هدیه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
یکی از اموری که موجب استحکام [[روابط اجتماعی]] میگردد، هدیه دادن است. [[انسان]] وقتی از [[سفر]] بر میگردد یا به هر بهانه و مناسبتی که بتواند خوب است به [[دوستان]] و آشنایان خود چیزی را هدیه کند. [[پیامبر اسلام]] میفرماید: هر کسی از سفری میآید، خوب است هدیهای همراه خود بیاورد، اگرچه سنگی در کیسه خود بیندازد<ref>{{متن حدیث| إِذَا قَدَّمَ أَحَدُكُمْ مِنْ سَفَرٍ فَلْيُقَدِّمْ مَعَهُ بِهَدِيَّةٍ وَ لَوْ يُلْقِي فِي مخلاته حَجَراً }}؛ نهج الفصاحه، ح۲۲۸.</ref>. اگر [[انسان]] در [[خانه]] با [[همسر]]، [[فرزندان]] و سایر [[خویشاوندان]] خود به این سنت حسنه عمل کند، بدون [[شک]] [[روز]] به روز بر [[محبت]] آنها افزوده میشود و روابط آنها استحکام بیشتری مییابد. پیامبر اسلام{{صل}} فرمود: هر که به [[بازار]] رود تا تحفهای خریده، برای خانوادهاش بیاورد، گویا صدقهای برای جمعی از [[فقرا]] داده است<ref>حلیة المتقین، ص۱۱۹.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۵۴-۵۵.</ref> | |||
== هدیه به فرزندان و خانواده == | |||
از جمله [[آداب]] لطیف و [[زیبا]] در [[راه و رسم نبوی]]، هدیه دادن به فرزندان است که آنان به چنین روابطی و به هدایایی متناسب سن و سال، و با توجه به اوضاع و احوالشان نیازمندند. نقل شده است که [[پیامبر]] {{صل}} درحالیکه گردنبندی از مهرههای [[یمنی]] همراه داشت به [[خانه]] آمد و فرمود این گردنبند را به مهربانترین شما خواهم داد. آنان پنداشتند که آن را به [[عایشه]] دختر ابوبکر خواهد داد. پیامبر {{صل}} اُمامه دختر [[ابوالعاص]] را که نوهاش از [[زینب]] بود فراخواند و به دست خویش آن را بر گردن او آویخت و اندک چرکی را که کنار چشم اُمامه بود با دست خود [[پاک]] ساخت<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۳۳؛ الاصابة، ج۴، ص۲۳۰-۲۳۱؛ أعیان الشیعة، ج۳، ص۴۷۴.</ref>. | از جمله [[آداب]] لطیف و [[زیبا]] در [[راه و رسم نبوی]]، هدیه دادن به فرزندان است که آنان به چنین روابطی و به هدایایی متناسب سن و سال، و با توجه به اوضاع و احوالشان نیازمندند. نقل شده است که [[پیامبر]] {{صل}} درحالیکه گردنبندی از مهرههای [[یمنی]] همراه داشت به [[خانه]] آمد و فرمود این گردنبند را به مهربانترین شما خواهم داد. آنان پنداشتند که آن را به [[عایشه]] دختر ابوبکر خواهد داد. پیامبر {{صل}} اُمامه دختر [[ابوالعاص]] را که نوهاش از [[زینب]] بود فراخواند و به دست خویش آن را بر گردن او آویخت و اندک چرکی را که کنار چشم اُمامه بود با دست خود [[پاک]] ساخت<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۳۳؛ الاصابة، ج۴، ص۲۳۰-۲۳۱؛ أعیان الشیعة، ج۳، ص۴۷۴.</ref>. | ||
و نیز نقل شده است که [[نجاشی]] زیورهایی به عنوان هدیه برای [[رسول خدا]] {{صل}} فرستاد که در آن میان انگشتری زرین بود. پیامبر {{صل}} آن را به اُمامه هدیه داد و فرمود: عزیزکم خود را با آن [[زیور]] نما<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۳۳؛ الاصابة، ج۸، ص۲۳۱؛ أعیان الشیعة، ج۳، ص۴۷۴.</ref>. | و نیز نقل شده است که [[نجاشی]] زیورهایی به عنوان هدیه برای [[رسول خدا]] {{صل}} فرستاد که در آن میان انگشتری زرین بود. پیامبر {{صل}} آن را به اُمامه هدیه داد و فرمود: عزیزکم خود را با آن [[زیور]] نما<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۳۳؛ الاصابة، ج۸، ص۲۳۱؛ أعیان الشیعة، ج۳، ص۴۷۴.</ref>. | ||
رسول خدا {{صل}} تأکید میکرد که به فرزندان هدیه داده شود و میان آنان [[مساوات]] رعایت گردد و فرزندان دختر مقدّم گرفته شوند، چنانکه از [[ابن عباس]] [[روایت]] شده است که آن حضرت میفرمود: «در عطا کردن چیزی به فرزندان خود میان آنان برابری نهید؛ و اگر قرار بود من یکی را برتری دهم، دختران و زنان را برتری میدادم»<ref>{{متن حدیث|سَوُّوا [سَاوُوا] بَيْنَ أَوْلاَدِكُمْ فِي الْعَطِيَّةِ، وَلَوْ كُنْتُ مُفَضِّلًا أَحَدًا لَفَضَّلْتُ الْإِنَاثَ [الْبَنَاتِ] [النِّسَاءَ]}}؛ الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۳، ص۳۸۱؛ الخلاف، ج۳، ص۵۶۴؛ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۱۰۹؛ المجموع فی شرح المهذب، ج۱۵، ص۳۶۹؛ تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۴۲۴؛ الجامع الصغیر، ج۲، ص۴۰؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۴۴۴؛ الحدائق الناضرة، ج۲۲، ص۳۲۱.</ref>. | رسول خدا {{صل}} تأکید میکرد که به فرزندان هدیه داده شود و میان آنان [[مساوات]] رعایت گردد و فرزندان دختر مقدّم گرفته شوند، چنانکه از [[ابن عباس]] [[روایت]] شده است که آن حضرت میفرمود: «در عطا کردن چیزی به فرزندان خود میان آنان برابری نهید؛ و اگر قرار بود من یکی را برتری دهم، دختران و زنان را برتری میدادم»<ref>{{متن حدیث|سَوُّوا [سَاوُوا] بَيْنَ أَوْلاَدِكُمْ فِي الْعَطِيَّةِ، وَلَوْ كُنْتُ مُفَضِّلًا أَحَدًا لَفَضَّلْتُ الْإِنَاثَ [الْبَنَاتِ] [النِّسَاءَ]}}؛ الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۳، ص۳۸۱؛ الخلاف، ج۳، ص۵۶۴؛ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۱۰۹؛ المجموع فی شرح المهذب، ج۱۵، ص۳۶۹؛ تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۴۲۴؛ الجامع الصغیر، ج۲، ص۴۰؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۴۴۴؛ الحدائق الناضرة، ج۲۲، ص۳۲۱.</ref>. | ||
در نگاه [[نبوی]] [[بخشش]] و هدیه دادن به فرزندان عملی [[آخرتی]] شمرده شده و بر آن از این منظر تأکید شده است، چنانکه از [[رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] شده است که فرمود: «هرکس وارد بازار شود و هدیهای بخرد و آن را برای خانوادهاش ببرد مانند کسی است که صدقهای را برای گروهی نیازمند میبرد؛ و باید پیش از پسران از دختران آغاز کند. بیگمان هر کس دختری را شاد کند گویا بردهای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است، و هرکس چشم پسری را روشن کند گویا از ترس خداوند گریسته است، و هر کس از ترس خداوند بگرید خداوند او را وارد بهشتهای پرنعمت کند»<ref>{{متن حدیث|مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّكُورِ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَةً فَكَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ مُؤْمِنَةً فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَيْنِ ابْنٍ فَكَأَنَّمَا بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَدْخَلَهُ اللَّهُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}؛ امالی الصدوق، ص۴۶۲؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۳۸-۲۳۹؛ روضة الواعظین، ص۴۷۰؛ مکارم الاخلاق، ص۲۲۱؛ وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۲۲۷؛ بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۶۹؛ مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۱۸.</ref>. | در نگاه [[نبوی]] [[بخشش]] و هدیه دادن به فرزندان عملی [[آخرتی]] شمرده شده و بر آن از این منظر تأکید شده است، چنانکه از [[رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] شده است که فرمود: «هرکس وارد بازار شود و هدیهای بخرد و آن را برای خانوادهاش ببرد مانند کسی است که صدقهای را برای گروهی نیازمند میبرد؛ و باید پیش از پسران از دختران آغاز کند. بیگمان هر کس دختری را شاد کند گویا بردهای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است، و هرکس چشم پسری را روشن کند گویا از ترس خداوند گریسته است، و هر کس از ترس خداوند بگرید خداوند او را وارد بهشتهای پرنعمت کند»<ref>{{متن حدیث|مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّكُورِ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَةً فَكَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ مُؤْمِنَةً فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَيْنِ ابْنٍ فَكَأَنَّمَا بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَدْخَلَهُ اللَّهُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}؛ امالی الصدوق، ص۴۶۲؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۳۸-۲۳۹؛ روضة الواعظین، ص۴۷۰؛ مکارم الاخلاق، ص۲۲۱؛ وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۲۲۷؛ بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۶۹؛ مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۱۸.</ref>. | ||
[[پیامبر اکرم]] {{صل}} در رفتار اجتماعی خود نیز این روحیه را میآموخت. از [[ابوهریره]] نقل شده است که [[مردم]] چون میوه نوبر میدیدند آن را به حضور [[پیامبر]] میآوردند و چون آن حضرت میوه را میگرفت چنین میگفت: «خداوندا، به میوههای ما و شهر ما برکت ارزانی فرما، و به پیمانههای ما برکت ده...»<ref>{{متن حدیث|اللّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي ثَمَرِنَا، وَبَارِكْ لَنَا فِي مَدِينَتِنَا، وَبَارِكْ لَنَا فِي صَاعِنَا، وَبَارِكْ لَنَا فِي مُدِّنَا...}}.</ref>. | [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در رفتار اجتماعی خود نیز این روحیه را میآموخت. از [[ابوهریره]] نقل شده است که [[مردم]] چون میوه نوبر میدیدند آن را به حضور [[پیامبر]] میآوردند و چون آن حضرت میوه را میگرفت چنین میگفت: «خداوندا، به میوههای ما و شهر ما برکت ارزانی فرما، و به پیمانههای ما برکت ده...»<ref>{{متن حدیث|اللّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي ثَمَرِنَا، وَبَارِكْ لَنَا فِي مَدِينَتِنَا، وَبَارِكْ لَنَا فِي صَاعِنَا، وَبَارِكْ لَنَا فِي مُدِّنَا...}}.</ref>. آنگاه کوچکترین کودکان را فرامیخواند و آن میوه را به آنان هدیه میداد<ref>صحیح مسلم، ج۹، ص۱۴۶؛ سنن ابن ماجة، ج۲، ص۱۱۰۵؛ الشمائل النبویة، ص۸۹؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۴۷۲؛ صحیح ابن حبان، ج۹، ص۶۲.</ref>. [[هدیه دادن]] و [[بخشش]] صورت لطیفی برای ابراز علاقه و [[دوستی]]، و به یاد بودن و نزدیکی است<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۴ (کتاب)| سیره نبوی ج۴]]، ص ۲۲۸.</ref>. | ||
آنگاه کوچکترین | |||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == |