←حمله به خیام امام {{ع}} در عصر تاسوعا
(←مقدمه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = عاشورا | | موضوع مرتبط = عاشورا | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = [[شب عاشورا در تاریخ اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[شب عاشورا در تاریخ اسلامی]] - [[شب عاشورا در معارف و سیره حسینی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
گفتند: [[فرمان]] [[امیر]] عبیدالله رسیده که به شما متعرض شویم تا تحت فرمان او درآیید یا شما را تحت فرمان او درآوریم. | گفتند: [[فرمان]] [[امیر]] عبیدالله رسیده که به شما متعرض شویم تا تحت فرمان او درآیید یا شما را تحت فرمان او درآوریم. | ||
عباس {{ع}} فرمود: [[عجله]] نکنید تا نزد ابی عبدالله برگردم و آنچه گفتید را به او گزارش دهم. آنها متوقف شدند و گفتند: نزد او برو، جریان را به او گزارش بده بعد با پاسخش نزد ما بیا. | عباس {{ع}} فرمود: [[عجله]] نکنید تا نزد ابی عبدالله برگردم و آنچه گفتید را به او گزارش دهم. آنها متوقف شدند و گفتند: نزد او برو، جریان را به او گزارش بده بعد با پاسخش نزد ما بیا. | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۶: | ||
دو یا سه بار این ابیات را تکرار کرد تا اینکه فهمیدم و متوجه شدم منظورش چیست، [[بغض]] گلویم را گرفت، ولی اشکم را نگه داشتم و ساکت شدم، اما فهمیدم [[بلا]] نازل شده است! اما عمهام نیز، آنچه را که من شنیده بودم شنید ـ ولی از آن رو که [[زن]] بود و [[زنان]] رقت قلب دارند و بیتاب میشوند ـ نتوانست خودش را کنترل کند در حالی که پیراهنش روی [[زمین]] کشیده میشد و رویش باز بود برخاست نزد [[حسین]] {{ع}} رفت، گفت: ای وای! ای کاش [[مرگ]]، [[زندگی]] را از من میگرفت، یک [[روز]] مادرم [[فاطمه]] مرد، بعد پدرم [[علی]] و بعد برادرم [[حسن]]، تنها تو ماندهای ای [[جانشین]] و باقیمانده گذشتگان! | دو یا سه بار این ابیات را تکرار کرد تا اینکه فهمیدم و متوجه شدم منظورش چیست، [[بغض]] گلویم را گرفت، ولی اشکم را نگه داشتم و ساکت شدم، اما فهمیدم [[بلا]] نازل شده است! اما عمهام نیز، آنچه را که من شنیده بودم شنید ـ ولی از آن رو که [[زن]] بود و [[زنان]] رقت قلب دارند و بیتاب میشوند ـ نتوانست خودش را کنترل کند در حالی که پیراهنش روی [[زمین]] کشیده میشد و رویش باز بود برخاست نزد [[حسین]] {{ع}} رفت، گفت: ای وای! ای کاش [[مرگ]]، [[زندگی]] را از من میگرفت، یک [[روز]] مادرم [[فاطمه]] مرد، بعد پدرم [[علی]] و بعد برادرم [[حسن]]، تنها تو ماندهای ای [[جانشین]] و باقیمانده گذشتگان! | ||
حسین {{ع}} نگاهی به خواهر کرد و فرمود: خواهرم! [[شیطان]]، [[شکیبایی]] و بردباریات را نگیرد. عمهام زینب گفت: پدر و مادرم به فدایت ای [[ابا عبدالله]]! آیا آماده شدهای تا کشته شوی؟ جانم به فدایت. پدرم اندوهش را فرو نشاند و [[اشک]] از چشمانش جاری شد و این | حسین {{ع}} نگاهی به خواهر کرد و فرمود: خواهرم! [[شیطان]]، [[شکیبایی]] و بردباریات را نگیرد. عمهام زینب گفت: پدر و مادرم به فدایت ای [[ابا عبدالله]]! آیا آماده شدهای تا کشته شوی؟ جانم به فدایت. پدرم اندوهش را فرو نشاند و [[اشک]] از چشمانش جاری شد و این مَثَل عربی را به زبان جاری ساخت فرمود: که اگر شترمرغ شبی رها میشد به [[خواب]] میرفت! یعنی اگر مرا رها میکردند و متعرضم نمیشدند به جای خود میماندم و به اینجا نمیآمدم. | ||
عمهام [[زینب]] گفت: وای بر من! برخلاف میل خود کشته میشوی! اینکه بر من جگر خراشتر و سختتر است! آنگاه به صورت خویش سیلی زد و دستش را به طرف گریبانش برده آن را پاره کرد و بیهوش بر [[زمین]] افتاد! [[حسین]] {{ع}} بر بالینش رفت و بر صورتش آب ریخت<ref>شاید از باقیمانده آبهایی بوده که شب هفتم آورده بودهاند.</ref> و به خواهرش فرمود: ای خواهرم! [[تقوای الهی]] را پیشه کن و به واسطه دلگرمیهایی که [[خداوند]] به [[صابرین]] داده خویشتنداری نما، بدان که [[اهل]] زمین میمیرند و اهل آسمان باقی نخواهند ماند، همه چیز نابود خواهد شد جز ذات خداوندی که زمین را با قدرتش [[خلق]] کرد و [[مخلوقات]] را برانگیخته و به سوی خود باز میگرداند و او یکتا و واحد است، پدرم بهتر از من بود، مادرم بهتر از من بود و برادرم هم [[برتر]] از من بود. همه اینها به [[شهادت]] رسیدند، من و آنها و هر [[مسلمانی]] چون [[رسول خدا]] خواهند مرد. | عمهام [[زینب]] گفت: وای بر من! برخلاف میل خود کشته میشوی! اینکه بر من جگر خراشتر و سختتر است! آنگاه به صورت خویش سیلی زد و دستش را به طرف گریبانش برده آن را پاره کرد و بیهوش بر [[زمین]] افتاد! [[حسین]] {{ع}} بر بالینش رفت و بر صورتش آب ریخت<ref>شاید از باقیمانده آبهایی بوده که شب هفتم آورده بودهاند.</ref> و به خواهرش فرمود: ای خواهرم! [[تقوای الهی]] را پیشه کن و به واسطه دلگرمیهایی که [[خداوند]] به [[صابرین]] داده خویشتنداری نما، بدان که [[اهل]] زمین میمیرند و اهل آسمان باقی نخواهند ماند، همه چیز نابود خواهد شد جز ذات خداوندی که زمین را با قدرتش [[خلق]] کرد و [[مخلوقات]] را برانگیخته و به سوی خود باز میگرداند و او یکتا و واحد است، پدرم بهتر از من بود، مادرم بهتر از من بود و برادرم هم [[برتر]] از من بود. همه اینها به [[شهادت]] رسیدند، من و آنها و هر [[مسلمانی]] چون [[رسول خدا]] خواهند مرد. | ||
[[ابا عبدالله]] با این جملات و مانند آن خواهر را تسلی داد و فرمود: ای خواهرم! تو را قسم میدهم و شما به قسم من [[وفادار]] باش. وقتی که از [[دنیا]] رفتم برای من گریبانت را پاره نکن، به خاطر من صورتت را نخراش و آه و واویلا نکن. سپس پدرم، عمهام زینب را آورد و کنار من نشاند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۰-۴۲۱، به نقل از حارث بن کعب و أبو ضحاک؛ ارشاد، ج۲، ص۹۳-۹۴، همراه با اندکی تغییر در عبارات؛ ابوالفرج بخش اول این خبر را از اشعار امام {{ع}} تا بیهوش شدن حضرت زینب {{س}} با کمی تغییر نقل نموده است، ر. ک: مقاتل الطالبیین، ص۷۵، به نقل از ابی مخنف از حرث بن کعب از علی بن الحسین {{ع}}.</ref>.<ref>[[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[سوگنامه کربلا (مقاله)|مقاله «سوگنامه کربلا»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۴ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۴]]، ص ۴۲؛ [[سید مرتضی عسکری|عسکری، سید مرتضی]]، [[ترجمه معالم المدرستین ج۳ (کتاب)| ترجمه معالم المدرستین ج۳]]، ص | [[ابا عبدالله]] با این جملات و مانند آن خواهر را تسلی داد و فرمود: ای خواهرم! تو را قسم میدهم و شما به قسم من [[وفادار]] باش. وقتی که از [[دنیا]] رفتم برای من گریبانت را پاره نکن، به خاطر من صورتت را نخراش و آه و واویلا نکن. سپس پدرم، عمهام زینب را آورد و کنار من نشاند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۰-۴۲۱، به نقل از حارث بن کعب و أبو ضحاک؛ ارشاد، ج۲، ص۹۳-۹۴، همراه با اندکی تغییر در عبارات؛ ابوالفرج بخش اول این خبر را از اشعار امام {{ع}} تا بیهوش شدن حضرت زینب {{س}} با کمی تغییر نقل نموده است، ر. ک: مقاتل الطالبیین، ص۷۵، به نقل از ابی مخنف از حرث بن کعب از علی بن الحسین {{ع}}.</ref>.<ref>[[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[سوگنامه کربلا (مقاله)|مقاله «سوگنامه کربلا»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۴ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۴]]، ص ۴۲؛ [[سید مرتضی عسکری|عسکری، سید مرتضی]]، [[ترجمه معالم المدرستین ج۳ (کتاب)| ترجمه معالم المدرستین ج۳]]، ص ۱۱۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۶۲.</ref> | ||
== تدابیری برای حفاظت از خیام == | == تدابیری برای حفاظت از خیام == | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۴: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1100824.jpg|22px]] [[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[سوگنامه کربلا (مقاله)|مقاله «سوگنامه کربلا»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۴ (کتاب)|'''فرهنگ عاشورایی ج۴''']] | |||
# [[پرونده:1100846.jpg|22px]] [[سید مرتضی عسکری|عسکری، سید مرتضی]]، [[ترجمه معالم المدرستین ج۳ (کتاب)|'''معالم المدرستین ج۳''']] | |||
# [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']] | # [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||