پرش به محتوا

علم معصوم به باطن قرآن در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:


== باطن قرآن و [[عالمان]] به بطن [[قرآن]] ==
== باطن قرآن و [[عالمان]] به بطن [[قرآن]] ==
[[قرآن کریم]] خود را روشن گر همۀ [[حقایق]] معرفی می‌کند و [[آیات]] خود را به دو دستۀ [[محکم و متشابه]] تقسیم نموده و [[دانش]] [[متشابهات]] را به [[خداوند متعال]] و [[راسخان در علم]] اختصاص می‌دهد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>. براساس [[روایات]] متعددی نیز قرآن [[ظاهر]] و [[باطن]] دارد و تنها افراد خاصی به باطن قرآن دسترسی دارند و آنها همان راسخان در علم هستند که باطن و [[حقیقت]] [[آیات قرآن]] را می‌دانند<ref>ر. ک: [[عبدالرضا حمادی|حمادی، عبدالرضا]]، [[گستره علم امام از منظر کلینی و صفار (مقاله)|گستره علم امام از منظر کلینی و صفار]]، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۴، ص۶۴ ـ ۶۶؛ [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[علم امام تام یا محدود؟ (مقاله)|علم امام تام یا محدود؟]]</ref>.
[[قرآن کریم]] خود را روشن گر همۀ [[حقایق]] معرفی می‌کند و [[آیات]] خود را به دو دستۀ [[محکم و متشابه]] تقسیم نموده و [[دانش]] [[متشابهات]] را به [[خداوند متعال]] و [[راسخان در علم]] اختصاص می‌دهد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>. براساس [[روایات]] متعددی نیز قرآن [[ظاهر]] و [[باطن]] دارد و تنها افراد خاصی به باطن قرآن دسترسی دارند و آنها همان راسخان در علم هستند که باطن و [[حقیقت]] [[آیات قرآن]] را می‌دانند<ref>ر.ک: [[عبدالرضا حمادی|حمادی، عبدالرضا]]، [[گستره علم امام از منظر کلینی و صفار (مقاله)|گستره علم امام از منظر کلینی و صفار]]، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۴، ص۶۴ ـ ۶۶؛ [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[علم امام تام یا محدود؟ (مقاله)|علم امام تام یا محدود؟]]</ref>.


بر اساس برخی روایات، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه]] {{ع}} مفسرانی بوده‌اند که به همۀ معانی و [[معارف قرآن]] [[آگاه]] بوده‌اند؛ زیرا یکی از معتبرترین خاستگاه [[علوم]] [[اهل‌ بیت]] {{ع}}، قرآن کریم است که سرچشمۀ تمامی [[احکام شریعت]] و مهم‌ترین منبع علوم و [[معارف اسلامی]] است، [[ولی]] تنها کسانی که بعد از [[رسول اکرم]] {{صل}} به همۀ قرآن آشنایند و از ظاهر و باطن، محکم و متشابه، [[ناسخ و منسوخ]]، [[عام و خاص]] و مطلق و مقیدش [[آگاهی]] دارند، ائمه و [[پیشوایان معصوم]] {{ع}} هستند؛ به همین [[دلیل]]، با هدایت‌های [[پیامبر]] {{صل}} و تأییدات ویژۀ [[خدای متعال]] ـ که از لوازم [[شایستگی]] برای [[تصدی]] [[مقام امامت]] است ـ از حقایق [[قرآنی]] آگاه می‌شدند<ref>ر. ک: [[محمد نظیر عرفانی|عرفانی، محمد نظیر]]، [[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین (پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص۱۷۷؛ [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایان‌نامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص۷۱.</ref>.
بر اساس برخی روایات، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه]] {{ع}} مفسرانی بوده‌اند که به همۀ معانی و [[معارف قرآن]] [[آگاه]] بوده‌اند؛ زیرا یکی از معتبرترین خاستگاه [[علوم]] [[اهل‌ بیت]] {{ع}}، قرآن کریم است که سرچشمۀ تمامی [[احکام شریعت]] و مهم‌ترین منبع علوم و [[معارف اسلامی]] است، [[ولی]] تنها کسانی که بعد از [[رسول اکرم]] {{صل}} به همۀ قرآن آشنایند و از ظاهر و باطن، محکم و متشابه، [[ناسخ و منسوخ]]، عام و خاص و مطلق و مقیدش [[آگاهی]] دارند، ائمه و [[پیشوایان معصوم]] {{ع}} هستند؛ به همین [[دلیل]]، با هدایت‌های [[پیامبر]] {{صل}} و تأییدات ویژۀ [[خدای متعال]] ـ که از لوازم [[شایستگی]] برای [[تصدی]] [[مقام امامت]] است ـ از حقایق [[قرآنی]] آگاه می‌شدند<ref>ر.ک: [[محمد نظیر عرفانی|عرفانی، محمد نظیر]]، [[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین (پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص۱۷۷؛ [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایان‌نامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص۷۱.</ref>.


در واقع، [[امامان معصوم]] {{ع}} همان راسخان در علم هستند و از اوصاف [[راسخان]] [[حقیقی]]، این است که آنان [[عالم]] به [[ظاهر و باطن قرآن]] هستند و همین مطلب در [[روایات]] متعددی آمده که [[قرآن]] [[ظاهر]] و [[باطن]] دارد و تنها افراد خاصی به [[باطن قرآن]] دسترسی دارند و آنان همان [[راسخان در علم]] (یعنی [[محمد و آل محمد]] {{ع}}) هستند که باطن و [[حقیقت]] [[آیات قرآن]] را می‌دانند و [[ائمه]] {{ع}} تأکید نموده و به [[اصحاب]] خویش فرموده‌اند: "هر سخنی از ما می‌شنوید بپرسید از کجای قرآن است"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۶.</ref>.<ref>ر. ک: [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|راسخان در علم از دیدگاه فریقین]]، ص۱۰۷ و ۱۱۱؛ [[عبدالرضا حمادی|حمادی، عبدالرضا]]، [[گستره علم امام از منظر کلینی و صفار (مقاله)|گستره علم امام از منظر کلینی و صفار]]، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۴، ص۶۴ ـ ۶۶.</ref>
در واقع، [[امامان معصوم]] {{ع}} همان راسخان در علم هستند و از اوصاف [[راسخان]] [[حقیقی]]، این است که آنان [[عالم]] به ظاهر و باطن قرآن هستند و همین مطلب در [[روایات]] متعددی آمده که [[قرآن]] ظاهر و [[باطن]] دارد و تنها افراد خاصی به [[باطن قرآن]] دسترسی دارند و آنان همان [[راسخان در علم]] (یعنی [[محمد و آل محمد]] {{ع}}) هستند که باطن و [[حقیقت]] [[آیات قرآن]] را می‌دانند و [[ائمه]] {{ع}} تأکید نموده و به [[اصحاب]] خویش فرموده‌اند: "هر سخنی از ما می‌شنوید بپرسید از کجای قرآن است"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|راسخان در علم از دیدگاه فریقین]]، ص۱۰۷ و ۱۱۱؛ [[عبدالرضا حمادی|حمادی، عبدالرضا]]، [[گستره علم امام از منظر کلینی و صفار (مقاله)|گستره علم امام از منظر کلینی و صفار]]، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۴، ص۶۴ ـ ۶۶.</ref>


به عبارت دیگر، [[حقایق]] امور و [[اسرار]] [[ملکوتی]] ـ اعم از تصورات، عقلیات و ادارکات ـ که [[مظهر]] [[اسماء و صفات]] [[خداوند متعال]] هستند به وسیله نیروی [[امداد الهی]] به [[روح]] و روان [[امامان معصوم]] {{ع}} [[القاء]] شده تا به این وسیله به باطن [[آیات]] و به اسرار [[قرآن کریم]] از طریق اعطای [[موهبت الهی]] و [[علم حضوری]] احاطه پیدا کنند<ref>ر. ک: [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|راسخان در علم از دیدگاه فریقین]]، ص۱۰۷ و ۱۱۱؛ [[عبدالرضا حمادی|حمادی، عبدالرضا]]، [[گستره علم امام از منظر کلینی و صفار (مقاله)|گستره علم امام از منظر کلینی و صفار]]، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۴، ص۶۴ ـ ۶۶.</ref>.
به عبارت دیگر، [[حقایق]] امور و [[اسرار]] [[ملکوتی]] ـ اعم از تصورات، عقلیات و ادارکات ـ که [[مظهر]] [[اسماء و صفات]] [[خداوند متعال]] هستند به وسیله نیروی [[امداد الهی]] به [[روح]] و روان [[امامان معصوم]] {{ع}} [[القاء]] شده تا به این وسیله به باطن [[آیات]] و به اسرار [[قرآن کریم]] از طریق اعطای [[موهبت الهی]] و [[علم حضوری]] احاطه پیدا کنند<ref>ر.ک: [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|راسخان در علم از دیدگاه فریقین]]، ص۱۰۷ و ۱۱۱؛ [[عبدالرضا حمادی|حمادی، عبدالرضا]]، [[گستره علم امام از منظر کلینی و صفار (مقاله)|گستره علم امام از منظر کلینی و صفار]]، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۴، ص۶۴ ـ ۶۶.</ref>.


== ادلۀ [[علم معصوم به باطن قرآن]] ==
== ادلۀ [[علم معصوم به باطن قرآن]] ==
دو [[دلیل]] اقامه شده است که [[اهل بیت]] {{ع}} [[عالم]] به باطن و [[تأویل قرآن]] هستند: دلیل نقضی و [[دلیل نقلی]].  
دو [[دلیل]] اقامه شده است که [[اهل بیت]] {{ع}} [[عالم]] به باطن و [[تأویل قرآن]] هستند: دلیل نقضی و [[دلیل نقلی]].  
=== دلیل عقلی ===
=== دلیل عقلی ===
از طرفی می‌‌دانیم [[نبی اکرم]] {{صل}} از [[طریق وحی]] بر [[امور غیبی]] [[آگاه]] می‌شدند؛ پس اگر آن [[حضرت]] به قرآن کریم [[علم]] داشتند، یقیناً به [[علوم غیبی]] مستور در آن نیز عالم بودند و شکّی نیست، آن حضرت به تمام اسرار و رموز قرآن علم داشته‌اند؛ زیرا اگر فرض کنیم آن حضرت به تمام اسرار قرآن علم نداشتند دو حالت وجود خواهد داشت: یا غیر ایشان هم به آن اسرار علم ندارند یا دارند؛ فرض اوّل محال است؛ چون لازم می‌آید [[خداوند]] با نازل نمودن آن اسرار که هیچ کس آنها را نخواهد فهمید، [[کار]] لغوی انجام داده باشد در حالی که خداوند متعال منزّه از انجام کار [[لغو]] است. فرض دوم نیز محال است؛ چون لازمه‌اش [[افضلیّت]] غیر [[رسول الله]] {{صل}} بر آن [[حضرت]] است؛ در حالی که اوّلاً: محال است افراد یک [[امّت]] از [[پیامبر]] خودشان [[افضل]] باشند، ثانیاً: [[اجماع]] [[مسلمین]] و [[روایات متواتر]]، [[دلالت]] بر این دارند که آن حضرت [[اشرف]] و افضل [[مخلوقات]] هستند، پس نتیجه می‌گیریم آن حضرت بر تمام [[اسرار]] [[قرآن کریم]] [[علم]] داشته اند<ref>ر. ک: [[احد ایمانی|ایمانی، احد]]، وبگاه بهترین سخن‌ها.</ref>.
از طرفی می‌‌دانیم [[نبی اکرم]] {{صل}} از [[طریق وحی]] بر [[امور غیبی]] [[آگاه]] می‌شدند؛ پس اگر آن [[حضرت]] به قرآن کریم [[علم]] داشتند، یقیناً به [[علوم غیبی]] مستور در آن نیز عالم بودند و شکّی نیست، آن حضرت به تمام اسرار و رموز قرآن علم داشته‌اند؛ زیرا اگر فرض کنیم آن حضرت به تمام اسرار قرآن علم نداشتند دو حالت وجود خواهد داشت: یا غیر ایشان هم به آن اسرار علم ندارند یا دارند؛ فرض اوّل محال است؛ چون لازم می‌آید [[خداوند]] با نازل نمودن آن اسرار که هیچ کس آنها را نخواهد فهمید، [[کار]] لغوی انجام داده باشد در حالی که خداوند متعال منزّه از انجام کار [[لغو]] است. فرض دوم نیز محال است؛ چون لازمه‌اش [[افضلیّت]] غیر [[رسول الله]] {{صل}} بر آن [[حضرت]] است؛ در حالی که اوّلاً: محال است افراد یک [[امّت]] از [[پیامبر]] خودشان [[افضل]] باشند، ثانیاً: [[اجماع]] [[مسلمین]] و [[روایات متواتر]]، [[دلالت]] بر این دارند که آن حضرت [[اشرف]] و افضل [[مخلوقات]] هستند، پس نتیجه می‌گیریم آن حضرت بر تمام [[اسرار]] [[قرآن کریم]] [[علم]] داشته اند<ref>ر.ک: [[احد ایمانی|ایمانی، احد]]، وبگاه بهترین سخن‌ها.</ref>.


=== [[دلیل نقلی]] ===
=== [[دلیل نقلی]] ===
==== [[آیات قرآن]] ====
==== [[آیات قرآن]] ====
براساس [[روایات]]، [[رسول اکرم]] {{صل}} و جانیشیان وی از "[[راسخین]] در علم‌اند"، همان کسانی که [[خداوند]] علمشان به [[تأویل قرآن]] را در کنار علم خویش قرار داد: {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}<ref>«در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> و به‌ جهت آنکه علم به [[تأویل]] [[قرآن]] از [[علوم پنهانی]] و [[غیب]] است؛ لذا پیامبر و [[امام]] بر غیب [[آگاهی]] دارند و اصولاً یکی از مهم‌ترین جلوه‌های غیب که خداوند، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را در آن [[شریک]] نمود و از ایشان به [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} رسید، [[فهم]] آیات قرآن است<ref>ر. ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۶۳؛ [[سید محمد فائز باقری|باقری، سید محمد فائز]]، [[بررسی علم اولیای الهی (پایان‌نامه)|بررسی علم اولیای الهی]]، ص۱۱۳ ـ ۱۲۲؛ [[حسین افسردیر|افسردیر، حسین]]، [[مرضیه فضلی‌نژاد|فضلی نژاد، مرضیه]]، [[بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران (مقاله)|بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران]]، ص۲۳ ـ ۲۷؛ [[حسین ردایی|ردایی، حسین]]، [[قرآن و مرجعیت علمی اهل بیت در تأویل (مقاله)|قرآن و مرجعیت علمی اهل بیت در تأویل]]، ص۱۳۱ ـ ۱۳۳؛ [[سید نورالدین شریعتمدار جزایری|جزایری، شریعتمدار]]، [[امام حسین و علم به شهادت (مقاله)|امام حسین و علم به شهادت]]؛ [[عسکری امام‌خان|امام‌خان، عسکری]]، [[منشأ و قلمرو علم امام (پایان‌نامه)|منشأ و قلمرو علم امام]].</ref>
براساس [[روایات]]، [[رسول اکرم]] {{صل}} و جانیشیان وی از "[[راسخین]] در علم‌اند"، همان کسانی که [[خداوند]] علمشان به [[تأویل قرآن]] را در کنار علم خویش قرار داد: {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}<ref>«در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> و به‌ جهت آنکه علم به [[تأویل]] [[قرآن]] از [[علوم پنهانی]] و [[غیب]] است؛ لذا پیامبر و [[امام]] بر غیب [[آگاهی]] دارند و اصولاً یکی از مهم‌ترین جلوه‌های غیب که خداوند، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را در آن [[شریک]] نمود و از ایشان به [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} رسید، [[فهم]] آیات قرآن است<ref>ر.ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۶۳؛ [[سید محمد فائز باقری|باقری، سید محمد فائز]]، [[بررسی علم اولیای الهی (پایان‌نامه)|بررسی علم اولیای الهی]]، ص۱۱۳ ـ ۱۲۲؛ [[حسین افسردیر|افسردیر، حسین]]، [[مرضیه فضلی‌نژاد|فضلی نژاد، مرضیه]]، [[بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران (مقاله)|بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران]]، ص۲۳ ـ ۲۷؛ [[حسین ردایی|ردایی، حسین]]، [[قرآن و مرجعیت علمی اهل بیت در تأویل (مقاله)|قرآن و مرجعیت علمی اهل بیت در تأویل]]، ص۱۳۱ ـ ۱۳۳؛ [[سید نورالدین شریعتمدار جزایری|جزایری، شریعتمدار]]، [[امام حسین و علم به شهادت (مقاله)|امام حسین و علم به شهادت]]؛ [[عسکری امام‌خان|امام‌خان، عسکری]]، [[منشأ و قلمرو علم امام (پایان‌نامه)|منشأ و قلمرو علم امام]].</ref>


با توجه به آیۀ {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> که به موجب [[اخبار متواتره]] در [[حق اهل بیت]] [[پیغمبر]] نازل شده است، [[اهل بیت]] {{ع}} از [[پاک شدگان]] و آگاهان به تأویل هستند و تنها [[عالمان]] به علمِ [[تأویل]] و [[راسخان]] در علمِ [[حقیقی]] بعد از پیامبر، [[امامان]] {{ع}} هستند که علم آنها از منبع [[وحی]] دریافت شده است و علت دسترسی به [[علم]] [[تأویل]] [[طهارت]] [[قلبی]] دانسته شده است. طهارت جز زوال [[پلیدی]] از [[قلب]] چیز دیگری نیست و قلب هم قسمتی است در [[انسان]] که عهده‌دار جنبۀ [[ادراک]] و [[اراده]] است، بنابراین طهارت قلب عبارت از [[پاکی]] [[نفس]] [[انسانی]] در ناحیۀ [[اعتقاد]] و اراده بوده، زوال پلیدی را در این دو مرحله ثابت می‌کند. یعنی [[معارف]] حقه‌ای که پیدا کرده، [[ثابت]] و پابرجا و به جانب [[شک و تردید]] میل نمی‌کند؛ همچنین در لوازم [[معتقدات]] یعنی لوازم علومش نیز [[ثابت قدم]] داشته بر طبق آن اراده‌اش جاری و ساری است یعنی بر طبق علمش اراده و عمل دارد. طهارت نفس در [[مقام]] اعتقاد و اراده جز [[رسوخ در علم]] چیز دیگری نیست<ref>ر. ک: [[علامه طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، قرآن در اسلام، مرکز اطلاع‌رسانی الغدیر؛ [[مهدی اکبرنژاد|اکبرنژاد، مهدی]] و [[روح‌الله محمدی|محمدی، روح الله]]، [[بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم (مقاله)|بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم]]، ص۶۰؛ [[صدیقه بختیاری|بختیاری، صدیقه]]، [[جایگاه و ضرورت امامت از منظر اسماعیلیه (مقاله)|جایگاه و ضرورت امامت از منظر اسماعیلیه]]؛ [[مهدی اکبرنژاد|اکبرنژاد، مهدی]] و [[روح‌الله محمدی|محمدی، روح الله]]، [[بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم (مقاله)|بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم]]، ص۶۰.</ref>.
با توجه به آیۀ {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> که به موجب [[اخبار متواتره]] در [[حق اهل بیت]] [[پیغمبر]] نازل شده است، [[اهل بیت]] {{ع}} از [[پاک شدگان]] و آگاهان به تأویل هستند و تنها [[عالمان]] به علمِ [[تأویل]] و [[راسخان]] در علمِ [[حقیقی]] بعد از پیامبر، [[امامان]] {{ع}} هستند که علم آنها از منبع [[وحی]] دریافت شده است و علت دسترسی به [[علم]] [[تأویل]] [[طهارت]] [[قلبی]] دانسته شده است. طهارت جز زوال [[پلیدی]] از [[قلب]] چیز دیگری نیست و قلب هم قسمتی است در [[انسان]] که عهده‌دار جنبۀ [[ادراک]] و [[اراده]] است، بنابراین طهارت قلب عبارت از [[پاکی]] [[نفس]] [[انسانی]] در ناحیۀ [[اعتقاد]] و اراده بوده، زوال پلیدی را در این دو مرحله ثابت می‌کند. یعنی [[معارف]] حقه‌ای که پیدا کرده، [[ثابت]] و پابرجا و به جانب [[شک و تردید]] میل نمی‌کند؛ همچنین در لوازم [[معتقدات]] یعنی لوازم علومش نیز [[ثابت قدم]] داشته بر طبق آن اراده‌اش جاری و ساری است یعنی بر طبق علمش اراده و عمل دارد. طهارت نفس در [[مقام]] اعتقاد و اراده جز [[رسوخ در علم]] چیز دیگری نیست<ref>ر.ک: [[علامه طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، قرآن در اسلام، مرکز اطلاع‌رسانی الغدیر؛ [[مهدی اکبرنژاد|اکبرنژاد، مهدی]] و [[روح‌الله محمدی|محمدی، روح الله]]، [[بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم (مقاله)|بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم]]، ص۶۰؛ [[صدیقه بختیاری|بختیاری، صدیقه]]، [[جایگاه و ضرورت امامت از منظر اسماعیلیه (مقاله)|جایگاه و ضرورت امامت از منظر اسماعیلیه]]؛ [[مهدی اکبرنژاد|اکبرنژاد، مهدی]] و [[روح‌الله محمدی|محمدی، روح الله]]، [[بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم (مقاله)|بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم]]، ص۶۰.</ref>.


==== [[روایات]] ====
==== [[روایات]] ====
روایات فراوانی وجود دارد که [[اهل بیت]] {{ع}} جزء [[راسخان در علم]] بوده و بعد از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از طریق [[الهام]] و [[تأییدات الهی]] به [[باطن]] [[قرآن کریم]] علم دارند. برخی از این روایات عبارت‌اند از:
روایات فراوانی وجود دارد که [[اهل بیت]] {{ع}} جزء [[راسخان در علم]] بوده و بعد از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از طریق [[الهام]] و [[تأییدات الهی]] به [[باطن]] [[قرآن کریم]] علم دارند. برخی از این روایات عبارت‌اند از:
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|ما یستطیع أحد أن یدعی أن عنده جمیع القرآن کُلِّه ظاهره و باطنه غیر الأَوْصِیاء}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۲۸.</ref>.
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|ما یستطیع أحد أن یدعی أن عنده جمیع القرآن کُلِّه ظاهره و باطنه غیر الأَوْصِیاء}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۲۸.</ref>.
# در [[روایت]] دیگری امام صادق {{ع}} می‌فرمایند: "به [[خدا]] [[سوگند]] همه [[علم کتاب]] در نزد ماست"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۲۸.</ref>.<ref>ر. ک: [[محمد نظیر عرفانی|عرفانی، محمد نظیر]]، [[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین (پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص۱۷۷.</ref>
# در [[روایت]] دیگری امام صادق {{ع}} می‌فرمایند: "به [[خدا]] [[سوگند]] همه [[علم کتاب]] در نزد ماست"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۲۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد نظیر عرفانی|عرفانی، محمد نظیر]]، [[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین (پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص۱۷۷.</ref>
# [[فضیل بن یسار]] می‌‌گوید: از [[امام باقر]] {{ع}} [[سؤال]] کردم دربارۀ این روایت: "نیست در [[قرآن]] [[آیه]] ای مگر که [[ظاهر]] و [[باطنی]] دارد"، پس [[امام]] فرمودند: "ظاهر آن تنزیلش و باطنش تأویلش است و [[تأویل]] آنچه که گذشته و آن چه که هنوز اتفاق نیفتاده جاری است مثل جریان [[خورشید و ماه]] و همانطور که [[تأویل]] شیء می‌آید چه زنده و چه مرده باشد و [[خداوند]] فرمود کسی جز [[خدا]] و [[راسخان در علم]] تأویلش را نمی‌دانند و ما([[اهل بیت]])تأویل آن را می‌دانیم"<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}}عَنْ هَذِهِ الرِّوَایَةِ مَا مِنَ الْقُرْآنِ آیَةٌ إِلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَی وَ مِنْهُ مَا لَمْ یَکُنْ یَجْرِی کَمَا یَجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ کَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ یَکُونُ عَلَی الْأَمْوَاتِ کَمَا یَکُونُ عَلَی الْأَحْیَاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُهُ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج ۱، ص۱۹۶.</ref>.<ref>ر. ک: [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|راسخان در علم از دیدگاه فریقین]]، ص۱۰۷ و ۱۱۱.</ref>
# [[فضیل بن یسار]] می‌‌گوید: از [[امام باقر]] {{ع}} [[سؤال]] کردم دربارۀ این روایت: "نیست در [[قرآن]] [[آیه]] ای مگر که [[ظاهر]] و [[باطنی]] دارد"، پس [[امام]] فرمودند: "ظاهر آن تنزیلش و باطنش تأویلش است و [[تأویل]] آنچه که گذشته و آن چه که هنوز اتفاق نیفتاده جاری است مثل جریان [[خورشید و ماه]] و همانطور که [[تأویل]] شیء می‌آید چه زنده و چه مرده باشد و [[خداوند]] فرمود کسی جز [[خدا]] و [[راسخان در علم]] تأویلش را نمی‌دانند و ما([[اهل بیت]])تأویل آن را می‌دانیم"<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}}عَنْ هَذِهِ الرِّوَایَةِ مَا مِنَ الْقُرْآنِ آیَةٌ إِلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَی وَ مِنْهُ مَا لَمْ یَکُنْ یَجْرِی کَمَا یَجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ کَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ یَکُونُ عَلَی الْأَمْوَاتِ کَمَا یَکُونُ عَلَی الْأَحْیَاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُهُ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج ۱، ص۱۹۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|راسخان در علم از دیدگاه فریقین]]، ص۱۰۷ و ۱۱۱.</ref>


== نتیجه‌گیری ==
== نتیجه‌گیری ==
خط ۳۸: خط ۳۸:
# [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[طریق وحی]] به [[اسرار]] [[عالم]] و نیز به اسرار و [[باطن]] [[قرآن کریم]] [[علم]] دارند؛  
# [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[طریق وحی]] به [[اسرار]] [[عالم]] و نیز به اسرار و [[باطن]] [[قرآن کریم]] [[علم]] دارند؛  
# اهل بیت {{ع}} که [[جانشینان پیامبر]] [[اکرم]] {{صل}} هستند، همانند خود آن [[حضرت]] به [[ظاهر]] و باطن و [[حقیقت قرآن]] علم دارند؛
# اهل بیت {{ع}} که [[جانشینان پیامبر]] [[اکرم]] {{صل}} هستند، همانند خود آن [[حضرت]] به [[ظاهر]] و باطن و [[حقیقت قرآن]] علم دارند؛
# [[علم به باطن]] و اسرار قرآن کریم [[علم غیب]] نیست بلکه [[علمی]] است که [[خداوند متعال]] آن را از طریق وحی، [[الهام]] و تأییدات خاص خودش به پیامبر اکرم {{صل}} و [[امامان معصوم]] {{ع}} آموخته است و [[شاهد]] آن [[ظواهر]] آیاتی است که در آنها واژۀ [[تأویل]] به [[کار]] رفته و بر این [[واقعیت]] [[دلالت]] دارد که لازمۀ تأویل، بهره‌مندی از علمی است که از جانب خداوند متعال به بنده‌ای که [[شایستگی]] و قابلیت افاضۀ [[الهی]] را یافته باشد اعطا می‌شود<ref>ر. ک: [[علیه رضاداد|رضاداد، علیه]]، علم به تأویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت.</ref>
# [[علم به باطن]] و اسرار قرآن کریم [[علم غیب]] نیست بلکه [[علمی]] است که [[خداوند متعال]] آن را از طریق وحی، [[الهام]] و تأییدات خاص خودش به پیامبر اکرم {{صل}} و [[امامان معصوم]] {{ع}} آموخته است و [[شاهد]] آن [[ظواهر]] آیاتی است که در آنها واژۀ [[تأویل]] به [[کار]] رفته و بر این [[واقعیت]] [[دلالت]] دارد که لازمۀ تأویل، بهره‌مندی از علمی است که از جانب خداوند متعال به بنده‌ای که [[شایستگی]] و قابلیت افاضۀ [[الهی]] را یافته باشد اعطا می‌شود<ref>ر.ک: [[علیه رضاداد|رضاداد، علیه]]، علم به تأویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت.</ref>
# [[علم به باطن قرآن]] [[کریم]] بر طبق [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}} فضیلتی است که خداوند متعال به [[اهل‌بیت]] {{ع}} اعطا فرموده است؛ به گونه ای که [[خداوند]] نام آنان را در کنار نام خود قرار داده و آنان را [[راسخان در علم]] خوانده است<ref>ر. ک: [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|راسخان در علم از دیدگاه فریقین]]، ص۱۰۷ و ۱۱۱.</ref>.
# [[علم به باطن قرآن]] [[کریم]] بر طبق [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}} فضیلتی است که خداوند متعال به [[اهل‌بیت]] {{ع}} اعطا فرموده است؛ به گونه ای که [[خداوند]] نام آنان را در کنار نام خود قرار داده و آنان را [[راسخان در علم]] خوانده است<ref>ر.ک: [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|راسخان در علم از دیدگاه فریقین]]، ص۱۰۷ و ۱۱۱.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش