←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۱۷: | خط ۲۱۷: | ||
آن مظاهر نبوت کلیه که بالاستقلال اشراق نمودهاند مانند [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت موسی]]، [[حضرت مسیح]] و حضرت محمد و حضرت [[أعلی]] [باب] و حضرت جمال مبارک [بهاء]...<ref>کلیفورد بارنی، مفاوضات (النور الأبهی فی مفاوضات عبدالبهاء)، لیدن ۱۹۰۸، ص۱۲۴.</ref>! | آن مظاهر نبوت کلیه که بالاستقلال اشراق نمودهاند مانند [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت موسی]]، [[حضرت مسیح]] و حضرت محمد و حضرت [[أعلی]] [باب] و حضرت جمال مبارک [بهاء]...<ref>کلیفورد بارنی، مفاوضات (النور الأبهی فی مفاوضات عبدالبهاء)، لیدن ۱۹۰۸، ص۱۲۴.</ref>! | ||
حال جای این سؤال اساسی از [[بهائیان]] است که اولاً: تناقض آشکار میان [[کلام]] بهاء و [[جانشین]] وی، عباس افندی، چگونه قابل جمع است؟ ثانیاً: حسین علی بهاء و مقدم بر او [[علی محمد باب]] با چه مجوزی پس از گذشت [[دوازده]] [[قرن]] و اندی از [[ظهور اسلام]]، [[احکام]] و [[مقررات]] این [[دین]] [[جاودانه]] را [[منسوخ]] شمردهاند و مدعی [[کتاب آسمانی]] جدید و [[شریعت]] تازه (بیان در «بیاییه» و [[اقدس]] در «[[بهائیت]]») جایگزین [[قرآن]] و [[اسلام]] گشتهاند؟! آن هم بدینگونه که هنوز چند سال از خشک شدن قلم «بیان» از سوی [[علی محمد]] نگذشته بود که [[بهاء]]، رسماً با [[نسخ]] [[احکام]] آن، [[کتاب آسمانی]] جدیدی با عنوان «اقدس» را رونمایی میکند؟!<ref>ر.ک: گروه پژوهش و نگارش بهائیپژوهی، فرجام فرخنده (پژوهشی در اصالت خاتمیت)، ج۱، تهران: انتشارات گوی، ۱۳۹۲، ص۷۷-۷۴؛ عزالدین رضانژاد، خاتمیت: نفی مسلک و بهاء، ماهنامه زمانه، سال ششم، ش۶۱، مهر: ۱۳۸۶، ص۷۳-۷۴.</ref>.<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]] ص ۱۷۴.</ref>. | حال جای این سؤال اساسی از [[بهائیان]] است که اولاً: تناقض آشکار میان [[کلام]] بهاء و [[جانشین]] وی، عباس افندی، چگونه قابل جمع است؟ ثانیاً: حسین علی بهاء و مقدم بر او [[علی محمد باب]] با چه مجوزی پس از گذشت [[دوازده]] [[قرن]] و اندی از [[ظهور اسلام]]، [[احکام]] و [[مقررات]] این [[دین]] [[جاودانه]] را [[منسوخ]] شمردهاند و مدعی [[کتاب آسمانی]] جدید و [[شریعت]] تازه (بیان در «بیاییه» و [[اقدس]] در «[[بهائیت]]») جایگزین [[قرآن]] و [[اسلام]] گشتهاند؟! آن هم بدینگونه که هنوز چند سال از خشک شدن قلم «بیان» از سوی [[علی محمد]] نگذشته بود که [[بهاء]]، رسماً با [[نسخ]] [[احکام]] آن، [[کتاب آسمانی]] جدیدی با عنوان «اقدس» را رونمایی میکند؟!<ref>ر.ک: گروه پژوهش و نگارش بهائیپژوهی، فرجام فرخنده (پژوهشی در اصالت خاتمیت)، ج۱، تهران: انتشارات گوی، ۱۳۹۲، ص۷۷-۷۴؛ عزالدین رضانژاد، خاتمیت: نفی مسلک و بهاء، ماهنامه زمانه، سال ششم، ش۶۱، مهر: ۱۳۸۶، ص۷۳-۷۴.</ref>.<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]] ص ۱۷۴.</ref>. | ||
==نقد و بررسی [[شبهات]] [[استمرار نبوت]] و [[رسالت]] پس از [[پیامبر اسلام]]{{صل}}== | |||
مخالفان [[خاتمیت]]، علاوه بر اشکال بر [[آیه]] چهلم [[سوره احزاب]]<ref>{{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}} «محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref> که دُرّ [[دلایل قرآنی]] در [[اثبات ختم نبوت]] و رسالت [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} است، با استمساک به برخی از [[آیات]] و [[روایات]] که به [[زعم]] خود، حاکی از استمرار نبوت و رسالت پس از پیامبر اسلام{{صل}} است، چنین برداشت میکنند که [[وعده خداوند]] آن است که پیامبرانی جدیدالظهور را به رسالت برگزیند پس ادعای [[اتمام نبوت]] و رسالت، ناتمام و قابل نقض میباشد. | |||
شبهات یادشده پیش رو، تنها قسمتی از این ادعاهاست، لیکن به دلیل توجه [[فرقه بهائیت]] به این ایرادات از گذشته تاکنون و [[مانور]] [[تبلیغاتی]] ایشان در برنامههای تلویزیونی و جزوات مربوط در استفاده از این آیات، اشکالات ذیل گلچین شده است. | |||
===[[شبهه]] [[تداوم نبوت]] با استناد به آیه ۳۵ [[سوره اعراف]]=== | |||
[[آیه کریمه]] چنین میفرماید: | |||
{{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«ای فرزندان آدم! چون فرستادگانی از خودتان- که آیات مرا بر شما میخوانند- نزدتان آیند (به آنان ایمان آورید و پروا پیشه کنید) آنان که پرهیزگاری ورزند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره اعراف، آیه ۳۵.</ref>. | |||
ابتدا نحوه [[استدلال]] [[بهائیت]] بر این آیه و سپس نقد آن ارائه میشود. | |||
====تقریر شبهه==== | |||
این شبهه به صورتهای گوناگون بیان شده است که برخی از تقریرات قدیم و جدید [[بهائیان]] چنین است: | |||
چگونه [[مسلمانان]] ادعا میکنند که [[رسول اکرم]]{{صل}} [[خاتم پیامبران]] [[الهی]] بوده و پس از او [[پیامبران]] دیگری نمیآیند، با این که [[قرآن مجید]] تصریح میکند [[نبوت]] و [[پیامبری]] ختم نشده و پس از آن حضرت، [[پیامبران]] دیگری خواهند آمد. در این [[آیه شریفه]]، از لفظ {{متن قرآن|يَأْتِيَنَّكُمْ}} که فعل مضارع است و دلالت بر [[زمان]] [[آینده]] دارد، استفاده میشود که پس از [[رسول اکرم]]{{صل}} پیامبران دیگری خواهند آمد و آن حضرت [[آخرین پیامبر]] [[الهی]] نیست<ref>ابوالفضل گلپایگانی، فرائد، ص۱۳۶، به نقل از جعفر سبحانی، خاتمیت از دیدگاه عقل و قرآن، ص۱۱۲.</ref>. | |||
اینکه برخی گفتهاند عبارت یا عنوان {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ}} گویای خطاب [[خداوند]] به [[آدمیان]] اولیه است، نه [[مسلمین]]؛ هرگز قابل قبول نیست؛ زیرا چند [[آیه]] پیش از این میفرماید که ای [[بنی آدم]]! ای مسلمین! به هنگام ورود به [[مسجد]] أخذ [[زینت]] نمایید. عین آیه چنین است: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ}}<ref>«ای فرزندان آدم! در هر نمازگاهی زیور خود را بردارید و بخورید و بیاشامید و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمیدارد» سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref>. | |||
مراد از عبارت {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ}} مسلمین هستند؛ زیرا اولاً: مسجد استناد [[قرآن شریف]]، [[معبد]] [[اسلامی]] است از جمله در [[سوره حج]]<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۴۰.</ref> که [[معابد]] [[اهل ادیان]] را یک یک از صوامع و [[بیع]] و [[مساجد]] نام میبرد. ثانیاً: أخذ زینت هنگام ورود به مسجد از [[مقررات]] [[قرآن شریف]] است. لفظ «[[رسل]]» نیز جمع مکسر، کثرت از [[رسول]] است و در [[آیه مبارکه]] حد و حدودی برای شمار [[رسولان]] آتی نیست و تا [[ابدیت]] [[رسولان الهی]] ظاهر خواهند گشت<ref>گفتگوی ماهوارهای بهائیت با موضوع تجدید و تکامل ادیان، مجری: دکتر معین افغانی، کارشناس: دکتر نصرتالله محمد حسینی.</ref>. | |||
گفتنی است اینگونه فعل باز هم در [[قرآن مجید]] در [[آیه]] ۳۸ [[سوره بقره]] آمده که [[ترجمه]] آن به نحوی صحیحتر صورت گرفته است: {{متن قرآن|فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى}}<ref>«گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۳۸.</ref>. استاد کمالالدین بختآور در کتاب استمرار ظهورات الهیه در توضیح [[سوره اعراف]] میفرمایند: | |||
خوشبختانه اگر به کلیه مطالبی که در این [[سوره]] مندرج گردیده است، توجه شود، ملاحظه خواهد شد که خطاب و [[عتاب]] [[الهی]] در این آیه، فقط و فقط [[ملت]] [[اسلام]] است که مبادا آنان نیز مانند [[ملل]] قبل گرفتار [[انحراف فکری]] شده و باب [[فیض الهی]] را مسدود و دست [[باسط]] او را مغلول تصور نمایند...<ref>جزوه «گر نکته (۲)» بهائیت، ص۶۸.</ref>. | |||
نویسنده کتاب [[بهاءالله]] در [[قرآن]] نیز همسو با گلپایگانی، با مقایسه آیه مورد بحث و مشابه آن در سوره بقره<ref>{{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۳۸.</ref> مینویسد: | |||
[[اعتقاد]] به پایان یافتن دوران [[وحی]] از سوی [[پروردگار]]، [[زندانی]] است گسترده و [[استوار]] که بر [[روح]] [[عامه]] [[مسلمانان]] [[تسلط]] یافته و [[عشق]] به [[تفکر]] و [[حس]] [[کنجکاوی]] را در آنها به کلی از میان برده است.... ترکیب {{متن قرآن|إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ}} دو بار در [[قرآن مجید]] به کار رفته: یک بار بر زبان [[حضرت آدم]] و یک بار بر زبان محمد؛ در هر دو مورد [[خدا]] به بندگانش [[تعهد]] میدهد که ظهور [[پیامبران]] از جانب یزدان ادامه خواهد داشت...<ref>هوشیدر، مطلق، بهاءالله در قرآن، ص۱۱۹-۱۱۸. مندرج در سایت: www.aeenebahai.org.</ref>. | |||
او پس از بحث درباره ساختار {{متن قرآن|إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ}} در هر دو [[آیه]] و [[گزینش]] برخی از ترجمهها برای [[تأیید]] [[کلام]] خود، [[ترجمه]] [[مسلمین]] از آیه ۳۵ [[سوره اعراف]] را نامعقول و نتیجه [[جمود]] نسبت به [[عقاید]] و [[افکار]] اجدادی میداند و با چنین پرسشی کلام را به پایان میرساند: | |||
[[پروردگار]] با دو واژه خاص، [[میثاق]] و تعهد خود را به امتهایی که پس از حضرت آدم [[زندگی]] میکردند با ارسال پیامبرانی مانند [[رسول اکرم]] تحقق بخشید. آیا معقول است که تصور کنیم معنای همان دو واژه، یعنی {{متن قرآن|إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ}} در اشاره به همان تعهد، [[پس از ظهور]] رسول اکرم، ناگهان [[تغییر]] یافت؟<ref>هوشیدر، مطلق، بهاءالله در قرآن، ص۱۲۴ و نیز ر.ک: محمد ابراهیمخان، محمد خاتم انبیاء، ص۷۳ تا ۷۹. برگفته از سایت آیین بهائی.</ref>.<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]] ص ۱۸۰.</ref>. | |||
====بررسی و نقد [[شبهه]]==== | |||
منشأ این اشکال عدم توجه به موارد ذیل است: | |||
'''نکات ادبی آیه''' | |||
اولاً: کلمه {{متن قرآن|إِمَّا}} در آیه مورد بحث، مرکب از «إن شرطیه» و «[[ماء]] [[زائده]] یا کافه» است که حرف شرط را از عمل کردن باز میدارد؛ از همین رو فعل {{متن قرآن|يَأْتِيَنَّكُمْ}} مؤکد به نون تأکید ثقیله شده و [[قطعی]] الوقوع است. پس دیگر دلالتی بر [[زمان]] حال و [[آینده]] ندارد، همان [[طور]] که {{متن قرآن|فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ}}<ref>«ای فرزندان آدم! چون فرستادگانی از خودتان- که آیات مرا بر شما میخوانند- نزدتان آیند (به آنان ایمان آورید و پروا پیشه کنید) آنان که پرهیزگاری ورزند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره اعراف، آیه ۳۵.</ref> از دلالت بر زمان منسلخ شدهاند. | |||
[[مفسران]] و [[دانشمندان]] [[علوم قرآن]] چون [[زجاج]]<ref>ابراهیم زجاج، معانی القرآن و اعرابه، ج۳، ص۳۳۴.</ref>، نحاس<ref>احمد بن محمد نحاس، اعراب القرآن، ج۲، ص۱۲۴.</ref>، [[شیخ الطائفه]]<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۹۲.</ref>، [[فخر رازی]]<ref>فخرالدین رازی، تفسیر مفاتیح الغیب، ج۱۴، ص۲۳۵.</ref>، [[ثعلبی]]<ref>احمد ثعلبی، الکشف و البیان، ج۴، ص۲۳۱.</ref>، [[طبرسی]]<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۴، ص۶۴۱.</ref>، [[ابوالفتوح رازی]]<ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۸، ص۱۷۹.</ref>، [[زمخشری]]<ref>محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۲، ص۱۰۲.</ref>، [[بیضاوی]]<ref>عبدالله بن محمد بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، ج۳، ص۱۲.</ref>، قاسمی<ref>محمد جمال الدین قاسمی، محاسن التأویل، ج۵، ص۵۱.</ref>، [[محمدجواد مغنیه]]<ref>محمدجواد مغنیه، التفسیر الکاشف، ج۳، ص۳۲۴.</ref>، [[علامه طباطبائی]]<ref>سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۸۶.</ref>، [[ابن عاشور]]<ref>محمد طاهر بن عاشور، التحریر و التنویر، ج۸، ص۸۳.</ref>، محمود صافی<ref>محمود صافی، الجدول فی اعراب القرآن صرفه و بیانه، ج۸، ص۳۹۹.</ref> و... از کسانی هستند که آشکارا بر این نظرند. | |||
ثانیاً: میدانیم که «إن شرطیه» نیازمند جمله شرط و جزاست. به [[اتفاق]] [[مفسران]] و [[دانشمندان]] [[علوم قرآن]]، جمله {{متن قرآن|يَأْتِيَنَّكُمْ}} شرط محسوب میگردد، لیکن در جمله [[جزا]]، [[اختلاف]] دیدگاه وجود دارد. | |||
بیشتر مفسران بر این باورند که جمله {{متن قرآن|فَمَنِ اتَّقَى}} و ما بعد آن جزای شرط است<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۸، ص۱۲۴؛ فضل بن حسن طبرسی، جوامع الجامع، ج۱، ص۴۳۵؛ محمد بن جزی غرناطی، التسهیل لعلوم التنزیل، ج۱، ص۲۸۷؛ علی بن محمد خازن، لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج۲، ص۱۹۷؛ محمد بن علی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۲، ص۲۸؛ ملاقتح الله کاشانی، منهج الصادقین، ج۴، ص۲۶؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۳۵۴؛ محمد بن علی شوکانی، فتح القدیر، ج۲، ص۲۳۱؛ سیده نصرت امین، مخزن العرفان، ج۵، ص۲۰۰؛ محمد جواد مغنیه، التفسیر الکاشف، ج۳، ص۳۲۴.</ref> و دلیلی وجود ندارد که شرط و جزا مربوط به [[زمان]] [[آینده]] باشد؛ زیرا در این قبیل [[آیات]]، [[هدف]] اصلی بیان ملازمه میان شرط و جزاست و اصلاً نظری به زمان نیست. مثلاً در [[آیه]] مزبور، هدف این است که بگوید [[سنت الهی]] بر این جاری شده است که کسانی را که از [[پیامبران]] و فرستادگان آنان [[اطاعت]] میکنند و از [[محرمات]] و [[گناهان]] [[پرهیز]] دارند و به [[فکر]] [[اصلاح عمل]] و نیات خود هستند، [[نجات]] بدهد و چنین اشخاصی در [[روز رستاخیز]] [[بیم]] و اندوهی ندارند و این است [[رفتار]] [[الهی]] با همه [[امتها]]، گذشته، چه حال و [[آینده]]. برای مثال، در کلاس درس، استاد به شاگردانش میگوید: ما با کسی حساب خصوصی نداریم هر کس تلاش کند، خوب درس بخواند و تکالیفش را مرتب انجام دهد، در [[امتحانات]] قبول خواهد شد و هر کس [[تنبلی]] پیشه کند، رد خواهد شد حتماً خواهید گفت معنایش این است که بین [[کوشش]] و قبول شدن و تنبلی کردن و ردشدن ملازمه است، بدون اینکه زمانی یا مکانی در آن قید شده باشد و همه از این جمله، این [[طور]] استفاده میکنند که خوب درس خواندن در هر [[زمان]] و مکانی با قبول شدن در [[امتحان]] ملازمه دارد. | |||
[[قرآن مجید]] هم میگوید: | |||
{{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید * و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷-۸.</ref>. | |||
یعنی میان [[کار نیک]] و بد و [[پاداش]] و [[کیفر]] ملازمه وجود دارد، نه اینکه هر کس در زمان حال یا آینده، کار نیک و بد انجام دهد، پاداش آن را خواهد دید. | |||
اکنون حاصل معنای [[آیه]] {{متن قرآن|إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي...}}<ref>«ای فرزندان آدم! چون فرستادگانی از خودتان- که آیات مرا بر شما میخوانند- نزدتان آیند (به آنان ایمان آورید و پروا پیشه کنید) آنان که پرهیزگاری ورزند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره اعراف، آیه ۳۵.</ref> چنین میشود که میان آمدن [[پیامبر]] و این دو مطلب ملازمه است: | |||
# [[پذیرفتن]] [[دعوت]] پیامبران با [[اهل]] نجات بودن؛ | |||
#زیر بار نرفتن با [[مخلد]] بودن در [[عذاب الهی]]. | |||
ثالثاً: بزرگترین دلیل بر این که [[آیه]] درصدد خبر دادن از آمدن پیامبرانی غیر از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیست، کاربرد واژه «اِن» است که «[[قطعی]] نبودن کار» را میرساند. اگر درصدد خبر دادن بود، میبایست از کلمه «اِذا» که دلالت بر قطعیت دارد، استفاده میشد و چون موضوع آمدن [[پیامبران]] از موضوعات بسیار مهم است، صحیح نیست خبر دادن از آن با [[شک و تردید]] همراه باشد، همان [[طور]] که سایر امور مهم و قطعی با بیانهای جزمی و مؤکد میآید. | |||
مثلاً درباره [[معاد]] میفرماید: | |||
{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ...}}<ref>«و کافران گفتند برای ما رستخیز نخواهد آمد؛ بگو: چرا، سوگند به پروردگارم داننده غیب که برای شما خواهد آمد؛ همسنگ ذرّهای در آسمانها و زمین از (دید) او دور نمیماند و خردتر و کلانتر از آن نیست مگر که در کتابی روشن (آمده) است» سوره سبأ، آیه ۳.</ref>. | |||
ملاحظه میشود که چگونه از وجود [[رستاخیز]] به صورت قطع و [[یقین]] خبر میدهد. کوتاه سخن آنکه در آیه مورد بحث میفرماید: [[فلاح]] و [[رستگاری]] برای کسانی است که به [[پیامبر]] خود [[اقتدا]] کرده و از او به هیچ وجه تخطی نمیکنند، اما این که این جریان مربوط به چه زمانی است، آیه در این باره بیانی ندارد. | |||
رابعاً: ساختار فعل مضارع بر [[زمان]] [[آینده]] دلالت ندارد، بلکه بر زمان حال و [[ثبات]] دلالت میکند و با قرینه معین میشود که آیا مختص حال است یا آینده یا هر دو [پس برداشت بدون قرینه از این فعل [[صحت]] [[علمی]] ندارد. | |||
'''خطاب در آیه''': منشأ اصلی ایراد [[شبهه]]، عدم توجه مستشکل به نوع خطاب در آیه مورد بحث و [[آیات]] پیشین است: | |||
در کتابهای [[علوم قرآنی]]، [[خطابات]] [[قرآن]] به گونههای مختلف مورد بحث و دستهبندی قرار گرفته است<ref>محمد بن عبدالله زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۲، ص۳۴۹؛ محمدابراهیم حفناوی، دراسات اصولیه فی القرآن الکریم، ص۲۳۰؛ نورالدین عتر، علوم القرآن الکریم، ج۴، ص۲۱۲؛ ولی الله نقی پور، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، ص۴۹۵.</ref>. از یک منظر تقسیم بدین گونه است: | |||
خطابات مربوط به [[زمان نزول قرآن]] و پس از آن: طرف خطاب در این گروه، گاه شخصی خاص همانند [[پیامبر]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ}} «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان» سوره مائده، آیه ۶۷</ref>، گاه [[مسلمانان]]<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ}} «ای مؤمنان! قصاص کشتگان بر شما مقرّر شده است» سوره بقره، آیه ۱۷۸.</ref> و یا انسانهای حین [[نزول]] و پس از آن تا [[روز رستاخیز]] میباشند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ}} «ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید» سوره نساء، آیه ۱.</ref>. | |||
خطابات مربوط به دوران پیش از [[نزول قرآن]]: در این قسم، [[خداوند]] حکایتگر مطالب برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و مسلمانان است و مخاطب این خطابها نیز مختلف میباشد. مورد خطاب، گاه فردی خاص<ref>{{متن قرآن|قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ}} «فرمود: ای آدم! آنان را از نامهای اینان آگاه ساز!» سوره بقره، آیه ۳۳.</ref>، قومی خاص<ref>{{متن قرآن|يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ}} «ای بنی اسرائیل! نعمت مرا که ارزانی شما داشتم به یاد آورید» سوره بقره، آیه ۴۰.</ref> و یا تمام ابنای [[بشر]] از آغاز [[خلقت]] تا روز رستاخیز است. | |||
خطاب در [[آیه]] مورد بحث، آخرین نوع از دسته دوم است؛ یعنی مخاطب، تمام افراد بشر هستند نه [[جامعه]] مسلمانان. با نگاهی به [[آیات]] پیشین به دست میآید که این آیه، حاکی از خطابی است که در آغاز [[آفرینش انسان]] و در حالی که مخاطب تمام افراد بشر هستند، صادر شده است. | |||
در آیات (۱۱-۲۵)، [[داستان حضرت آدم]]{{ع}} به تفصیل آمده و در آیات بعد از آن (۲۶-۳۶) چهار خطاب عمومی به تمام افراد [[بشر]] بازگو شده است که در آخرین خطاب ([[آیه]] مورد بحث)، به [[فرستادن پیامبران]]{{عم}} اشاره فرموده و [[پیروی]] از آنان را به تمام [[انسانها]] توصیه کرده و آن را سبب [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] در [[دنیا]] و مایه [[آرامش]] و [[شادابی]] در [[آخرت]] میداند. | |||
خطاب اول: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>«ای فرزندان آدم! برای شما جامهای را فرو فرستادهایم که شرمگاههای شما را میپوشاند و (نیز) جامهای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ این از آیات خداوند است باشد که آنان در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref>. | |||
خطاب دوم: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ...}}<ref>«ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد! چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند در حالی که لباسشان را از (تن) آنان بر میکند تا شرمگاههایشان را به آنان بنمایاند؛ به راستی او و همگنان وی شما را از جایی که شما آنها را نمیبینید میبینند؛ بیگمان ما شیطانها را سرپرست کسانی کردهایم که ایمان ندارند» سوره اعراف، آیه ۲۷.</ref>. | |||
خطاب سوم: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ}}<ref>«ای فرزندان آدم! در هر نمازگاهی زیور خود را بردارید و بخورید و بیاشامید و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمیدارد» سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref>. | |||
خطاب چهارم: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«ای فرزندان آدم! چون فرستادگانی از خودتان- که آیات مرا بر شما میخوانند- نزدتان آیند (به آنان ایمان آورید و پروا پیشه کنید) آنان که پرهیزگاری ورزند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره اعراف، آیه ۳۵.</ref>. | |||
[[مفسران]] و [[دانشمندان]] شهیری چون شیخ الطائفة<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۹۲.</ref>، [[ابوالفتوح رازی]]<ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۱۷۹.</ref>، ابیالسعود<ref>محمد بیالسعود عمادی، ارشاد العقل السلیم الی مزایا القرآن الکریم، ج۳، ص٢٢٠.</ref>، قوجوی<ref>محمد بن مصطفی قوجوی حنفی، حاشیة محی الدین شیخ زاده علی تفسیر البیضاوی، ج۴، ص۲۱۵.</ref>، [[کاشانی]]<ref>ملا فتح الله کاشانی، زبدة التفاسیر، ج۲، ص۵۱۸.</ref>، [[آلوسی]]<ref>محمد آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۵۴.</ref>، صاوی<ref>احمدبن محمد صاوی، حاشیة الصاوی علی تفسیر الجلالین، ج۲، ص۲۵۹.</ref>، حقی برسوی<ref>اسماعیل حقی برسوی، تفسیر روح البیان، ج۳، ص۱۵۹.</ref>، [[ثعالبی]]<ref>عبدالرحمن ثعالبی، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۷.</ref>، قاسمی<ref>محمد جمال الدین قاسمی، محاسن التأویل، ج۵، ص۵۱.</ref>، [[علامه طباطبائی]]<ref>سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۸۶.</ref>، آیةالله مکارم شیرازی<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۱۶۲.</ref> و امثال ایشان، با صراحت تمام بیان داشتهاند که خطاب در [[آیه]] مربوط به تمام ابنای [[بشر]] است. | |||
با وجود [[اتفاق]] [[مفسران]] بر عمومی بودن خطاب، [[فرقه بهائیت]] با [[تمسک]] به فراز {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ...}}<ref>«ای فرزندان آدم! در هر نمازگاهی زیور خود را بردارید و بخورید و بیاشامید و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمیدارد» سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref> چنین [[استدلال]] میکنند که مخاطب، [[مسلمین]] هستند؛ زیرا [[مسجد]]، به محل [[عبادت]] [[مسلمانان]] اطلاق میشود و أخذ [[زینت]] هنگام ورود به مسجد از [[مقررات]] [[قرآن شریف]] است. | |||
در پاسخ میگوییم: | |||
اولاً: مسجد در امم گذشته و زمانهای [[قبل از ظهور اسلام]] نیز بوده است. [[گواه]] ما بر این، امر [[کلام]] [[قرآن مجید]] در داستان [[اصحاب کهف]] است: | |||
{{متن قرآن|قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدًا}}<ref>«و بدینگونه (مردم را) از حال آنان آگاهانیدیم تا بدانند که وعده خداوند راستین است و در رستخیز تردیدی نیست؛ آنگاه (مردم) در کار خویش، میان هم کشمکش کردند؛ گفتند بنایی بر (غار) آنان بسازید (تا داستانشان آشکار نگردد)- پروردگارشان بر (احوال) آنان آگاهتر است» سوره کهف، آیه ۲۱.</ref>. | |||
ثانیاً: مقصود از «مسجد» در آیه مورد ذکر، مسجد به معنای اصطلاحی یعنی مکانی که برای [[نماز خواندن]] ساخته شده باشد نیست، بلکه کنایه از حالت [[نماز]] و [[عبادت]] است به اعتبار [[تسمیه]] «حال به اسم محل»، همان [[طور]] که [[قرآن کریم]]، [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} را چنین وصف میکند: | |||
{{متن قرآن|وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ}}<ref>«و خانواده خود را به نماز و زکات فرمان میداد و نزد پروردگار خویش پسندیده بود» سوره مریم، آیه ۵۵.</ref>. | |||
و از زبان [[حضرت عیسی]]{{ع}} بیان میدارد: {{متن قرآن|وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ}}<ref>«و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زندهام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است.».. سوره مریم، آیه ۳۱.</ref>. | |||
بنابراین مقصود از {{متن قرآن|خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ}}<ref>«ای فرزندان آدم! در هر نمازگاهی زیور خود را بردارید و بخورید و بیاشامید و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمیدارد» سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref> یکی از دو [[تفسیر]] ذیل است: | |||
#ای [[فرزندان آدم]]! هنگام نماز و عبادت [[پروردگار]] خویش، لباسهای مناسب و زیبایتان را بر تن کنید. | |||
#ای فرزندان آدم! در حال نماز عورت خود را مستور گردانید. | |||
هیچ کدام از این دو مورد، مخصوص به [[امت اسلامی]] نیست و جداکردن این خطاب از خطابات قبل که مربوط به عموم فرزندان آدم است بدون دلیل، محلی از توجه ندارد<ref>تقریرات جواب با اقتباس از: جعفر سبحانی، خاتمیت از دیدگاه عقل و قرآن، ص۱۱۳-۱۳۱؛ محمد اسحاق عارفی، خاتمیت و پرسشهای نو، ج۱، ص۷۵-۶۸؛ محمد علی اسدی نسب، نقد و بررسی شبهات قرآنی بهائیت، کتاب نقد، زمستان ۱۳۸۸، شماره ۵۳، ص۱۳۱.</ref>. | |||
در مورد [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى...}}<ref>«گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۳۸.</ref> نیز باید گفت خطاب آن خطابی عمومی و بیانگر [[قوانین]] کلی [[حاکم]] بر [[جامعه انسانی]] است. قانونی را که در خصوص آیه مورد نظر ذکر شده است میتوان «[[سنت الهی]] [[هدایت]]» نام نهاد. از جمله مصادیق [[هدایت در قرآن]] عبارتند از: [[قرآن]]<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}} «این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref>، [[آیات قرآن]]<ref>{{متن قرآن|هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}} «رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>، [[دین اسلام]]<ref>{{متن قرآن|وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى...}} «و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی. بگو تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافتهای از خواستههای آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ یار و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰.</ref>، [[تورات]] و [[انجیل]]<ref>{{متن قرآن|وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ * مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ}} «و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد * از پیش، که رهنمون مردم است» سوره آل عمران، آیه ۳-۴.</ref>، [[کعبه]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ}} «بیگمان نخستین خانهای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref>، [[انبیاء]] و [[رسولان]]<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ}} «این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون میشود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه میکردند تباه میشد» سوره انعام، آیه ۸۸.</ref>، [[روشنبینی]] [[مؤمنین]]<ref>{{متن قرآن|يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى}} «و خداوند بر راهیابی رهیافتگان میافزاید و نزد پروردگارت کارهای ماندگار شایسته پاداشی بهتر و فرجامی خوشتر دارند» سوره مریم، آیه ۷۶.</ref>، روشنبینی [[پیامبر اسلام]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|ادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ}} «برای هر امّتی آیینی نهادهایم که آنان بر همان (آیین) رفتار میکنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بیگمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.</ref>. | |||
بنابراین، مصداق [[هدایت الهی]] مورد اشاره در [[آیه]] مزبور منحصراً [[انبیاء]] و [[رسولان]] نیستند و به فرض این که مقصود از [[هدایت]]، تنها [[پیامبران]] و رسولان باشند، این [[سنت الهی]] با ارسال چندین [[رسول]] و هزاران [[پیامبر]] از ابتدای ظهور [[بنیآدم]] تا [[زمان پیامبر خاتم]]{{صل}} [[جامه]] تحقق به خود گرفته است. [[فترت]] میان [[انبیای الهی]] که گاه به ششصد میرسیده، نشاندهنده آن است که تحقق فعل مضارع {{متن قرآن|يَأْتِيَنَّكُمْ}} به معنای ارسال مداوم و بدون تراخی انبیاء{{عم}} نیست، بلکه [[ارسال پیامبران]] مشروط به فراهم شدن شرایطی بوده است که گاه چند صد سال [[زمان]] میطلبیده است و منافاتی با سنت الهی مذکور ندارد. بنابراین اگر شرایط [[ظهور پیامبر]] دیگری پس از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} محقق نشود، ابعاثی لازم نخواهد بود،؛ چراکه هدایت الهی از طریق [[دین]] آن حضرت و دیگر مصادیق مذکور تداوم خواهد داشت و از این رو [[خاتمیت پیامبر]]{{صل}} نقضی بر [[سنت]] هدایت نخواهد بود<ref>درسنامه شناخت بهائیت، ص۲۹۱.</ref>. | |||
برداشت [[بهائیان]] از لفظ «[[رُسُل]]» به این بیان که «جمع مکسر» دلالت بر کثرت رسولان دارد نیز پذیرفتنی نیست؛ زیرا یادآوری [[رسل]] و انبیاء و [[قصص]] و [[آیات]] آنها برای آن است که [[انسان]]، [[تاریخ]] گذشتگان را سرلوحه خود قرار دهد و از آن [[پند]] گیرد، نه تاریخ افرادی که هنوز نیامدهاند! چگونه میتوان پذیرفت که آیه در صدد تفهیم این مطلب است که از تاریخ پیامبرانی که بعدها بر شما میآیند، [[عبرت]] گیرید؟! از این روست که برخی از [[تفاسیر]] چنین کاربردی را «بر [[سبیل]] سنة امم ماضیه»<ref>محمد فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۴، ص۲۳۴؛ میرسیدعلی حائری تهرانی، مقتضیات الدرر و ملتقطات الثمر، ج۴، ص۳۲۸.</ref> و یا جهت «[[تعظیم]]»<ref>علاءالدین بغدادی، لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج۲، ص۱۹۷؛ سید محمد طنطاوی، التفسیر الوسیط، ج۵، ص۲۶۸.</ref> دانستهاند.<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]] ص ۱۸۳-۱۹۴.</ref>. | |||
===[[شبهه]] استمرار رسل با استناد به آیه پانزدهم [[سوره غافر]]=== | |||
شبهه دیگری که در این بخش مطرح شده، آن است که [[رسالت]] و [[پیامبری]] با آمدن [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} خاتمه نیافته، بلکه پس از وی نیز [[نزول وحی]] ادامه خواهد داشت. مستشکل، با [[تفسیر]] [[مفردات]] [[آیه]] مورد نظر به بیان ذیل، معنا را چنین بر آیه [[تحمیل]] میدارد: | |||
====بیان اصل [[شبهه]]==== | |||
اگر کسی در [[آیه کریمه]] که در [[سوره]] [[مؤمن]] فرموده [[تأمل]] نماید، بر [[انحراف]] [[قوم]] از [[حقایق]] [[قرآنی]] [[شهادت]] میدهد؛ قال جل ذکره: {{متن قرآن|رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ}}<ref>«(او) برفرازنده رتبگان، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) میفرستد تا روز همدیداری را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵.</ref> یعنی اوست [[خداوند]] [[رفیع الدرجات]] [[ذوالعرش]] که [[القا]] خواهد فرمود [[روح مقدس]] [[وحی]] را از [[عالم امر]] به هر که میخواهد از عباد خود تا این که در یومالتلاق، [[نذیر]] قوم گردد و [[خلق]] را از [[عذاب]] و سختیای که مترتب است، [[انذار]] و [[تخویف]] فرماید. هر کس که از [[قواعد]] [[عربی]] مطلع و مستحضر باشد، میفهمد که کلمه {{متن قرآن|يُلْقِي الرُّوحَ}} به لفظ مستقل نازل شده؛ یعنی [[بشارت]] به حادثهای در [[آینده]] است، نه [[اخبار]] از امور گذشته و صریح است بر اینکه انزال روحالأمین و [[بعثت]] نذیر [[مبین]]، منوط به [[اراده]] و [[مشیت]] اوست که هر وقت اراده فرماید نذیری [[مبعوث]] خواهد فرمود و هر [[زمان]] که مقتضی باشد به شریعتی جدید، عالَم را تازه و جدید خواهد کرد<ref>ابوالفضل گلپایگانی، کتاب الفرائد فی بیان وجوه اقسام الدلائل و البرهان، ص۱۱۳-۱۱۴.</ref>. | |||
کارشناس برنامه تلویزیونی [[بهائیت]] نیز با روش تطبیقی [[آیات]] این مطلب را چنین شرح میدهد: در {{متن قرآن|يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ}}<ref>«(او) برفرازنده رتبگان، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) میفرستد تا روز همدیداری را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵.</ref> و یا {{متن قرآن|يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ}}<ref>«فرشتگان را با روح از (مبدأ) امر خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو میفرستد که بیم دهید: هیچ خدایی جز من نیست بنابراین از من پروا کنید» سوره نحل، آیه ۲.</ref> مضمون چنین است که [[خداوند]] بر هر کس [[اراده]] نماید روحالأمین ([[فرشته وحی]]) را نازل میفرماید. در جای دیگر از [[قرآن]] که بحث از ظهور [[رسول]] [[الهی]] در هر دوره و [[اعراض]] مخالفان است، میفرماید: خداوند [[مقام رسالت]] را به هر [[انسانی]] که بخواهد، میبخشد. عین [[آیه]] این است:{{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ}}<ref>«پیامبرانشان به آنها گفتند: ما جز بشری مانند شما نیستیم امّا خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد منّت میگذارد (و به او رسالت میبخشد) و ما را نشاید که جز به اذن خداوند برهانی برای شما بیاوریم و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۱.</ref>. [[قرآن شریف]]، حکایت [[حیات]] [[پیامبران]] آسمانی را نقل میفرماید که یکی پس از دیگری ظاهر گشتند و [[شریعت]] جدید به عالمیان عرضه نمودند. تعدد ظهور پیامبران نشانه [[تکامل]] [[وحی]] است. قرآن شریف، قول آنان را - که [[پیامبر]] آسمانی خویش را [[آخرین پیامبر]] آسمانی خواندهاند و به [[حقیقت]] [[دست خدا]] را در [[ارسال پیامبران]] بسته دانستهاند - مردود میشناسد و میفرماید: {{متن قرآن|بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ}}<ref>«بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref><ref>به نقل از گفتگوی ماهوارهای شبکه بهائیت با موضوع تجدید و تکامل ادیان، مجری دکتر معین افنانی، کارشناس: دکتر نصرتالله محمد حسینی.</ref>. | |||
پس عناصر منطقی [[شبهه]] چنین است: | |||
مقدمه نخست: [[مسلمانان]] به [[خاتمیت پیامبر]]{{صل}} یعنی [[نفی]] ارسال [[پیامبری]] پس از او، [[اعتقاد]] دارند. | |||
مقدمه دوم طبق آیه ۱۵ [[سوره غافر]]، [[رسالت]] و [[نبوت]] به شریعتی جدید و [[نزول]] فرشته وحی، مستمر و منوط به اراده و [[مشیت الهی]] است. | |||
نتیجه: [[پیامبر اسلام]]{{صل}} آخرین پیامبر الهی نیست و پس از او، پیامبرانی دیگر خواهند آمد.<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]] ص ۱۹۵.</ref>. | |||
====[[پاسخ به شبهه]]==== | |||
آنچه که نقطه تمرکز [[استدلال]] [[مخالفین]] [[خاتمیت]] قرار گرفته، فراز {{متن قرآن|يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ}} است. بنابراین برای زدودن ابهام عارضی از چهره [[آیه]]، بررسی معنای واژگان جمله مزبور لازم و ضروری میباشد. {{متن قرآن|يُلْقِي}}، {{متن قرآن|الرُّوحَ}} و {{متن قرآن|مِنْ أَمْرِهِ}} کلمات مورد بررسی ماست: | |||
'''بررسی [[مفردات]] آیه''' | |||
{{متن قرآن|يُلْقِي}}: از ماده {{عربی|اِلقاء}} به معنای افکندن چیزی است به طوری که بتوان آن را دید؛ سپس این معنا در مورد انداختن هر چیزی به کار میرود<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۷۴۶.</ref>. | |||
این واژه به صورت استعاره در معنای اعطاء<ref>محمد بن عاشور، التحریر و التنویر، ج۲۴، ص۱۶۷.</ref> یا [[نزول]] به کار میرود. در آیه مورد بحث، [[مفسران]] بسیاری، {{متن قرآن|يُلْقِي}} را به معنای {{عربی|ينزّل}}<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۲۴، ص۳۳؛ نصر بن محمد سمرقندی، بحرالعلوم، ج۳، صص ۲۰۰؛ سید محمد طنطاوی، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ج۱۲، ص۲۷۱؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۶۲؛ علی بن محمد خازن، لباب التأویل، ج۴، ص۷۰؛ احمد ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان، ج۸، ص۲۷۰؛ مقاتل بن سلیمان بلخی، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۳، ص۷۰۸؛ عبدالکریم خطیب، التفسیر القرآنی للقرآن، ج۱۲، ص۱۲۱۴؛ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۲۴، ص۹۱؛ محمد بن عمر نووی الجاوی، مراح لبید للکشف معنی القرآن، ج۲، ص۳۴۴.</ref> دانستهاند. | |||
{{متن قرآن|الرُّوحَ}}: «[[روح]]» در لغت به معنای چیزی است که مبدأ [[حیات]] و [[زندگی]] است<ref>محمد بن یعقوب فیروز آبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۳۰۷.</ref> و جاندار به وسیله آن [[قادر]] به [[احساس]] و حرکت ارادی میباشد<ref>سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۱۹۵.</ref>. | |||
[[حسن مصطفوی]] در کتابش، واژه «روح» را چنین تعریف میدارد: | |||
تحقیق در معنای اصلی ماده «روح» این است که به معنای ظهور و جریان امر لطیف میباشد. از مصادیق آن، متجلی شدن [[فیض]] و پیدایش [[رحمت الهی]] و ظهور [[مقام نبوت]] و جریان [[وحی]] و [[نزول قرآن]] و... را میتوان نام برد<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۴، ص۲۷۰.</ref>. | |||
در این که مراد از [[روح]] در [[آیه]] مورد بحث چیست، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد: «[[قرآن]]»<ref>محمد سبزواری نجفی، ارشاد الأذهان الی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۷۴.</ref>، «[[مقام نبوت]]»<ref>محمد جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۲۴، ص۳۳؛ سیدعبدالحسین طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۳۶۲؛ سیدعباس سیدکریمی حسینی، تفسیر علیین، ج۱، ص۴۶۹.</ref>، «[[فرشته وحی]]»<ref>نصر بن محمد سمرقندی، بحرالعلوم، ج۳، ص۲۰۰؛ سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۳۱۸.</ref> و «[[رحمت]]»<ref>علی بن محمد ماوردی، النکت و العیون، ج۵، ص۱۴۷.</ref> از [[تفاسیر]] صورت گرفته در این زمینه است. لیکن بسیاری از [[مفسرین]] این واژه را «[[وحی]]»<ref>علی بن أحمد واحدی نیشابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۴، ص۷؛ فخر الدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۷، ص۴۹۹؛ ابن عربی، تفسیر ابن عربی، ج۲، ص۲۱۱؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۱۷؛ محمد صادق تهرانی، البلاغ فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۶۸؛ حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثناعشری، ج۱۱، ص۲۹۰؛ محمدجواد مغنیه، التفسیر المبین، ج۱، ص۶۱۹؛ علیرضا میرزاخسروانی، تفسیر خسروی، ج۷، ص۲۸۰؛ سیدمحمدحسین فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ج۲۰، ص۲۵؛ ناصر مکارم شیرازی، الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج۱۵، ص۲۲۰.</ref> معنا کردهاند. به این سبب که [[انسان]] با وحی از [[موت]] [[کفر]] [[نجات]] مییابد و داخل در [[حیات معنوی]] میشود<ref>عبدالله بن محمد قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۶، ص۳۰۰.</ref> و یا به این دلیل که وحی، انسان را از موت [[جهالت]] نجات داده و به [[حیات]] [[معرفت]] رهنمون میدارد<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۶۲.</ref>. | |||
{{متن قرآن|مِنْ أَمْرِهِ}}: امر در لغت به دو صورت به کار رفته است: | |||
#امری که جمع آن «[[اوامر]]» و ضد آن [[نهی]] است و به معنای «[[طلب]] و [[فرمان]]» میباشد<ref>محمد بن مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۶، ص۳۲؛ فؤاد أفرام بستانی، فرهنگ ابجدی، ص۱۲۷.</ref>. | |||
#امری که جمع آن «امور» است و برای آن معانی گوناگونی چون «[[شأن]]»<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۸۸.</ref>، «کار»<ref>علی خان بن احمد مدنی، الطراز الأول، ج۷، ص۳۹.</ref>، «حال»<ref>احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر، ص٢١.</ref> و «حادثه»<ref>محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۴، ص۲۷؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۲، ص۸ و عبدالله علی مهنا، لسان اللسان، ج۱، ص۴۳.</ref> ذکر شده است. | |||
برخی نیز معنای واحد «ا، م، ر» را [[طلب]] و [[تکلیف]] همراه با [[استعلا]] دانستهاند<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۵۸.</ref>. | |||
وقتی کلمه «امر» به [[خدا]] نسبت داده میشود، همانند «أمرالله» و «أمره»، منظور انتساب اشیاء به خدا به صورت مستقیم و بدون دخالت عامل [[زمان]] و مکان است یا به عبارتی وجود دفعی اشیاء برخلاف «[[خلق]]» که به ایجاد تدریجی آن اشاره دارد<ref>تفاوت معنای کلمات «امر و خلق» در قرآن، سایت دائرةالمعارف طهور www.tahoor.com.</ref>. | |||
«[[أمر]]» در [[آیه]] مورد بحث به معانی مختلفی چون «قول»<ref>احمد ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان، ج۸، ص۲۷۰.</ref>، «[[آسمان]]»<ref>مقاتل بن سلیمان بلخی، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۳، ص۷۰۸.</ref>، «[[قضاء]]»<ref>محمد بن علی شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۵۵۶.</ref> و «دستور و [[فرمان]]»<ref>عبدالله بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، ج۵، ص۵۴.</ref> [[تفسیر]] شده است. | |||
با توجه به معانی واژگان، معنای آیه چنین خواهد بود: | |||
او، درجات ([[بندگان]] [[صالح]]) را بالا میبرد (و) صاحب [[عرش]] (است). [[روح]] را<ref>وحی و مقام نبوت و یا رحمت....</ref> به فرمانش بر هر کدام از بندگانش که بخواهد، نازل میکند تا [[مردم]] را از [[روز]] [[ملاقات]] دهد.<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]] ص ۱۹۷-۲۰۰.</ref>. | |||
====ارزیابی وجوه مختلف [[شبهه]]==== | |||
۱.با توجه به دیدگاههای مختلف وارد شده در مورد «روح»، دیگر معانی وارده چون «[[رحمت]]» و... ارتباطی با [[بعثت پیامبر]] جدیدالظهور ندارد و نمیتوان این تفسیر را به [[تنهایی]] بر آیه [[تحمیل]] کرد. | |||
۲.اگر مراد از «روح»، [[وحی]] یا [[مقام نبوت]] یا [[کتاب آسمانی]] باشد، همان [[طور]] که در شبهه پیش بیان شد، «فعل مضارع» در این قبیل [[آیات]]، معنای زمان [[آینده]] را ندارد، بلکه فقط و فقط استناد فعل به فاعل و توصیف فاعل را به آن کار میرساند. آیه مورد بحث این [[حقیقت]] را بازگو میکند که [[گزینش]] فردی به [[منصب]] [[رسالت]] و [[نزول وحی]] بر او از معیارهای مورد نظر [[کافران]] [[پیروی]] نمیکند<ref>اهل کتاب و مخالفان دیگر در زمینه رسالت پیامبر{{صل}} و وحی بر او ایرادات فراوانی میگرفتند: گاه میگفتند رسول باید از طائفه بنیاسرائیل باشد، گاه بهانه میگرفتند که چرا قرآن همانند تورات و انجیل نزولی یک باره ندارد و....</ref> و مبتنی به [[صلاح]] [[حضرت حق]] است. همانند مضمون [[آیه]] {{متن قرآن|اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ...}}<ref>«و هنگامی که نشانهای (از سوی خداوند) نزدشان آید میگویند ما هرگز ایمان نمیآوریم تا به ما نیز همانند آنچه به پیامبران خداوند داده شده است داده شود» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref> که در بردارنده [[زمان]] مشخص نیست و به [[حکمت الهی]] اشاره دارد. | |||
۳.بر فرض که صیغه مضارع فی حد نفسه بر زمان خاصی دلالت دارد، در مواردی که فعل منسوب به [[خداوند]] باشد، غالباً از دلالت بر زمان خالی است. همانند [[آیات]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ}}<ref>«اوست که هر گونه بخواهد شما را در زهدانها چهرهنگاری میکند» سوره آل عمران، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ}}<ref>«و خداوند، تباهکار را از مصلح باز میشناسد» سوره بقره، آیه ۲۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.</ref>، {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ}}<ref>«و بدانید که خداوند آنچه را در درون شما میگذرد میداند» سوره بقره، آیه ۲۳۵.</ref>، {{متن قرآن|وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«بگو آنچه در دل دارید اگر پنهان کنید یا آشکار گردانید خداوند آن را میداند و از آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است آگاهی دارد» سوره آل عمران، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ}}<ref>«و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند» سوره انعام، آیه ۵۹.</ref>، {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاءِ}}<ref>«آیا نمیدانی که خداوند آنچه را در آسمان و زمین است میداند؟» سوره حج، آیه ۷۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ}}<ref>«و خداوند آنچه در دلهایتان میگذرد میداند» سوره احزاب، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ}}<ref>«خداوند همسنگ ذرّهای ستم نمیورزد» سوره نساء، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا}}<ref>«بیگمان خداوند بر مردم هیچ ستم روا نمیدارد» سوره یونس، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا}}<ref>«و پروردگارت به هیچ کس ستم نمیورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ}}<ref>«و همسنگ ذرّهای در زمین یا در آسمان، از پروردگارت پنهان نمیماند و هیچ چیز کوچکتر و یا بزرگتر از آن نیست مگر که در کتابی روشنگر آمده است» سوره یونس، آیه ۶۱.</ref> و {{متن قرآن|لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ}}<ref>«همسنگ ذرّهای در آسمانها و زمین از (دید) او دور نمیماند» سوره سبأ، آیه ۳.</ref>. | |||
نکته مهمتر آن است که هرگاه فعل با [[مشیت الهی]] همراه باشد و از [[اراده]] او حکایت کند، نوعاً بر [[زمان]] خاص دلالت ندارد و تنها [[اسناد]] فعل به فاعل را میرساند. [[آیات]] ذیل بدین گونه است: | |||
{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}<ref>«بیگمان خداوند آنچه بخواهد انجام میدهد» سوره حج، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ}}<ref>«بیگمان خداوند هرچه بخواهد انجام میدهد» سوره حج، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«و خداوند به هر کس بخواهد بیشمار روزی میرساند» سوره بقره، آیه ۲۱۲.</ref>، {{متن قرآن|يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«هر چه را بخواهد میآفریند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«خداوند هر چه بخواهد میآفریند؛ بیگمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره نور، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ}}<ref>«و پروردگارت هر چه خواهد میآفریند و میگزیند؛ آنان را گزینشی نیست، پاکا خداوند و فرابرترا (که اوست) از آنچه (برای او) شریک میآورند» سوره قصص، آیه ۶۸.</ref>، {{متن قرآن|يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ}}<ref>«هر چه بخواهد میآفریند و او دانای تواناست» سوره روم، آیه ۵۴.</ref>. | |||
با توجه به آنکه فعل [[آیه]] مورد نظر {{متن قرآن|يُلْقِي}} با کلمه [[مشیت]] {{متن قرآن|مَنْ يَشَاءُ}} همراه گشته و از [[اراده الهی]] حکایت دارد - همانند [[افعال]] بالا - از دلالت بر [[زمان]] عاری است و تنها [[هدف]] این است که بگوید: [[وحی]] و [[فرشته وحی]] و فردی که مورد [[نزول]] قرار میگیرد، همگی در [[اختیار]] ید [[الهی]] است و فرقی نمیکند که از صیغه ماضی «ألقی» استفاده شود یا با صیغه مستقبل آورده شود. مثال تقریب به [[ذهن]] اینگونه است که [[زمامداری]] یکی از فرزندانش را به [[جانشینی]] خود برگزیند و اشخاص دیگر از [[انتصاب]] او خرده گیرند. پس او در پاسخ گوید: «همه امور به دست خود ماست، هر کس را شایسته بدانیم، [[انتخاب]] میکنیم». آیا از این جمله میتوان استفاده کرد که حتماً او شخص دیگری را غیر از فرد منتخب انتخاب خواهد کرد؟ آیا معقول است که از جمله «هر کس را شایسته بدانیم، قرار میدهیم» استفاده کنیم که چون فعل مضارع است، پس این کار در [[آینده]] صورت میگیرد؟! | |||
باری با مختصر دقتی متوجه میشویم که در این قبیل موارد، تحقق فعل در زمان آینده را نمیتوان نتیجه گرفت و [[تفسیر]] [[بهائیت]] از آیه، بدون دلیل میباشد. | |||
۴. علاوه بر آنچه آمد، قرینهای درونمتنی از سورهای که آیه مورد اشکال در آن وجود دارد یاریکننده مدعای ما، مبنی بر عدم دلالت فعل {{متن قرآن|يُلْقِي}} بر زمان آینده است. | |||
آیه پانزدهم [[سوره]] [[مؤمن]]، در واقع تابع آیه سیزدهم به شمار میرود،؛ چراکه بر اساس قول مشهور، این آیه خبر برای آیه سیزدهم است. | |||
در آیه سیزدهم میفرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ رِزْقًا}}<ref>«اوست که آیات خویش را به شما مینمایاند و از آسمان برای شما روزی فرو میفرستد و جز آن کس که (به سوی خداوند) باز میگردد پند نمیگیرد» سوره غافر، آیه ۱۳.</ref> که [[افعال]] {{متن قرآن|يُرِيكُمْ}} و {{متن قرآن|يُنَزِّلُ}}هرگز بر [[زمان]] دلالت ندارد؛ به این دلیل که نمایاندن [[نشانههای الهی]] و انزال روزی از [[آسمان]] مختص به زمان خاصی نیست. پس کلمه {{متن قرآن|يُلْقِي}} که خبر و وابسته به آن محسوب میگردد، تنها از انتساب فعل به فاعل حاکی است و از زمان منسلخ است. | |||
۵. با توجه به توضیح واژه «[[أمر]]»، به دست آمد که هنگام نسبت این واژه به [[خداوند]]، منظور انتساب بدون دخالت عامل زمان و مکان به [[ذات باری تعالی]] است و این یکی از نکاتی است که [[بهائیت]] اشارهای بدان نداشتهاند! | |||
[[علامه طباطبائی]] به [[زیبایی]]، درباره [[حقیقت]] [[روح]] و استناد آن به [[امر الهی]]، نگاشته است: | |||
[[خدای سبحان]] برای واضح گردانیدن حقیقت روح فرموده: {{متن قرآن|قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> و ظاهر از کلمه {{متن قرآن|مِنْ}} آن است که حقیقت جنس را معنا کند؛ هم چنان که این کلمه، در سایر [[آیات]] وارده در این باب [[بیانیه]] است همانند آیات: {{متن قرآن|يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ}}<ref>«(او) برفرازنده رتبگان، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) میفرستد تا روز همدیداری را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ}}<ref>«فرشتگان را با روح از (مبدأ) امر خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو میفرستد که بیم دهید: هیچ خدایی جز من نیست بنابراین از من پروا کنید» سوره نحل، آیه ۲.</ref> و... در همه اینها، کلمه «من» میفهماند که روح از جنس و سنخ امر است. آنگاه امر را بیان کرده و میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref> که میفهماند امر او کلمه {{متن قرآن|كُنْ}} است که ایجاد است که آن عبارت است از: «وجود هر چیز از جهت اسنادش به [[خدای تعالی]] و اینکه وجودش [[قائم به ذات]] است»... پس موجودات خارج با اینکه تدریجاً و با اسباب مادی موجود میگردند و منطبق بر [[زمان]] و مکانند، لیکن جهتی دارند عاری از تدریج و خارج از دایره زمان و مکان و از این جهت [[امر خدا]] و قول و کلمه او، شمرده شدهاند...<ref>سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۱۹۶-۱۹۷.</ref>. | |||
۶. با وجود [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی که بر [[خاتمیت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[جاودانگی شریعت اسلام]] دلالت دارند، چطور میتوان قول وارده از سوی صاحب [[فرائد]] و یا [[مفسرین]] [[بهائی]] را پذیرفت در حالی که با [[رجوع]] به [[تفاسیر]] اصیل و اقوال [[علما]] و دقت نظر در [[مفردات]] [[آیه]]، [[ضعف]] [[کلام]] ایشان به روشنی قابل [[مشاهده]] است! | |||
بنا بر [[دلایل]] ذکر شده، این [[شبههافکنی]] [[بهائیت]] نیز پذیرفتنی نیست.<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]] ص ۲۰۱.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||