←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۳۴: | خط ۲۳۴: | ||
مردود و محکوم بودن شیوۀ [[فریب]] و تزویر در شرع اسلام بدیهی و معلوم است و [[آیات]] کثیره و [[روایات]] متواتره بر [[حرمت]] مؤکد [[دروغ]] و غش و فریب دلالت دارند، و نیازی به پرداختن به آنها نیست<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۲، ص ۱۱۴.</ref>. | مردود و محکوم بودن شیوۀ [[فریب]] و تزویر در شرع اسلام بدیهی و معلوم است و [[آیات]] کثیره و [[روایات]] متواتره بر [[حرمت]] مؤکد [[دروغ]] و غش و فریب دلالت دارند، و نیازی به پرداختن به آنها نیست<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۲، ص ۱۱۴.</ref>. | ||
== منشأ قدرت سیاسی == | |||
[[قدرت]] ـ که [[روح]] [[رژیم سیاسی]] است ـ از تشکیل [[جامعه سیاسی]] نشأت میگیرد و بدون [[جامعه]] وجود خارجی ندارد. پس از تشکیل جامعه سیاسی و تقسیم آن به دو گروه [[فرمانروا]] و فرمانبر، قدرت سیاسی در [[اختیار]] گروه اول قرار میگیرد. قدرت، مجموعهای از عوامل مادی و معنوی است که موجب به [[اطاعت]] درآوردن فرد یا گروهی، توسط فرد یا گروه دیگر میشود. | |||
برخی از جامعهشناسها شکلگیری قدرت را ابتدا در مورد حیواناتی که به نحوی [[زندگی]] جمعی دارند، مورد مطالعه قرار دادهاند و با مشاهده گروههای حیوانی از مقایسه زندگی جمعی جانوران با روند زندگی اجتماعی [[انسان]]، روشها و مبانی مشابهی را ارائه دادهاند. | |||
زندگی گروهی پرندگان [[مهاجر]]، مرغان، زنبوران عسل، خرسها و فیلها در این مطالعه تجربی مورد توجه بیشتر قرار گرفته و مشاهده شده که در شکلگیری و سلسلهمراتب قدرت در میان این جانوران، توان جسمانی و بهرهگیری از [[غرایز]]، [[خشونت]] و وسایل تهاجمی، نقش عمدهای را بر عهده داشته است. | |||
آنها که حکمروایی را حالتی طبیعی در زندگی اجتماعی انسان دانستهاند و پذیرش افرادی را که در رأس قدرت قرار میگیرند، از طرف جامعه به عنوان بازتاب طبیعی زندگی جمعی تلقی کردهاند، همان را نیز منبع اصلی قدرت شمرده و تشابه زندگی گروهی جانوران [[انسانی]] از نظر پدیده قدرت به حداکثر رسانیدهاند. | |||
برخی نیز که برای [[استعداد]] و نیروی [[خارقالعاده]] و [[شخصیت]] ذاتی [[فرمانروایان]] [[ارزش]] و نقش عمدهای قائل شدهاند، خواسته یا ناخواسته به سوی الگوی حیوانی و مسئله تشابه حیوان و انسان پیش رفتهاند. این نظریه که به نظریه [[منزلت]] یا شخصیت [[شهرت]] دارد، در مرحله جلوه دادن نظامهای توتالیتر استفاده شده است. | |||
در این میان کسانی هم هستند که به استناد تحلیلهای روانکاوانه نظریهپردازانی چون فروید که همه مناسبات انسانی از روابط پدر بر فرزند بوده و بازتاب آن قدرت خلاقی است که ورای سلول جنسی نهفته است، همه پدیدههای [[اجتماعی]] را در قالب [[جامعه انسانی]] دانستهاند. | |||
گروهی از متفکران معتقدند قدرت سیاسی، مولود و نتیجه [[خودآگاهی]] [[انسان]] در روند [[زندگی اجتماعی]] است؛ زیرا انسان در پی دستیابی به [[نظم]] عادلانه و استیفای [[منافع]] و رسیدن به [[حقوق]] و اندیشههای [[ارزشمند]] خود، قدرت سیاسی را به عنوان یک ابزار اجتنابناپذیر، لازم میشمارد و به همین دلیل است که مسئله [[قدرت]] و [[رهبری]] در [[تعلیم و تربیت]]، جایگاه خاصی مییابد و انسان از این [[الگو]] در تمامی نهادهای بشری و حتی مصنوعات و دستگاههایی که به دست خود میسازد - هرچند که پیچیده و متقن باشد - بهره میگیرد. | |||
قدرت سیاسی و چگونگی شکلگیری و [[هدایت]] آن همواره [[مبین]] [[نظام]] طبقاتی است و مسئله قدرت سیاسی به عنوان یک روبنا در رابطه با موقعیت [[طبقات اجتماعی]] پدید میآید و همواره نشانگر این موقعیت در هر مقطع زمانی [[تاریخ]] است. | |||
تصاحب وسایل [[تولید]]، [[دستیابی به قدرت]] [[سیاسی]] را به دنبال دارد و [[مبارزه]] طبقات، سرانجام [[سرنوشت]] قدرت سیاسی را مشخص میکند. | |||
نقشی که عواملی چون [[تبلیغات]] و فعالیت در [[جلب اعتماد]] [[ملت]] به منظور به [[اطاعت]] درآوردن [[مردم]] و نیز [[جبر]]، [[خشونت]]، شیوههای فشار، ایجاد [[وحشت]] ([[تروریسم]]) و یا بهرهگیری از حقوق و [[قوانین]] و [[اعتقادات]] و [[رسوم]] و نظایر آن در [[مشروعیت]] دادن به قدرت سیاسی داشتهاند، متفکران را بر آن داشته که هر کدام به نسبت اهمیتی که به یک یا چند عامل از عوامل نامبرده قائل بودهاند، به [[تفسیر]] قدرت سیاسی بپردازند. | |||
طالعه [[دلایل]] و مستندات هر کدام از نظریهپردازان در تحلیل قدرت سیاسی برای دستیابی به منابع قدرت سیاسی به مفهوم تحلیل وقایع رخ داده نیست؛ زیرا چنین بحثی بیشتر جامعهشناسانه است تا [[حقوق سیاسی]]؛ مسئله مهم در رابطه با موضوع قدرت سیاسی، به اساس مشروعیت قدرت سیاسی برمیشود. با بررسی این مسئله اساسی است که [[استبداد]] و [[دموکراسی]] تبیین و [[حاکمیت]] و [[دولت]] ارزیابی میشود. | |||
در میان نظریههایی که در زمینه مشروعیت قدرت سیاسی مطرح شده، نظریات زیر بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است و در [[تاریخ]] گذشته و عرصه [[سیاست]] کنونی نقش عمده را عهدهدار بوده است. به این معنا که تلاش شده بر اساس یکی از این نظریات، [[مشروعیت]] [[اطاعت]] از [[قدرت]] حاکمه توجیه شود: | |||
# مبدأ و منشأ قدرت سیاسی، [[الهی]] است. (منبع اصلی همه قدرتها در [[جهان هستی]] و از جمله قدرت سیاسی، [[خداوند]] است) همانطوری که در جهان هستی هر قدرتی به طور [[تکوینی]] از [[قدرت الهی]] ناشی میشود، در [[جامعه سیاسی]] مشروعیت خود را از [[قدرت خداوند]] کسب میکند. این نظریه که سدهها، [[کلیسا]] مدافع آن بود، دو نتیجه [[سیاسی]] بسیار مهم را به دنبال داشت: نخست هر نوع [[اختیار]] و [[انتخاب]] را از [[مردم]] سلب و [[ملت]] را از صحنه [[حکومت]] خارج میکرد و دوم اینکه [[پادشاهان]] و [[حکمرانان]] را به [[جبر]] و اطاعت از کلیسا وامیداشت، تا بتوانند مشروعیت لازم را کسب کنند. تحولاتی که در سدههای مختلف در پی استیلای این نظریه به وجود آمد، سرانجام بسیاری از [[حکام]] را بر آن داشت که به جای اطاعت از واسطهها برای کسب مشروعیت خود [[ادعای الوهیت]] کنند و یا مدعی دریافت مستقیم این [[موهبت]] از جانب [[خدا]] شوند و گاه با استفاده از [[نظریه جبر]]، قدرت سیاسی خود را تجلی [[خواست خداوند]] و ناشی از [[اراده]] [[ازلی]] او جلوه دهند؛ | |||
# [[اراده مردم]] تنها [[منبع مشروعیت]] قدرت سیاسی است. این نظریه که بازتاب [[حاکمیت مطلق الهی]] بود، نظریه مربوط به انتخاب هیأت حاکمه توسط ملت را به وجود آورد و به این وسیله قدرت سیاسی متعلق به تمامی افراد شناخته شد و [[دموکراسی]] [[غربی]] و نظامهای انتخاباتی بنیان گرفت؛ | |||
# [[شخصیت]]، [[مهارت]] و [[نبوغ]]، اساس مشروعیت قدرت سیاسی است. این نظریه که در [[ساختار قدرت]] [[رژیم]] فاشیستی ایتالیا و نازیسم [[آلمان]] تأثیر بسیاری داشت، مبتنی بر اصل تخصصی بودن [[رهبری]] و نقش [[لیاقت]] و مهارت در قدرت سیاسی بود که به سرآمدان این مهارت و نبوغ [[اجازه]] میداد، قدرت سیاسی را به صورت انحصاری در دست گیرند، مانند هر کارشناس لایق و ماهری که رشته کار مورد مهارتش را به دست میگیرد؛ | |||
# [[اراده]] طبقه رنجبران تنها [[مبین]] [[مشروعیت]] قدرت سیاسی است. [[مارکسیستها]] و سوسیالیستها که از این نظریه [[دفاع]] میکنند، [[سلطه]] [[ملت]] و [[اراده مردم]] را فقط در اراده یک طبقه متجلی میدانند و [[آرای عمومی]] و [[انتخاب]] خارج از این چارچوب را، راهی برای اعطای مشروعیت بخشیدن به [[دشمن]] تلقی میکنند. | |||
مشروعیت قدرت سیاسی از [[حاکمیت الهی]] که از راه [[اراده آزاد]] [[مردم]] ناشی میشود، صورت میپذیرد<ref>درآمدی بر فقه سیاسی، ص۵۳-۵۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۳۶۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:11124.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|'''فقه نظام سیاسی اسلام ج۲''']] | # [[پرونده:11124.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|'''فقه نظام سیاسی اسلام ج۲''']] | ||
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||