بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
از [[راویان امام رضا]] {{ع}}. [[اسحاق بن آدم بن عبدالله بن سعد اشعری قمی]]، [[محدث]] امامی و از افراد مورد [[اعتماد]]<ref>منتهی المقال، ج۲، ص۱۱؛ تنقیح المقال، ج۹، ص۹.</ref> و از راویان امام رضا {{ع}} است<ref>رجال النجاشی، ص۷۳.</ref>. «اسحاق» به [[خاندان]] بزرگ اشعری تعلق دارد که در [[یمن]] میزیستند و نسبت آنان به [[نبت بن ادد بن زید بن یشجب]] باز میگردد<ref>الأنساب، سمعانی، ج۱، ص۲۶۶؛ اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۶۴.</ref>. نسبت قمی وی به دلیل [[مهاجرت]] گروهی از این خاندان در [[زمان]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]] به [[قم]] است که این مهاجرت به دنبال [[قتل]] [[محمد بن سائب بن مالک اشعری]] در [[سال ۸۳ق]] رخ داد و با ورود آنان به این [[شهر]] [[تشیع]] رونق و رواج یافت<ref>تاریخ قم، حسن قمی، ص۲۷۸- ۲۷۹؛ تاریخ کوفه، ص۲۲۸.</ref>. | از [[راویان امام رضا]] {{ع}}. [[اسحاق بن آدم بن عبدالله بن سعد اشعری قمی]]، [[محدث]] امامی و از افراد مورد [[اعتماد]]<ref>منتهی المقال، ج۲، ص۱۱؛ تنقیح المقال، ج۹، ص۹.</ref> و از راویان امام رضا {{ع}} است<ref>رجال النجاشی، ص۷۳.</ref>. «اسحاق» به [[خاندان]] بزرگ اشعری تعلق دارد که در [[یمن]] میزیستند و نسبت آنان به [[نبت بن ادد بن زید بن یشجب]] باز میگردد<ref>الأنساب، سمعانی، ج۱، ص۲۶۶؛ اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۶۴.</ref>. نسبت قمی وی به دلیل [[مهاجرت]] گروهی از این خاندان در [[زمان]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]] به [[قم]] است که این مهاجرت به دنبال [[قتل]] [[محمد بن سائب بن مالک اشعری]] در [[سال ۸۳ق]] رخ داد و با ورود آنان به این [[شهر]] [[تشیع]] رونق و رواج یافت<ref>تاریخ قم، حسن قمی، ص۲۷۸- ۲۷۹؛ تاریخ کوفه، ص۲۲۸.</ref>. | ||
[[اشعریون]] که خاندان برجسته [[شیعی]] بودند، در عرصههای مختلف [[علمی]]، مذهبی و [[فرهنگی]] نقش آفریدند و بسیاری از آنان جزو [[اصحاب]] و [[راویان]] [[ائمه]] {{عم}} بودند، افرادی چون [[برادران]] اسحاق؛ [[اسماعیل بن آدم]] که به نقل [[نجاشی]] از ثقات بود<ref>رجال النجاشی، ص۲۷؛ خلاصة الأقوال، ص۵۶.</ref> و نیز [[زکریا بن آدم]] که ستوده [[امامان]] بود، چنان که در روایتی به نقل از [[امام رضا]] {{ع}} به وسیله او [[بلا]] از [[اهل قم]] برداشته شد<ref>تاریخ قم، حسن قمی، ص۲۷۸؛ تاریخ کوفه، ص۲۲۸؛ جامع الرواة، ج۱، ص۳۳۰.</ref> و یا امام رضا {{ع}} در اخذ معالم [[دینی]] دیگران را به وی ارجاع میدادند<ref>الاختصاص، ص۸۷؛ کتاب الرجال، ابن داوود، ص۹۷.</ref>. | [[اشعریون]] که خاندان برجسته [[شیعی]] بودند، در عرصههای مختلف [[علمی]]، مذهبی و [[فرهنگی]] نقش آفریدند و بسیاری از آنان جزو [[اصحاب]] و [[راویان]] [[ائمه]] {{عم}} بودند، افرادی چون [[برادران]] اسحاق؛ [[اسماعیل بن آدم]] که به نقل [[نجاشی]] از ثقات بود<ref>رجال النجاشی، ص۲۷؛ خلاصة الأقوال، ص۵۶.</ref> و نیز [[زکریا بن آدم]] که ستوده [[امامان]] بود، چنان که در روایتی به نقل از [[امام رضا]] {{ع}} به وسیله او [[بلا]] از [[اهل قم]] برداشته شد<ref>تاریخ قم، حسن قمی، ص۲۷۸؛ تاریخ کوفه، ص۲۲۸؛ جامع الرواة، ج۱، ص۳۳۰.</ref> و یا امام رضا {{ع}} در اخذ معالم [[دینی]] دیگران را به وی ارجاع میدادند<ref>الاختصاص، ص۸۷؛ کتاب الرجال، ابن داوود، ص۹۷.</ref>. زکریا از راویان [[امام صادق]] {{ع}}، [[امام کاظم]] {{ع}}، امام رضا {{ع}} و نیز [[امام جواد]] {{ع}} شمرده شده<ref>رجال الطوسی، ص۲۱۰، ۳۵۸، ۳۷۵؛ معالم العلماء، ص۵۲؛ الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق {{ع}}، ج۱، ص۵۹۸.</ref> و [[وثاقت]] و جلالت او به حدی است که پدرش [[آدم بن عبدالله]] از طریق وی [[حدیث]] نقل کرده<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۲۲۲؛ الخصال، ص۶۳۸.</ref> و به اعتبار شهرتش، در برخی منابع، گاه اسحاق با عنوان اخوز کریا معرفی شده است<ref>منتهی المقال، ج۲، ص۱۱؛ مستدرک الوسائل، ج۷، ص۱۴۷؛ أعیان الشیعة، ج۳، ص۲۵۹؛ خاتمة المستدرک، ج۷، ص۱۴۷.</ref>. | ||
«اسحاق» همچون [[برادران]] خود شناخته شده نیست، چنان که [[ابن داوود]] در کتاب الرجال خویش جد اسحاق را به [[اشتباه]] ابنعبدربه آورده و وی را وانهاده شده و مهمل دانسته<ref>کتاب الرجال، ابنداوود، ص۴۸؛ نقد الرجال، ج۱، ص۱۸۹؛ طرائف المقال، ج۱، ص۲۸۱- ۲۸۲؛ أعیان الشیعة، ج۳، ص۲۵۹؛ استقصاء الاعتبار، ج۵، ص۶۱؛ مناهج الأخیار، ج۱، ص۴۰۶.</ref> و برخی نیز مجهولش خواندهاند<ref>تنقیح المقال، ج۹، ص۸.</ref>. با این حال، [[طوسی]] [[احادیث]] وی را صحیح شمرده است<ref>الفهرست، طوسی، ص۲۹۱. </ref>. [[راویان]] اسحاق، [[محمد بن ابیصهبان]] و [[محمد بن حسین بن ابی خطاب]] میباشند<ref>رجال النجاشی، ص۷۳؛ الفهرست، طوسی، ص۲۹۱؛ جامع الرواة، ج۱، ص۷۹.</ref> و خود نیز از [[ابوالعباس مفضل بن حسان دالانی]] [[روایت]] کرده است<ref>تهذیب الأحکام، ج۲، ص۲۷۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۱۹۲.</ref>. ابنحجر وی را صاحب تصانیف دانسته است<ref>لسان المیزان، ج۱، ص۳۴۲.</ref>، ولی در منابع تنها از او یک کتاب نام بردهاند<ref>رجال النجاشی، ص۷۳؛ الفهرست، طوسی، ص۵۵؛ معالم العلماء، ص۲۷.</ref> که [[نجاشی]] با چهار واسطه از [[اسحاق بن آدم]] نقل کرده<ref>رجال النجاشی، ص۷۳.</ref> و طوسی نیز در الفهرست خویش با چهار واسطه از اسحاق بیان کرده است<ref>الفهرست، طوسی، ص۵۵؛ مجمع الرجال، ج۱، ص۱۸۳.</ref>. | «اسحاق» همچون [[برادران]] خود شناخته شده نیست، چنان که [[ابن داوود]] در کتاب الرجال خویش جد اسحاق را به [[اشتباه]] ابنعبدربه آورده و وی را وانهاده شده و مهمل دانسته<ref>کتاب الرجال، ابنداوود، ص۴۸؛ نقد الرجال، ج۱، ص۱۸۹؛ طرائف المقال، ج۱، ص۲۸۱- ۲۸۲؛ أعیان الشیعة، ج۳، ص۲۵۹؛ استقصاء الاعتبار، ج۵، ص۶۱؛ مناهج الأخیار، ج۱، ص۴۰۶.</ref> و برخی نیز مجهولش خواندهاند<ref>تنقیح المقال، ج۹، ص۸.</ref>. با این حال، [[طوسی]] [[احادیث]] وی را صحیح شمرده است<ref>الفهرست، طوسی، ص۲۹۱. </ref>. [[راویان]] اسحاق، [[محمد بن ابیصهبان]] و [[محمد بن حسین بن ابی خطاب]] میباشند<ref>رجال النجاشی، ص۷۳؛ الفهرست، طوسی، ص۲۹۱؛ جامع الرواة، ج۱، ص۷۹.</ref> و خود نیز از [[ابوالعباس مفضل بن حسان دالانی]] [[روایت]] کرده است<ref>تهذیب الأحکام، ج۲، ص۲۷۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۱۹۲.</ref>. ابنحجر وی را صاحب تصانیف دانسته است<ref>لسان المیزان، ج۱، ص۳۴۲.</ref>، ولی در منابع تنها از او یک کتاب نام بردهاند<ref>رجال النجاشی، ص۷۳؛ الفهرست، طوسی، ص۵۵؛ معالم العلماء، ص۲۷.</ref> که [[نجاشی]] با چهار واسطه از [[اسحاق بن آدم]] نقل کرده<ref>رجال النجاشی، ص۷۳.</ref> و طوسی نیز در الفهرست خویش با چهار واسطه از اسحاق بیان کرده است<ref>الفهرست، طوسی، ص۵۵؛ مجمع الرجال، ج۱، ص۱۸۳.</ref>. | ||