بیست و دوم ذیحجه: تفاوت میان نسخهها
←شهادت میثم تمار
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مناسبت بیست و دوم ذیحجه == | == مناسبت بیست و دوم ذیحجه == | ||
=== [[شهادت]] | === [[شهادت]] میثم تمار === | ||
{{اصلی|میثم تمار}} | |||
میثم تمار، یکی از خواص اصحاب و [[یاران]] سر علی {{ع}} و شیفتگان [[ولایت]] آن حضرت است. از جمله مسائلی که در مورد او [[شهرت]] دارد، [[پیشگوییها]] و وقایعی است که بعداً تحقق یافت. بنا بر نقل [[شیخ مفید]] در [[ارشاد (کتاب)|ارشاد]]، در ماه [[ذیحجه]] سال ۶۰ هجری، ده [[روز]] پیش از ورود [[امام حسین]] {{ع}} به [[کربلا]]، به دلیل [[وفاداری]] به آن حضرت، به دست [[ابن زیاد]]، والی [[یزید]] در [[کوفه]] به دار آویخته شده و به شهادت رسید<ref>الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۲۵.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۲۳۵.</ref> | میثم تمار، یکی از خواص اصحاب و [[یاران]] سر علی {{ع}} و شیفتگان [[ولایت]] آن حضرت است. از جمله مسائلی که در مورد او [[شهرت]] دارد، [[پیشگوییها]] و وقایعی است که بعداً تحقق یافت. بنا بر نقل [[شیخ مفید]] در [[ارشاد (کتاب)|ارشاد]]، در ماه [[ذیحجه]] سال ۶۰ هجری، ده [[روز]] پیش از ورود [[امام حسین]] {{ع}} به [[کربلا]]، به دلیل [[وفاداری]] به آن حضرت، به دست [[ابن زیاد]]، والی [[یزید]] در [[کوفه]] به دار آویخته شده و به شهادت رسید<ref>الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۲۵.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۲۳۵.</ref> | ||
==== پیشینه میثم ==== | ==== پیشینه میثم ==== | ||
میثم، فرزند [[یحیی]]، از «سرزمین [[نهروان]]»، منطقهای میان [[عراق]] و [[ایران]] است. میثم اوائل [[هجرت]] در نهروان متولد شد و پس از رسیدن به سن [[رشد]]، به کارهای عادی، یا [[شغل]] خرما فروشی که شغل پدرش نیز بود مشغول شد، تا اینکه در | میثم، فرزند [[یحیی]]، از «سرزمین [[نهروان]]»، منطقهای میان [[عراق]] و [[ایران]] است. میثم اوائل [[هجرت]] در نهروان متولد شد و پس از رسیدن به سن [[رشد]]، به کارهای عادی، یا [[شغل]] خرما فروشی که شغل پدرش نیز بود مشغول شد، تا اینکه در سال ۱۶ هجری در فتح [[مدائن]] به دست [[لشکریان]] [[اسلام]] [[اسیر]] گشت و به [[خدمت]] و [[بندگی]] [[مسلمانان]] گمارده شد. | ||
ایام [[بردگی]] میثم تا | ایام [[بردگی]] میثم تا سال ۳۷ هجری طول کشید. در این مدت احتمالاً در کوفه به سر برده و به [[دین اسلام]] مشرف شده است. بعضی او را [[ایرانی]] و از [[مردمان]] [[فارس]] دانستهاند. او را «ابوسالم» هم میخواندند<ref>دانشنامه امام علی {{ع}}، ج۸، ص۵۵۳.</ref>. وی ابتدا، [[غلام]] زنی از طایفه [[بنیاسد]] بود. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} او را از آن [[زن]] خریده و آزادش کردند<ref>الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۲۳.</ref>. | ||
آن حضرت پیشتر، سرگذشت و [[سرنوشت]] میثم تمار را از زبان [[رسول خدا]] {{صل}} شنیده بودند. میثم هم از پیش، شیفته [[اهل بیت]] {{عم}} و علاقهمند به آن [[عترت]] [[پاک]] بود. اما اولین برخورد حضوری و | آن حضرت پیشتر، سرگذشت و [[سرنوشت]] میثم تمار را از زبان [[رسول خدا]] {{صل}} شنیده بودند. میثم هم از پیش، شیفته [[اهل بیت]] {{عم}} و علاقهمند به آن [[عترت]] [[پاک]] بود. اما اولین برخورد حضوری و دیدار میثم با آن حضرت در دوران خلافت امام انجام گرفت. به دنبال همین برخورد و [[ملاقات]] بود که حضرت تصمیم گرفت میثم را از صاحبش بخرد و سپس [[آزاد]] کند. | ||
در اولین ملاقات علی {{ع}} با میثم، حضرت پرسیدند: نامت چیست؟ گفت: سالم. [[امام]] فرمود: از رسول خدا {{صل}} شنیدم که پدرت نام تو را «میثم» گذاشته است، به همان نام برگرد و کنیهات را «ابوسالم» قرار بده. گفت: [[خدا]] و [[رسول]] و [[امیرمؤمنان]] راست گفتند<ref>الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۲۳.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۲۳۵.</ref> | در اولین ملاقات علی {{ع}} با میثم، حضرت پرسیدند: نامت چیست؟ گفت: سالم. [[امام]] فرمود: از رسول خدا {{صل}} شنیدم که پدرت نام تو را «میثم» گذاشته است، به همان نام برگرد و کنیهات را «ابوسالم» قرار بده. گفت: [[خدا]] و [[رسول]] و [[امیرمؤمنان]] راست گفتند<ref>الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۲۳.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۲۳۵.</ref> | ||
== در [[مکتب]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} == | ==== در [[مکتب]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} ==== | ||
آشنایی میثم با مولایش علی {{ع}} برای او توفیقی بزرگ و سعادتی ارزشمند بود. از اینرو به شاگردی در مکتب علی گردن نهاد و دریچه قلبش را به روی معارف [[علوی]] گشود و [[جان]] تشنهاش را از چشمه زلال [[علوم]] آن حضرت سیراب کرد. | آشنایی میثم با مولایش علی {{ع}} برای او توفیقی بزرگ و سعادتی ارزشمند بود. از اینرو به شاگردی در مکتب علی گردن نهاد و دریچه قلبش را به روی معارف [[علوی]] گشود و [[جان]] تشنهاش را از چشمه زلال [[علوم]] آن حضرت سیراب کرد. | ||
آن حضرت هم با | آن حضرت هم با مشاهده [[استعداد]] [[روحی]] و زمینه مناسب وی [[دانش]] و آگاهیهای بسیاری را به او آموخت و میثم را با [[اسرار]] و رازهای نهانی آشنا ساخت. از اینرو میثم از علومی بهرهمند و برخوردار بود که [[فرشتگان مقرب]] و [[رسولان الهی]] از آن [[آگاه]] بودند<ref>سفینة البحار، ج۸، ص۲۱.</ref>. | ||
میثم، [[علم]] [[تفسیر قرآن]] را نزد [[حضرت علی]] {{ع}} فرا گرفت و از معارفی که از آن حضرت آموخته بود کتابی تدوین کرد که کتابش را پسرش از او [[روایت]] کرد. به همین جهت، میثم یکی از مؤلفان [[شیعه]] به حساب میآید. او صاحب سر امیرالمؤمنین {{ع}} بود و آن حضرت وی را به طریق فهمیدن حوادثی که در [[آینده]] اتفاق خواهد افتاد، آشنا کرده بود. | میثم، [[علم]] [[تفسیر قرآن]] را نزد [[حضرت علی]] {{ع}} فرا گرفت و از معارفی که از آن حضرت آموخته بود کتابی تدوین کرد که کتابش را پسرش از او [[روایت]] کرد. به همین جهت، میثم یکی از مؤلفان [[شیعه]] به حساب میآید. او صاحب سر امیرالمؤمنین {{ع}} بود و آن حضرت وی را به طریق فهمیدن حوادثی که در [[آینده]] اتفاق خواهد افتاد، آشنا کرده بود. | ||
میثم، گاهی برخی از آنها را برای [[مردم]]، بازگو میکرد و مایه اعجاب دیگران میشد. این دانش و [[آگاهی]] از | میثم، گاهی برخی از آنها را برای [[مردم]]، بازگو میکرد و مایه اعجاب دیگران میشد. این دانش و [[آگاهی]] از عاقبت افراد و [[پیشگوییها]] در اصطلاح، به [[علم منایا و بلایا]] معروف است، که [[امامان معصوم]] {{عم}} به کسانی که آمادگی و استعداد و [[رازداری]] و ظرفیت و کشش آن را داشتند، میآموختند. [[میثم تمار]]، دست پرورده این مکتب بود. هرچند که اشخاص [[فرومایه]] و مغرض، یا [[جاهل]] و [[نادان]] او را به [[دروغگویی]] متهم میکردند<ref>بحارالأنوار، ج۳۴، ص۳۰۲.</ref>. | ||
میثم برای گذران [[زندگی]] در بازار [[کوفه]] خرمافروشی میکرد؛ از اینرو، به او [[لقب]] تمار دادهاند<ref>مناقب ابن شهرآشوب، ج۲، ص۳۲۹.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۲۳۶.</ref> | میثم برای گذران [[زندگی]] در بازار [[کوفه]] خرمافروشی میکرد؛ از اینرو، به او [[لقب]] تمار دادهاند<ref>مناقب ابن شهرآشوب، ج۲، ص۳۲۹.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۲۳۶.</ref> | ||
== صمیمیت و | ==== صمیمیت و یگانگی ==== | ||
صفا و صمیمیتی که میان علی {{ع}} و میثم بود و [[میزان]] رابطه [[مودت]] آمیزشان را از انس و [[الفت]] این دو نسبت به هم میتوان [[شناخت]]. حضرت، حتی به مغازه خرما فروشی میثم میرفت و در آنجا با او صحبت میکرد و [[قرآن]] و [[معارف دین]] را به او میآموخت. | صفا و صمیمیتی که میان علی {{ع}} و میثم بود و [[میزان]] رابطه [[مودت]] آمیزشان را از انس و [[الفت]] این دو نسبت به هم میتوان [[شناخت]]. حضرت، حتی به مغازه خرما فروشی میثم میرفت و در آنجا با او صحبت میکرد و [[قرآن]] و [[معارف دین]] را به او میآموخت. | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۹: | ||
==== شبی با مولا ==== | ==== شبی با مولا ==== | ||
علاوه بر این، نزدیکی معنوی میثم با امیرمؤمنان {{ع}} را در لحظهها و موقعیتهای دیگر هم میتوان دید، از جمله اینکه میثم، پا به پای افراد زبدهای چون [[کمیل]] در مواقف [[نیایش]] و [[عبادت]] مولا حضور مییافت و انیس شبهای [[عرفانی]] آن حضرت و | علاوه بر این، نزدیکی معنوی میثم با امیرمؤمنان {{ع}} را در لحظهها و موقعیتهای دیگر هم میتوان دید، از جمله اینکه میثم، پا به پای افراد زبدهای چون [[کمیل]] در مواقف [[نیایش]] و [[عبادت]] مولا حضور مییافت و انیس شبهای [[عرفانی]] آن حضرت و راز و نیازهای امام با [[پروردگار]] بود. | ||
میثم نقل میکند: شبی از شبها مولایم امیرمؤمنان {{ع}} من را با خود به صحرای بیرون [[کوفه]] برد تا اینکه به [[مسجد]] [[جعفی]] رسید. رو به [[قبله]] کرد و چهار رکعت [[نماز]] خواند و پس از [[سلام]] نماز و [[تسبیح]]، دستهایش را به [[دعا]] باز کرد و گفت: خدایا، چگونه بخوانمت، در حالی که [[نافرمانی]] کردهام و چگونه نخوانمت، که تو را شناختهام و دلم [[خانه]] [[محبت]] توست. دستی پر [[گناه]] و چشمی پر [[امید]] به سویت آوردهام...!<ref>{{متن حدیث|إِلَهِي كَيْفَ أَدْعُوكَ وَ قَدْ عَصَيْتُكَ وَ كَيْفَ لَا أَدْعُوكَ وَ قَدْ عَرَفْتُ حُبَّكَ فِي قَلْبِي وَ إِنْ كُنْتُ عَاصِياً مَدَدْتُ إِلَيْكَ يَداً بِالذُّنُوبِ مَمْلُوَّةً وَ عَيْناً بِالرَّجَاءِ مَمْدُودَةً...}}، الشهید الاول، المزار، ص۲۷۰.</ref> و سپس به [[سجده]] رفت و صورت بر خاک نهاده و صد بار گفت: {{متن حدیث|الْعَفْو! الْعَفْو!}}. سپس برخاست و از آن [[مسجد]] بیرون رفت. من نیز در پی آن حضرت بودم تا به صحرا رسیدیم. آنگاه پیش پای من خطی کشید و فرمود: مبادا که از این خط بگذری! و من را همانجا گذاشت و خود رفت. | میثم نقل میکند: شبی از شبها مولایم امیرمؤمنان {{ع}} من را با خود به صحرای بیرون [[کوفه]] برد تا اینکه به [[مسجد]] [[جعفی]] رسید. رو به [[قبله]] کرد و چهار رکعت [[نماز]] خواند و پس از [[سلام]] نماز و [[تسبیح]]، دستهایش را به [[دعا]] باز کرد و گفت: خدایا، چگونه بخوانمت، در حالی که [[نافرمانی]] کردهام و چگونه نخوانمت، که تو را شناختهام و دلم [[خانه]] [[محبت]] توست. دستی پر [[گناه]] و چشمی پر [[امید]] به سویت آوردهام...!<ref>{{متن حدیث|إِلَهِي كَيْفَ أَدْعُوكَ وَ قَدْ عَصَيْتُكَ وَ كَيْفَ لَا أَدْعُوكَ وَ قَدْ عَرَفْتُ حُبَّكَ فِي قَلْبِي وَ إِنْ كُنْتُ عَاصِياً مَدَدْتُ إِلَيْكَ يَداً بِالذُّنُوبِ مَمْلُوَّةً وَ عَيْناً بِالرَّجَاءِ مَمْدُودَةً...}}، الشهید الاول، المزار، ص۲۷۰.</ref> و سپس به [[سجده]] رفت و صورت بر خاک نهاده و صد بار گفت: {{متن حدیث|الْعَفْو! الْعَفْو!}}. سپس برخاست و از آن [[مسجد]] بیرون رفت. من نیز در پی آن حضرت بودم تا به صحرا رسیدیم. آنگاه پیش پای من خطی کشید و فرمود: مبادا که از این خط بگذری! و من را همانجا گذاشت و خود رفت. | ||
| خط ۴۹: | خط ۵۰: | ||
فَمَهْمَا تُنْبِتُ الْأَرْضُ فَذَاكَ النَّبْتُ مِنْ بَذْرِي}} | فَمَهْمَا تُنْبِتُ الْأَرْضُ فَذَاكَ النَّبْتُ مِنْ بَذْرِي}} | ||
در سینهام اسراری است، که هرگاه فراخنای سینهام [[احساس]] تنگی میکند، | در سینهام اسراری است، که هرگاه فراخنای سینهام [[احساس]] تنگی میکند، | ||
[[زمین]] را با دست، کنده و | [[زمین]] را با دست، کنده و راز خویش را با زمین در میان میگذارم! | ||
وقتی زمین میروید، آن | وقتی زمین میروید، آن گیاه، از بذر و دانهای است که من کاشتهام<ref>بحارالأنوار، ج۹۷، ص۴۴۹.</ref>. | ||
میثم تمار نیز یکی از شاگردان والا مقام در [[مکتب تفسیری]] علی {{ع}} بود. میثم [[علم]] [[تأویل]] معانی قرآن را از آن حضرت فرا گرفت و در قرآنشناسی دانا و [[بصیر]] گردید<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۲۳۸.</ref>. | میثم تمار نیز یکی از شاگردان والا مقام در [[مکتب تفسیری]] علی {{ع}} بود. میثم [[علم]] [[تأویل]] معانی قرآن را از آن حضرت فرا گرفت و در قرآنشناسی دانا و [[بصیر]] گردید<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۲۳۸.</ref>. | ||