عصمت حضرت نوح: تفاوت میان نسخه‌ها

۷۶۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ فوریهٔ ۲۰۲۴
خط ۶۳: خط ۶۳:
جهت رد عصمت حضرت نوح {{ع}} به چند فراز در این [[آیات]] استناد شده است:
جهت رد عصمت حضرت نوح {{ع}} به چند فراز در این [[آیات]] استناد شده است:


'''فراز نخست''': حضرت طبق عبارت {{متن قرآن|... إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي...}} فرزند خویش را از [[اهل]] خود می‌شمارد و از [[خداوند]] [[نجات]] وی را می‌خواهد؛ این در حالی است که پیش‌تر وی را به پیوستن به [[مؤمنان]] فرا خوانده بود و پاسخ منفی او را دریافت کرده بود: {{متن قرآن|يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ * قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ ...}}<ref>«و آن (کشتی) آنان را در میان موجی کوه‌پیکر (پیش) می‌برد و نوح پسرش را- که (هنوز) بر کرانه‌ای بود- فرا خواند: پسرکم! با ما سوار شو و با کافران مباش! * او گفت: آنک به کوهی پناه می‌جویم که مرا از آب نگاه می‌دارد ...» سوره هود، آیه ۴۲-۴۳.</ref>. وی با این پاسخ، از [[کفر]] خود پرده برداشت. پس چرا حضرت [[نجات]] او را خواهان بود؟!
'''فراز نخست''': حضرت طبق عبارت {{متن قرآن|... إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي...}} فرزند خویش را از [[اهل]] خود می‌شمارد و از [[خداوند]] [[نجات]] وی را می‌خواهد؛ این در حالی است که پیش‌تر وی را به پیوستن به [[مؤمنان]] فرا خوانده بود و پاسخ منفی او را دریافت کرده بود: {{متن قرآن|يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ * قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ ...}}<ref>«پسرکم! با ما سوار شو و با کافران مباش! * او گفت: آنک به کوهی پناه می‌جویم که مرا از آب نگاه می‌دارد ...» سوره هود، آیه ۴۲-۴۳.</ref>. وی با این پاسخ، از [[کفر]] خود پرده برداشت. پس چرا حضرت [[نجات]] او را خواهان بود؟!


'''فراز دوم''': {{متن قرآن|...فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ...}} این فراز بیانگر آن است که این درخواست، با [[علم]] و [[آگاهی]] نبوده است و [[قرآن]] در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِ}}<ref>«و آنچه تو را بدان دانشی نیست، پی مگیر که از گوش و چشم و دل، هر یک، خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۶.</ref> [[مردم]] را از [[اقدام]] ناآگاهانه باز داشته است. از جمله {{متن قرآن|...إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ}} چنین برداشت می‌شود که این کار، ریشه در [[نادانی]] داشته که در [[آموزه‌های دینی]] نکوهش شده است.
'''فراز دوم''': {{متن قرآن|...فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ...}} این فراز بیانگر آن است که این درخواست، با [[علم]] و [[آگاهی]] نبوده است و [[قرآن]] در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِ}}<ref>«و آنچه تو را بدان دانشی نیست، پی مگیر» سوره اسراء، آیه ۳۶.</ref> [[مردم]] را از [[اقدام]] ناآگاهانه باز داشته است. از جمله {{متن قرآن|...إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ}} چنین برداشت می‌شود که این کار، ریشه در [[نادانی]] داشته که در [[آموزه‌های دینی]] نکوهش شده است.


'''فراز سوم''': [[حضرت نوح]] {{ع}} با گفتن {{متن قرآن|...وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی از تو بخواهم که بدان دانشی ندارم به تو پناه می‌برم و اگر مرا نیامرزی و به من بخشایش نیاوری از زیانکاران خواهم بود» سوره هود، آیه ۴۷.</ref>، به [[گناه]] خویش [[اقرار]] کرده است و این خود روشن‌ترین دلیل بر [[اثبات]] [[لغزش]] است<ref>ر.ک: جعفر سبحانی، عصمة الانبیاء، ص۱۱۵.</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۱۷۵-۱۹۱.</ref>
'''فراز سوم''': [[حضرت نوح]] {{ع}} با گفتن {{متن قرآن|...وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«... و اگر مرا نیامرزی و به من بخشایش نیاوری از زیانکاران خواهم بود» سوره هود، آیه ۴۷.</ref>، به [[گناه]] خویش [[اقرار]] کرده است و این خود روشن‌ترین دلیل بر [[اثبات]] [[لغزش]] است<ref>ر.ک: جعفر سبحانی، عصمة الانبیاء، ص۱۱۵.</ref>.


'''پاسخ شبهه''':  
'''پاسخ شبهه''':  
خط ۷۵: خط ۷۵:
فراز پایانی نیز این سان [[تفسیر]] می‌شود: ظاهر این [[کلام]] بیانگر [[توبه]] و حقیقتش بیانگر [[شکر نعمت]] [[پروردگار]] است که او را [[تعلیم]] داد و به ادب الهی مؤدب ساخت. اینکه ظاهرش توبه است، از آن روست که به خداوند پناه برد و از او [[آمرزش]] و [[رحمت]] طلب کرد؛ به این معنا که درخواست کرد [[خداوند]] او را از هر آنچه مایه [[لغزش]] و هلاکت [[انسان]] است، [[حفظ]] کند و مشمول عنایت و رحمتش قرار دهد. پس محتوای گفتار آن حضرت در جمله {{متن قرآن|وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} این است که ای [[خدا]] اگر مرا در [[لغزش‌ها]] حفظ نمی‌فرمودی، من از زیانکاران می‌شدم. شکر و ثنا بر این کار زیبایت<ref>سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۰، ص۲۳۸.</ref>.<ref>[[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص ۲۲۴.</ref>
فراز پایانی نیز این سان [[تفسیر]] می‌شود: ظاهر این [[کلام]] بیانگر [[توبه]] و حقیقتش بیانگر [[شکر نعمت]] [[پروردگار]] است که او را [[تعلیم]] داد و به ادب الهی مؤدب ساخت. اینکه ظاهرش توبه است، از آن روست که به خداوند پناه برد و از او [[آمرزش]] و [[رحمت]] طلب کرد؛ به این معنا که درخواست کرد [[خداوند]] او را از هر آنچه مایه [[لغزش]] و هلاکت [[انسان]] است، [[حفظ]] کند و مشمول عنایت و رحمتش قرار دهد. پس محتوای گفتار آن حضرت در جمله {{متن قرآن|وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} این است که ای [[خدا]] اگر مرا در [[لغزش‌ها]] حفظ نمی‌فرمودی، من از زیانکاران می‌شدم. شکر و ثنا بر این کار زیبایت<ref>سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۰، ص۲۳۸.</ref>.<ref>[[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص ۲۲۴.</ref>


'''پاسخ دوم: آگاه‌سازی [[مردم]] از واقعیت''': «برای مردم این ماجرا مشکل آفرین شده بود که چرا پسر [[حضرت نوح]] {{ع}} با اینکه از [[اهل]] او شمرده می‌شود، در زمره غرق شدگان قرار می‌گیرد؟ حضرت نوح {{ع}} با خداوند سخن می‌گوید که چرا پسرم که از اهلم است، غرق می‌گردد. پاسخ می‌آید که او از اهل تو نیست؛ اهل شناسنامه‌ای منظور نیست، بلکه [[اهل]] [[ولایتی]] مقصود است. این پاسخ‌ها به دور از ایراد و خدشه‌اند»<ref>عبدالله جوادی آملی، درس تفسیر مسجد اعظم، گفتنی است آیات ۴۵-۴۶ سوره هود نمونه خوبی برای برداشت این نکته است که گاه پیامبری برای فهماندن جریانی به دیگران، از پیشگاه خدای سبحان مطلبی را می‌پرسد، (عبدالله جوادی آملی، تسنیم، تحقیق احمد قدسی، ج۳۰، ص۲۶۵).</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۱۷۵-۱۹۱.</ref>
'''پاسخ دوم: آگاه‌سازی [[مردم]] از واقعیت''': «برای مردم این ماجرا مشکل آفرین شده بود که چرا پسر [[حضرت نوح]] {{ع}} با اینکه از [[اهل]] او شمرده می‌شود، در زمره غرق شدگان قرار می‌گیرد؟ حضرت نوح {{ع}} با خداوند سخن می‌گوید که چرا پسرم که از اهلم است، غرق می‌گردد. پاسخ می‌آید که او از اهل تو نیست؛ اهل شناسنامه‌ای منظور نیست، بلکه [[اهل]] [[ولایتی]] مقصود است. این پاسخ‌ها به دور از ایراد و خدشه‌اند»<ref>عبدالله جوادی آملی، درس تفسیر مسجد اعظم، گفتنی است آیات ۴۵-۴۶ سوره هود نمونه خوبی برای برداشت این نکته است که گاه پیامبری برای فهماندن جریانی به دیگران، از پیشگاه خدای سبحان مطلبی را می‌پرسد. عبدالله جوادی آملی، تسنیم، تحقیق احمد قدسی، ج۳۰، ص۲۶۵.</ref>.


'''پاسخ سوم: [[پرسش]] حضرت برای کسب [[آگاهی]] از واقعیت''': دقت و [[تأمل]] در چگونگی پرسش [[حضرت نوح]] {{ع}} نشان دهنده آن است که این پرسش، همسان پرسش [[فرشتگان]] از [[خداوند]] در مورد [[آفرینش]] و [[خلافت]] [[حضرت آدم]] {{ع}} بوده است. حضرت نوح {{ع}} از باب [[ادب]] سبب غرق شدن فرزندش را جویا شد که با پاسخ {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ}} روبه‌رو گشت. جمله پایانی حضرت که گفت: {{متن قرآن|وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ}} این پاسخ را [[تأیید]] می‌کند<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج۶، ص۳۷۵.</ref>. همچنین [[کلام خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ}} و نفرمود {{عربی|من الكافرین}}، این دیدگاه را تقویت می‌کند. پس می‌توان گفت حضرت نوح {{ع}} مانند انبیای دیگر، همه [[علوم]] خود را لحظه‌ای از ناحیه [[خدا]] دریافت می‌کرد و ممکن است جریان ظهور [[کفر]] فرزند و اطلاع از ناشایست بودن او، از همین قبیل باشد<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، تحقیق مرتضی واعظ جوادی، ج۳، ص۲۵۰.</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۱۷۵-۱۹۱.</ref>
'''پاسخ سوم: [[پرسش]] حضرت برای کسب [[آگاهی]] از واقعیت''': دقت و [[تأمل]] در چگونگی پرسش [[حضرت نوح]] {{ع}} نشان دهنده آن است که این پرسش، همسان پرسش [[فرشتگان]] از [[خداوند]] در مورد [[آفرینش]] و [[خلافت]] [[حضرت آدم]] {{ع}} بوده است. حضرت نوح {{ع}} از باب [[ادب]] سبب غرق شدن فرزندش را جویا شد که با پاسخ {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ}} روبه‌رو گشت. جمله پایانی حضرت که گفت: {{متن قرآن|وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ}} این پاسخ را [[تأیید]] می‌کند<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج۶، ص۳۷۵.</ref>. همچنین [[کلام خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ}} و نفرمود {{عربی|"من الكافرین"}}، این دیدگاه را تقویت می‌کند. پس می‌توان گفت حضرت نوح {{ع}} مانند انبیای دیگر، همه [[علوم]] خود را لحظه‌ای از ناحیه [[خدا]] دریافت می‌کرد و ممکن است جریان ظهور [[کفر]] فرزند و اطلاع از ناشایست بودن او، از همین قبیل باشد<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، تحقیق مرتضی واعظ جوادی، ج۳، ص۲۵۰.</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۱۷۵-۱۹۱.</ref>


'''پاسخ چهارم: روشن نبودن ایمان یا کفر فرزند نوح برای نوح:''' فرزند نوح که کنعان نام داشت، گاهی با [[مؤمنان]] و گاهی با کافران همراه بود و چهره منافق‌گونه‌ای داشت و هر کس را به [[اشتباه]] می‌انداخت. [[حضرت نوح]]{{ع}} نیز از روی ظاهر [[قضاوت]] کرد و از [[خدا]] خواست که فرزندش جزء نجات‌یافتگان باشد. [[خداوند]] او را [[آگاه]] ساخت که فرزندش سر تا پا عمل غیر [[صالح]] است و در [[باطن]] جزء [[منافقان]] بوده و هرگز [[مؤمن]] نبوده است. از این رو، جزء غرق شدگان خواهد بود. نوح به محض اینکه از این واقعیت آگاه شد، فوراً در مقام عذرخواهی برآمد و از خدا طلب [[عفو]] نمود. هرچند گناهی از او سر نزده بود، اما مقام و موقعیت [[پیامبران]] ایجاب می‌کند که بیش از این مراقب گفتار خود باشند، همین [[ترک اولی]] برای او با آن [[شخصیت]]، گران بود و به همین دلیل از پیشگاه خدا تقاضای [[بخشش]] کرد. از سوی دیگر، متکلمان بر این باورند که ترک اولی به معنای انجام کاری که ترک آن بهتر بوده است، هیچ‌گونه ناسازگاری با [[عصمت]] ندارد<ref>ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۹، ص۱۱۷.</ref>.<ref>[[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص ۲۲۴.</ref>
'''پاسخ چهارم: روشن نبودن ایمان یا کفر فرزند نوح برای نوح:''' فرزند نوح که کنعان نام داشت، گاهی با [[مؤمنان]] و گاهی با کافران همراه بود و چهره منافق‌گونه‌ای داشت و هر کس را به [[اشتباه]] می‌انداخت. [[حضرت نوح]]{{ع}} نیز از روی ظاهر [[قضاوت]] کرد و از [[خدا]] خواست که فرزندش جزء نجات‌یافتگان باشد. [[خداوند]] او را [[آگاه]] ساخت که فرزندش سر تا پا عمل غیر [[صالح]] است و در [[باطن]] جزء [[منافقان]] بوده و هرگز [[مؤمن]] نبوده است. از این رو، جزء غرق شدگان خواهد بود. نوح به محض اینکه از این واقعیت آگاه شد، فوراً در مقام عذرخواهی برآمد و از خدا طلب [[عفو]] نمود. هرچند گناهی از او سر نزده بود، اما مقام و موقعیت [[پیامبران]] ایجاب می‌کند که بیش از این مراقب گفتار خود باشند، همین [[ترک اولی]] برای او با آن [[شخصیت]]، گران بود و به همین دلیل از پیشگاه خدا تقاضای [[بخشش]] کرد. از سوی دیگر، متکلمان بر این باورند که ترک اولی به معنای انجام کاری که ترک آن بهتر بوده است، هیچ‌گونه ناسازگاری با [[عصمت]] ندارد<ref>ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۹، ص۱۱۷.</ref>.<ref>[[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص ۲۲۴.</ref>
۱۲۹٬۵۰۹

ویرایش