پرش به محتوا

فزون‌خواهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۱۰۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ نوامبر ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱۴: خط ۱۴:


به هر حال برخورد منفی [[اسلام]] نسبت به انباشت سرمایه هدفمند است و شامل همه حالات و شرایط تکاثر نمی‌شود. [[واقعیت]] آن است که در اسلام به مسئله کمیت در مورد سرمایه تنها در یک بعد توجه شده و آن، در صورتی است که انباشت سرمایه در جهت [[منافع]] شخص باشد و در غیر این صورت به لحاظ کمّی، محدودیتی در سرمایه در [[تعالیم]] [[اقتصادی]] اسلام دیده نمی‌شود. تأکید اسلام بر کیفیت کسب سرمایه و کیفیت [[مصرف]] آن است که با ضوابط مختلف کنترل و محدود شده است<ref>فقه سیاسی، ج۴، ص۱۱۸ – ۱۲۰.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۰.</ref>
به هر حال برخورد منفی [[اسلام]] نسبت به انباشت سرمایه هدفمند است و شامل همه حالات و شرایط تکاثر نمی‌شود. [[واقعیت]] آن است که در اسلام به مسئله کمیت در مورد سرمایه تنها در یک بعد توجه شده و آن، در صورتی است که انباشت سرمایه در جهت [[منافع]] شخص باشد و در غیر این صورت به لحاظ کمّی، محدودیتی در سرمایه در [[تعالیم]] [[اقتصادی]] اسلام دیده نمی‌شود. تأکید اسلام بر کیفیت کسب سرمایه و کیفیت [[مصرف]] آن است که با ضوابط مختلف کنترل و محدود شده است<ref>فقه سیاسی، ج۴، ص۱۱۸ – ۱۲۰.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۰.</ref>
==فزون‌خواهی و [[رفاه‌طلبی]]==
بی‌نهایت‌طلبی و [[میل به کمال]] از اصیل‌ترین [[گرایش‌های فطری]] [[آدمی]] است که به واسطه قرار گرفتن در مسیر اصلی خویش و حرکت به سوی مبدأ و [[مرجع]] خود که منشأ همه [[کمالات]] و فیوضات می‌باشد، ارضا گردیده و انسان به [[ثبات]] و [[آرامش]] [[حقیقی]] و [[ابدی]] دست می‌یابد؛ اما اگر این نیروها از مسیر خود [[منحرف]] گردند، متعلق خویش را در نزدیک‌ترین عنصر قابل [[مشاهده]] و [[آرایش]] یافته‌ترین آنها یعنی [[ثروت]] و [[رفاه]] مادی خواهند یافت. در [[آیه]] ۱۴ [[سوره آل عمران]] به این مسئله اشاره شده است: {{متن قرآن|زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ}}<ref>«دوستداری خواستنی‌ها از زنان و فرزندان و دارایی‌های فراوان انباشته از زر و سیم و اسب‌های نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیک‌تر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره آل عمران، آیه ۱۴.</ref>.
[[خداوند متعال]] شدت علاقه و [[دلبستگی]] [[انسان]] به [[مال]] و [[مادیات]] را این‌گونه بیان می‌کند: {{متن قرآن|وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا}}<ref>«و دارایی را بسیار دوست می‌دارید،» سوره فجر، آیه ۲۰.</ref>. در آیه دیگری بر همین معنا تأکید می‌نمایند: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ}}<ref>«و به راستی او بسیار دوستدار دارایی است» سوره عادیات، آیه ۸.</ref>.
در [[فرهنگ قرآنی]] از [[فزون‌طلبی]] و [[زیاده‌خواهی]] با عنوان «[[تکاثر]]» و از رفاه‌زدگی با نام «[[اتراف]]» یاد می‌شود. [[انسانی]] که در دام تکاثر و [[رفاه‌طلبی]] گرفتار می‌شود؛ دیگر ندای [[حق]] و [[حقیقت]] را نخواهد شنید و جاذبه‌های [[زندگی مادی]] وی را به سوی انواع [[فساد]]، [[طغیان]] و حق کشی خواهد کشید. همچنان- که خداوند متعال در [[آیات]] اولیه [[سوره تکاثر]] می‌فرماید: {{متن قرآن|أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ}}<ref>«زیاده‌خواهی شما را سرگرم داشت * تا با گورها دیدار کردید» سوره تکاثر، آیه ۱-۲.</ref> و در ارتباط با سرکشی‌های [[مترفین]] در برابر [[پیام]] حق می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ}}<ref>«و ما در هیچ شهری، بیم‌دهنده‌ای نفرستادیم مگر که کامرانان آن (شهر) گفتند: ما منکر پیام رسالت شماییم» سوره سبأ، آیه ۳۴.</ref>.
در [[قرآن کریم]]، چگونگی ارتباط میان اتراف، [[استغناء]] (از [[خداوند]]) و تکاثر، با فساد و طغیان به این صورت ترسیم شده است:
{{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد * چون خود را بی‌نیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«و اگر خداوند روزی را برای (همه) بندگانش فراخ می‌داشت در زمین سرکشی می‌ورزیدند اما هر چه را بخواهد به اندازه‌ای فرو می‌فرستد که او به بندگانش آگاهی بیناست» سوره شوری، آیه ۲۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و چه بسیار شهرهایی را نابود کردیم که (مردم آنها) در زندگی خویش سرمستی می‌کردند و اینک این خانه‌های آنهاست که پس از آنها جز اندکی، خالی مانده است و ماییم که وارثیم» سوره قصص، آیه ۵۸.</ref>.
{{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ}}<ref>«و چون کسانی نباشید که از دیار خویش با سرمستی و برای نمایش به مردم بیرون می‌آیند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره انفال، آیه ۴۷.</ref>.
[[ابوهلال عسکری]]، بطر را به معنای [[کفران نعمت]] و [[ناسپاسی]] تعریف کرده است: «بطر النعمه معادل و برابر با [[کفر]] النعمه است»<ref>عسکری، ابو هلال، معجم الفروق اللغویة، ص۱۰۲.</ref>. اما [[زمخشری]] آن را به معنای: {{عربی|مجاوزة الحد في المرح}} «بیش از حد شادمان و [[سرکش]] شدن»<ref>زمخشری، محمود بن عمر، اساس البلاغه، ص۲۴.</ref>، به لحاظ [[ثروت]]، [[مقام]] یا چیزهای دیگر دانسته است.
بنابراین از دیدگاه [[قرآن کریم]] [[اتراف]]، [[تکاثر]]، [[استغنا]] و بطر که از [[صور]] [[تحریف]] شده میل به بی‌نهایت‌طلبی هستند؛ در نهایت [[انسان]] را در هر [[منصب]] و جایگاهی که باشد؛ به سوی [[طغیان]]، [[تجاوز]] از [[حق]] و [[فساد]] سوق می‌دهند. در انتهای این بحث می‌توان دو مورد اخیر از عوامل شخصی بروز [[فساد اداری]] یعنی تلاش برای کسب [[منزلت]] و [[فزون‌خواهی]] را در ذیل مفهوم [[هوای نفس]] گنجانید. [[خداوند متعال]] تأثیر هوای نفس بر ایجاد فساد را این‌گونه بیان می‌دارد:
{{متن قرآن|وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ}}<ref>«و اگر حقّ از خواست‌های آنان پیروی می‌کرد آسمان‌ها و زمین و هر که در آنهاست به تباهی می‌افتادند، بلکه ما قرآن را برای آنها آورده‌ایم اما آنان از قرآن خویش رو گردانند» سوره مؤمنون، آیه ۷۱.</ref>.<ref>[[جمال فرزند وحی|فرزند وحی، جمال]]، [[فساد اداری عوامل و راهکارهای مقابله با آن از منظر آیات و روایات (مقاله)|فساد اداری عوامل و راهکارهای مقابله با آن از منظر آیات و روایات]] ص ۱۵۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:IM010633.jpg|22px]] [[جمال فرزند وحی|فرزند وحی، جمال]]، [[فساد اداری عوامل و راهکارهای مقابله با آن از منظر آیات و روایات (مقاله)|فساد اداری عوامل و راهکارهای مقابله با آن از منظر آیات و روایات]]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۲۲۴٬۸۷۰

ویرایش