←اخراج از بهشت
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = حضرت آدم | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = [[بهشت حضرت آدم در تاریخ اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
محل خلقت حضرت آدم همان بهشتی بود که در آن ساکن شد به دلیل خطاب {{متن قرآن|اسْكُنْ}}<ref>سوره بقره، آیه ۳۵.</ref> و اگر غیر از این بود باید از واژه {{عربی|"اُدخل"}} استفاده میکرد<ref>منشور جاوید، ج۱۱، ص ۷۸.</ref>. بعد از آنکه [[خدا]] آدم و [[حوا]] را خلق کرد فرمود: {{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref>. | |||
محل | |||
درباره بهشت آدم اقوال گوناگون است؛ [[علی]] {{ع}} آن را چنین توصیف میکند: خانهای آرام، جای گاهی در [[امان]] با [[زندگی]] فراخ و پر نعیم<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱، ص۵.</ref>. از [[امام صادق]] {{ع}} نقل شده که بهشت آدم [[باغی]] از باغهای [[دنیا]] بود و همین ماه و [[خورشید]] که به ما میتابد بر آن میتابید و اگر از باغهای [[آخرت]] بود هرگز از آن [[اخراج]] نمیشد<ref>مصنفات [[شیخ مفید]]، ج۵، ص ۷۹.</ref> و گفته شده این [[بهشت]] نه بهشت جاودان [[آخرت]] بود که اشکال جاودان نبودن [[آدم]] در آن پیش آید و نه [[بهشت]] [[دنیایی]] و مادی که نیاز به قانون و [[امر و نهی]] و [[تکلیف]] داشته باشد<ref>المیزان، ج۸، ص ۳۸.</ref> بلکه بهشتی برزخی و آسمانی بود که برای آدم [[خلق]] شده بود<ref>المیزان، ج۸، ص ۳۸؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۷۶.</ref> و منافاتی ندارد که بهشت مزبور در عین [[دنیوی]] بودن، برزخی باشد<ref>المیزان، ج۱، ص ۱۴۰.</ref>. | درباره بهشت آدم اقوال گوناگون است؛ [[علی]] {{ع}} آن را چنین توصیف میکند: خانهای آرام، جای گاهی در [[امان]] با [[زندگی]] فراخ و پر نعیم<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱، ص۵.</ref>. از [[امام صادق]] {{ع}} نقل شده که بهشت آدم [[باغی]] از باغهای [[دنیا]] بود و همین ماه و [[خورشید]] که به ما میتابد بر آن میتابید و اگر از باغهای [[آخرت]] بود هرگز از آن [[اخراج]] نمیشد<ref>مصنفات [[شیخ مفید]]، ج۵، ص ۷۹.</ref> و گفته شده این [[بهشت]] نه بهشت جاودان [[آخرت]] بود که اشکال جاودان نبودن [[آدم]] در آن پیش آید و نه [[بهشت]] [[دنیایی]] و مادی که نیاز به قانون و [[امر و نهی]] و [[تکلیف]] داشته باشد<ref>المیزان، ج۸، ص ۳۸.</ref> بلکه بهشتی برزخی و آسمانی بود که برای آدم [[خلق]] شده بود<ref>المیزان، ج۸، ص ۳۸؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۷۶.</ref> و منافاتی ندارد که بهشت مزبور در عین [[دنیوی]] بودن، برزخی باشد<ref>المیزان، ج۱، ص ۱۴۰.</ref>. | ||
| خط ۱۸: | خط ۲۴: | ||
==داستان قرآنی== | ==داستان قرآنی== | ||
پس از ماجرای [[آزمایش]] فرشتگان، به آدم دستور داده شد او و همسرش در بهشت سکنی گزیند، «به آدم گفتیم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و هر چه میخواهید از نعمتهای آن گوارا بخورید! ولی به این درخت مخصوص نزدیک نشوید که از [[ظالمان]] خواهید شد»<ref>{{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}} «و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref>. | پس از ماجرای [[آزمایش]] فرشتگان، به آدم دستور داده شد او و همسرش در بهشت سکنی گزیند، «به آدم گفتیم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و هر چه میخواهید از نعمتهای آن گوارا بخورید! ولی به این درخت مخصوص نزدیک نشوید که از [[ظالمان]] خواهید شد»<ref>{{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}} «و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref>. | ||
از [[آیات قرآن]] استفاده میشود که [[آدم]] برای [[زندگی]] در روی [[زمین]]، همین زمین معمولی [[آفریده]] شده بود، ولی در آغاز [[خداوند]] او را ساکن [[بهشت]] که یکی از باغهای سرسبز پرنعمت این [[جهان]] بود ساخت، محیطی که در آن برای آدم هیچ گونه [[ناراحتی]] وجود نداشت. | از [[آیات قرآن]] استفاده میشود که [[آدم]] برای [[زندگی]] در روی [[زمین]]، همین زمین معمولی [[آفریده]] شده بود، ولی در آغاز [[خداوند]] او را ساکن [[بهشت]] که یکی از باغهای سرسبز پرنعمت این [[جهان]] بود ساخت، محیطی که در آن برای آدم هیچ گونه [[ناراحتی]] وجود نداشت. | ||
شاید علت این جریان آن بوده که آدم با زندگی کردن روی زمین هیچگونه | |||
شاید علت این جریان آن بوده که آدم با زندگی کردن روی زمین هیچگونه آشنایی نداشت، و تحمل زحمتهای آن بدون مقدمه برای او مشکل بود، و از چگونگی [[کردار]] و [[رفتار]] در زمین باید اطلاعات بیشتری پیدا کند، بنابراین میبایست مدتی کوتاه تعلیمات لازم را در محیط بهشت ببیند و بداند زندگی روی زمین توأم با برنامهها و [[تکالیف]] و [[مسئولیتها]] است که انجام صحیح آنها باعث [[سعادت]] و [[تکامل]] و بقای [[نعمت]] است، و سرباز زدن از آن سبب [[رنج]] و ناراحتی. | |||
و نیز بداند هر چند او [[آزاد]] آفریده شده، اما این [[آزادی]] بهطور مطلق و نامحدود نیست که هر چه خواست انجام دهد او میبایست از پارهای از اشیاء روی زمین چشم بپوشد. و نیز لازم بود بداند چنان نیست که اگر [[خطا]] و لغزشی دامنگیرش شود درهای سعادت برای همیشه به روی او بسته میشود، نه میتواند بازگشت کند و [[پیمان]] ببندد که بر خلاف [[دستور خدا]] عملی انجام نخواهد داد تا دوباره به [[نعمتهای الهی]] باز گردد. | و نیز بداند هر چند او [[آزاد]] آفریده شده، اما این [[آزادی]] بهطور مطلق و نامحدود نیست که هر چه خواست انجام دهد او میبایست از پارهای از اشیاء روی زمین چشم بپوشد. و نیز لازم بود بداند چنان نیست که اگر [[خطا]] و لغزشی دامنگیرش شود درهای سعادت برای همیشه به روی او بسته میشود، نه میتواند بازگشت کند و [[پیمان]] ببندد که بر خلاف [[دستور خدا]] عملی انجام نخواهد داد تا دوباره به [[نعمتهای الهی]] باز گردد. | ||
او در این محیط میبایست تا حدی پخته شود، [[دوست]] و [[دشمن]] خویش را بشناسد، چگونگی زندگی در زمین را یاد گیرد، آری این خود یک سلسله تعلیمات لازم بود که میبایست فراگیرد، و با داشتن این | او در این محیط میبایست تا حدی پخته شود، [[دوست]] و [[دشمن]] خویش را بشناسد، چگونگی زندگی در زمین را یاد گیرد، آری این خود یک سلسله تعلیمات لازم بود که میبایست فراگیرد، و با داشتن این آمادگی به روی زمین قدم بگذارد. | ||
اینها مطالبی بود که هم آدم و هم [[فرزندان]] او در زندگی [[آینده]] خود به آن احتیاج داشتند، بنابراین شاید علت اینکه [[آدم]] در عین اینکه برای | |||
اینها مطالبی بود که هم آدم و هم [[فرزندان]] او در زندگی [[آینده]] خود به آن احتیاج داشتند، بنابراین شاید علت اینکه [[آدم]] در عین اینکه برای خلافت زمین [[آفریده]] شده بود مدتی در [[بهشت]] درنگ میکند و دستورهائی به او داده میشود جنبه تمرین و [[آموزش]] داشته باشد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۲۳.</ref>. | |||
==کدام بهشت؟== | ==کدام بهشت؟== | ||
در پاسخ این [[پرسش]] باید به این نکته توجه داشت که گرچه بعضی آن را بهشت [[موعود]] [[نیکان]] و [[پاکان]] میدانند، ولی ظاهر این است که آن بهشت نبود. بلکه یکی از باغهای پرنعمت و [[روح]] افزای یکی از مناطق سرسبز زمین بوده است. | در پاسخ این [[پرسش]] باید به این نکته توجه داشت که گرچه بعضی آن را بهشت [[موعود]] [[نیکان]] و [[پاکان]] میدانند، ولی ظاهر این است که آن بهشت نبود. بلکه یکی از باغهای پرنعمت و [[روح]] افزای یکی از مناطق سرسبز زمین بوده است. زیرا اولاً بهشت موعود [[قیامت]]، [[نعمت]] [[جاودانی]] است که در [[آیات]] بسیاری از قرآن به این [[جاودانگی]] بودنش اشاره شده، و بیرون رفتن از آن ممکن نیست و ثانیاً [[ابلیس]] [[آلوده]] و بیایمان را در آن بهشت راهی نخواهد بود، در آن [[بهشت]] نه جائی برای وسوسههای [[شیطانی]] است و نه [[نافرمانی خدا]]. ثالثاً در روایاتی که از طرق [[اهلبیت]]{{عم}} به ما رسیده این موضوع صریحاً آمده است. | ||
زیرا اولاً بهشت موعود [[قیامت]]، [[نعمت]] [[جاودانی]] است که در [[آیات]] بسیاری از قرآن به این [[جاودانگی]] بودنش اشاره شده، و بیرون رفتن از آن ممکن نیست و ثانیاً [[ابلیس]] [[آلوده]] و | |||
ثالثاً در روایاتی که از طرق [[اهلبیت]]{{عم}} به ما رسیده این موضوع صریحاً آمده است. | یکی از راویان حدیث میگوید از [[امام صادق]]{{ع}} راجع به [[بهشت آدم]] پرسیدم [[امام]]{{ع}} در جواب فرمود: [[باغی]] از باغهای [[دنیا]] بود که [[خورشید و ماه]] بر آن میتابید، و اگر بهشت جاودان بود هرگز [[آدم]] از آن بیرون رانده نمیشد و از اینجا روشن میشود که منظور از هبوط و نزول آدم به [[زمین]] نزول مقامی است نه مکانی یعنی از مقام ارجمند خود و از آن بهشت سرسبز پائین آمد. | ||
یکی از | |||
و از اینجا روشن میشود که منظور از | این احتمال نیز داده شده که این بهشت در یکی از کرات آسمانی بوده است هر چند بهشت جاویدان نبوده، در بعضی از [[روایات اسلامی]] نیز اشاره به بودن این بهشت در [[آسمان]] شده است ولی ممکن است کلمۀ (آسمان) در این گونه [[روایات]] اشاره به «مقام بالا» باشد، نه «مکان بالا». ولی به هرحال شواهد فراوانی نشان میدهد که این بهشت غیر از بهشت سرای دیگر است چراکه آن پایان [[سیر]] [[انسان]] است و این آغاز سیر او بود، این مقدمه [[اعمال]] و برنامههای او است و آن نتیجه اعمال و برنامههایش<ref>گناه آدم چه بود؟ | ||
این احتمال نیز داده شده که این بهشت در یکی از کرات آسمانی بوده است هر چند بهشت جاویدان نبوده، در بعضی از [[روایات اسلامی]] نیز اشاره به بودن این بهشت در [[آسمان]] شده است ولی ممکن است کلمۀ (آسمان) در این گونه [[روایات]] اشاره به «مقام بالا» باشد، نه «مکان بالا». | |||
ولی | |||
روشن است آدم با آن مقامی که [[خدا]] برای او بیان کرد مقام والائی از نظر [[معرفت]] و [[تقوا]] داشت، او [[نماینده]] خدا در زمین بود او [[معلم]] [[فرشتگان]] بود، او مسجود [[ملائکه]] بزرگ خدا گردید، این آدم با این امتیازات مسلماً [[گناه]] نمیکند، بعلاوه میدانیم او [[پیامبر]] بود و هر [[پیامبری]] [[معصوم]] است. | روشن است آدم با آن مقامی که [[خدا]] برای او بیان کرد مقام والائی از نظر [[معرفت]] و [[تقوا]] داشت، او [[نماینده]] خدا در زمین بود او [[معلم]] [[فرشتگان]] بود، او مسجود [[ملائکه]] بزرگ خدا گردید، این آدم با این امتیازات مسلماً [[گناه]] نمیکند، بعلاوه میدانیم او [[پیامبر]] بود و هر [[پیامبری]] [[معصوم]] است. | ||
لذا این سؤال مطرح میشود آنچه از آدم سر زد چه بود. | لذا این سؤال مطرح میشود آنچه از آدم سر زد چه بود. در اینجا سه [[تفسیر]] وجود دارد که مکمل یکدیگرند: | ||
در اینجا سه [[تفسیر]] وجود دارد که مکمل یکدیگرند: | # آنچه آدم مرتکب شد «[[ترک اولی]]» و یا به عبارت دیگر «گناه نسبی» بود نه «گناه مطلق». گناه مطلق گناهانی است که از هر کس سر زند گناه است و در خور [[مجازات]] (مانند [[شرک]] و [[کفر]] و [[ظلم]] و [[تجاوز]]) و [[گناه]] نسبی آن است که گاه بعضی [[اعمال]] [[مباح]] و یا حتی [[مستحب]] در خور [[مقام]] افراد بزرگ نیست، آنها باید از این اعمال [[چشم]] بپوشند، و به کار مهمتر پردازند، در غیر این صورت [[ترک اولی]] کردهاند، فی المثل نمازی را که ما میخوانیم قسمتی از آن با [[حضور قلب]] و قسمتی بیحضور [[قلب]] میگذرد در خور [[شأن]] ما است، این [[نماز]] هرگز در خور مقام شخصی همچون [[پیامبر]] و علی{{ع}} نیست او باید سراسر نمازش [[غرق]] در حضور در پیشگاه [[خدا]] باشد، و اگر غیر این کند حرامی مرتکب نشده اما ترک اولی کرده است. [[آدم]] نیز سزاوار بود از آن درخت نخورد هر چند برای او ممنوع نبود بلکه «[[مکروه]]» بود. | ||
#آنچه آدم مرتکب شد «[[ترک اولی]]» و یا به عبارت دیگر «گناه نسبی» بود نه «گناه مطلق». گناه مطلق گناهانی است که از هر کس سر زند گناه است و در خور [[مجازات]] (مانند [[شرک]] و [[کفر]] و [[ظلم]] و [[تجاوز]]) و [[گناه]] نسبی آن است که گاه بعضی [[اعمال]] [[مباح]] و یا حتی [[مستحب]] در خور [[مقام]] افراد بزرگ نیست، آنها باید از این اعمال [[چشم]] بپوشند، و به کار مهمتر پردازند، در غیر این صورت [[ترک اولی]] کردهاند، فی المثل نمازی را که ما میخوانیم قسمتی از آن با [[حضور قلب]] و قسمتی بیحضور [[قلب]] میگذرد در خور [[شأن]] ما است، این [[نماز]] هرگز در خور مقام شخصی همچون [[پیامبر]] و علی{{ع}} نیست او باید سراسر نمازش [[غرق]] در حضور در پیشگاه [[خدا]] باشد، و اگر غیر این کند حرامی مرتکب نشده اما ترک اولی کرده است. | |||
[[آدم]] نیز سزاوار بود از آن درخت نخورد هر چند برای او ممنوع نبود بلکه «[[مکروه]]» بود. | |||
# [[نهی]] [[خداوند]] در اینجا نهی ارشادی است، یعنی همانند دستور طبیب که میگوید: فلان [[غذا]] را نخور که [[بیمار]] میشوی، خداوند نیز به آدم فرمود اگر از درخت ممنوع بخوری از [[بهشت]] بیرون خواهی رفت، و به درد و [[رنج]] خواهی افتاد، بنابراین آدم [[مخالفت]] [[فرمان خدا]] نکرد، بلکه مخالفت نهی ارشادی کرد. | # [[نهی]] [[خداوند]] در اینجا نهی ارشادی است، یعنی همانند دستور طبیب که میگوید: فلان [[غذا]] را نخور که [[بیمار]] میشوی، خداوند نیز به آدم فرمود اگر از درخت ممنوع بخوری از [[بهشت]] بیرون خواهی رفت، و به درد و [[رنج]] خواهی افتاد، بنابراین آدم [[مخالفت]] [[فرمان خدا]] نکرد، بلکه مخالفت نهی ارشادی کرد. | ||
#اساساً بهشت جای [[تکلیف]] نبود بلکه دورانی بود برای [[آزمایش]] و [[آمادگی]] آدم برای آمدن در روی [[زمین]] پر این نهی تنها جنبه آزمایشی داشت.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۲۹.</ref> | # اساساً بهشت جای [[تکلیف]] نبود بلکه دورانی بود برای [[آزمایش]] و [[آمادگی]] آدم برای آمدن در روی [[زمین]] پر این نهی تنها جنبه آزمایشی داشت.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۲۹.</ref> | ||
==اخراج از بهشت== | ==اخراج از بهشت== | ||
[[قرآن]] در ادامه داستان میگوید: «سرانجام [[شیطان]] آن دو را به [[لغزش]] واداشت و از آنچه در آن بودند (بهشت) بیرون کرد»<ref>{{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ}} «شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند» سوره بقره، آیه ۳۶.</ref>. | [[قرآن]] در ادامه داستان میگوید: «سرانجام [[شیطان]] آن دو را به [[لغزش]] واداشت و از آنچه در آن بودند (بهشت) بیرون کرد»<ref>{{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ}} «شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند» سوره بقره، آیه ۳۶.</ref>. آری از بهشتی که کانون [[آرامش]] و [[آسایش]] و دور از درد و [[رنج]] بود بر اثر [[فریب]] شیطان اخراج شدند. «ما به آنها دستور دادیم که همگی به [[زمین]] فرود آئید در حالی که [[دشمن]] یکدیگر خواهید بود»<ref>{{متن قرآن|وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}} «و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت» سوره بقره، آیه ۳۶.</ref> [[آدم]] و [[حوا]] از یکسو و شیطان از سوی دیگر. | ||
آری از | |||
«ما به آنها دستور دادیم که همگی به [[زمین]] فرود آئید در حالی که [[دشمن]] یکدیگر خواهید بود»<ref>{{متن قرآن|وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}} «و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت» سوره بقره، آیه ۳۶.</ref> [[آدم]] و [[حوا]] از یکسو و شیطان از سوی دیگر. | اینجا بود که آدم متوجه شد [[راستی]] به خویشتن [[ستم]] کرده و از محیط آرام و پرنعمت بهشت بخاطر [[تسلیم شدن]] در برابر [[وسوسههای شیطان]] بیرون رانده شده و در محیط پرزحمت و مملو از مشقتی قرار خواهد گرفت، درست است که آدم [[پیامبر]] بود و [[معصوم]] از [[گناه]] ولی چنانکه خواهیم گفت هرگاه [[ترک اولی]] از پیامبر سرزند [[خداوند]] نسبت به او سخت میگیرد، همانند گناهی که از افراد عادی سر بزند و این جریمۀ سنگینی بود که آدم در برابر آن [[نافرمانی]] پرداخت<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۲۸.</ref>. | ||
اینجا بود که آدم متوجه شد [[راستی]] به خویشتن [[ستم]] کرده و از محیط آرام و پرنعمت بهشت بخاطر [[تسلیم شدن]] در برابر [[وسوسههای شیطان]] بیرون | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1100842.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|'''قصههای قرآن''']] | |||
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[محمود مقدمی|مقدمی، محمود]]، [[آدم - مقدمی (مقاله)| مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| '''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:حضرت آدم]] | |||