گستره عصمت پیامبران تا چه حدی است؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۱۳ اوت ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۵۴
، ۱۳ اوت ۲۰۲۳←پاسخها و دیدگاههای متفرقه
| خط ۲۵۲: | خط ۲۵۲: | ||
۳. '''[[جواز مطلق ارتکاب گناهان]] (دیدگاه [[حشویه]] و [[کرامیه]])''': بنابراین دیدگاه، حتی ارتکاب عمدی [[گناهان بزرگ]] نیز برای پیامبران جایز است. حشویه این دیدگاه را پذیرفتهاند<ref>علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۲۶۴.</ref>. کرامیه با حشویه هم عقیدهاند و تنها [[دروغگویی]] در [[مقام تبلیغ]] را استثنا کردهاند<ref>ر.ک: علی بن احمد بن حزم اندلسی، الفصل، ج۴، ص۲.</ref>».<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص۵۹-۶۴.</ref>. | ۳. '''[[جواز مطلق ارتکاب گناهان]] (دیدگاه [[حشویه]] و [[کرامیه]])''': بنابراین دیدگاه، حتی ارتکاب عمدی [[گناهان بزرگ]] نیز برای پیامبران جایز است. حشویه این دیدگاه را پذیرفتهاند<ref>علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۲۶۴.</ref>. کرامیه با حشویه هم عقیدهاند و تنها [[دروغگویی]] در [[مقام تبلیغ]] را استثنا کردهاند<ref>ر.ک: علی بن احمد بن حزم اندلسی، الفصل، ج۴، ص۲.</ref>».<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص۵۹-۶۴.</ref>. | ||
}} | |||
{{پاسخ پرسش | |||
| عنوان پاسخدهنده = 3. حجت الاسلام و المسلمین جعفر انواری؛ | |||
| تصویر = 11258.jpg | |||
| پاسخدهنده = جعفر انواری | |||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[جعفر انواری|انواری]]''' در کتاب ''«[[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]»'' در اینباره گفتهاند: | |||
'''[[عصمت]] از [[کفر]]''' | |||
از آنجا که کفر به خدای متعال به نص قرآن کریم به عنوان ظلمی بزرگ تلقی شده و ظلم نیز در شمار گناهان کبیره است، متکلمان اسلامی به بحث از عصمت انبیا از کفر به صورت مستقل و ویژه پرداختهاند. [[امامیه]] و [[اکثریت]] فرق [[کلامی]] به [[عصمت پیامبر]] از کفر از دوران پیش از [[نبوت]] [[معتقد]] هستند که [[ادله]] این مدعا را میتوان در دو بخش [[عقلی]] و [[نقلی]] تقریر کرد. | |||
'''دلیل عقلی''' | |||
[[ماهیت نبوت]] و نیل [[انسان]] به [[مقام رسالت]] متقوّم به دو عنصر [[استعداد]] و [[استحقاق]] و تفضل و [[لطف الهی]] است. لازمه دخالت و مشارکت عنصر [[اختیار]] و استعداد این است که [[پیامبر]] پیش از نبوت و [[انتخاب]] آن به این مقام از سوی [[خداوند]]، میبایست در نفس خویش استعداد و آمادگی لازم را ایجاد کرده باشد تا به دریافت وحی آسمانی مفتخر گردد. | |||
تبیین تقریر فوق بنا به دیدگاه [[فلاسفه]] و کسانی که [[وحی]] را به [[قوه عاقله]] یا ملکه نفسانی [[تفسیر]] میکنند، روشن است؛ چراکه کسب قوه عاقله و اتصال به عالم [[عقول]] و همچنین اکتساب ملکه نفسانی در گرو [[تهذیب]] و تعالی نفس است که حسب فرض تحقق آن در [[کافر]] و نفس وی مفقود بلکه محال است. | |||
اما بنا به تقریر تفضلی انگاران وحی، آنان هرچند وحی و نبوت را تفضل و [[لطف]] محض [[الهی]] میدانند، لکن معتقدند چنین لطفی تنها شامل انسانهایی میشود که [[لیاقت]] و قابلیت آن را دارند. نکته قابل توجه اینکه دلیل عقلی فوق تنها بر [[ناسازگاری]] نبوت و کفر مقارن و همزمان دلالت میکند، اما اگر کافری بتواند از کفر خود برگشته و به تعالی و تهذیب خویش بپردازد به گونهای که دارای ملکه نفسانی یا قوه عاقله خاص نبوت گردد، [[عقل]] به ناسازگاری فوق [[رأی]] نمیدهد، اما اینکه آیا چنین [[پیغمبری]] وجود داشته یا نه؟ پاسخ آن را باید از [[ادله نقلی]] دریافت کرد؛ اما اینکه پیامبر هنگام [[بعثت]] نباید [[کفر]] داشته باشد، بطلان آن از تصورش روشن میشود، علاوه آنکه [[ادله عقلی]] و [[نقلی]] در [[قلمرو عصمت]] از [[گناه]] و [[تلقی وحی]]، [[فساد]] آن را واضح میکند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی| قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت (مقاله)| کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت]]، مجله پگاه حوزه، مرداد ماه ۱۳۸۳ ش۱۳۹.</ref>. | |||
'''[[دلیل نقلی]]''' | |||
[[قرآن مجید]] درباره اشتراط عدم [[اعتقاد]] کفر و [[شرک]] برای [[پیامبر]]، [[آیه]] خاص و صریحی ندارد که به نظر میرسد علت آن عدم وقوع آن باشد به این معنی که [[خداوند]] هر [[پیغمبری]] را که برگزیده است، از [[معصیت]] [[اعتقادی]] (کفر و شرک) پیراسته بوده است و به تعبیری سابقه [[خداپرستی]] داشته است. با این حال، بعضی [[آیات]] به صورت غیر صریح به اشتراط شرط خداپرستی از اول [[عمر]] در [[نبوت]] دلالت میکند؛ مانند آیه {{متن قرآن|للاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. | |||
آیه فوق در پاسخ [[حضرت ابراهیم]] مبنی بر امکان نیل [[فرزندان]] وی به [[مقام امامت]] و نبوت نازل شده است. روشن است که درخواست حضرت ابراهیم محدود به فرزندانی میشد که در [[زمان]] حال مصون از گناه بودند، هر چند که قبلاً [[مرتکب معصیت]] شده باشند، به دیگر سخن، حضرت ابراهیم از خداوند اعطای [[مقام نبوت]] و [[امامت]] را به فرزندانی که در زمان حال، مرتکب معصیت میشوند، درخواست نمیکند، بلکه استدعای وی [[مقید]] به پیراستگان از گناه در زمان حال است. لکن خداوند در پاسخ حضرت ابراهیم [[منصب نبوت]] و امامت را بالاتر از آن وصف میکند که [[گناهکاران]] زمان گذشته و پیراستگان زمان حال را شامل گردد، بلکه [[مقام]] فوق متعلق به [[معصومان]] به قید اطلاق است. | |||
اما اینکه آیه فوق بر عدم شمول [[عهد]] و نبوت به فلاسفان دلالت میکند و [[اثبات]] این که کفر و شرک [[ظلم]] است، نیازمند دلیل مستقلی است، در پاسخ آن باید گفت اولاً طریق [[اولویت]] آن را [[اثبات]] میکند؛ چراکه [[اعتقاد]] [[کفر]] و [[شرک]] [[برتر]] از ظلمهای عادی است و ثانیاً خود [[قرآن]] شرک و کفر را [[ظلم]] بزرگ قلمداد کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ}}<ref>«شرک، ستمی سترگ است» سوره لقمان، آیه ۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«کافرانند که ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۵۴.</ref>. | |||
دو [[آیه]] فوق صغری و آیه پیشین کبرای قیاس شکل اول ذیل میشود: «کفر و شرک ظلم است. [[عهد]] و [[نبوت]] به [[ظالم]] نمیرسد. پس [[کافر]] و [[مشرک]] نمیتوانند به [[مقام نبوت]] نایل آیند«. اما اینکه مشرک بالفعل ([[حقیقی]]) یا اعم از آن و گذشته، از نبوت [[محروم]] است؟ گفته شد که به حسب درخواست [[حضرت ابراهیم]] و نزول آیه روشن میشود که مقصود از مشرک معنای عام آن بوده است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی| قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت (مقاله)| کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت]]، مجله پگاه حوزه، مرداد ماه ۱۳۸۳ ش۱۳۹.</ref>. | |||
}} | }} | ||