امنیت در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
←اقسام و گونهها
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۲۴: | خط ۲۲۴: | ||
و به همین دلیل است که [[قانون اساسی]] تصریح میکند: حیثیت، [[جان]]، [[مال]]، [[حقوق]]، مسکن و [[شغل]] اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز میکند<ref>قانون اساسی، ص۲۲.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۵۷۰-۵۷۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۳۱.</ref> | و به همین دلیل است که [[قانون اساسی]] تصریح میکند: حیثیت، [[جان]]، [[مال]]، [[حقوق]]، مسکن و [[شغل]] اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز میکند<ref>قانون اساسی، ص۲۲.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۵۷۰-۵۷۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۳۱.</ref> | ||
===امنیت سیاسی=== | |||
==== امنیت از تهدید و تحدید ==== | |||
با فراگیر شدن [[امنیت سیاسی]]، همه افراد در نسبت با [[قدرت]] یکسانند، اگر کسی که به میز قدرت، نزدیک است با کسی که در حزبی مستقل فعالیت [[سیاسی]] دارد، همسان نباشند و فرد مستقل با توجه به آن تکاپوی سیاسی از [[حقوق اجتماعی]] - سیاسی، [[امنیت]] شغلی، [[مالی]] و عرضی برخوردار نباشد، آن [[جامعه]] گرفتار ناعدالتی است. با حضور امنیت سیاسی در جامعه، همگان در تعامل با قدرت، صاحب حقند و هر کس که در آن دایره قرار گیرد و اصل آن را بپذیرد و [[انکار]] نکند، دارای [[مصونیت]] و امنیت است. با این امنیت، نباید افرادی از امکانات قدرت و [[سیاست]] برخوردار باشند و هر گونه که [[دوست]] دارند با [[شهروندان]] و منتقدان [[قدرت سیاسی]]، [[رفتار]] کنند، [[آرامش]] و امنیت دیگران را سلب کنند و دیگرانی هماره در [[ترس]] و [[ناامنی]] سر کنند، [[تهدید]] شوند و [[حقوق]]، امتیازها و فرصتهای آنان، تحدید گردد. | |||
در [[کلام خداوند]]، بر امنیت و اهمیت آن تأکید شده است<ref>در آیات بسیاری از قرآن کریم از امنیت، صحبت به میان آمده است: از جمله این آیات: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ}} [«آیا ندیدهاند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمیبرند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده میشوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار میکنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷] و: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ}} [«و به یاد آورید هنگامی را که شما در این (سر) زمین گروه اندکی بودید ناتوان به شمار آمده، که میهراسیدید مردم (مشرک) شما را بربایند، تا اینکه (خداوند) به شما جا داد و با یاوری خویش از شما پشتیبانی کرد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد باشد که سپاس گزارید» سوره انفال، آیه ۲۶].</ref>، [[خداوند]] از {{متن قرآن|بَلَدًا آمِنًا}}<ref> «شهری امن» سوره بقره، آیه ۱۲۶.</ref> یا {{متن قرآن|قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً}}<ref> «و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود» سوره نحل، آیه ۱۱۲.</ref> یعنی شهری که در آن [[امنیت]] و [[آرامش]] است و هر گونه، [[ترس]]، [[وحشت]] و اضطرابی وجود ندارد، صحبت کرده است<ref>برای تفصیل این بحث ر. ک: سیدکاظم سیدباقری، قدرت سیاسی در قرآن کریم، ص۲۱۴ به بعد.</ref>. چشمگیر است که «امنیت» و «اطمینان و آرامش» در کنار هم قرار گرفتهاند. [[حضرت ابراهیم]] یکی از دعاهایش به درگاه [[خداوند]] آن بود: {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا}}<ref> «پروردگارا! این شهر را امن گردان» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref>. | |||
نکته ظریف آنکه خداوند در [[آیه]] قبل به نعمتهای خود به [[بندگان]] اشاره دارد و اینکه اگر [[نعمتهای خدا]] را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد<ref>{{متن قرآن|وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}} «و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>؛ گویی این آیه میخواهد به خواننده، بفهماند که یکی از نعمتهای بزرگ خداوند، امنیت است، هر چند [[انسان]]، گاه به این [[نعمت]]، کم توجه و گاه بیاعتناست. آیه، حکایت از آن دارد که نعمت امنیت، [[ضرورت]] [[زندگی]] انسان است که او بزرگی و [[عظمت]] آن را در مییابد<ref>سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۴، ص۲۱۰۹.</ref>. | |||
در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref> «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> «امانت»، از ریشه لغت «امن» گرفته شده است؛ در [[روایات تفسیری]] [[شیعی]] آمده است که منظور از [[امانت]]، [[ولایت]] [[علی ابن ابی طالب]] {{ع}} است، در روایتی از [[امام رضا]] {{ع}} آمده است که فرمود: {{متن حدیث|الْأَمَانَةُ الْوَلَايَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَيْرِ حَقٍّ كَفَرَ}}<ref>سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۹۹؛ ر. ک: عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۳۱۰.</ref>. | |||
برخی دیگر معتقدند منظور از «امانت»، [[توحید]]، [[عدالت]]، [[عقل]]، [[دین]]، [[اختیار]]، [[اراده]]، [[مسئولیتپذیری]] یا نعمتهای مادی مانند چشم و گوش است<ref>برای مشاهده اقوال، ر. ک: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۹۰؛ سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۹۹؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۵، ص۲۲۶.</ref>. اما به نظر میرسد هیچ از این اقوال، با هم تضاد و ناهماهنگی ندارند و میتواند هر کدام از این موارد، ذکر مصداق از آن [[امانت الهی]] باشد؛ برای نمونه اگر منظور «عدالت» باشد، از یک نگاه، تأکید میشود که [[دادگری]] را تنها کسی میتواند، عملیاتی کند و [[سرپرستی]] [[جامعه]] را بر عهده گیرد که دارای [[مقام ولایت]] باشد، از دیگر سو، با فراگیری آن، جامعه، روی [[امنیت]] به خود خواهد دید. جامعهای که در آن، [[امانت]] به [[امانتدار]] [[واقعی]] واگذار شود، عدالت و امنیت را در کنار هم تجربه خواهد کرد؛ زیرا ریشه همه [[ناامنیها]]، بیعدالتیهاست، وقتی عدالتی برقرار بشود که منطبق با [[فطرت]] و [[سرشت]] بشری است، [[ناامنی]] از جامعه رخت برخواهد بست. | |||
همچنین در [[قرآن کریم]]، آمده است که امنیت و [[آرامش]] از آن کسانی است که [[ایمان]] خود را با [[ظلم]] در هم نیامیخته باشند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref> «آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. | |||
در این [[آیه]]، ظلم که بیرون رفتن از [[اعتدال]] و [[میانهروی]] است، نکره آورده شده و در [[سیاق]] [[نفی]] است که افاده عمومیت میکند و هر گونه ستمی را شامل میشود، اما از سیاق این آیه و [[آیات]] قبل به دست میآید که ظلم، مانع از [[ظهور]] ایمان و آثار [[نیک]] آن میشود و مراد، ظلمی است که ایمان را میپوشاند، با این همه، به نظر میرسد [[ظلم]]، حوزه [[اجتماعی]] را که دایره وسیعتر و خطرناکتر از [[ظلم فردی]] دارد را شامل میشود. گویی با [[ایمان واقعی]] که به [[ستم]] [[آلوده]] نشده باشد، [[حقیقت]] [[امن]] و [[آرامش]] دست مییابد، [[امنیتی]] که به [[قدرت]] پایانناپذیر [[خداوند]] متصل میشود. در [[تفسیر]] «من [[هدی]] القرآن»، ذیل این [[آیه]] آمده است جامعهای را [[تصور]] کنیم که [[ریاست]] آن با [[طاغوت]] است و از [[طبیعت]] میترسد و قربانیانش را به خدایگان دریا، [[جنگ]] یا [[بهار]] پیشکش میکند، آنگونه که در [[مصر]] چنین میکردند، همچنین جامعهای را که بر آن [[حکومتی]] [[دادگر]]، [[فرمان]] میراند، با طبیعت، [[مبارزه]] میکند و آن را مغلوب خود میکند، آیا کدام یک از این دو [[جامعه]]، دارای امن و آرامش است. آیا ستم طاغوتی، بیشتر [[امنیت]] میآورد یا جامعه عادلانه همراه با [[تمدن]]؟ [[آزادی]] از [[ترس]] [[ستمگر]]، ما را بر آن میدارد تا آزادانه در کمال آرامش، به [[جستوجوی حقیقت]] پردازیم، از آن نترسیم و توان یابیم، در این موقعیت است که به [[هدایت]] میرسیم، آغاز هر دانشی، با [[احساس امنیت]] است، گویی از همین روی است که در آیه [[مبارک]]، هدایت بعد از امنیت است<ref>سید محمدتقی مدرسی، من هدی القرآن، ج۳، ص۱۲۰.</ref>؛ پس در این آیه، [[ایمان]]، ستم نکردن، امنیت و هدایت در کنار هم قرار میگیرند، امری که جامعه را به سوی [[عدالت]] میرساند<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، ص ۲۵۶.</ref>. | |||
== امنیت فراگیر == | == امنیت فراگیر == | ||