|
|
| خط ۵۰۵: |
خط ۵۰۵: |
| بنابراین وقتی سؤال میشود که [[معصوم]]{{ع}} چرا [[گناه]] نمیکند؛ به خاطر این است که او [[حقیقت]] هر چیزی را میبیند و حقیقت گناه همان [[پلیدی]] و [[نجاست]] و [[آتش]] است. آیا کسی حاضر است نجاست خود یا دیگری را بخورد؟ شکی نیست که هیچ [[عاقل]] عالمی نجاست و بول نمیخورد. پس وقتی گفته میشود که معصوم{{ع}} گناه نمیکند؛ زیرا او حقیقت گناه را میبیند و از آن [[پرهیز]] میکند. | | بنابراین وقتی سؤال میشود که [[معصوم]]{{ع}} چرا [[گناه]] نمیکند؛ به خاطر این است که او [[حقیقت]] هر چیزی را میبیند و حقیقت گناه همان [[پلیدی]] و [[نجاست]] و [[آتش]] است. آیا کسی حاضر است نجاست خود یا دیگری را بخورد؟ شکی نیست که هیچ [[عاقل]] عالمی نجاست و بول نمیخورد. پس وقتی گفته میشود که معصوم{{ع}} گناه نمیکند؛ زیرا او حقیقت گناه را میبیند و از آن [[پرهیز]] میکند. |
| اینکه [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>؛ این [[برهان]] [[پروردگار]] همان نمایاندن حقیقت [[زنا]] بود. وقتی حضرت [[باطن]] و حقیقت گناه را دید، به [[طور]] [[فطری]] از آن پرهیز کرد؛ زیرا [[انسان]] عاقل هرگز حاضر نیست تا به سوی نجاسات برود و از آنها بهره گیرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرا معصوم گناه نمیکند (مقاله)|چرا معصوم گناه نمیکند]].</ref> | | اینکه [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>؛ این [[برهان]] [[پروردگار]] همان نمایاندن حقیقت [[زنا]] بود. وقتی حضرت [[باطن]] و حقیقت گناه را دید، به [[طور]] [[فطری]] از آن پرهیز کرد؛ زیرا [[انسان]] عاقل هرگز حاضر نیست تا به سوی نجاسات برود و از آنها بهره گیرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرا معصوم گناه نمیکند (مقاله)|چرا معصوم گناه نمیکند]].</ref> |
|
| |
| ==حفظ [[اراده]] با وجود [[عصمت]]==
| |
| از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، انسان موجودی است که در ساختار [[مشیت]] [[حکیمانه]] [[الهی]] از اراده و [[قدرت]] فعل و ترک در محدوده [[مشیت الهی]] برخوردار است و میتواند میان اضداد و متناقضین مانند [[حق و باطل]]، [[خیر و شر]]، [[عدل]] و [[ظلم]]، [[ایمان]] و [[کفر]]، [[کفران]] و [[شکر]] و [[تقوا]] و [[فجور]] یکی را [[انتخاب]] کند که تعیین کننده [[سعادت]] یا [[شقاوت]] [[ابدی]] اوست.<ref>انسان، آیه ۳؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰ و آیات دیگر</ref>
| |
| بنابراین، از نظر قرآن، با آنکه نوعی [[جبر]] بر کلیت هستی از جمله [[زندگی]] انسان [[حاکم]] است، ولی از [[قدرت]] [[انتخاب]] [[آزاد]] برخوردار است که همان [[جبر]] [[الهی]] برایش رقم زده است. این همان [[تفکر]] [[قرآنی]] «لاجبر و لاتفویض» است که از [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} [[روایت]] شده است.<ref>بحار الأنوار، ج۵، ص۵۷</ref>
| |
|
| |
| این بدان معناست که همه [[بشر]] از جمله [[پیامبران]] که دارای [[عصمت]] هستند، از [[اراده]] انتخاب آزاد میان امور از جمله امور پیش گفته برخوردارند.
| |
| از [[آیات قرآنی]] به دست میآید که هرگز [[عصمت الهی]] موجب جبر مطلق نیست به طوری که معصوم دیگر اراده نداشته باشد؛ بلکه با آنکه اراده او باقی و برقرار است، از انتخاب درست برخوردار است و در [[اندیشه]] و انگیزه به [[خطا]] و [[گناه]] نمیرود.
| |
|
| |
| به عنوان نمونه میتوان گفت که صفاتی چون [[خشیت از خدا]]<ref>انعام، آیه ۱۵؛ یونس، آیه ۱۵؛ زمر، آیه ۱۳</ref>، [[توسل]] به [[دعا]] و [[نیایش]]<ref>یوسف، آیات ۳۳ و ۳۴</ref>، [[تذکر]] و [[یاد خدا]]<ref>بقره، آیه ۲۰۱</ref> و مانند آنها برای معصوم خود بیانگر بقای اراده و [[حق انتخاب]] آزاد برای آنان است. بنابراین، با آنکه معصوم میتواند خطا و گناه کند، ولی به سبب [[برخورداری از علم]] و [[شهود]] و [[برهان]]، دنبال گناه نمیرود و خطا نمیکند.
| |
| اصولا وجود [[همت]] که برای [[مقام عمل]] است خود [[گواهی]] روشن است که شخص «مُخلَص» و معصوم میتواند فراتر از [[عزم]] عمل، در شرایط همت قرار گیرد که دلش کاری را بخواهد، ولی به خود [[اجازه]] ندهد تا مرتکب آن شود.<ref>یوسف، آیه ۲۴</ref>
| |
|
| |
| همچنین بقای اموری که هر بشر دیگر بدان نیاز دارد، مانند خورد و [[خواب]] و [[شهوت جنسی]] در معصوم<ref>فرقان، آیه ۷</ref> و متاثر شدن از [[زیبایی]] تا سرحد [[شگفتی]] و [[تعجب]] چنان که برای [[رسول الله]] <ref>احزاب، آیه ۵۲</ref> چنان که برای دیگران نیز نسبت به [[زنان]] مطرح میشود<ref>بقره، آیه ۲۲۱</ref>، نشان میدهد که عصمت آنان به معنای جبر و از دست رفتن اراده بشری آنان نیست.
| |
| اصولا لازمه [[سرمشق]] شدن کسی برای بشر آن است که آن شخص خودش بشر باشد و در شرایطی یکسانی با آنان قرار گیرد؛ از همین روست که آنان هماره خود را بشری مانند دیگر [[بشر]] معرفی میکنند که تنها وجه ممیزه آنان [[وحی]] است که آنان [[مسئولیت]] آن را به عهده گرفته تا رسالتی [[الهی]] را انجام دهند.<ref>کهف، آیه ۱۱۰؛ مؤمنون، آیات ۲۴ و ۳۳؛ فصلت، آیه ۶</ref>
| |
|
| |
| ممکن است [[شبهه]] شود که آنان بهره مند از وحی هستند که [[علم الهی]] است که در آن [[خطا]] و [[اشتباه]] راه نمییابد؛ همچنین نیسان و [[غفلت]] نیز برای آنان نیست؛ اما دیگران از این [[علم]] برخوردار نیستند؛ پس نمیتوان آنان را شرمشق قرار داد و به عنوان [[اسوه حسنه]]<ref>احزاب، آیه ۲۱</ref> بر بشری [[تحمیل]] کرد که از چنین [[علمی]] برخوردار نیست.
| |
| در پاسخ به این شبهه میبایست گفت که نسبت علم و عمل نسبت [[اندیشه]] و انگیزه است که ارتباط با هم دارند، ولی نسبت آنان نسبت علیّ و معلولی نیست، به طوری که هر جا علم آمد، عمل هم دنبالش باشد؛ زیرا ساحت اندیشه غیر از ساحت انگیزه است و هیچ گونه تلازم علیّ و معلولی میان آنها وجود ندارد. از همین روست که بسیاری از [[اهل علم]] بلکه [[بصیرت]] و [[برهان]] [[قطعی]]، در [[مقام]] [[عزم]] و عمل یا وارد کار نمیشوند، یا میلنگند؛ چنان که [[حضرت آدم]]{{ع}} با آنکه علم به ممنوعیت چشیدن و خوردن از میوه درخت ممنوع داشت و حتی [[ابلیس]] در مقام تحریک و [[وسوسه]] آن ممنوعیت را یاد آور میشود تا جایی که دیگرجایی برای [[نسیان]] و غفلت نیست، اما حضرت آدم{{ع}} در [[مقام عمل]] بر خلاف علم خویش [[رفتار]] میکند و [[خدا]] به این نکته توجه میدهد که [[علم آدم]] قطعی بود ولی در مقام عمل، عزمی نداشت: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}}<ref>«و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم» سوره طه، آیه ۱۱۵.</ref>
| |
|
| |
| البته این نسیان مربوط به ممنوعیت نیست، بلکه [[فراموشی]] او نسبت به تعهدی است که بسته بود تا بر خلاف [[امر الهی]] عمل نکند، اما این را به فراموشی گذاشت و عالمانه عامدانه به چشیدن از میوه درخت ممنوع پرداخت.
| |
| از این روشنتر، آیاتی است که درباره [[فرعون]] و [[فرعونیان]] وارد شده است. [[خدا]] میفرماید با ده [[معجزه الهی]]، آنان نسبت به [[حقیقت]] [[بصیرت]] یافتند و چیزی از حقیقت بر آنان پوشیده نبود؛ از این رو، با آنکه در کمال تمام [[یقین]] بودند، ولی به سبب [[گرایش به ظلم]] و [[برترطلبی]] و [[علوّ]] مقامی در میان [[مردم]]، حاضر نشدند [[عبودیت]] و [[بندگی]] و [[ربوبیت خدا]] را بپذیرند، بلکه خود خدا و [[ربّ]] دانستند و به [[انکار]] در [[مقام عمل]] پرداخته و [[جَحد]] عملی داشتند.<ref>نمل، آیه ۱۴</ref>
| |
|
| |
| به هر حال، از نظر [[قرآن]]، ساحت [[علم]] و ساحت عمل دو [[وادی]] متفاوت است، هر چند که با هم ارتباط دارند، ولی این بدان معنا نیست که کسی عالم باشد، حتما عامل به علم خودش است؛ چراکه بسیاری از جمله بعلم باعورا و [[سامری]] بر خلاف علم خویش عمل کردند.<ref>اعراف، آیه ۱۶۷؛ طه، آیه ۹۶</ref>
| |
| پس هیچ تلازم علیّ و معلولی میان علم و عمل نیست؛ این بدان معناست که [[علم معصوم]] از [[طریق وحی]] موجب نمیشود [[معصوم]] حتما بر اساس آن علم عمل کند و مجبور باشد؛ بلکه علم هرگز جبری را به دنبال ندارد؛ و هم چنان شخص عالم از [[اراده]] [[انتخاب]] [[آزاد]] برخوردار است؛ از همین روست که خدا بارها به [[معصومان]] از جمله [[پیامبر]]{{صل}} هشدار میدهد که تابع هواهای دیگران نباشد؛ زیرا [[تابعیت]] زمانی معنا مییابد که اراده باقی باشد و شخص به انتخاب آزاد بخواهد تابع [[علم الهی]] باشد یا [[هواهای نفسانی]] و [[ظنون]] [[باطل]] دیگران.<ref>بقره، آیه ۱۲۰؛ انعام، آیه ۱۵۰؛ جاثیه، آیه ۱۸؛ شوری، آیه ۱۵؛ ص، آیه ۲۶</ref>
| |
|
| |
| بنابراین، معصومان{{ع}} هم چنان [[اسوه حسنه]] و [[سرمشق]] [[نیک]] [[بشر]] هستند؛ زیرا [[عصمت]] موجب نمیشود که اراده ای نداشته باشند و مجبور باشند، بلکه آنان با [[اراده]] [[انتخاب]] [[آزاد]] و [[علم]] خویش از [[حق]] [[پیروی]] میکنند و از [[هواهای نفسانی]] [[باطل]] اجتناب مینمایند.
| |
| از نظر [[قرآن]]، هر [[انسانی]] به هر [[میزان]] [[علمی]] که دارد میبایست از آن پیروی کند و تابع [[ظنون]] و هواهای نفسانی نباشد؛ این گونه عمل او درست میشود؛ زیرا مواخذه بر اساس درجه علم و مطابقت عمل با آن است؛ از کسی که در درجه پایین تری از علم است، درخواست عمل در سطح عالی علمی نمیشود. هر کسی در هر سطحی علم دارد میبایست بدان عمل کند و از ظنون و شکوک و هواهای نفسی [[پرهیز]] و اجتناب نماید و به [[تبعیت]] آن عملی را انجام ندهد.<ref>نجم، آیات ۲۳ و ۲۸؛ یونس، آیات ۳۶ و ۶۶؛ انعام، آیات ۱۱۶ و ۱۴۸؛ نساء، آیه ۱۵۷</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت جبر و عصمت از نظر قرآن (مقاله)|نسبت جبر و عصمت از نظر قرآن]].</ref>
| |
|
| |
|
| ==جایگاه [[عصمت]] در [[سلامت]] [[حاکم]] و [[حکومت]]== | | ==جایگاه [[عصمت]] در [[سلامت]] [[حاکم]] و [[حکومت]]== |