پرش به محتوا

حدیث ثقلین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۹: خط ۲۹:
[[شیعه]] و [[سنی]] در منابع معتبر به صورت متواتر [[نقل]] کرده‌اند [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به صورت مکرر و در مواضع متعدد و با الفاظ گوناگون حدیث ثقلین را بیان کرده است به طوری که محدثان شیعه در تواتر آن [[اجماع]] دارند و با هشتاد و دو سند از طریق [[ائمۀ اطهار]] آن را ذکر کرده اند<ref>اعیان الشیعة، ج۱، ص۳۷۰ ـ ۳۱۰.</ref>؛ همچنین محدثان [[اهل سنت]] هم به صحت آن تصریح کرده‌اند، برای نمونه: [[حاکم نیشابوری]]، [[ابن حجر]] مکی، [[نور]] الدین [[هیثمی]]، ۳۴ نفر از [[اصحاب]]<ref>کسانی که در حال اسلام ملاقات با پیامبر داشتند.</ref> و ۱۹ نفر از [[تابعین]]<ref>کسانی که با اصحاب پیامبر ملاقات داشته‌اند. </ref> آن را [[روایت]] کرده‌اند. صحابه‌‌ای همچون: [[علی]] {{ع}}، [[ابوذر]]، [[جابر بن عبدالله انصاری]]، [[زید بن ارقم]]، [[ابو سعید خُدری]] و [[زید بن ثابت]]<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)| فرهنگ شیعه]]، ص ۲۲۵.</ref>.  
[[شیعه]] و [[سنی]] در منابع معتبر به صورت متواتر [[نقل]] کرده‌اند [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به صورت مکرر و در مواضع متعدد و با الفاظ گوناگون حدیث ثقلین را بیان کرده است به طوری که محدثان شیعه در تواتر آن [[اجماع]] دارند و با هشتاد و دو سند از طریق [[ائمۀ اطهار]] آن را ذکر کرده اند<ref>اعیان الشیعة، ج۱، ص۳۷۰ ـ ۳۱۰.</ref>؛ همچنین محدثان [[اهل سنت]] هم به صحت آن تصریح کرده‌اند، برای نمونه: [[حاکم نیشابوری]]، [[ابن حجر]] مکی، [[نور]] الدین [[هیثمی]]، ۳۴ نفر از [[اصحاب]]<ref>کسانی که در حال اسلام ملاقات با پیامبر داشتند.</ref> و ۱۹ نفر از [[تابعین]]<ref>کسانی که با اصحاب پیامبر ملاقات داشته‌اند. </ref> آن را [[روایت]] کرده‌اند. صحابه‌‌ای همچون: [[علی]] {{ع}}، [[ابوذر]]، [[جابر بن عبدالله انصاری]]، [[زید بن ارقم]]، [[ابو سعید خُدری]] و [[زید بن ثابت]]<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)| فرهنگ شیعه]]، ص ۲۲۵.</ref>.  


مکان و [[زمان]] صدور این [[حدیث]] متفاوت ذکر شده است، چنانکه [[تاریخ]]، مکان و زمان حدیث ثقلین را اینچنین ضبط کرده است: [[روز عرفه]] در [[حجة الوداع]]؛ در [[مدینه]] و در حال [[بیماری]] [[رسول الله]] {{صل}} در حالی که حجرۀ [[پیامبر]] از اصحاب پر بود؛ در [[غدیر خم]] و یا در بازگشت از [[سفر]] [[طائف]]. تمام این نقل‌ها درست است و منافاتی با هم ندارد، زیرا به خاطر اهتمام بسیار [[زیاد]] پیامبر به [[قرآن و عترت]] و اهتمامی که به فهماندن اهمیت موضوع به [[مردم]] از خود نشان می‌دادند، در موارد متعدد و به مناسبت‌های گوناگون این حدیث را تکرار فرموده‌اند<ref>الصواعق، ج ۲، ص ۴۴۰ و نیز ر.ک: گزیده اهل بیت {{ع}} در قرآن و حدیث، ص ۱۰۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]].</ref>
مکان و [[زمان]] صدور این [[حدیث]] متفاوت ذکر شده است، چنانکه [[تاریخ]]، مکان و زمان حدیث ثقلین را اینچنین ضبط کرده است: [[روز عرفه]] در [[حجة الوداع]]؛ در [[مدینه]] و در حال [[بیماری]] [[رسول الله]] {{صل}} در حالی که حجرۀ [[پیامبر]] از اصحاب پر بود؛ در [[غدیر خم]] و یا در بازگشت از [[سفر]] [[طائف]]. تمام این نقل‌ها درست است و منافاتی با هم ندارد، زیرا به خاطر اهتمام بسیار [[زیاد]] پیامبر به [[قرآن و عترت]] و اهتمامی که به فهماندن اهمیت موضوع به [[مردم]] از خود نشان می‌دادند، در موارد متعدد و به مناسبت‌های گوناگون این حدیث را تکرار فرموده‌اند<ref>الصواعق، ج ۲، ص ۴۴۰ و نیز ر.ک: گزیده اهل بیت {{ع}} در قرآن و حدیث، ص ۱۰۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref>


== دلالت حدیث ثقلین ==
== دلالت حدیث ثقلین ==
خط ۵۳: خط ۵۳:
البته پیامبر اکرم {{صل}} مسأله جدایی‌ناپذیر بودن اهل‌بیت و قرآن را بارها در طول [[رسالت]] خویش گوشزد کرده است. به عنوان مثال، [[ام‌سلمه]] می‌گوید از [[پیامبر]] شنیدم که می‌فرمود: {{متن حدیث|عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِیٍّ لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ}}<ref>کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۰۳، ح۳۲۹۱۲؛ فیض القدیر، ج۴، ص۳۵۶؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۳۴؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۴، الصواعق المحرقه، ص۱۲۳-۱۲۴؛ نورالابصار، ص۸۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]؛ [[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص۳۱۹.</ref>
البته پیامبر اکرم {{صل}} مسأله جدایی‌ناپذیر بودن اهل‌بیت و قرآن را بارها در طول [[رسالت]] خویش گوشزد کرده است. به عنوان مثال، [[ام‌سلمه]] می‌گوید از [[پیامبر]] شنیدم که می‌فرمود: {{متن حدیث|عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِیٍّ لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ}}<ref>کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۰۳، ح۳۲۹۱۲؛ فیض القدیر، ج۴، ص۳۵۶؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۳۴؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۴، الصواعق المحرقه، ص۱۲۳-۱۲۴؛ نورالابصار، ص۸۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]؛ [[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص۳۱۹.</ref>


[[سیدمرتضی]]، [[استدلال]] خود به این حدیث را به نحو دیگری بیان کرده. او در باب لزوم وجود حجتی معصوم از [[اهل بیت]] [[رسول خدا]] {{صل}} در هر عصر و [[زمان]] می‌نویسد: «رسول خدا {{صل}} با کلام خود در روایت [[ثقلین]] در پی [[ارشاد]] به چیزی است که موجب [[نجات]] از هرگونه [[شک و تردید]] است و نیز از بین رفتن [[عذر]] [[مکلفان]] در عمل به [[دین]] و [[صحت]] [[احتجاج]] در دین بر آنان را در پی خواهد داشت<ref>{{عربی|أن الرسول {{صل}} إنما خاطبنا بهذا القول على طريق إزاحة العلة لنا، و الاحتجاج في الدين علينا، و الارشاد إلى ما يكون فيه نجاتنا من الشكوك و الريب}}؛ (سیدمرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۳، ص۱۲۷-۱۲۸).</ref>. چنین کسی باید به همه [[شریعت]] [[آگاه]] و سخن او [[اطمینان]] بخش باشد؛ وگرنه [[خداوند]] نمی‌تواند در امر شریعت بر ما احتجاج کند»<ref>{{عربی|فكيف يحتج علينا في الشريعة بمن لا نصيب عنده من حاجتنا إلا القليل من الكثير، و هذا يدل على أنه لا بد في كل عصر، من حجة في جملة أهل البيت مأمون مقطوع على قوله}}؛ (سیدمرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۳، ص۱۲۷-۱۲۸).</ref>. از این رو این [[حدیث]]، وجود یک [[حجت]] - [[امام]] - را در هر دوره ثابت می‌کند که ویژگی ممتازش [[عصمت]] اوست.
[[سیدمرتضی]]، [[استدلال]] خود به این حدیث را به نحو دیگری بیان کرده. او در باب لزوم وجود حجتی معصوم از [[اهل بیت]] [[رسول خدا]] {{صل}} در هر عصر و [[زمان]] می‌نویسد: «رسول خدا {{صل}} با کلام خود در روایت [[ثقلین]] در پی [[ارشاد]] به چیزی است که موجب [[نجات]] از هرگونه [[شک و تردید]] است و نیز از بین رفتن [[عذر]] [[مکلفان]] در عمل به [[دین]] و صحت [[احتجاج]] در دین بر آنان را در پی خواهد داشت<ref>{{عربی|أن الرسول {{صل}} إنما خاطبنا بهذا القول على طريق إزاحة العلة لنا، و الاحتجاج في الدين علينا، و الارشاد إلى ما يكون فيه نجاتنا من الشكوك و الريب}}؛ (سیدمرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۳، ص۱۲۷-۱۲۸).</ref>. چنین کسی باید به همه [[شریعت]] [[آگاه]] و سخن او [[اطمینان]] بخش باشد؛ وگرنه [[خداوند]] نمی‌تواند در امر شریعت بر ما احتجاج کند»<ref>{{عربی|فكيف يحتج علينا في الشريعة بمن لا نصيب عنده من حاجتنا إلا القليل من الكثير، و هذا يدل على أنه لا بد في كل عصر، من حجة في جملة أهل البيت مأمون مقطوع على قوله}}؛ (سیدمرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۳، ص۱۲۷-۱۲۸).</ref>. از این رو این [[حدیث]]، وجود یک [[حجت]] - [[امام]] - را در هر دوره ثابت می‌کند که ویژگی ممتازش [[عصمت]] اوست.
برای بررسی برهان‌های مرحوم [[سید مرتضی]]، لازم است بار دیگر نظریات وی در بحث [[قلمرو عصمت]] را یادآوری کنیم و آن‌گاه ببینیم او کدام یک از آنها را [[اثبات]] کرده است، و کدام یک در حد ادعا باقی مانده‌اند.
برای بررسی برهان‌های مرحوم [[سید مرتضی]]، لازم است بار دیگر نظریات وی در بحث [[قلمرو عصمت]] را یادآوری کنیم و آن‌گاه ببینیم او کدام یک از آنها را [[اثبات]] کرده است، و کدام یک در حد ادعا باقی مانده‌اند.


مرحوم حلبی نیز پس از آنکه [[مصداق اهل بیت]] را [[امامان]] [[پاک]] {{عم}} می‌شمرد<ref>{{عربی|و إذا ثبتت عصمة المذكورين في الخبر ثبت توجه خطابه إلى أئمتنا {{عم}}، لعدم ثبوتها لمن عداهم أو دعواها له‌}}؛ (ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، ص۱۸۱).</ref>، با استفاده از این [[روایت نبوی]] به سه روش [[عصمت]] آنان را ثابت می‌کند:  
مرحوم حلبی نیز پس از آنکه [[مصداق اهل بیت]] را [[امامان]] [[پاک]] {{عم}} می‌شمرد<ref>{{عربی|و إذا ثبتت عصمة المذكورين في الخبر ثبت توجه خطابه إلى أئمتنا {{عم}}، لعدم ثبوتها لمن عداهم أو دعواها له‌}}؛ (ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، ص۱۸۱).</ref>، با استفاده از این روایت نبوی به سه روش [[عصمت]] آنان را ثابت می‌کند:  


#[[قرآن]]، [[حجت]] است؛ [[اهل بیت]] مانند و مقارن قرآن‌اند؛ اهل بیت نیز حجت‌اند، و روشن است که حجت بودن چیزی برای عمل، به معنای مصون بودن آن از [[اشتباه]] است: «[[پیامبر اکرم]] {{صل}} از وجود گروهی از [[خاندان]] خود خبر داده است که در وجود و [[حجیت]] قرین قرآن‌اند، و این مقارنت مقتضی عصمت آن [[قوم]] است»<ref>{{عربی|فأخبر {{صل}} بوجود قوم من آله مقارنين للكتاب في الوجود و الحجة و ذلك يقتضي عصمتهم}}؛ (ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، ص۱۸۱).</ref>؛
#[[قرآن]]، [[حجت]] است؛ [[اهل بیت]] مانند و مقارن قرآن‌اند؛ اهل بیت نیز حجت‌اند، و روشن است که حجت بودن چیزی برای عمل، به معنای مصون بودن آن از [[اشتباه]] است: «[[پیامبر اکرم]] {{صل}} از وجود گروهی از [[خاندان]] خود خبر داده است که در وجود و حجیت قرین قرآن‌اند، و این مقارنت مقتضی عصمت آن [[قوم]] است»<ref>{{عربی|فأخبر {{صل}} بوجود قوم من آله مقارنين للكتاب في الوجود و الحجة و ذلك يقتضي عصمتهم}}؛ (ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، ص۱۸۱).</ref>؛
#روش دومی که مرحوم حلبی به کار می‌گیرد، این است که امر به تمسک به کسی به طور مطلق، مستلزم عصمت او از [[گناهان]] است؛ پیامبر اکرم {{صل}} به [[تمسک به اهل بیت]] به طور مطلق امر کرده است؛ پس امر به تمسک به اهل بیت، مستلزم عصمت آنان از گناهان است؛ زیرا امر به [[اطاعت]] از کسی که خود ممکن است مرتکب [[قبیح]] شود، امری قبیح است<ref>{{عربی|و لأنه أمر بالتمسک بهم، والأمر بذلک یقتضی مصلحتهم، لقبح الأمر بطاعة من یجوز منه القبح مطلقا}}؛ (ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، ص۱۸۱).</ref>؛
#روش دومی که مرحوم حلبی به کار می‌گیرد، این است که امر به تمسک به کسی به طور مطلق، مستلزم عصمت او از [[گناهان]] است؛ پیامبر اکرم {{صل}} به [[تمسک به اهل بیت]] به طور مطلق امر کرده است؛ پس امر به تمسک به اهل بیت، مستلزم عصمت آنان از گناهان است؛ زیرا امر به [[اطاعت]] از کسی که خود ممکن است مرتکب [[قبیح]] شود، امری قبیح است<ref>{{عربی|و لأنه أمر بالتمسک بهم، والأمر بذلک یقتضی مصلحتهم، لقبح الأمر بطاعة من یجوز منه القبح مطلقا}}؛ (ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، ص۱۸۱).</ref>؛
#روش سوم آنکه می‌توان گفت [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: متمسک به [[اهل بیت]]، از [[گمراهی]] در [[امان]] است. به [[اعتقاد]] مرحوم حلبی از گمراهی مصون ماندن فردی که به اهل بیت متمسک می‌شود، نشانه [[عصمت]] آنان است<ref>{{عربی|و لأنه {{ع}} حکم بأمان المتمسک بهم من الضلال و ذلک یوجب کونهم ممن لا یجوز منه الضلال}} (ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، ص۱۸۱). مرحوم حلبی در این عبارت، مدعا و استدلال خود را واضح دانسته و تبیین نکرده است. به نظر می‌رسد با استفاده از این قاعده که «فاقد شیء نمی‌تواند معطی شیء باشد»، می‌توان نظریه حلبی را مبین کرد.</ref>.
#روش سوم آنکه می‌توان گفت [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: متمسک به [[اهل بیت]]، از [[گمراهی]] در [[امان]] است. به [[اعتقاد]] مرحوم حلبی از گمراهی مصون ماندن فردی که به اهل بیت متمسک می‌شود، نشانه [[عصمت]] آنان است<ref>{{عربی|و لأنه {{ع}} حکم بأمان المتمسک بهم من الضلال و ذلک یوجب کونهم ممن لا یجوز منه الضلال}} (ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، ص۱۸۱). مرحوم حلبی در این عبارت، مدعا و استدلال خود را واضح دانسته و تبیین نکرده است. به نظر می‌رسد با استفاده از این قاعده که «فاقد شیء نمی‌تواند معطی شیء باشد»، می‌توان نظریه حلبی را مبین کرد.</ref>.
۱۱۴٬۸۸۹

ویرایش