←سخنرانی سیحان در همراهی با امیر مؤمنان
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = سیحان بن صوحان عبدی | عنوان مدخل = سیحان بن صوحان عبدی | مداخل مرتبط = سیحان بن صوحان عبدی در تاریخ اسلامی| پرسش مرتبط = }} ==سیحان بن صوحان، جزو صحابه== در جنگ با مرتدان عمان و مهره، سیحان بن صوحان فرمانده عب...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
[[ابن حجر]]، نامش را در اصابه آورده و درواقع او را جزو صحابه دانسته است. وی تصریح میکند که [[فرماندهان]] با [[اهل]] رده همه از صحابه بودند؛ در نتیجه سیحان بن صوحان هم جزو صحابه بود<ref>ابن حجر، الإصابه، ج۳، ص۱۹۵.</ref>. [[ابن کلبی]] مینویسد: وی قبل از [[صعصعه]]، [[خطیب]] و [[سخنور]] بود. او و برادرش زید [[روز]] [[جنگ جمل]] کشته شدند درحالی که [[پرچم]] به دست بودند<ref>نسب معد و الیمن الکبیر، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج4، ص 139.</ref> | [[ابن حجر]]، نامش را در اصابه آورده و درواقع او را جزو صحابه دانسته است. وی تصریح میکند که [[فرماندهان]] با [[اهل]] رده همه از صحابه بودند؛ در نتیجه سیحان بن صوحان هم جزو صحابه بود<ref>ابن حجر، الإصابه، ج۳، ص۱۹۵.</ref>. [[ابن کلبی]] مینویسد: وی قبل از [[صعصعه]]، [[خطیب]] و [[سخنور]] بود. او و برادرش زید [[روز]] [[جنگ جمل]] کشته شدند درحالی که [[پرچم]] به دست بودند<ref>نسب معد و الیمن الکبیر، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج4، ص 139.</ref> | ||
==[[سخنرانی]] | ==[[سخنرانی]] سیحان در [[همراهی]] با [[امیر مؤمنان]]== | ||
وقتی [[امیرالمؤمنین]]، [[امام حسن]]{{ع}} و [[عمّار]] را برای گرفتن نیرو به [[کوفه]] فرستاد، [[ابوموسی]] [[مخالفت]] میکرد و برخی سخن گفتند. [[عبدالخیر خیوانی]] گفت: ای ابوموسی! آیا [[طلحه]] و [[زبیر]] [[بیعت]] کردند؟ گفت: آری! پرسید: آیا از علی کاری سر زده که نقض بیعتش روا باشد! ابوموسی گفت: نمیدانم! گفت: تو درکی نداری و ما تو را ترک میکنیم تا بدانی آیا کسی خارج از این [[فتنه]] وجود دارد؟ [[مردم]] چهار گروه هستند؛ علی در [[پشت کوفه]]، طلحه و زبیر در [[بصره]]، [[معاویه]] در [[شام]] و جمعی در [[حجاز]]، که با آنان [[بینیازی]] حاصل نمیگردد و همراه آنان با دشمن [[جنگ]] نمیشود. ابوموسی گفت: اینها بهترینِ مردم هستند. این فتنه است. عبدالخیر گفت: بر تو ناخالصیات [[پیروز]] شده، ای ابوموسی!<ref>ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۲۰؛ نویری، نهایة الأرب، ج۲۰، ص۵۱.</ref> | وقتی [[امیرالمؤمنین]]، [[امام حسن]]{{ع}} و [[عمّار]] را برای گرفتن نیرو به [[کوفه]] فرستاد، [[ابوموسی]] [[مخالفت]] میکرد و برخی سخن گفتند. [[عبدالخیر خیوانی]] گفت: ای ابوموسی! آیا [[طلحه]] و [[زبیر]] [[بیعت]] کردند؟ گفت: آری! پرسید: آیا از علی کاری سر زده که نقض بیعتش روا باشد! ابوموسی گفت: نمیدانم! گفت: تو درکی نداری و ما تو را ترک میکنیم تا بدانی آیا کسی خارج از این [[فتنه]] وجود دارد؟ [[مردم]] چهار گروه هستند؛ علی در [[پشت کوفه]]، طلحه و زبیر در [[بصره]]، [[معاویه]] در [[شام]] و جمعی در [[حجاز]]، که با آنان [[بینیازی]] حاصل نمیگردد و همراه آنان با دشمن [[جنگ]] نمیشود. ابوموسی گفت: اینها بهترینِ مردم هستند. این فتنه است. عبدالخیر گفت: بر تو ناخالصیات [[پیروز]] شده، ای ابوموسی!<ref>ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۲۰؛ نویری، نهایة الأرب، ج۲۰، ص۵۱.</ref> | ||