پرش به محتوا

عصمت حضرت نوح: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۶۷: خط ۶۷:
'''پاسخ نخست: دلالت نداشتن آیه بر [[کفر]] فرزند''': جمله {{متن قرآن|سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ...}} حکایت از کفر فرزند ندارد و او هرگز در حضور پدر، گفتار کفرآمیزی بر زبان جاری نساخته بود؛ بلکه تنها در مورد سوار شدن بر کشتی در کنار دیگر [[مؤمنان]]، از [[اطاعت]] پدر سر برتافته و رفتن بر فراز [[کوه]] را وسیله [[نجات]] خود قرار داده بود. حضرت هم با [[حفظ]] [[احتیاط]] و [[ادب]] [[پیامبری]]، این درخواست را به طور غیرصریح بر زبان جاری می‌سازد؛ یعنی نجات حتمی فرزند را نمی‌طلبد، بلکه با این کنایه که فرزندم از [[اهل]] من است و تو نجات آنان را به من نوید داده‌ای، این خواسته را مطرح می‌کند. [[خداوند]] نیز با جمله {{متن قرآن|فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ}} آن حضرت را از درخواست نجات فرزندش به طور مستقیم باز می‌دارد تا مبادا او در [[وادی]] [[نادانی]] گام نهد و از شمار [[جاهلان]] شود: {{متن قرآن|...إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۱۷۵-۱۹۱.</ref>.
'''پاسخ نخست: دلالت نداشتن آیه بر [[کفر]] فرزند''': جمله {{متن قرآن|سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ...}} حکایت از کفر فرزند ندارد و او هرگز در حضور پدر، گفتار کفرآمیزی بر زبان جاری نساخته بود؛ بلکه تنها در مورد سوار شدن بر کشتی در کنار دیگر [[مؤمنان]]، از [[اطاعت]] پدر سر برتافته و رفتن بر فراز [[کوه]] را وسیله [[نجات]] خود قرار داده بود. حضرت هم با [[حفظ]] [[احتیاط]] و [[ادب]] [[پیامبری]]، این درخواست را به طور غیرصریح بر زبان جاری می‌سازد؛ یعنی نجات حتمی فرزند را نمی‌طلبد، بلکه با این کنایه که فرزندم از [[اهل]] من است و تو نجات آنان را به من نوید داده‌ای، این خواسته را مطرح می‌کند. [[خداوند]] نیز با جمله {{متن قرآن|فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ}} آن حضرت را از درخواست نجات فرزندش به طور مستقیم باز می‌دارد تا مبادا او در [[وادی]] [[نادانی]] گام نهد و از شمار [[جاهلان]] شود: {{متن قرآن|...إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۱۷۵-۱۹۱.</ref>.


فراز پایانی نیز این سان [[تفسیر]] می‌شود: ظاهر این [[کلام]] بیانگر [[توبه]] و حقیقتش بیانگر [[شکر نعمت]] [[پروردگار]] است که او را [[تعلیم]] داد و به ادب الهی مؤدب ساخت. اینکه ظاهرش توبه است، از آن روست که به خداوند پناه برد و از او [[آمرزش]] و [[رحمت]] طلب کرد؛ به این معنا که درخواست کرد [[خداوند]] او را از هر آنچه مایه [[لغزش]] و هلاکت [[انسان]] است، [[حفظ]] کند و مشمول عنایت و رحمتش قرار دهد. پس محتوای گفتار آن حضرت در جمله {{متن قرآن|وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} این است که ای [[خدا]] اگر مرا در [[لغزش‌ها]] حفظ نمی‌فرمودی، من از زیانکاران می‌شدم. شکر و ثنا بر این کار زیبایت<ref>سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۰، ص۲۳۸.</ref>.<ref>[[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص ۲۲۴.</ref>.
فراز پایانی نیز این سان [[تفسیر]] می‌شود: ظاهر این [[کلام]] بیانگر [[توبه]] و حقیقتش بیانگر [[شکر نعمت]] [[پروردگار]] است که او را [[تعلیم]] داد و به ادب الهی مؤدب ساخت. اینکه ظاهرش توبه است، از آن روست که به خداوند پناه برد و از او [[آمرزش]] و [[رحمت]] طلب کرد؛ به این معنا که درخواست کرد [[خداوند]] او را از هر آنچه مایه [[لغزش]] و هلاکت [[انسان]] است، [[حفظ]] کند و مشمول عنایت و رحمتش قرار دهد. پس محتوای گفتار آن حضرت در جمله {{متن قرآن|وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} این است که ای [[خدا]] اگر مرا در [[لغزش‌ها]] حفظ نمی‌فرمودی، من از زیانکاران می‌شدم. شکر و ثنا بر این کار زیبایت<ref>سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۰، ص۲۳۸.</ref>.<ref>[[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص ۲۲۴.</ref>


'''پاسخ دوم: آگاه‌سازی [[مردم]] از واقعیت''': «برای مردم این ماجرا مشکل آفرین شده بود که چرا پسر [[حضرت نوح]] {{ع}} با اینکه از [[اهل]] او شمرده می‌شود، در زمره غرق شدگان قرار می‌گیرد؟ حضرت نوح {{ع}} با خداوند سخن می‌گوید که چرا پسرم که از اهلم است، غرق می‌گردد. پاسخ می‌آید که او از اهل تو نیست؛ اهل شناسنامه‌ای منظور نیست، بلکه [[اهل]] [[ولایتی]] مقصود است. این پاسخ‌ها به دور از ایراد و خدشه‌اند»<ref>عبدالله جوادی آملی، درس تفسیر مسجد اعظم، گفتنی است آیات ۴۵-۴۶ سوره هود نمونه خوبی برای برداشت این نکته است که گاه پیامبری برای فهماندن جریانی به دیگران، از پیشگاه خدای سبحان مطلبی را می‌پرسد، (عبدالله جوادی آملی، تسنیم، تحقیق احمد قدسی، ج۳۰، ص۲۶۵).</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۱۷۵-۱۹۱.</ref>
'''پاسخ دوم: آگاه‌سازی [[مردم]] از واقعیت''': «برای مردم این ماجرا مشکل آفرین شده بود که چرا پسر [[حضرت نوح]] {{ع}} با اینکه از [[اهل]] او شمرده می‌شود، در زمره غرق شدگان قرار می‌گیرد؟ حضرت نوح {{ع}} با خداوند سخن می‌گوید که چرا پسرم که از اهلم است، غرق می‌گردد. پاسخ می‌آید که او از اهل تو نیست؛ اهل شناسنامه‌ای منظور نیست، بلکه [[اهل]] [[ولایتی]] مقصود است. این پاسخ‌ها به دور از ایراد و خدشه‌اند»<ref>عبدالله جوادی آملی، درس تفسیر مسجد اعظم، گفتنی است آیات ۴۵-۴۶ سوره هود نمونه خوبی برای برداشت این نکته است که گاه پیامبری برای فهماندن جریانی به دیگران، از پیشگاه خدای سبحان مطلبی را می‌پرسد، (عبدالله جوادی آملی، تسنیم، تحقیق احمد قدسی، ج۳۰، ص۲۶۵).</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۱۷۵-۱۹۱.</ref>
۱۲۹٬۵۱۹

ویرایش