ام حبیبه همسر پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخهها
←اسلام آوردن و هجرت به حبشه
(←مقدمه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== اسلام آوردن و هجرت به حبشه == | == اسلام آوردن و هجرت به حبشه == | ||
امّحبیبه از پیشگامان در پذیرش اسلام و از [[مسلمانان]] [[مهاجر]] به حبشه بود<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۱۶۵؛ علی بن الحسین مسعودی، التبیه و الاشراف، ص۲۳۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. او در شرایط بسیار [[سختی]] به [[اسلام]] گروید و در کنار [[پیروان]] [[رسول خدا]]{{صل}} قرار گرفت؛ زیرا پدرش [[ابوسفیان]]، از سران [[کفار]] و | امّحبیبه از پیشگامان در پذیرش اسلام و از [[مسلمانان]] [[مهاجر]] به حبشه بود<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۱۶۵؛ علی بن الحسین مسعودی، التبیه و الاشراف، ص۲۳۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. او در شرایط بسیار [[سختی]] به [[اسلام]] گروید و در کنار [[پیروان]] [[رسول خدا]]{{صل}} قرار گرفت؛ زیرا پدرش [[ابوسفیان]]، از سران [[کفار]] و مشرکان مکه بود که تمام توان خود را برای نابودی اسلام و جلوگیری از گسترش آن و [[دشمنی]] با شخص [[پیامبر]] به کار بسته بود. برای ابوسفیان، که در صف مقدّم [[مبارزه]] با اسلام و پیامبر قرار داشت، بسیار سخت و غیر قابل قبول بود که دخترش رملة، به صف پیروان پیامبر بپیوندد. در [[حقیقت]]، اقدامات خشونتطلبانه و شکنجههای وحشیانه و محرومیتهای [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] که امثال ابوسفیان بر مسلمانان وارد کردند، موجب شد تا مسلمانان، مکه را به قصد حبشه ترک کنند. امّحبیبه نیز همراه همسرش عبیدالله و دیگر مسلمانان، به [[رهبری]] [[جعفر بن ابیطالب]] و به پیشنهاد [[رسول اکرم]]{{صل}} به حبشه [[مهاجرت]] کرد. این دومین هجرت مسلمانان به حبشه بود<ref>سیرة النبی، ابن هشام، ج۱، ص۱۴۷؛ طبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۸۹.</ref>. | ||
گر چه امّحبیبه تنها [[زن]] مهاجر به حبشه نبود و [[زنان]] دیگری نظیر [[امّسلمه]]، [[اسماء بنت عمیس]]، و [[لیلی بنت ابن خیثمة]] نیز به [[حبشه]] [[مهاجرت]] کرده<ref>سیرة النبی، ابن هشام، ج۱، ص۲۱۴.</ref> و [[رنج]] غربت و [[مشکلات]] سخت [[هجرت]] را به [[جان]] خریده بودند، اما او با [[مصیبت]] تازهای در [[دیار]] غربت روبرو شد و آن ماجرای بازگشت همسرش از [[دین اسلام]] و [[گرایش]] به [[مسیحیت]] بود که [[سختی]] هجرت را بر [[قلب]] رنجور امّحبیبه دو چندان کرد. | گر چه امّحبیبه تنها [[زن]] مهاجر به حبشه نبود و [[زنان]] دیگری نظیر [[امّسلمه]]، [[اسماء بنت عمیس]]، و [[لیلی بنت ابن خیثمة]] نیز به [[حبشه]] [[مهاجرت]] کرده<ref>سیرة النبی، ابن هشام، ج۱، ص۲۱۴.</ref> و [[رنج]] غربت و [[مشکلات]] سخت [[هجرت]] را به [[جان]] خریده بودند، اما او با [[مصیبت]] تازهای در [[دیار]] غربت روبرو شد و آن ماجرای بازگشت همسرش از [[دین اسلام]] و [[گرایش]] به [[مسیحیت]] بود که [[سختی]] هجرت را بر [[قلب]] رنجور امّحبیبه دو چندان کرد. | ||
یقیناً امحبیبه این مسیر طولانی و دشواریهای فراوان هجرت را، که برابر با از دست دادن پایگاه [[خانوادگی]] و حمایتهای قبیلهای بود، تنها با [[هدف]] | یقیناً امحبیبه این مسیر طولانی و دشواریهای فراوان هجرت را، که برابر با از دست دادن پایگاه [[خانوادگی]] و حمایتهای قبیلهای بود، تنها با [[هدف]] حفظ ایمان و [[اعتقاد]] به [[اسلام]] و [[عشق]] به [[رسول الله]]{{صل}} به جان خریده بود، ولی [[شاهد]] آن بود که تنها یار و پشتیبانش در مسیر هجرت، او را در دیار غربت تنها گذاشته و به اعتقاداتش پشت کرده است. | ||
عبیدالله پیش از اسلام، به مسیحیت گرایش داشت و پس از ورود به [[کشور]] مسیحینشین حبشه و نشست و برخاست با [[راهبان]] [[مسیحی]]، از اسلام برگشت و به [[دین]] سابق خود روی آورد<ref>سیرة النبی، ابن هشام، ج۱، ص۱۴۷.</ref>. | عبیدالله پیش از اسلام، به مسیحیت گرایش داشت و پس از ورود به [[کشور]] مسیحینشین حبشه و نشست و برخاست با [[راهبان]] [[مسیحی]]، از اسلام برگشت و به [[دین]] سابق خود روی آورد<ref>سیرة النبی، ابن هشام، ج۱، ص۱۴۷.</ref>. | ||
امّحبیبه ماجرای [[مرتد]] شدن شوهرش را چنین گزارش کرده است: در [[خواب]]، شوهرم عبیدالله را دیدم که در بدترین حالت و زشتترین وضعیت بود. با [[نگرانی]] از خواب برخاستم و اندیشناک بودم که چرا حال شوهرم [[تغییر]] یافته است. صبح آن [[روز]] عبیدالله نزد من آمد و گفت: من در دین خود تجدید نظر کرده و به این نتیجه رسیدهام که هیچ [[دینی]] بهتر از [[نصرانیت]] نیست؛ دینی که پیش از آن نیز بدان گرایش داشتم. من خواب خود را برای او نقل کردم و گفتم هیچ خیری در تو نیست. عبیدالله پس از گرایش به مسیحیت، به | امّحبیبه ماجرای [[مرتد]] شدن شوهرش را چنین گزارش کرده است: در [[خواب]]، شوهرم عبیدالله را دیدم که در بدترین حالت و زشتترین وضعیت بود. با [[نگرانی]] از خواب برخاستم و اندیشناک بودم که چرا حال شوهرم [[تغییر]] یافته است. صبح آن [[روز]] عبیدالله نزد من آمد و گفت: من در دین خود تجدید نظر کرده و به این نتیجه رسیدهام که هیچ [[دینی]] بهتر از [[نصرانیت]] نیست؛ دینی که پیش از آن نیز بدان گرایش داشتم. من خواب خود را برای او نقل کردم و گفتم هیچ خیری در تو نیست. عبیدالله پس از گرایش به مسیحیت، به نوشیدن شراب روی آورد و بر اثر [[افراط]] در میگساری جان خود را از دست داد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۹۶؛ ابن حجر، ج۸، ص۱۴۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۲۷.</ref> | ||
== [[ازدواج با رسول خدا]] {{صل}} == | == [[ازدواج با رسول خدا]] {{صل}} == | ||