←نظام اجتماعی
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
نقش [[رهبری]] در نظام اجتماعی، منحصر در مرحلۀ عینی شدن و اجرای عملی یک [[نظام]] نیست، بلکه در [[تئوری]] یک [[نظام]] نیز شکل و [[جایگاه]] [[رهبری]] نقش اول را ایفا میکند؛ لهذا مسئلۀ [[رهبری]]، نه تنها در مرحله اجرای الگوی یک [[نظام]] نقش تعیین کننده دارد، بلکه در الگوی تئوریک [[نظام]] نیز [[جایگاه]] تعیین کننده و اساسی دارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۶۹-۷۲.</ref>. | نقش [[رهبری]] در نظام اجتماعی، منحصر در مرحلۀ عینی شدن و اجرای عملی یک [[نظام]] نیست، بلکه در [[تئوری]] یک [[نظام]] نیز شکل و [[جایگاه]] [[رهبری]] نقش اول را ایفا میکند؛ لهذا مسئلۀ [[رهبری]]، نه تنها در مرحله اجرای الگوی یک [[نظام]] نقش تعیین کننده دارد، بلکه در الگوی تئوریک [[نظام]] نیز [[جایگاه]] تعیین کننده و اساسی دارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۶۹-۷۲.</ref>. | ||
== | ==نظام اجتماعی== | ||
در [[اسلام]] [[اجتماع]] به عنوان یک [[سازمان]] در نظر گرفته شده و بهمنظور [[حفظ]]، [[تحکیم]]، مصونیت و [[قدرت]] آن دستورهایی صادر شده است. به عبارت دیگر ابتدا [[جامعه]] مستقل و [[قائم]] به نفس در نظر گرفته شده، بعداً برای آن تعلیمات و آموزههایی صادر شده است، به گونهای که آن [[مصالح]] در نظر گرفته شده، [[آحاد]] و اجزاء نیستند بلکه ترکیب جامعه و نفس [[جامعه اسلامی]] است. مسائلی مانند [[عدالت اجتماعی]]، [[حکومت]]، [[امربهمعروف و نهیازمنکر]] از جمله تعلیمات [[اجتماعی]] است که باید بین آنها و [[اخلاق فردی]] مانند [[حکمت]]، [[حلم]]، [[شجاعت]] و... و [[اخلاق اجتماعی]] مانند [[احسان]]، [[تواضع]] و... تفاوت قائل شد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، ج۸، صص ۱۱۸، ۱۲۴؛ ر.ک: مجموعه آثار، ج۲، صص ۳۳۲ – ۳۴۹.</ref>. | در [[اسلام]] [[اجتماع]] به عنوان یک [[سازمان]] در نظر گرفته شده و بهمنظور [[حفظ]]، [[تحکیم]]، مصونیت و [[قدرت]] آن دستورهایی صادر شده است. به عبارت دیگر ابتدا [[جامعه]] مستقل و [[قائم]] به نفس در نظر گرفته شده، بعداً برای آن تعلیمات و آموزههایی صادر شده است، به گونهای که آن [[مصالح]] در نظر گرفته شده، [[آحاد]] و اجزاء نیستند بلکه ترکیب جامعه و نفس [[جامعه اسلامی]] است. مسائلی مانند [[عدالت اجتماعی]]، [[حکومت]]، [[امربهمعروف و نهیازمنکر]] از جمله تعلیمات [[اجتماعی]] است که باید بین آنها و [[اخلاق فردی]] مانند [[حکمت]]، [[حلم]]، [[شجاعت]] و... و [[اخلاق اجتماعی]] مانند [[احسان]]، [[تواضع]] و... تفاوت قائل شد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، ج۸، صص ۱۱۸، ۱۲۴؛ ر.ک: مجموعه آثار، ج۲، صص ۳۳۲ – ۳۴۹.</ref>. | ||
اهمیت [[تعالیم]] و نظام اجتماعی در اسلام به گونهای است که [[عبادت]] و [[بندگی]] - که مهمترین [[فلسفه آفرینش انسان]] است<ref>{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}} «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> - و تعالیم اجتماعی از یکدیگر جداشدنی نیست. برخی هنگامی که با تعالیم اجتماعی اسلام آشنا میشوند، [[عبادتها]] را [[تحقیر]] میکنند، این صحیح نیست؛ زیرا این دو از هم تفکیکپذیر نیستند. اسلام هم از جهت نظری به تلازم و انفکاکناپذیری آنها تأکید کرده<ref>{{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}} «محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با ویاند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود میبینی که بخشش و خشنودییی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهرههایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشتهای است که جوانهاش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقههایش راست ایستد، به گونهای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> و هم در عمل چنین کرده است. [[عبادت]] هنگامی خاصیت خودش را دارد که تعلیمات [[اجتماعی]] به آن ضمیمه شده باشد. | اهمیت [[تعالیم]] و نظام اجتماعی در اسلام به گونهای است که [[عبادت]] و [[بندگی]] - که مهمترین [[فلسفه آفرینش انسان]] است<ref>{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}} «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> - و تعالیم اجتماعی از یکدیگر جداشدنی نیست. برخی هنگامی که با تعالیم اجتماعی اسلام آشنا میشوند، [[عبادتها]] را [[تحقیر]] میکنند، این صحیح نیست؛ زیرا این دو از هم تفکیکپذیر نیستند. اسلام هم از جهت نظری به تلازم و انفکاکناپذیری آنها تأکید کرده<ref>{{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}} «محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با ویاند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود میبینی که بخشش و خشنودییی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهرههایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشتهای است که جوانهاش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقههایش راست ایستد، به گونهای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> و هم در عمل چنین کرده است. [[عبادت]] هنگامی خاصیت خودش را دارد که تعلیمات [[اجتماعی]] به آن ضمیمه شده باشد. | ||