پرش به محتوا

اویس قرنی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۵: خط ۲۵:
| آثار =  
| آثار =  
}}
}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = اویس قرنی| عنوان مدخل  = اویس قرنی| مداخل مرتبط = [[اویس قرنی در رجال و تراجم]] - [[اویس قرنی در تاریخ اسلامی]] - [[اویس قرنی در حدیث]]| پرسش مرتبط  = }}
| موضوع مرتبط = اویس قرنی
| عنوان مدخل  = [[اویس قرنی]]
| مداخل مرتبط = [[اویس قرنی در رجال و تراجم]] - [[اویس قرنی در تاریخ اسلامی]] - [[اویس قرنی در حدیث]]
| پرسش مرتبط  =  
}}


[[اویس بن عامر مرادی]]، از [[طایفه]] قرن، و از [[قبیله]] [[یمانی]] بنی مراد بود<ref>اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۱۷۹.</ref>. [[پدر]] او مردی والامقام بود و خود او در [[زهد]] و [[تقوا]] و [[طاعت]] و [[عبادت]] [[مقام]] والایی داشت و سیّد التابعین بود<ref>الفتوح، ابن اعثم (ترجمه: مستوفی هروی)، ص۵۰۰.</ref>. او از زهّاد هشتگانه، بلکه [[برترین]] آنها<ref> رجال الکشی، کشی، ص۹۸-۹۷.</ref> و از [[اصحاب]] و حواریان [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است<ref> رجال الکشی، کشی، ص۹.</ref>.
[[اویس بن عامر مرادی]]، از [[طایفه]] قرن، و از [[قبیله]] [[یمانی]] بنی مراد بود<ref>اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۱۷۹.</ref>. [[پدر]] او مردی والامقام بود و خود او در [[زهد]] و [[تقوا]] و [[طاعت]] و [[عبادت]] [[مقام]] والایی داشت و سیّد التابعین بود<ref>الفتوح، ابن اعثم (ترجمه: مستوفی هروی)، ص۵۰۰.</ref>. او از زهّاد هشتگانه، بلکه [[برترین]] آنها<ref> رجال الکشی، کشی، ص۹۸-۹۷.</ref> و از [[اصحاب]] و حواریان [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است<ref> رجال الکشی، کشی، ص۹.</ref>.
خط ۷۸: خط ۷۳:


[[علی]] {{ع}} قبل از رسیدن اویس، زمانی که در [[ذی قار]] برای اخذ [[بیعت]] از سربازانش نشسته، و [[منتظر]] پیوستن [[قبایل]] و عشایر مناطق مججاور بودند فرمودند: به زودی از جانب [[کوفه]] یک هزار نفر<ref>در رجال کشی این حدیث را اصبغ بن نباته نقل می‌کند و عدد و رقمی که امیرالمؤمنین {{ع}} فرمود، در آن وز با حضرت بیعت می‌کنند «یک‌صد» نقر است که نود و نه نفر بیعت کردند و اویس در حالی که لباس پشمی به تن داشت و دو شمشیر حمایل کرده بود، بعدا و تا پای جان بیعت کرد.</ref> به ما ملحق خواهد شد، نه یک نفر کمتر و نه بیشتر و با من بر سر [[جان]] [[بیعت]] خواهند کرد<ref>{{متن حدیث|يَأْتِيكُمْ مِنْ قِبَلِ اَلْكُوفَةِ أَلْفُ رَجُلٍ لاَ يَزِيدُونَ رَجُلاً وَ لاَ يَنْقُصُونَ رَجُلاً يُبَايِعُونِّي عَلَى اَلْمَوْتِ }}</ref>
[[علی]] {{ع}} قبل از رسیدن اویس، زمانی که در [[ذی قار]] برای اخذ [[بیعت]] از سربازانش نشسته، و [[منتظر]] پیوستن [[قبایل]] و عشایر مناطق مججاور بودند فرمودند: به زودی از جانب [[کوفه]] یک هزار نفر<ref>در رجال کشی این حدیث را اصبغ بن نباته نقل می‌کند و عدد و رقمی که امیرالمؤمنین {{ع}} فرمود، در آن وز با حضرت بیعت می‌کنند «یک‌صد» نقر است که نود و نه نفر بیعت کردند و اویس در حالی که لباس پشمی به تن داشت و دو شمشیر حمایل کرده بود، بعدا و تا پای جان بیعت کرد.</ref> به ما ملحق خواهد شد، نه یک نفر کمتر و نه بیشتر و با من بر سر [[جان]] [[بیعت]] خواهند کرد<ref>{{متن حدیث|يَأْتِيكُمْ مِنْ قِبَلِ اَلْكُوفَةِ أَلْفُ رَجُلٍ لاَ يَزِيدُونَ رَجُلاً وَ لاَ يَنْقُصُونَ رَجُلاً يُبَايِعُونِّي عَلَى اَلْمَوْتِ }}</ref>
*
 
[[ابن عباس]] می‌گوید من از [[قاطع]] بودن [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در تصریح به این رقم، پریشان شدم که نکند از گفته [[امام]] {{ع}}، عدد افراد کمتر و یا بیشتر شود تا در این شرایط حساس ما را با مشکل مواجه کند اما نتیجه خوفناک شمارش نهصد و نود و نه نفر تازه وارد بود و دیگر امیدی به تکمیل عدد نبود، زیرا همه گروه‌ها رسیده بودند و کسی هم از کاروان‌ها عقب نمانده بود، به همین [[دلیل]] [[اضطراب]] شدت یافت و با خود گفتم: {{متن قرآن|إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ}} ناگهان متوجه شدم شخصی از آن طرف اردوگاه به سمت ما درحرکت است، وقتی نزدیک شد، دیدم مردی است پیاده که قبای پشمی بر تن دارد و [[شمشیر]] و سپر و دیگر ادوات [[جنگی]] را با خود حمل می‌کند. وی به محض ورود به ارودگاه، [[خدمت]] [[حضرت]] شرفیاب شد و عرض کرد: [[یا علی]]، دستت را بازکن، تا با تو [[بیعت]] کنم.
[[ابن عباس]] می‌گوید من از [[قاطع]] بودن [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در تصریح به این رقم، پریشان شدم که نکند از گفته [[امام]] {{ع}}، عدد افراد کمتر و یا بیشتر شود تا در این شرایط حساس ما را با مشکل مواجه کند اما نتیجه خوفناک شمارش نهصد و نود و نه نفر تازه وارد بود و دیگر امیدی به تکمیل عدد نبود، زیرا همه گروه‌ها رسیده بودند و کسی هم از کاروان‌ها عقب نمانده بود، به همین [[دلیل]] [[اضطراب]] شدت یافت و با خود گفتم: {{متن قرآن|إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ}} ناگهان متوجه شدم شخصی از آن طرف اردوگاه به سمت ما درحرکت است، وقتی نزدیک شد، دیدم مردی است پیاده که قبای پشمی بر تن دارد و [[شمشیر]] و سپر و دیگر ادوات [[جنگی]] را با خود حمل می‌کند. وی به محض ورود به ارودگاه، [[خدمت]] [[حضرت]] شرفیاب شد و عرض کرد: [[یا علی]]، دستت را بازکن، تا با تو [[بیعت]] کنم.
* [[امام]] {{ع}} پریسد: "بر سر چه امری با من [[بیعت]] می‌کنی؟" عرض کرد: با تو [[بیعت]] می‌کنم که کلامت را گوش کنم و فرمانت را گردن نهم و در رکاب تو آن [[قدر]] بجنگم که با شما به [[پیروزی]] برسید و با من به [[شهادت]].
 
[[امام]] {{ع}} پریسد: "بر سر چه امری با من [[بیعت]] می‌کنی؟" عرض کرد: با تو [[بیعت]] می‌کنم که کلامت را گوش کنم و فرمانت را گردن نهم و در رکاب تو آن [[قدر]] بجنگم که با شما به [[پیروزی]] برسید و با من به [[شهادت]].


[[ابن عباس]] می‌گوید: سپس [[حضرت علی]] {{ع}} از اسم و نشان او سؤال کرد، گفت: من اویسم. [[امام]] پرسید: "آیا تو [[اویس قرنی]] هستی؟ گفت: آری. [[امام]] {{ع}} فرمود: [[الله اکبر]]! حبیبم [[رسول خدا]] {{صل}} به من خبر داد که مردی از امتش به نام [[اویس قرنی]] را [[ملاقات]] خواهم کرد و این مرد جزو [[حزب خدا]] و [[رسول]] اوست و [[مرگ]] او [[شهادت در راه خدا]] خواهد بود، و در [[شفاعت]] او در [[روز قیامت]] مثل [[قبایل]] [[ربیعه]] و [[مضر]] داخل خواهند شد<ref>{{متن حدیث|الله أکبر، أخبرنی حبیبی رسول الله: أتی أدرک رجلا من أتته یقال له: أویس القرنی، یکون من حزب الله و رسوله، یموت علی الشهادة، یدخل فی شفاعته مثل ربیعة و مضر}}</ref> [[ابن عباس]] می‌گوید: با آمدن اویس مسرور و خوشحال شدم و از [[پریشانی]] - کسری تعداد یک ‌هزار نفر - بیرون آمدم<ref>ارشد مفید، ج۱، ص۳۱۵ و ر. ک: رجال کشی، ص۹۸، ش۱۵۶.</ref>.
[[ابن عباس]] می‌گوید: سپس [[حضرت علی]] {{ع}} از اسم و نشان او سؤال کرد، گفت: من اویسم. [[امام]] پرسید: "آیا تو [[اویس قرنی]] هستی؟ گفت: آری. [[امام]] {{ع}} فرمود: [[الله اکبر]]! حبیبم [[رسول خدا]] {{صل}} به من خبر داد که مردی از امتش به نام [[اویس قرنی]] را [[ملاقات]] خواهم کرد و این مرد جزو [[حزب خدا]] و [[رسول]] اوست و [[مرگ]] او [[شهادت در راه خدا]] خواهد بود، و در [[شفاعت]] او در [[روز قیامت]] مثل [[قبایل]] [[ربیعه]] و [[مضر]] داخل خواهند شد<ref>{{متن حدیث|الله أکبر، أخبرنی حبیبی رسول الله: أتی أدرک رجلا من أتته یقال له: أویس القرنی، یکون من حزب الله و رسوله، یموت علی الشهادة، یدخل فی شفاعته مثل ربیعة و مضر}}</ref> [[ابن عباس]] می‌گوید: با آمدن اویس مسرور و خوشحال شدم و از [[پریشانی]] - کسری تعداد یک ‌هزار نفر - بیرون آمدم<ref>ارشد مفید، ج۱، ص۳۱۵ و ر. ک: رجال کشی، ص۹۸، ش۱۵۶.</ref>.
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش