پرش به محتوا

بنی مالک بن جشم بن حاشد: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۴: خط ۴۴:
[[فداکاری]] [[همدانیان]] و [[پیروی]] مخلصانه آنان از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نتیجه [[شناخت]] عمیق آنان از [[اسلام]] و جایگاه و [[مقام معنوی]] والای آن حضرت دارد آن گونه که شهسوار و [[شاعر]] همدانی [[منذر بن ابی‌حمیصه وادعی]] در [[صفین]] به [[امام]]{{ع}} گفت: «عکی‌ها و [[اشعری‌ها]] از [[معاویه]] [[پاداش]] و مقرری خواستند و دینشان را به [[دنیا]] فروختند اما ما [[آخرت]] را بر دنیا برگزیدیم و پاداش [[نیکو]] با [[پایداری]] در [[جهاد]] در راه [[خداوند]] را درخواست کردیم». وی سپس اشعاری سرود و در یکی از ابیات آن چنین گفت: «ای [[صاحب ولایت]] و [[وصایت]]؛ از ما نیست کسی که در [[راه خدا]] [[دوستدار]] و پیرو تو نباشد»<ref>لیس منا من لم یکن لک *** فی الله ولیاً یا ذالولا و الوصیّه؛ نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۴۳۶.</ref>. این اشعار و سخنان به علاوه سخنان دیگر که مردان این [[قبیله]] بر زبان راندند جملگی حکایت از [[تشیع]] عمیق و خالصانه [[همدانیان]] دارد. با این [[حال]]، در [[جبهه]] مقابل و در [[سپاه شام]] هم جمعی از همدانیان مقیم [[اردن]] حضور داشتند که به [[فرماندهی]] [[حمرة بن مالک بن ذی المشعار]] در کنار معاویه به [[کارزار]] علیه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[خویشان]] [[عراق]] خود پرداختند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۸۶.</ref>. حُمره و برادرش سعد در جریان [[حکمیت]] نیز از [[شهود]] انتخابی معاویه در حسن اجرای این واقعه بودند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۵؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱۳. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۳.</ref>.
[[فداکاری]] [[همدانیان]] و [[پیروی]] مخلصانه آنان از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نتیجه [[شناخت]] عمیق آنان از [[اسلام]] و جایگاه و [[مقام معنوی]] والای آن حضرت دارد آن گونه که شهسوار و [[شاعر]] همدانی [[منذر بن ابی‌حمیصه وادعی]] در [[صفین]] به [[امام]]{{ع}} گفت: «عکی‌ها و [[اشعری‌ها]] از [[معاویه]] [[پاداش]] و مقرری خواستند و دینشان را به [[دنیا]] فروختند اما ما [[آخرت]] را بر دنیا برگزیدیم و پاداش [[نیکو]] با [[پایداری]] در [[جهاد]] در راه [[خداوند]] را درخواست کردیم». وی سپس اشعاری سرود و در یکی از ابیات آن چنین گفت: «ای [[صاحب ولایت]] و [[وصایت]]؛ از ما نیست کسی که در [[راه خدا]] [[دوستدار]] و پیرو تو نباشد»<ref>لیس منا من لم یکن لک *** فی الله ولیاً یا ذالولا و الوصیّه؛ نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۴۳۶.</ref>. این اشعار و سخنان به علاوه سخنان دیگر که مردان این [[قبیله]] بر زبان راندند جملگی حکایت از [[تشیع]] عمیق و خالصانه [[همدانیان]] دارد. با این [[حال]]، در [[جبهه]] مقابل و در [[سپاه شام]] هم جمعی از همدانیان مقیم [[اردن]] حضور داشتند که به [[فرماندهی]] [[حمرة بن مالک بن ذی المشعار]] در کنار معاویه به [[کارزار]] علیه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[خویشان]] [[عراق]] خود پرداختند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۸۶.</ref>. حُمره و برادرش سعد در جریان [[حکمیت]] نیز از [[شهود]] انتخابی معاویه در حسن اجرای این واقعه بودند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۵؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱۳. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۳.</ref>.
همدانیان علی‌رغم تلفات سنگین و شهدای بسیار در [[جنگ صفین]]، علی{{ع}} را در [[جنگ نهروان]] نیز تنها نگذاشتند و ایشان را از حمایت‌های بی‌دریغ خود بی‌بهره نساختند<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۷۹.</ref>. پس از [[نبرد صفین]] و [[اعلان]] نظر حکمین، علی{{ع}} بار دیگر سپاهی را فراهم آورد تا به [[نبرد]] با [[شامیان]] بپردازد. اما هنگامی که از [[آشوب]] و [[غارت]] [[خوارج]] و [[شهادت]] جمعی از یارانش به دست آنان باخبر گردید، با [[اصرار]] برخی از [[یاران]]، نخست به سوی خوارج رفت. با تلاش‌ها و [[سخنان امام]]{{ع}} بسیاری از خوارج متفرق شدند<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۱۰-۲۱۱.</ref> و تنها گروهی دو هزار و هشتصد نفره از آنان باقی ماندند که در نهم صفر [[سال ۳۸ هجری]] به [[سپاه امام علی]]{{ع}} تاختند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۷۵.</ref>. با [[پایداری]] [[سپاه امیرالمؤمنین]]{{ع}}، جز ده نفر از آنان، بقیه کشته شدند<ref>مسعودی، مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۱، ص۷۶۳.</ref>. [[همدانیان]] که به [[فرمان علی]]{{ع}} به [[فرماندهی]] [[سعید بن قیس همدانی]] جهت [[جنگ]] با [[شامیان]] [[بسیج]] شده بودند، در [[سرکوب]] [[خوارج]] نقشی برجسته داشتند<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۷۹.</ref>. در جریان غارات [[معاویه]] هم، همدانیان نقش چشمگیری در تعقیب [[سپاهیان معاویه]] و بیرون راندن آنها از قلمرو علی{{ع}} ایفا نمودند. [[سعید بن قیس]] [[سبیعی]] [[همدانی]] یکی از [[فرماندهان]] [[امام]]{{ع}} بود که در این حوادث، [[مأموریت]] سرکوب غارات را بر عهده داشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۳۴.</ref><ref>معصومی جشنی، قبیله همدان و نقش آن در تاریخ اسلام و تشیع (قرن اول هجری قمری)، ص۱۳۳-۱۴۰.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، سعید بن قَیس هَمْدانی را در رأس سپاهی هشت هزار نفری به تعقیب [[سفیان بن عوف غامدی]] که به [[هیت]] و [[انبار]] [[حمله]] نمود، فرستاد. سفیان چون از [[حرکت]] [[سپاه]] سعید بن قیس مطّلع شد، به سوی معاویه بازگشت و سعید تا ناحیۀ [[عانات]] - در کرانه [[فرات]] - از پی سپاه او تاخت اما او را نیافت و بازگشت<ref>ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۴۷۰-۴۷۱؛ ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۴، ص۲۲۵-۲۲۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۳۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
همدانیان علی‌رغم تلفات سنگین و شهدای بسیار در [[جنگ صفین]]، علی{{ع}} را در [[جنگ نهروان]] نیز تنها نگذاشتند و ایشان را از حمایت‌های بی‌دریغ خود بی‌بهره نساختند<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۷۹.</ref>. پس از [[نبرد صفین]] و [[اعلان]] نظر حکمین، علی{{ع}} بار دیگر سپاهی را فراهم آورد تا به [[نبرد]] با [[شامیان]] بپردازد. اما هنگامی که از [[آشوب]] و [[غارت]] [[خوارج]] و [[شهادت]] جمعی از یارانش به دست آنان باخبر گردید، با [[اصرار]] برخی از [[یاران]]، نخست به سوی خوارج رفت. با تلاش‌ها و [[سخنان امام]]{{ع}} بسیاری از خوارج متفرق شدند<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۱۰-۲۱۱.</ref> و تنها گروهی دو هزار و هشتصد نفره از آنان باقی ماندند که در نهم صفر [[سال ۳۸ هجری]] به [[سپاه امام علی]]{{ع}} تاختند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۷۵.</ref>. با [[پایداری]] [[سپاه امیرالمؤمنین]]{{ع}}، جز ده نفر از آنان، بقیه کشته شدند<ref>مسعودی، مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۱، ص۷۶۳.</ref>. [[همدانیان]] که به [[فرمان علی]]{{ع}} به [[فرماندهی]] [[سعید بن قیس همدانی]] جهت [[جنگ]] با [[شامیان]] [[بسیج]] شده بودند، در [[سرکوب]] [[خوارج]] نقشی برجسته داشتند<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۷۹.</ref>. در جریان غارات [[معاویه]] هم، همدانیان نقش چشمگیری در تعقیب [[سپاهیان معاویه]] و بیرون راندن آنها از قلمرو علی{{ع}} ایفا نمودند. [[سعید بن قیس]] [[سبیعی]] [[همدانی]] یکی از [[فرماندهان]] [[امام]]{{ع}} بود که در این حوادث، [[مأموریت]] سرکوب غارات را بر عهده داشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۳۴.</ref><ref>معصومی جشنی، قبیله همدان و نقش آن در تاریخ اسلام و تشیع (قرن اول هجری قمری)، ص۱۳۳-۱۴۰.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، سعید بن قَیس هَمْدانی را در رأس سپاهی هشت هزار نفری به تعقیب [[سفیان بن عوف غامدی]] که به [[هیت]] و [[انبار]] [[حمله]] نمود، فرستاد. سفیان چون از [[حرکت]] [[سپاه]] سعید بن قیس مطّلع شد، به سوی معاویه بازگشت و سعید تا ناحیۀ [[عانات]] - در کرانه [[فرات]] - از پی سپاه او تاخت اما او را نیافت و بازگشت<ref>ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۴۷۰-۴۷۱؛ ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۴، ص۲۲۵-۲۲۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۳۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==بنی مالک و [[امام حسن]]{{ع}}==
در ایام [[خلافت امام حسن]]{{ع}} نیز [[همدانی‌ها]] و [[طوایف]] نامدار آن به همراه قبیلة «[[ربیعه]]» یارانی ویژه و پیروانی [[وفادار]] برای امام{{ع}} بودند. [[پس از شهادت امام علی]]{{ع}} و با شکل‌گیری خلافت امام حسن{{ع}}، سعید بن قیس همدانی با جمعی دیگر از [[یاران]] حضرت با ایشان [[بیعت]] کرد و [[مردم]] [[قبیله]] خود را [[تشویق]] به بیعت نمود<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۷۱.</ref>. وی به همراه قبیله خود در جمع [[لشکریان]] امام{{ع}} حاضر شد و همراه با پیش‌قراولان آن حضرت در [[معیّت]] [[قیس بن سعد بن عباده]] به [[مسکن]] رفت. او در این [[مأموریت]] از سوی [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} پس از قیس به [[نیابت]] [[عبیدالله بن عباس]] معرفی گردید. با [[خیانت]] عبیدالله و پیوستن وی به [[معاویه]]، سعید همچون [[قیس بن سعد]] [[ثبات قدم]] ورزید و از پیوستن به معاویه خودداری کرد. آنان در رودررویی دو [[سپاه]] در مسکن، موفق شدند [[لشکریان معاویه]] را به عقب برانند<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۷۱-۷۲.</ref>. [[هانی بن هانی سبیعی]] هم از دیگر بزرگان [[قوم]] [[بنی مالک]] بود که در کنار [[امام حسن]]{{ع}} به [[کارزار]] با معاویه و همرزمانش پرداخت<ref>سید شرف الدین، صلح الحسن{{ع}}، ص۹۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==بنی مالک بن جشم و [[قیام حجر بن عدی]]==
با آغاز قیام حجر بن عدی و یارانش در [[کوفه]]، [[زیاد بن ابیه]] - [[فرماندار]] معاویه در کوفه - جهت وادار نمودن [[قبایل یمنی]] به [[اطاعت]]، با بهره‌گیری از [[تهدید]] و [[ارعاب]] و تحریک رؤسای [[قبایل]] به [[سرکوب]] [[قیام]] [[حجر]] پرداخت. زیاد، افراد [[قبیله همدان]] و [[مذحج]] را به میدان کنده و دیگر قبایل یمنی را به محله صائدیان فرستاد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۹۴؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۷۵.</ref>. پس از زد و خوردهای به وقوع پیوسته بین هواداران حجر و [[یاران]] زیاد بن ابیه<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۰-۲۶۲.</ref>، طولی نکشید که حجر، با واسطه‌گری بزرگان [[یمنی]] از زیاد [[امان]] گرفت و با این شرط که او را نزد معاویه بفرستد خود را [[تسلیم]] وی کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۳-۲۶۴.</ref>. اما زیاد بر خلاف امان خود، او را [[زندانی]] کرد و با تعقیب یاران حجر، سیزده تن از سران آنان را دستگیر کرد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۹۴-۹۶.</ref>. پس از آن، زیاد، شهادت‌نامه‌ای علیه حجر تنظیم نمود و از سران چهار ناحیه کوفه و نیز هفتاد تن از سران کوفه خواست تا بدان [[گواهی]] دهند. در این میان، نام چهار تن از بنی مالک بن جشم به اسامی: حارث و شدّاد پسران اَزمَع وادعی [[همدانی]]، [[عمرو بن قیس ذی‌اللحیه وادعی]] و [[هانی بن ابی‌حیه وادعی]]<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۴، ص۲۵۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵ ص۲۷۰-۲۷۱.</ref> در شمار شهادت‌دهندگان و امضاکنندگان این شهادت‌نامه به چشم می‌خورد. زیاد، [[حجر]] و یارانش را به سوی [[معاویه]] فرستاد. در پی دستور معاویه به نگه داشتن حجر و یارانش در [[مرج]] [[عذراء]]<ref>یعقوبی، تاریخ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، ص۱۶۳.</ref>، [[یاران]] معاویه بر اساس گرایشات و [[احساسات]] قبیله‌ای خواستار [[عفو]] افراد هم قبیله‌ای خود که در میان یاران حجر بودند، شدند. بدین ترتیب به درخواست حمزة (حمرة) بن مالک همدانی، معاویه، [[سعید بن نمران ناعطی]] – یکی از یاران حجر - را به او بخشید<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۱۰۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۷۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==بنی مالک و [[قیام امام حسین]]{{ع}}==
در برقراری ارتباط [[شیعیان عراق]] با [[امام حسن]]{{ع}} و سپس [[امام حسین]]{{ع}} در [[مدینه]] [[بنی‌همدان]] نقش فعالی داشتند و در ایجاد تحرک و [[پویایی]] به [[سازمان]] [[شیعه]] در [[عراق]] با رساندن پیام‌های این دو [[امام]]{{ع}} به همراه دیگر [[خواص شیعه]] مؤثر بودند. با [[مرگ معاویه]] و [[جانشینی یزید]]، این نقش آنها نسبت به [[قبایل]] دیگر برجسته‌تر شد. [[شیعیان کوفه]] با [[آگاهی]] از عدم [[بیعت امام حسین]]{{ع}} و آمدنش به [[مکه]]، با [[اجتماع]] در [[خانه]] [[سلیمان بن صرد خزاعی]] نامه‌ای به ایشان نوشته، حضرت را به [[کوفه]] [[دعوت]] کردند تا [[رهبری]] [[شیعیان]] را به‌دست گیرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۷.</ref>. این [[نامه]]، توسط برخی از بزرگان آنها که آخرین این فرستادگان و حاملان [[نامه‌های کوفیان]]، [[هانی بن هانی سبیعی همدانی]] و [[سعید بن عبدالله حنفی]] بودند به سوی حضرت فرستاده شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۹-۲۳۰؛ ابومخنف، وقعة الطف، ص۹۵-۹۶.</ref>. پس از آن بود که امام حسین{{ع}}، مسلم را به کوفه فرستاد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۴.</ref>. مسلم در خانه مختار بن ابی‌عبیده ثقفی اقامت گزید و [[شیعیان]] در [[خانه]] مختار به دیدار او شتافتند. با آغاز بیعت‌ستانی از [[کوفیان]]، زمانی که تعداد [[بیعت‌کنندگان]] [[کوفه]] به [[دوازده]] یا هجده هزار تن رسید مسلم نامه‌ای به [[امام]]{{ع}} نوشت و از آن حضرت خواست تا به کوفه بیاید<ref>مسعودی، مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۲، ص۸۵.</ref> و این [[نامه]] را به وسیله یکی از شیعیان و [[رهبران]] قابل [[اعتماد]] کوفه به نام [[عابس بن ابی‌شبیب شاکری همدانی]] به سوی [[امام حسین]]{{ع}} فرستاد<ref>ابومخنف، وقعة الطف، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref>. در پی ورود عبیدالله به زیاد به کوفه و [[شکست]] [[قیام مسلم]] و [[شهادت]] او، سرهای مسلم و هانی به دستور عبیدالله نزد یزید فرستاده شد. [[مأموریت]] بردن این سرها را [[هانی بن ابی‌حیه وادعی همدانی]] به همراه [[زبیر بن ارواح تمیمی]] بر عهده داشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۸۰؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۴۲.</ref>.
بر مبنای گزارشات واصله، [[بنی مالک]] در [[قیام امام حسین]]{{ع}} نیز حضور پر رنگی داشتند؛ چندان که عمار بن أَبی سلمة بن عبدالله بن عرار دالانی<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴،ص۱۱۳؛ حمید بن احمد المحلی، الحدائق الوردیه فی مناقب الائمة الزیدیه، ج۱، ص۲۱۲.</ref>، [[بریر بن خضیر همدانی مشرقی]]<ref>السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص۱۲۱؛ امین، اعیان الشیعه، ج۳، ص۵۶۱.</ref> و [[یزید بن حصین]] مشرقی همدانی<ref>تستری، قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۷-۹۸؛ نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۲۵۰. بر او در زیارت ناحیه مقدسه درود فرستاده شده است. (سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ج۳، ص۷۷).</ref> را از شهدای بنی مالک بن جشم در [[کربلا]] گفته‌اند. البته بودند افرادی از این [[قبیله]] همچون [[ضحاک بن عبدالله مشرقی]]<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۱۹۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۸.</ref> که پس از حضوری نصفه و نیمه در این واقعه امام{{ع}} را تنها گذاشتند و رفتند. در [[جبهه]] مقابل هم، معدود افرادی از این قبیله حضور داشتند که از جمله آنان می‌توان به نام [[بشر بن سوط قابضی همدانی]] - که به همراه عثمان بن خالد بن اُسَیر جهنی عبدالرحمن بن عقیل بن ابی‌طالب را به [[شهادت]] رساند -<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۷.</ref> و [[ابوایوب بن مشرح خیوانی]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۳۷ و ۴۴۵.</ref> اشاره کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۹۹۰

ویرایش