پرش به محتوا

بنی مالک بن جشم بن حاشد: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۵۷: خط ۵۷:


==نقش بنی مالک بن جشم در [[قیام مختار]]==
==نقش بنی مالک بن جشم در [[قیام مختار]]==
مختار پس از ورود به [[کوفه]]، در جمع [[همدانیان]] حاضر شد و به آنان [[بشارت]] داد به آنچه آنان را [[خشنود]] می‌کند آمده است<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۵۸۰.</ref>. او به فراهم‌سازی مقدمات [[قیام]] خود در این [[شهر]] پرداخت. این فعالیت‌ها موجب شد تا [[حاکم زبیری کوفه]] با فشار اشراف طرفدار [[نظام اموی]]، او را به [[زندان]] اندازد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۸.</ref>. مختار در زندان نامه‌ای به بزرگان [[شیعه]] همانند [[رفاعة بن شداد بجلی]]، [[عبدالله بن شاکر همدانی]] و... نوشت و خود را کشنده [[جباران]] و انتقام‌گیرنده از [[دشمنان]] معرفی کرد و آنان را به [[کتاب خدا]] و [[سنت نبوی]]{{صل}} و [[خون‌خواهی]] [[اهل بیت]] و [[نبرد]] با [[ضعفا]] [[دعوت]] نمود. آنان نیز عبدالله بن کامل شاکری همدانی را نزد وی فرستادند و [[اطاعت]] خود را از او ابراز داشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۸-۹.</ref>. سرانجام مختار با وساطت [[عبدالله بن عمر]] و ضمانت بزرگانی نظیر [[زائدة بن قدامه ثقفی]]، [[سائب بن مالک اشعری]]، عبدالله بن کامل شاکری همدانی، [[سعید بن منقذ ثوری همدانی]]، [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] و... [[آزاد]] شد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۹.</ref>. مختار پس از [[آزادی]] از زندان، در [[محرم]] [[سال ۶۶ هجری]] قیام خود را آغاز کرد. با آغاز قیام مختار، ابن‌مطیع به پیشنهاد [[ایاس بن مضارب]] - رئیس [[شرطه‌های کوفه]] - جهت جلوگیری از به ثمر رسیدن قیام مختار و جهت [[حفاظت]] و [[امنیت]] شهر بر هر جبانه‌ای (کوچه) فردی را گماشت و [[عبدالرحمن بن سعید بن قیس سبیعی همدانی]] را [[مأمور]] [[حفاظت]] از جبانه سبیع که از آن همدان بود، کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۲۴.</ref>. با [[دعوت]] [[مردم]] به [[قیام]]، شاخه [[شبام]] همدان در آخر شب در میدان مراد فراهم آمدند. [[عبدالرحمن بن سعید بن قیس همدانی]] به آنان پیغام داد در صورتی که آهنگ پیوستن به مختار را دارند از جبانه سبیع عبور نکنند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۳؛ نویری، نهایة الارب فی فنون ادب، ج۵، ص۲۲.</ref>. آنان نیز چنین کرده، از راه دیگر خود را به مختار رساندند. پس از [[پیروزی]]، مختار [[خزانه]] [[کوفه]] را میان یارانش تقسیم کرد و جهت کسب [[حمایت]] همدان، چند تن از بزرگان این [[قوم]] را به امور مهم [[شهر]] گماشت. بر این اساس او عبدالرحمن بن سعید بن قیس همدانی را به [[حکومت موصل]] گماشت<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۹۲؛ ابن‌الجوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۵.</ref>. در ادامه قیام و با [[شورش]] اشراف علیه مختار، [[همدانیان]] دو گروه شده رودرروی هم قرار گرفتند. افرادی مانند عبدالرحمن بن سعید بن قیس - که پس از [[فرار]] از [[موصل]] به کوفه بازگشته بود - و نیز بسیاری دیگر از همدانیان - که [[اسارت]] پانصد تن از وادعیان به وسیله [[سپاه مختار]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۳۴.</ref> بخشی از آنان بودند - از جمله همدانیانی بودند که به [[ستیز]] با مختار برخاستند. در مقابل بسیاری از همدانیان به [[رهبری]] [[عبدالله بن کامل شاکری همدانی]] و دیگر بزرگان این قوم در این سوی میدان ندای «[[یا لثارات الحسین]]» سر دادند. در این [[نبرد]]، عبدالرحمن بن سعید بن قیس<ref>ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۲۷۰.</ref> و بیش از پانصد تن از سران و مردم همدان در [[همراهی]] با اشراف کشته شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۰۹-۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۴۲-۴۴۳.</ref>. این واقعه خاطره تلخی را برای بازماندگان این واقعه رقم زد از این‌رو پس از کشته شدن مختار و [[اسارت]] جمع زیادی از [[یاران مختار]]، زمانی که [[مصعب]] در پی سخنان [[بجیر بن عبدالله نسلی]]، قصد [[بخشش]] آنان را داشت، جمعی از اشراف‌زادگان [[کوفه]] از جمله [[محمد بن عبدالرحمن بن سعید]] به پا خاستند و با سخنانی، مانع این کار شدند و بدین ترتیب، هزاران نفر از این [[زندانیان]] به [[انتقام]] کشته‌شدگان [[یوم]] السبیع کشته شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۰۹-۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۴۲-۴۴۳.</ref>. پس از پایان [[نبرد]] جبانه سبیع و [[سرکوب]] اشراف، مختار در صدد انتقام از [[قاتلان امام حسین]]{{ع}} بر آمد. همچنین، [[همدانیان]] و در رأس آنان بنی [[مالکی‌ها]] از جمله [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] [[فرماندهان]] بزرگ مختار در نبردهای او از جمله «[[مذار]]» و «[[حروراء]]» بودند. پس از [[شکست]] [[سپاه مختار]] در نبرد مذار و [[شهادت]] [[عبدالله بن کامل شاکری]] و بسیاری دیگر<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۵-۹۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۳-۲۵۴.</ref>، مختار در «حروراء» [[اردو]] زد و سپاهش را [[آرایش]] داد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۶.</ref>. مختار برای مقابله با هر یک از پنج [[قبیله]] [[بصری]] [[لشکر]] مصعب، یک تن از افراد زبده خود را [[فرماندهی]] داد. از جمله این فرماندهان، مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی بود که مختار وی را جهت مقابله با [[ازدیان]] [[سپاه]] مصعب اعزام کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۹-۱۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸-۲۵۹.</ref>. پس از شکست سپاه مختار در [[جنگ]] «حروراء»، مسافر بن سعید همراه با باقی‌ماندگان یاران مختار به [[دار الاماره کوفه]] [[پناه]] برد. او سرانجام پس از [[تسلیم]] در برابر سپاه [[زبیری]]، همراه با جمع زیادی از [[کوفیان]] دست بسته کشته شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸-۲۵۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
مختار پس از ورود به [[کوفه]]، در جمع [[همدانیان]] حاضر شد و به آنان [[بشارت]] داد به آنچه آنان را [[خشنود]] می‌کند آمده است<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۵۸۰.</ref>. او به فراهم‌سازی مقدمات [[قیام]] خود در این [[شهر]] پرداخت. این فعالیت‌ها موجب شد تا [[حاکم زبیری کوفه]] با فشار اشراف طرفدار [[نظام اموی]]، او را به [[زندان]] اندازد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۸.</ref>. مختار در زندان نامه‌ای به بزرگان [[شیعه]] همانند [[رفاعة بن شداد بجلی]]، [[عبدالله بن شاکر همدانی]] و... نوشت و خود را کشنده [[جباران]] و انتقام‌گیرنده از [[دشمنان]] معرفی کرد و آنان را به [[کتاب خدا]] و [[سنت نبوی]]{{صل}} و [[خون‌خواهی]] [[اهل بیت]] و [[نبرد]] با [[ضعفا]] [[دعوت]] نمود. آنان نیز عبدالله بن کامل شاکری همدانی را نزد وی فرستادند و [[اطاعت]] خود را از او ابراز داشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۸-۹.</ref>. سرانجام مختار با وساطت [[عبدالله بن عمر]] و ضمانت بزرگانی نظیر [[زائدة بن قدامه ثقفی]]، [[سائب بن مالک اشعری]]، عبدالله بن کامل شاکری همدانی، [[سعید بن منقذ ثوری همدانی]]، [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] و... [[آزاد]] شد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۹.</ref>. مختار پس از [[آزادی]] از زندان، در [[محرم]] [[سال ۶۶ هجری]] قیام خود را آغاز کرد. با آغاز قیام مختار، ابن‌مطیع به پیشنهاد [[ایاس بن مضارب]] - رئیس [[شرطه‌های کوفه]] - جهت جلوگیری از به ثمر رسیدن قیام مختار و جهت [[حفاظت]] و [[امنیت]] شهر بر هر جبانه‌ای (کوچه) فردی را گماشت و [[عبدالرحمن بن سعید بن قیس سبیعی همدانی]] را [[مأمور]] [[حفاظت]] از جبانه سبیع که از آن همدان بود، کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۲۴.</ref>. با [[دعوت]] [[مردم]] به [[قیام]]، شاخه [[شبام]] همدان در آخر شب در میدان مراد فراهم آمدند. [[عبدالرحمن بن سعید بن قیس همدانی]] به آنان پیغام داد در صورتی که آهنگ پیوستن به مختار را دارند از جبانه سبیع عبور نکنند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۳؛ نویری، نهایة الارب فی فنون ادب، ج۵، ص۲۲.</ref>. آنان نیز چنین کرده، از راه دیگر خود را به مختار رساندند. پس از [[پیروزی]]، مختار [[خزانه]] [[کوفه]] را میان یارانش تقسیم کرد و جهت کسب [[حمایت]] همدان، چند تن از بزرگان این [[قوم]] را به امور مهم [[شهر]] گماشت. بر این اساس او عبدالرحمن بن سعید بن قیس همدانی را به [[حکومت موصل]] گماشت<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۹۲؛ ابن‌الجوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۵.</ref>. در ادامه قیام و با [[شورش]] اشراف علیه مختار، [[همدانیان]] دو گروه شده رودرروی هم قرار گرفتند. افرادی مانند عبدالرحمن بن سعید بن قیس - که پس از [[فرار]] از [[موصل]] به کوفه بازگشته بود - و نیز بسیاری دیگر از همدانیان - که [[اسارت]] پانصد تن از وادعیان به وسیله [[سپاه مختار]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۳۴.</ref> بخشی از آنان بودند - از جمله همدانیانی بودند که به [[ستیز]] با مختار برخاستند. در مقابل بسیاری از همدانیان به [[رهبری]] [[عبدالله بن کامل شاکری همدانی]] و دیگر بزرگان این قوم در این سوی میدان ندای «[[یا لثارات الحسین]]» سر دادند. در این [[نبرد]]، عبدالرحمن بن سعید بن قیس<ref>ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۲۷۰.</ref> و بیش از پانصد تن از سران و مردم همدان در [[همراهی]] با اشراف کشته شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۰۹-۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۴۲-۴۴۳.</ref>. این واقعه خاطره تلخی را برای بازماندگان این واقعه رقم زد از این‌رو پس از کشته شدن مختار و [[اسارت]] جمع زیادی از [[یاران مختار]]، زمانی که [[مصعب]] در پی سخنان [[بجیر بن عبدالله نسلی]]، قصد [[بخشش]] آنان را داشت، جمعی از اشراف‌زادگان [[کوفه]] از جمله [[محمد بن عبدالرحمن بن سعید]] به پا خاستند و با سخنانی، مانع این کار شدند و بدین ترتیب، هزاران نفر از این [[زندانیان]] به [[انتقام]] کشته‌شدگان [[یوم]] السبیع کشته شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۰۹-۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۴۲-۴۴۳.</ref>. پس از پایان [[نبرد]] جبانه سبیع و [[سرکوب]] اشراف، مختار در صدد انتقام از [[قاتلان امام حسین]]{{ع}} بر آمد. در این میان [[عبدالله بن کامل شاکری]] و برخی دیگر از بزرگان [[همدانی]] نقش ویژه‌ای در قلع و قمع آنان ایفا نمودند<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۵۸-۲۴۷؛ ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۴۷-۲۶۷؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۴۰-۲۴۲.</ref>. همچنین، [[همدانیان]] و در رأس آنان بنی مالکی‌ها از جمله ابن کامل شاکری همدانی و [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] [[فرماندهان]] بزرگ مختار در نبردهای او از جمله «[[مذار]]» و «[[حروراء]]» بودند که با [[شکست]] از [[سپاه]] [[ابن زبیر]]، به [[شهادت]] رسیدند<ref>معصومی جشنی، قبیله همدان و نقش آن در تاریخ اسلام و تشیع (قرن اول هجری قمری)، ص۱۷۴-۱۸۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


==بنی مالک و تعامل با [[دولت]] [[بنی امیه]]==
==بنی مالک و تعامل با [[دولت]] [[بنی امیه]]==
۸۱٬۹۹۰

ویرایش