امام حسین در زمان عمر در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = امام حسین
| موضوع مرتبط = امام حسین در زمان عمر
| عنوان مدخل  = [[امام حسین در زمان عمر]]
| عنوان مدخل  = امام حسین در زمان عمر
| مداخل مرتبط = [[امام حسین در زمان عمر در حدیث]] - [[امام حسین در زمان عمر در تاریخ اسلامی]] - [[امام حسین در زمان عمر در معارف و سیره حسینی]]
| مداخل مرتبط = [[امام حسین در زمان عمر در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۸: خط ۸:
== در دوران [[عمر بن خطاب‌]]==
== در دوران [[عمر بن خطاب‌]]==
در عصر وی تنگناها ابعاد بیشتر و مهم‌تر به خود گرفت. به گفته [[تاریخ‌نگاران]]، [[عمر]]، خروج [[یاران رسول خدا]] {{صل}} را از [[مدینه]] جز با اجازه او [[ممنوع]] اعلام کرد. این ممنوعیت [[امیر مؤمنان علی بن ابی طالب]] {{ع}} را نیز شامل می‌شد، به گونه‌ای که این عمل به نمونه دیگری از فشارهای وارده بر [[اهل بیت]] [[پاک]] و [[وحی]]، تبدیل گشت.
در عصر وی تنگناها ابعاد بیشتر و مهم‌تر به خود گرفت. به گفته [[تاریخ‌نگاران]]، [[عمر]]، خروج [[یاران رسول خدا]] {{صل}} را از [[مدینه]] جز با اجازه او [[ممنوع]] اعلام کرد. این ممنوعیت [[امیر مؤمنان علی بن ابی طالب]] {{ع}} را نیز شامل می‌شد، به گونه‌ای که این عمل به نمونه دیگری از فشارهای وارده بر [[اهل بیت]] [[پاک]] و [[وحی]]، تبدیل گشت.
آری، این‌گونه رفتارهای زورگویانه و جهت‌گیری‌های ستمگرانه، به دور ساختن [[امیر مؤمنان]] از صحنه و [[خانه‌نشین]] شدن آن [[حضرت]] انجامید، که عدم حضور وی را در عرصه‌های [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] در پی داشت به گونه‌ای که حضرتش کاملا به [[فراموشی]] سپرده شد، هرچند [[خلیفه]] وقت، گاهی در مورد برخی مسائل به آن حضرت مراجعه می‌کرد و شاید بتوان نیاز خلیفه را به [[وجود امام]] در مسائل جدیدی که برایش پیش می‌آمد و هیچ‌کس جز [[امام علی]] {{ع}} [[قادر]] بر حلّ مورد قبول آنها نبود، سبب دور نساختن حضرت از مدینه دانست.
آری، این‌گونه رفتارهای زورگویانه و جهت‌گیری‌های ستمگرانه، به دور ساختن [[امیر مؤمنان]] از صحنه و [[خانه‌نشین]] شدن آن [[حضرت]] انجامید، که عدم حضور وی را در عرصه‌های [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] در پی داشت به گونه‌ای که حضرتش کاملا به [[فراموشی]] سپرده شد، هرچند [[خلیفه]] وقت، گاهی در مورد برخی مسائل به آن حضرت مراجعه می‌کرد و شاید بتوان نیاز خلیفه را به [[وجود امام]] در مسائل جدیدی که برایش پیش می‌آمد و هیچ‌کس جز [[امام علی]] {{ع}} [[قادر]] بر حلّ مورد قبول آنها نبود، سبب دور نساختن حضرت از مدینه دانست.


امیر مؤمنان با [[دور اندیشی]] و [[صبر]] و [[بردباری]] خالی از [[ناسپاسی]]، [[خشم]] خود را فروبرد و از حقی که مربوط به او بود و عمر پس از [[ابو بکر]] بدون هیچ‌گونه [[حق]] [[شرعی]] و [[برهان]] و دلیل صحیحی، آن را به خود اختصاص داد، [[چشم]] پوشید.
امیر مؤمنان با [[دور اندیشی]] و [[صبر]] و [[بردباری]] خالی از [[ناسپاسی]]، [[خشم]] خود را فروبرد و از حقی که مربوط به او بود و عمر پس از [[ابو بکر]] بدون هیچ‌گونه [[حق]] [[شرعی]] و [[برهان]] و دلیل صحیحی، آن را به خود اختصاص داد، [[چشم]] پوشید. در همه این رخدادها، [[امام حسین]] {{ع}} [[شاهد]] درد و [[رنج]] [[پدر]] بزرگوار خویش بوده و چگونگی برخورد پدر با این پیشامدها را نظاره‌گر بود و می‌دید [[پریشانی]] و [[گرفتاری]] [[مسلمانان]] بر دوش پدرش سنگینی می‌کند و نگران [[سرنوشت]] آنهاست. امام حسین {{ع}} به یاد می‌آورد چگونه [[رسول خدا]] {{صل}} پدر بزرگوارش را بر دیگران ترجیح می‌داد و مرحله‌ای پس از مرحله دیگر [[امت]] را به [[پیروی]] از او سفارش می‌فرمود، ولی اکنون از [[مقام]] و جایگاهش کنار نهاده شده بود و [[حسین]] {{ع}} جز [[نهان]] داشتن [[عواطف]] و [[احساسات]] خویش، قادر بر انجام کاری نبود.
در همه این رخدادها، [[امام حسین]] {{ع}} [[شاهد]] درد و [[رنج]] [[پدر]] بزرگوار خویش بوده و چگونگی برخورد پدر با این پیشامدها را نظاره‌گر بود و می‌دید [[پریشانی]] و [[گرفتاری]] [[مسلمانان]] بر دوش پدرش سنگینی می‌کند و نگران [[سرنوشت]] آنهاست. امام حسین {{ع}} به یاد می‌آورد چگونه [[رسول خدا]] {{صل}} پدر بزرگوارش را بر دیگران ترجیح می‌داد و مرحله‌ای پس از مرحله دیگر [[امت]] را به [[پیروی]] از او سفارش می‌فرمود، ولی اکنون از [[مقام]] و جایگاهش کنار نهاده شده بود و [[حسین]] {{ع}} جز [[نهان]] داشتن [[عواطف]] و [[احساسات]] خویش، قادر بر انجام کاری نبود.


نقل شده: روزی عمر بر فراز [[منبر]] سخن می‌گفت بی‌آن‌که توجه داشته باشد. [[حسین]] {{ع}} که ([[کودکی]] بیش نبود) از [[منبر]] بالا رفت و بر سر [[عمر]] فریاد زد و فرمود: از منبر [[پدر]] بزرگوارم پایین بیا و بر منبر پدر خودت بالا برو.
نقل شده: روزی عمر بر فراز [[منبر]] سخن می‌گفت بی‌آن‌که توجه داشته باشد. [[حسین]] {{ع}} که ([[کودکی]] بیش نبود) از [[منبر]] بالا رفت و بر سر [[عمر]] فریاد زد و فرمود: از منبر [[پدر]] بزرگوارم پایین بیا و بر منبر پدر خودت بالا برو.
خط ۱۹: خط ۱۹:
[[حق]] این بود که عمر به تصدیق لفظی حسین {{ع}} اکتفا نمی‌کرد، بلکه اگر راست می‌گفت باید حق او را از [[فدک]] بدو بازپس می‌داد، و از رسیدن [[خمس]] به‌ او جلوگیری نمی‌کرد و حق [[خلافت]] پدر بزرگوارش را در جهت [[اطاعت از خدا]] و رسولش، به وی باز می‌گرداند.
[[حق]] این بود که عمر به تصدیق لفظی حسین {{ع}} اکتفا نمی‌کرد، بلکه اگر راست می‌گفت باید حق او را از [[فدک]] بدو بازپس می‌داد، و از رسیدن [[خمس]] به‌ او جلوگیری نمی‌کرد و حق [[خلافت]] پدر بزرگوارش را در جهت [[اطاعت از خدا]] و رسولش، به وی باز می‌گرداند.


نیز آورده‌اند: عمر به امام حسین {{ع}} [[ارج]] و اهمیت قائل می‌شد به گونه‌ای که از [[حضرت]] خواست هرگاه قضیه‌ای برایش پیش آمد، نزد او بیاید. روزی امام حسین {{ع}} آهنگ وی کرد و [[معاویه]] نزد عمر بود. [[امام]] {{ع}} به [[عبدالله]] فرزند عمر برخورد و از او اجازه ورود خواست وی اجازه نداد و حضرت به اتفاق او به [[خانه]] بازگشت. فردای آن [[روز]] عمر او را دید و پرسید: حسین! چه چیز سبب شد نزدم نیامدی؟ امام {{ع}} فرمود: من آمدم ولی دیدم تو با معاویه [[خلوت]] کرده‌ای، به اتفاق با پسرت برگشتم.
نیز آورده‌اند: عمر به امام حسین {{ع}} [[ارج]] و اهمیت قائل می‌شد به گونه‌ای که از [[حضرت]] خواست هرگاه قضیه‌ای برایش پیش آمد، نزد او بیاید. روزی امام حسین {{ع}} آهنگ وی کرد و [[معاویه]] نزد عمر بود. [[امام]] {{ع}} به [[عبدالله]] فرزند عمر برخورد و از او اجازه ورود خواست وی اجازه نداد و حضرت به اتفاق او به [[خانه]] بازگشت. فردای آن [[روز]] عمر او را دید و پرسید: حسین! چه چیز سبب شد نزدم نیامدی؟ امام {{ع}} فرمود: من آمدم ولی دیدم تو با معاویه [[خلوت]] کرده‌ای، به اتفاق با پسرت برگشتم. عمر در پاسخ امام حسین {{ع}} گفت: شما سزاوارتر از فرزند عمر هستی، ما هرچه داریم از خدا و شما داریم<ref>الاصابة، ج۱، ص۳۳۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص ۸۷.</ref>
عمر در پاسخ امام حسین {{ع}} گفت: شما سزاوارتر از فرزند عمر هستی، ما هرچه داریم از خدا و شما داریم<ref>الاصابة، ج۱، ص۳۳۲.</ref><ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص ۸۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۹۱۵

ویرایش