت]] به [[انسان]] ارائه نشود، [[نقض غرض]] شده و [[آفرینش]] [[آدمی]]، لغو و [[بیهوده]] خواهد بود. از این رو می‌توان گفت که "[[اراده تکوینی]]" [[خداوند]] به "[[هدایت تشریعی]]"[[انسان]] تعلق گرفته است. به عبارت دیگر، به اقتضای [[حکمت خداوند]] می‌بایست راه [[سعادت انسان]] به او نشان داده شود. پس "باید" [[انبیا]] و پیام‌آوران راه سعادت، [[وحی]] و [[پیام الهی]] را درست و کامل دریافت کرده، به همان صورت به امت‌های خود برسانند. دور از احتمال نیست که مراد مرحوم [[علامه طباطبایی]] نیز همین بوده است؛ آنجا که می‌فرماید: مدلول وحی که یک [[سلسله]] دستوراتی است که [[اختلافات]] بشری را طبق اقتضای عصر رفع کرده و سعادت [[جامعه انسانی]] را تأمین می‌نماید، باید به گوش همین [[جامعه]]، با کفالت دستگاه آفرینش، برسد. [[بدیهی]] است که در این میانه، خطایی واقع نخواهد شد<ref>وحی یا شعور مرموز، ص۱۹.</ref>»<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص ۹۸-۱۰۵.</ref>.


==== ادله روایی ====
=== ادله روایی ===
[[امام رضا]] {{ع}} در پاسخ کسی که از او پرسید: "چرا [[شناخت]] [[پیامبران]]، و [[ایمان]] به آنان بر [[مردم]] لازم است؟" به همین [[دلیل عقلی]] [[ضرورت]] [[نبوّت]] استناد نمودند و از نارسایی [[قوای ادراکی]] مردم برای شناخت [[مصالح]] و [[مفاسد]] خود، به عنوان [[دلیل]] مشترک [[لزوم]] "[[نبوت]]" و "عصمت" استفاده فرمودند. [[حضرت]] در این [[روایت]] می‌فرمایند: {{متن حدیث|لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يكملوا [يَكْمُلُونَ‌] لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى... لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِمْ}}<ref>بحارالانوار، ج۱۱، ص۴۰.</ref>.
[[امام رضا]] {{ع}} در پاسخ کسی که از او پرسید: "چرا [[شناخت]] [[پیامبران]]، و [[ایمان]] به آنان بر [[مردم]] لازم است؟" به همین [[دلیل عقلی]] [[ضرورت]] [[نبوّت]] استناد نمودند و از نارسایی [[قوای ادراکی]] مردم برای شناخت [[مصالح]] و [[مفاسد]] خود، به عنوان [[دلیل]] مشترک [[لزوم]] "[[نبوت]]" و "عصمت" استفاده فرمودند. [[حضرت]] در این [[روایت]] می‌فرمایند: {{متن حدیث|لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يكملوا [يَكْمُلُونَ‌] لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى... لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِمْ}}<ref>بحارالانوار، ج۱۱، ص۴۰.</ref>.


خط ۱۰۱: خط ۱۰۱:


این با [[حکمت خداوند]] منافات دارد که در عین [[علم]] و قدرت بر [[حفظ]] و حراست از [[وحی]] "نخواهد" آن را محفوظ نگه دارد؛ یعنی، اراده‌ای نسبت به [[مصونیت]] آن از [[خطا]] و [[اشتباه]] و دستبردهای شیطانی و غیر آن نداشته باشد. زیرا، [[هدف]] خداوند از [[ارسال وحی]] به [[آدمیان]]، ارائه راه صواب و [[حق]] به آنها بوده است. حال اگر نخواهد این پیام را با مصونیت کامل به آنها برساند، لازمه آن، [[نقض غرض]] خواهد بود و این نسبت به [[خداوند حکیم]] [[متعال]]، امری محال و نپذیرفتنی است<ref>آموزش عقاید، ج۱-۲، ص۳۳۳-۲۳۵.</ref>. بنابراین بیان، هم [[عصمت]] [[فرشته وحی]] ثابت می‌شود و هم [[عصمت پیامبر]] در هنگام تلقی و [[ابلاغ وحی]].
این با [[حکمت خداوند]] منافات دارد که در عین [[علم]] و قدرت بر [[حفظ]] و حراست از [[وحی]] "نخواهد" آن را محفوظ نگه دارد؛ یعنی، اراده‌ای نسبت به [[مصونیت]] آن از [[خطا]] و [[اشتباه]] و دستبردهای شیطانی و غیر آن نداشته باشد. زیرا، [[هدف]] خداوند از [[ارسال وحی]] به [[آدمیان]]، ارائه راه صواب و [[حق]] به آنها بوده است. حال اگر نخواهد این پیام را با مصونیت کامل به آنها برساند، لازمه آن، [[نقض غرض]] خواهد بود و این نسبت به [[خداوند حکیم]] [[متعال]]، امری محال و نپذیرفتنی است<ref>آموزش عقاید، ج۱-۲، ص۳۳۳-۲۳۵.</ref>. بنابراین بیان، هم [[عصمت]] [[فرشته وحی]] ثابت می‌شود و هم [[عصمت پیامبر]] در هنگام تلقی و [[ابلاغ وحی]].
==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۵٬۳۶۰

ویرایش