تربیت فرزند در معارف و سیره معصوم: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۶۰: | خط ۲۶۰: | ||
استقبال از فرزندان هنگام ورود آنها به مجلس | استقبال از فرزندان هنگام ورود آنها به مجلس | ||
در [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} دیده میشود که ایشان به [[طور]] معمول، هنگام ورود افراد به مجلس به [[احترام]] آنها میایستادند و برای آنها جا باز میکردند. [[روایت]] شده است: [[پیامبر]]{{صل}} نشسته بود که [[حسنین]]{{عم}} به طرف آن حضرت آمدند. پیامبر{{صل}} وقتی آنها را دید، به احترام ایشان ایستاد. چون دو [[کودک]] به [[کندی]] [[حرکت]] میکردند، پیامبر{{صل}} به استقبال آنها رفت و آنها را بر دوش خود سوار کرد و فرمود: چه مرکب خوبی دارید و چه سواران خوبی هستید<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۲۸۵.</ref>. [[فاطمه]]{{س}} نزد پیامبر{{صل}} میآمد، پدر [[بزرگوار]] ایشان به احترام دختر خود میایستاد و او را در جای خویش مینشاند<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۷۱.</ref>.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۱۴۰.</ref>. | در [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} دیده میشود که ایشان به [[طور]] معمول، هنگام ورود افراد به مجلس به [[احترام]] آنها میایستادند و برای آنها جا باز میکردند. [[روایت]] شده است: [[پیامبر]]{{صل}} نشسته بود که [[حسنین]]{{عم}} به طرف آن حضرت آمدند. پیامبر{{صل}} وقتی آنها را دید، به احترام ایشان ایستاد. چون دو [[کودک]] به [[کندی]] [[حرکت]] میکردند، پیامبر{{صل}} به استقبال آنها رفت و آنها را بر دوش خود سوار کرد و فرمود: چه مرکب خوبی دارید و چه سواران خوبی هستید<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۲۸۵.</ref>. [[فاطمه]]{{س}} نزد پیامبر{{صل}} میآمد، پدر [[بزرگوار]] ایشان به احترام دختر خود میایستاد و او را در جای خویش مینشاند<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۷۱.</ref>.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۱۴۰.</ref>. | ||
==[[تعلیم و تربیت]] [[فرزندان]] در [[نوجوانی]]== | |||
در دوره نوجوانی، نوع ارتباط میان [[والدین]] و فرزند، در شکلگیری و چگونگی [[هویت]] فرزندان مؤثر است<ref>لطفآبادی، روانشناسی رشد، ش۲، ص۱۳۱.</ref>. با [[رشد]] طبیعی [[نوجوان]]، جستجوی [[معنوی]] وی برای دستیابی به [[معنای زندگی]] نیز آغاز میشود. موضوعات مربوط به [[رشد اخلاقی]] و معنوی، در محور تحولات [[فرهنگی]] [[زندگی]] نوجوان است. از نظر پیاژه، رشد اخلاقی، به معنای [[احترام]] به [[قوانین]] [[عدالت اجتماعی]] است<ref>لطفآبادی، روانشناسی رشد، ش۲، ص۱۴۹.</ref>. این مرحله از دوران رشد فرزند، مرحلهای تعیین کننده و حساس در [[سرنوشت]] اوست. به همین دلیل، [[اسلام]] توجه و [[عنایت]] خاصی به آن داشته است. [[امام علی]]{{ع}} در اهمیت این مرحله از زندگی میفرماید: [[اطاعت]] از [[فرامین]] و [[دستورات]] را به مدت هفت سال بر او [[واجب]] ساز؛ پس اگر [[نجات]] یافت که چه نیکوست، و گرنه خیری در او نیست<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۲۰.</ref>. | |||
[[وظیفه]] والدین است که در این هفت سال، مقدمات [[آموزش]] و [[یادگیری]] [[کودکان]] را فراهم سازند و قوانین، [[مقررات]] و مهارتهای لازم را به او بیاموزند. در این دوره با [[نظارت]] بر [[رفتار]] فرزند، باید [[مسئولیتها]] و نقشهای مختلف را به او آموخت و با [[تربیت]] صحیح، او را برای مرحله [[وزارت]] که [[دوره جوانی]] است، آماده کرد. [[حضرت علی]]{{ع}} در نامهای به فرزندش، [[امام حسن]]{{ع}} نوشته است: | |||
[[قلب]] نوجوان چونان [[زمین]] کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده میشود. پس در تربیت تو [[شتاب]] کردم پیش از آنکه دلت سخت شود و [[عقل]] تو به چیز دیگری مشغول گردد تا به استقبال کارهایی بروی که صاحبان [[تجربه]]، [[زحمت]] [[آزمون]] آن را کشیدهاند و تو را از تلاش و یافتن [[بینیاز]] ساختهاند<ref>رضی، نهج البلاغه، نامه ۳۱.</ref>. | |||
از جمله [[وظایف والدین]] در این مرحله، میتوان به تربیت قوامبخش، آموزش احترام و [[تکریم]]، [[مشورت]]، [[انتخاب]] و کنترل [[دوستان]] اشاره کرد که به تبیین هر یک از آنها میپردازیم. | |||
بسیاری از پیروزیها و شکستهای دوران بزرگسالی، ریشه در کمال [[تربیت]] یا [[سوء]] تربیت در دوره [[کودکی]] و [[نوجوانی]] دارد. در اهمیت آن، [[امام علی بن الحسین]]{{ع}} فرموده است: | |||
[[حق]] فرزندت این است که بدانی او جزئی از وجود تو است و در [[دنیا]] با هر خیر و شری که دارد، به تو منسوب است و تو در [[حُسن]] تربیت، راهنماییاش به [[خدا]]، کمک به او در [[اطاعت]] از تو و ایجاد [[روحیه]] [[فرمانپذیری]] در وی مسئولی و در این زمینه [[پاداش]] یا [[کیفر]] داری؛ پس با وی چنان [[رفتار]] کن که در دنیا آثار [[نیک]] تربیتت مایه [[سرافرازی]] و [[زینت]] تو باشد و در [[آخرت]] به سبب [[انجام وظیفه]]، در پیشگاه [[الهی]] معذور باشی<ref>ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۲۶۳.</ref>. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} در این باره فرمودهاند: «[[حق فرزند]] بر پدر سه چیز است: دایه و مربی خوب برایش [[انتخاب]] کند؛ نام خوبی بر او بگذارد»<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۳۶.</ref>. [[حضرت علی]]{{ع}} نیز ضمن سفارشی به [[امام حسین]]{{ع}} [[ادب]] را بهترین [[میراث]] [[والدین]] معرفی کرده، میفرماید: «ادب، بهترین میراث است»<ref>ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۸۵.</ref>. [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} به یکی از فرزندانش میفرماید: | |||
پسرم! با احدی [[برادری]] مکن تا زمانی که بدانی به چه جاهایی میرود و با چه افرادی نشست و برخاست میکند و چون خوب بر احوالش [[آگاه]] شدی و معاشرتش را پسندیدی، با او برادری کن تا او را از [[لغزش]] بازداری و در [[تنگدستی]] به او [[یاری]] رسانی<ref>ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۲۳۶.</ref>. | |||
والدین در این مرحله، [[تربیت فرزند]] را در ابعاد مختلف [[دینی]] و [[معنوی]]، [[عاطفی]]، [[اجتماعی]]، جنسی و [[اقتصادی]] برعهده دارند. در این قسمت، به بررسی هر یک از حیطههای تربیت در [[سیره معصومین]]{{عم}} خواهیم پرداخت.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۱۴۲.</ref>. | |||
===[[تربیت اعتقادی]]=== | |||
[[اعتقادات]]، بخشی از [[دین اسلام]] را تشکیل میدهند؛ از این رو [[دینداری]] در سطحی پذیرفته میشود که درصد بالایی از [[اعتقاد]] را به دنبال خود داشته باشد. میل به [[مذهب]] و [[امور دینی]] و [[اخلاقی]]، امری [[فطری]] و [[خدادادی]] است که در [[کودکان]] و [[نوجوانان]] نیز وجود دارد. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به این بُعد وجودی [[انسان]] اشاره فرموده است: | |||
{{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این باره میفرمایند: | |||
هر [[کودکی]] با [[فطرت خدایی]] تولد مییابد و این پدر و مادر او هستند که او را از مسیر [[فطرت]] [[سلیم]] خود ([[اسلام]]) [[منحرف]] ساخته، [[یهودی]] و [[نصرانی]] بار میآورند<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص۲۸۱.</ref>. | |||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نیز در آخرین [[وصیت]] خویش به فرزندانش میفرماید: [[خدا]] را خدا را درباره [[نماز]]! که نماز بهترین عمل و ستون [[دین]] شماست<ref>ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۱۹۵.</ref>. این سفارش، گویای تأثیر نماز در [[رشد]]، تعالی و [[تربیت]] صحیح فرزند است. روزی [[ابو عبدالرحمن]] [[عبدالله بن حبیب سلمی]] به یکی از [[فرزندان امام حسین]]{{ع}} [[سوره حمد]] را آموخت. همین که وی این [[سوره]] را برای پدر خود، خواند آن حضرت به ابو عبدالرحمن هزار دینار و هزار [[جامه]] نو عطا کرد و دهانش را پر از درّ ساخت. چون علت این [[بخشش]] را از وی جویا شدند، فرمود: «آنچه را که من به وی بخشیدم، در برابر این امر، یعنی [[تعلیم]] سوره حمد، بسیار ناچیز است»<ref>امین عاملی، سیره معصومان، ترجمه: علی حجتی کرمانی، ج۵، ص۷۵.</ref>. | |||
[[والدین]] علاوه بر تأمین نیازهای [[زیستی]] و معیشتی [[فرزندان]]، [[مسئولیت]] [[تربیت دینی]] آنها را نیز بر عهده دارند. منظور از تربیت دینی، ایجاد [[روحیه]] و میل مذهبی در [[کودک]] نیست؛ زیرا این میل مانند [[غرایز]] دیگر به صورت [[تکوینی]]، در وجود او نهاده شده است و نیازی به ایجاد ندارد؛ بلکه پدر و مادر [[وظیفه]] زمینهسازی برای شکوفایی این امر [[فطری]] و سپس تقویت آن را برعهده دارند؛ چنان که [[معصومان]]{{عم}} بر [[تربیت دینی]] [[فرزندان]] خود، [[مراقبت]] داشتهاند. | |||
در این خصوص به مستنداتی در [[سیره ائمه]]{{عم}} اشاره میکنیم. [[علی بن حسین]]{{ع}} به [[کودکان]] دستور میداد [[نماز مغرب]] و عشا را با هم بخوانند و میفرمود: «این بهتر از آن است که بخوابند و [[نماز عشا]] را [[خواب]] بمانند»<ref>کلینی، الکافی، ج۳، ص۴۰۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} هنگام داخل شدن [[ماه رمضان]]، فرزندانش را سفارش میکرد و میفرمود: | |||
خود را به [[زحمت]] بیندازید و بکوشید؛ زیرا در این ماه، روزی تقسیم میشود و تقدیر [[انسانها]] در این ماه رقم میخورد و در این ماه شبی است که عمل در آن شب، [[برتر]] از عمل هزار ماه است<ref>کلینی، الکافی، ج۴، ص۶۶.</ref>. | |||
آن حضرت همچنین در خصوص واداشتن کودکان به تمرین و تکرار در انجام [[امور دینی]] میفرمایند: ما کودکان خود را در هفت سالگی به [[روزه]] گرفتن، به اندازه توان آنها، تا نصف [[روز]] یا کمتر یا بیشتر، دستور میدهیم. هرگاه [[گرسنگی]] و [[تشنگی]] بر آنها [[غلبه]] کرد، [[افطار]] میکنند تا برای روزه گرفتن در [[بلوغ]] [[آمادگی]] پیدا کنند و توان [[روزهداری]] بیابند<ref>کلینی، الکافی، ج۳، ص۴۰۹.</ref>. | |||
[[امام سجاد]]{{ع}} در کتاب [[رسالة الحقوق]]، آشنا کردن فرزندان با [[خدا]] را یکی از مسئولیتهای بزرگ [[والدین]] معرفی کرده و فرمودهاند: «و تو در قبال [[سرپرستی]] فرزند خود [[مسئولیت]] داری که او را خوب [[تربیت]] کنی و پروردگارش را به او بشناسانی»<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۴۲۱.</ref>. | |||
والدین علاوه بر آشنا کردن فرزندان با [[مبدأ هستی]]، وظیفه دارند مسائل مربوط به [[معاد]] و [[رستاخیز]] را نیز به او بیاموزند. [[روایت]] شده است: امام سجاد{{ع}} کودکانی را که نزد او بودند وامیداشت تا [[نماز ظهر]] و عصر، [[مغرب]] و عشا را با هم بخوانند. وقتی به ایشان [[اعتراض]] شد، فرمودند: «این کار بهتر از آن است که به کار دیگری مشغول شوند و [[نماز]] را ضایع کنند»<ref>نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۶۰.</ref>. | |||
با توجه به مطالب ذکر شده، یاد [[معاد]]، یک محرک نیرومند و [[قوی]] است که [[نوجوانان]] را نه تنها به سوی [[ارزشهای انسانی]] [[هدایت]] میکند، بلکه [[استعداد]] آنان را برای بهسازی و [[آبادی]] [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]]، بیش از پیش میپروراند و شکوفا میسازد؛ زیرا آنان به این [[باور]] میرسند که باید در [[جهان آخرت]] از عهده [[پاسخگویی]] در قبال [[اعمال]] خوب و بد خود برآیند. نیز میآموزند که نباید در [[دنیا]] سربار دیگران باشند. | |||
آنها در [[سایه]] یاد معاد، [[آزاد]]، مستقل و با [[عزت]] خواهند زیست و توانشان را به کار خواهند گرفت تا با استفاده از [[نعمتهای الهی]]، [[زندگی]] شرافتمندانهای داشته باشند و با بهرهگیری از این [[نعمتها]]، [[سعادت اخروی]] را نیز فراهم خواهند ساخت<ref>طبسی، حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت، ص۲۰۸.</ref>. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} فرمود: به [[فرزندان]] خود [[نماز]] بیاموزید و هنگامی که هشت ساله شدند، آنها را برای نماز بازخواست کنید<ref>صدوق، الخصال، ج۲، ص۶۲۷.</ref>.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۱۴۵.</ref>. | |||
===[[تعلیم و تربیت]] جنسی=== | |||
یکی از قویترین غرایزی که در نهاد همه [[انسانها]] وجود دارد، [[غریزه جنسی]] است و بقای [[بشر]] به وجود این [[غریزه]] بستگی دارد. آنچه حائز اهمیت است، هدایت و کنترل این غریزه [[خدادادی]] در سنین مختلف است. | |||
[[آموزش]] دنیای متفاوت [[زن]] و مرد و آماده ساختن فرد برای [[پذیرش مسئولیت]] پدر و [[مادری]]، از [[وظایف]] مهم [[والدین]] است. والدین باید به پرسشهای [[کودکان]] در زمینه مسائل جنسی، متناسب با سن آنها و در چارچوب سؤالاتشان پاسخ دهند و در اوایل [[جوانی]] فرزندان، زمینه [[ازدواج]] آنها را فراهم کنند تا غریزه جنسی آنان در مسیر صحیح آن ارضا گردد. | |||
[[اسلام]] این امر را در زمره [[حقوق فرزندان]] و از [[وظایف والدین]] میشمارد. غریزه جنسی و [[شهوت]] و میل به جنس مخالف، تنها از [[زمان]] [[بلوغ]] به وجود نمیآید، بلکه از ابتدای [[طفولیت]] به صورت نهفته در وجود [[کودک]] هست<ref>غرویان، تربیت فرزند، ص۶۰.</ref> و در سنین مختلف وجود دارد. | |||
از این رو [[ائمه]]{{عم}} به [[مراقبت]] از [[فرزندان]] در این زمینه بسیار توجه کردهاند و توصیههای فراوانی درباره جدا کردن رختخواب فرزندان از رختخواب [[والدین]] در سن خاص، جدا کردن رختخواب فرزندان از یکدیگر، [[پرهیز]] از بوسیدن دختر و پسر پس از شش سالگی توسط نامحرم شده است. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] در این باره فرموده است: | |||
{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! باید کسانی که بردگان شمایند و نابالغان شما سه بار از شما رخصت بخواهند: پیش از نماز بامداد و هنگامی که نیمروز لباس خود را در میآورید و پس از نماز عشاء که سه هنگام برهنگی و تنهایی شماست پس از آن بر شما و ایشان گناهی نیست (اگر از شما رخصت نگیرند) که گرد شما در گردشند و با یکدیگر به سر میبرید؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن بیان میدارد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نور، آیه ۵۸.</ref>. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} نیز در روایتی میفرمایند: | |||
دختر، همین که به شش سالگی رسید، نباید پسربچه کوچک او را ببوسد و پسر نیز وقتی به هفت سالگی رسید، نباید زنی او را ببوسد<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۰.</ref>. | |||
این [[دستورات]] و تأکیدات در [[فرهنگ]] [[اخلاقی]] ائمه{{عم}} برای این است که زمینههای [[انحراف]] و [[فساد]] در [[کودکان]] به وجود نیاید و پیش از رسیدن به مرحله مداوای امراض اخلاقی و جنسی، از بروز آنها جلوگیری شود. | |||
در بحث [[تربیت جنسی]] فرزند، قرآن کریم همراه با [[مبارزه منفی]]، به [[مبارزه]] مثبت توجه کرده است و با [[ترویج]] فرهنگ [[ازدواج]] آسان که راه صحیح و [[مشروع]] [[پاسخگویی]] به [[غرایز]] است، زمینه برچیده شدن [[گناه]] را فراهم میکند<ref>مکارم شیرازی، شیوه همسری در خانواده نمونه، ج۱۴، ص۴۵۷.</ref>. | |||
{{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ}}<ref>«و بیهمسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایستهتان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بینیازی میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref>. | |||
خطاب [[آیه]] به [[اولیا]] و سرپرستان [[مسلمانان]] است. «[[صالحین]]» در این آیه به معنای صلاحیت در مورد [[ازدواج]] است، نه [[صالح]] در [[اعمال]]<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۳۹.</ref>. امر در اصل، برای [[وجوب]] بوده؛ اما در این آیه، امر برای فعل [[مستحب]] آمده که بر [[استحباب]] مؤکد دلالت دارد؛ اما ازدواج گاهی به مرحله وجوب میرسد؛ یعنی هنگامی که [[انسان]] در معرض [[گناه]] باشد و ازدواج نکردن موجب [[عمل نامشروع]] شود<ref>نجفی، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۸۳.</ref>. در واقع میتوان چنین نتیجه گرفت که امر [[پسندیده]] ازدواج، تأثیر بسزایی در [[تربیت]] صحیح فرزند دارد.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۱۴۹.</ref>. | |||
===تربیت و [[بلوغ]] [[اجتماعی]]=== | |||
انسان به [[طور]] [[فطری]]، موجودی اجتماعی است. [[کودکان]] و [[نوجوانان]] بخش عظیمی از [[اجتماع]] را تشکیل میدهند که [[شخصیت]] آنها و نوع برخوردهای اجتماعیشان در [[دوران کودکی]] و [[نوجوانی]] شکل میگیرد. [[ارزشها]] و ضد [[ارزشهای جامعه]]، ریشه در اعمال و [[رفتار]] [[والدین]] و رفتار آنها با [[فرزندان]] و نوع تربیت آنان دارد. | |||
در [[سیره ائمه]]{{عم}} در نخستین [[وظیفه]] والدین در پرورش اجتماعی فرزند، [[یاری کردن]] او در [[خودشناسی]] است؛ زیرا [[خداوند]]، [[انسانها]] را [[عزیز]]، با [[کرامت]]، [[آزاد]] و با سرشتی [[پاک]] [[آفریده]] است و در بسیاری از [[آیات قرآن]]، در مورد کرامت و [[فضیلت]] انسان سخن گفته و انسان را بر آفریدههای دیگر [[برتری]] بخشیده و جایگاه او را متعالی برشمرده است: | |||
{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}}<ref>«و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref>. | |||
[[والدین]] باید به [[فرزندان]] بیاموزند که [[شخصیت]] خود را [[فرومایه]] ندانند و همواره در [[راه تکامل]] خود و دیگران بکوشند و [[آگاه]] باشند که [[خداوند]] برای آنها [[مقام]] خلیفة اللهی را در نظر گرفته است. بنابراین باید تلاش کنند تا به این مقام برسند. | |||
در [[منابع اسلامی]]، توصیههای فراوانی درباره نوع برخورد با دیگران و [[آداب]] [[معاشرت]] [[اجتماعی]] وارد شده است؛ از جمله: داشتن برخورد سالم اجتماعی که [[امام علی]]{{ع}} در این باره ضمن وصیتی به [[امام حسن]]{{ع}} فرمودند: «با [[مردم]] به نیکویی سخن بگویید، همانگونه که خداوند شما را بدان امر کرده است»<ref>نجفی، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۱۹۵.</ref>؛ و نیز داشتن [[عفو و گذشت]]؛ چنان که امام علی{{ع}} به فرزندشان امام حسن{{ع}} فرمودهاند: «عذر کسی را که از تو [[پوزش]] بخواهد بپذیر و پذیرای عفو و گذشت از مردم باش»<ref>متقی هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱۶، ص۲۶۹.</ref>.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۱۵۱.</ref>. | |||
===[[شیوههای تربیتی]]=== | |||
ممکن است والدین در [[تربیت]] فرزندشان، از [[تشویق]] و [[تنبیه]] استفاده کنند. در [[سیره ائمه]]{{عم}} نکتههایی در زمینه هر دو روش وجود دارد که به بررسی آنها میپردازیم. | |||
'''تشویق''': یکی از آموزههای بسیار مهم در [[تربیت اسلامی]] و از بهترین شیوههای [[تربیت کودک]]، تشویق است. [[کودک]] در پرتو تشویق یاد میگیرد که [[مشکلات]] و [[سختیها]] را بر خود هموار سازد تا [[هدف]] مطلوب خود را دنبال کند. از این رو تداوم تشویق، به تداوم فعالیتهای [[رشد]] دهنده کودک میانجامد<ref>طبسی، حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت، ص۱۳۲.</ref>. | |||
در [[فرهنگ]] [[زندگانی ائمه]]{{عم}} از تشویق در موارد بسیاری به منظور تربیت افراد و یا معرفی [[الگو]] برای دیگران استفاده شده است. خداوند در [[قرآن کریم]] به مناسبتهای گوناگون، [[بندگان]] [[صالح]] خود را تشویق و [[تمجید]] کرده است؛ چنان که [[حضرت ایوب]]{{ع}} را به [[پاس]] [[صبر]] و پایداریاش در مقابل سختیها [[ستایش]] و او را از بهترین بندگان خود معرفی کرده است: {{متن قرآن|وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ}}<ref>«و دستهای گیاه در کف بگیر و با آن (یکبار همسرت را) بزن و سوگند مشکن؛ به راستی ما او را شکیبا یافتیم. نیکو بنده بود که اهل بازگشت (و توبه) بود» سوره ص، آیه ۴۴.</ref>. | |||
[[پیغمبر اکرم]]{{صل}} نیز در [[آیات]] فراوانی مورد [[تشویق]] و [[تمجید]] [[خداوند]] قرار گرفتهاند؛ به عنوان مثال، خداوند در مورد [[اخلاق]] خوش ایشان فرموده است: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.</ref>. [[امام]] [[موسی کاظم]]{{ع}} نیز در این باره به یکی از فرزندانش میفرماید: | |||
فرزندم! پیوسته کوشا و تلاشگر باش. هرگز خود را در [[عبادت]] و [[اطاعت الهی]] بیتقصیر مدان؛ زیرا خداوند چنان که سزاوار عبادت است، [[پرستش]] نمیشود<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۷۲.</ref>. | |||
از [[امام رضا]]{{ع}} [[روایت]] شده است که روزی [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} در محضر [[امام صادق]]{{ع}} سخنی گفت که باعث [[تعجب]] و [[سرور]] و [[شادی]] پدر شد. حضرت برای تشویق فرزند خود، به وی فرمود: ای فرزندم! [[سپاس]] خدای را که تو را [[جانشین]] و [[خلف]] [[پدران]] و مایه سرور و دلخوشی [[فرزندان]] و جانشین [[دوستان]] قرار داد<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۸، ص۲۴.</ref>. | |||
تأثیر [[تربیتی]] سخنان دلگرم کننده و پرجاذبه و سفارشهای خردمندانه پدر و مادر بر کسی پوشیده نیست. در [[سیره امامان معصوم]]{{عم}} [[تشویق فرزندان]] به [[تلاوت]] و [[حفظ قرآن]] و عمل به آن فراوان دیده میشود. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در [[وصیت]] خویش به فرزندش [[امام حسن]]{{ع}} میفرماید: «[[خدا]] را خدا را درباره [[قرآن]]! مبادا دیگران در [[فهم قرآن]] بر شما پیشی گیرند»<ref>ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۱۹۴.</ref>. | |||
'''[[تنبیه]]''': از جمله مسائل پیچیده تربیتی که [[والدین]] با آن مواجه هستند، چگونگی برخورد با رفتارهای نادرست فرزندانشان است. از یک سو اگر والدین در مقابل [[رفتار]] [[ناپسند]] فرزندان [[سکوت]] کنند، فرزندان بر خطاهای خود افزوده، [[جسارت]] بیشتری پیدا میکنند. از سوی دیگر اگر واکنش نشان داده، فرزندان را [[تنبیه]] کنند، چه بسا [[مشکلات]] دیگری همانند [[پرخاشگری]] به وجود آید<ref>الیوت، روانشناسی اجتماعی، ترجمه: حسین شکری، ص۳۱۱.</ref>. | |||
آنچه [[والدین]] باید به آن توجه کنند، این است که هدفشان از تنبیه، فرونشاندن [[خشم]] خودشان نباشد و تا حد امکان از [[تنبیه بدنی]] فرزندانشان بپرهیزند؛ چنان که [[حضرت علی]]{{ع}} در این باره میفرمایند: «هرگز در هنگام [[غضب]]، [[ادب]] حاصل نمیشود»<ref>محمدی ری شهری، تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، ج۱، ص۴۰۲.</ref>. آن حضرت درباره آثار [[زیادهروی]] در [[سرزنش]] و تنبیه [[کودک]] و [[نوجوان]] نیز میفرمایند: | |||
هنگامی که کودک و [[نوجوانی]] را به سبب [[رفتار]] ناهنجارش [[نکوهش]] میکنی، مراقب باش که بخشی از آن را نادیده انگاری و همهجانبه توبیخش نکنی تا او [[احساس]] نکند که طرد شده است؛ زیرا این احساس باعث میشود در رفتارش [[لجاجت]] و سماجت به [[خرج]] دهد<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۳۳.</ref>. | |||
ایشان به [[مالک اشتر]] نیز چنین سفارش میکند: «والدین [[مسئول]]، [[فرزندان]] خود را تنبیه بدنی نمیکنند و از [[قهر]] و تنبیههای سخت و طولانی مدت میپرهیزند»<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۴، ص۹۹؛ رضی، نهج البلاغه، ص۴۰۶.</ref>. [[افراط]] و [[تفریط]] در [[اسلام]] در همه کارها [[نهی]] شده است و | |||
به عنوان یکی از ویژگیهای شخص [[جاهل]] از آن یاد میشود<ref>رضی، نهج البلاغه، ص۴۵۵.</ref>. | |||
[[سیره]] و [[کلام]] [[معصومین]]{{عم}} بیانگر این است که تنبیه بدنی فرزندان، تنها در مواردی که جنبه [[تربیتی]] و [[هدایتی]] داشته باشد، استفاده میشود. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این باره فرمودهاند: | |||
به فرزندان خود وقتی به هفت سالگی رسیدند، [[نماز]] را یاد بدهید و چون به ده سالگی رسیدند، [در صورت [[سرپیچی]] از نماز] آنان را با تنبیه وادار به نماز کنید و در هنگام [[خواب]] بین آنها فاصله اندازید<ref>رضی، نهج البلاغه، ص۴۰۲.</ref>. | |||
روش تربیتی [[اهل بیت]]{{عم}} تنبیه بدنی فرزندانشان نبوده است و حتی در موارد نیاز به تنبیه بدنی، توصیه شده است که ابتدا با آنها قهر کنید. البته مدت قهر نباید به طول انجامد؛ «زیرا این عمل در [[روحیه]] کودک تأثیر بسزایی دارد و [[کودک]] [[احساس]] میکند با [[قهر]] کردن پدر یا مادر [با] او، گویی تمام درها به رویش بسته میشود. [پس] هیچ راهی جز دست کشیدن از کارهای خلاف خود ندارد. پس میکوشد از [[کارهای زشت]] خود دست بردارد و از پدر و مادر یا مربی هم [[پوزش]] بخواهد. اما نباید قهر کردن خیلی طول بکشد؛ وگرنه بازتابهای منفی دیگری در برخواهد داشت»<ref>طبسی، حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت، ص۱۴۴.</ref>. | |||
[[امام کاظم]]{{ع}} به یکی از [[یاران]] خود که از [[رفتار]] فرزندش به ستوه آمده بود از او [[شکایت]] میکرد، فرمود: «او را کتک نزن؛ بلکه با او قهر کن؛ اما خیلی طول نکشد»<ref>طبسی، حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت، ص۴۰۹.</ref>. | |||
باید توجه داشت که [[تنبیه بدنی]] مجاز که در [[روایات]] به آن اشاره شده است، شرایط خاصی دارد که با در نظر گرفتن آنها میبینیم این اصل، یک اصل [[حکیمانه]] است، نه شیوه خشونتآمیزی برای جبران ناتواناییهای [[والدین]] در [[تربیت]] و [[هدایت]] [[کودکان]]. | |||
[[تنبیه]] کودکان، پیش از ده سالگی مجاز نیست؛ از نظر مقدار زدن هم کاملاً محدود است و اگر بیش از آن باشد یا منجر به سرخی و کبودی یا [[نقص]] عضو کودک گردد، [[کیفر]] دارد<ref>طبسی، حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت، ص۱۴۰.</ref>. از وصایای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[حضرت علی]]{{ع}} این بود که فرمود: «برای [[تأدیب]] بیش از سه ضربه نزن؛ زیرا اگر چنین کردی، [[روز قیامت]] [[قصاص]] خواهی شد»<ref>ابی فراس، مجموعة ورام، ص۳۵۸.</ref>. | |||
'''[[انتخاب]] [[دوست]] و کنترل [[دوستان]]''': [[انسان]] به [[حکم]] اینکه موجودی [[اجتماعی]] است، [[زندگی]] به صورت فردی و دور از دیگران، به [[طور]] معمول برای او غیرممکن است. از این رو به مرور با محیطهای جدید در [[جامعه]] آشنا میشود و روابط نزدیکتری با دیگران پیدا میکند. | |||
بدون تردید یکی از عوامل شخصیتساز، پس از [[اراده]] و خواست خود انسان، نقش دوستان است؛ زیرا بیشتر [[انسانها]] و به ویژه [[نوجوانان]]، در بخش مهمی از [[افکار]] و [[صفات اخلاقی]] خود، تحت تأثیر [[رفتار]]، گفتار و الگوی [[اخلاقی]] دوستانشان قرار دارند. از این رو یکی از [[وظایف]] مهم [[والدین]] درباره [[کودکان]] و [[نوجوانان]]، [[مراقبت]] و کنترل آنها در زمینه [[انتخاب]] [[دوست]] است. | |||
پدر و مادر باید از راههای مختلف، فرزند خود را از خطرهای [[همنشین]] بد و در مقابل، از آثار مثبت رفاقتهای خوب [[آگاه]] سازند. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به اهمیت و تأثیر دوست در [[سرنوشت انسان]] اشاره کرده و میفرماید: | |||
{{متن قرآن|وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا * يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}}<ref>«و روزی که ستم پیشه، دست خویش (به دندان) میگزد؛ میگوید: ای کاش راهی با پیامبر در پیش میگرفتم! * ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمیگرفتم! * به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد و شیطان آدمی را وا مینهد» سوره فرقان، آیه ۲۷-۲۹.</ref>. | |||
نیاز به [[رفاقت]] و مسئله [[گزینش]] دوست و همفکر، امری غریزی است. از این رو در [[اسلام]]، اصل رفاقت [[نفی]] نشده و حتی در مورد آن سفارش نیز شده است و تنها از جهت نوع [[رفیق]] و کیفیت رفاقت، محدودیتهایی عنوان گردیده است. [[حضرت علی]]{{ع}} در مورد انتخاب دوست [[واقعی]] میفرمایند: «دوست واقعی کسی است که آنچه برای خود میخواهد، برای رفیق خود نیز بخواهد و آنچه برای خود نمیخواهد، برای او نیز نخواهد»<ref>ابی فراس، مجموعة ورام، ص۳۰۴.</ref>. | |||
در [[روایات اسلامی]]، [[دوستی]] با انسانهای [[جاهل]] و [[فاسق]]، [[سخنچین]]، [[خائن]]، [[ظالم]]، احمق، [[بخیل]]، [[قاطع]] رحم و [[دروغگو]] [[نکوهش]] شده است؛ چنان که [[امام سجاد]]{{ع}} فرمودهاند: مبادا با احمق همنشین شوی؛ زیرا برای آنکه سودی به تو رساند، دچار زیانت میسازد<ref>ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۲۸۶.</ref>. | |||
اهمیت و تأثیر دوست در [[انسان]]، تا حدی است که برای [[شناخت]] فرد، به [[دوستان]] و [[همنشینان]] او مراجعه میشود و از طریق آنها، [[روحیه]] و [[شخصیت]] فرد مورد نظر را نیز میشناسند. [[حضرت سلیمان]]{{ع}} در روایتی به این مسئله اشاره کرده و میفرماید: | |||
قبل از اینکه در مورد شخصی قضاوتی کنید، به [[دوستان]] و رفقای او نگاه کنید؛ زیرا [[انسان]] تنها از روی همراهان و امثال خودش شناخته میشود<ref>محمدی ری شهری، تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، ج۵، ص۲۹۷ – ۲۹۶.</ref>. | |||
'''[[پرهیز]] از دوستان ناباب''': در [[سیره ائمه اطهار]]{{عم}} به همان اندازه که به [[دوستی]] و [[همنشینی]] با افراد شایسته و [[متعهد]] سفارش شده، درباره دوستی با افراد [[ناصالح]] و ناباب، هشدار داده شده است، چنان که [[امام علی]]{{ع}} به [[امام حسن]]{{ع}} میفرماید: | |||
ای فرزندم، از دوستی با [[بخیل]] بپرهیز؛ زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ میدارد؛ از دوستی با [[بدکار]] بپرهیز، که با اندک [[بهایی]] تو را میفروشد؛ از دوستی با [[دروغگو]] بپرهیز که به سراب ماند؛ دور را نزدیک، و نزدیک را دور مینمایاند<ref>رضی، نهج البلاغه، ص۴۵۰.</ref>. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: پدرم به من فرمود: «فرزندم! هر کس با [[مرد]] [[پلید]]، [[رفیق]] و [[همنشین]] باشد، [[ایمنی]] و [[آرامش]] پیدا نمیکند»<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۷۸، ص۲۰۱.</ref>. امام صادق{{ع}} نیز در سفارش به فرزند خود میفرماید: | |||
فرزندم! هرگاه میخواهی [با دیگران] دیدار کنی، با [[خوبان]] دیدار کن و افراد [[ناشایست]] را [[ملاقات]] نکن؛ زیرا آنها مانند صخرهای هستند که آب از آن نمیجوشد و چون درختی هستند که برگ سبز نمیدهد و بسان زمینی هستند که سبزه در آن نمیروید<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۷۸، ص۲۰۱.</ref>.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۱۵۳-۱۶۰.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||