گستره افضلیت امام در حدیث: تفاوت میان نسخهها
←روایت دوم
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
[[امام رضا]] {{ع}} علاماتی چند را برای [[امام]] بیان فرمودند: {{متن حدیث|لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ يَكُونُ أَعْلَمَ النَّاسِ وَ أَحْكَمَ النَّاسِ وَ أَتْقَى النَّاسِ وَ أَحْلَمَ النَّاسِ وَ أَشْجَعَ النَّاسِ وَ أَسْخَى النَّاسِ وَ أَعْبَدَ النَّاسِ...}}<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۸-۴۱۹.</ref>. | [[امام رضا]] {{ع}} علاماتی چند را برای [[امام]] بیان فرمودند: {{متن حدیث|لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ يَكُونُ أَعْلَمَ النَّاسِ وَ أَحْكَمَ النَّاسِ وَ أَتْقَى النَّاسِ وَ أَحْلَمَ النَّاسِ وَ أَشْجَعَ النَّاسِ وَ أَسْخَى النَّاسِ وَ أَعْبَدَ النَّاسِ...}}<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۸-۴۱۹.</ref>. | ||
این روایت | این روایت موثقه نیز بر [[افضلیت امام]] در موارد یادشده تأکید دارد. البته روشن نیست که آیا در مقام بیان [[ضرورت افضلیت امام]] است، با خبر از یک واقعیت میدهد؛ بدین معنا که امام رضا {{ع}} تنها در حال [[تبیین]] این مسئله هستند که امام داناترین، باتقواترین... [[انسان]] است، نه آنکه بخواهد بگوید امام باید داناترین، باتقواترین و... باشد. [[شاهد]] آن، ادامه روایت است که فرمودند:{{متن حدیث|وَ يُولَدُ مَخْتُوناً وَ يَكُونُ مُطَهَّراً وَ يَرَى مِنْ خَلْفِهِ كَمَا يَرَى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا يَكُونُ لَهُ ظِلٌّ...}}. | ||
در این فراز از روایت، امام میفرمایند که امام مختون به [[دنیا]] میآید. [[مطهر]] است. پشت سر را مانند مقابل میبیند. [[سایه]] ندارد و.... این موارد را نمیتوان از ضروریات برای امام به شمار آورد. به دیگر سخن، آیا [[امام]] بما هو امام، باید مختون باشد، [[سایه]] نداشته باشد، پشت سر خود را بیند و... ؟ | در این فراز از روایت، امام میفرمایند که امام مختون به [[دنیا]] میآید. [[مطهر]] است. پشت سر را مانند مقابل میبیند. [[سایه]] ندارد و.... این موارد را نمیتوان از ضروریات برای امام به شمار آورد. به دیگر سخن، آیا [[امام]] بما هو امام، باید مختون باشد، [[سایه]] نداشته باشد، پشت سر خود را بیند و... ؟ | ||
به نظر پاسخمان باید منفی باشد. این موارد به گونهای است که میتوان آنها را از باب [[فضل]] به شمار آورد نه آنکه شرط امام باشد. البته اگر موارد اولیه - یعنی اعلمالناس، احکمالناس و... - که نشان از [[برتری امام]] نسبت به دیگران است را از باب شرط نیز بدانیم، با دقت متوجه میشویم که همه از [[فضایل اخلاقی]] هستند که یک مربی و [[تزکیه]] کننده باید داشته باشد یا آنکه مربوط به شرایط [[مدیریتی]] [[جامعه]] است. | به نظر پاسخمان باید منفی باشد. این موارد به گونهای است که میتوان آنها را از باب [[فضل]] به شمار آورد نه آنکه شرط امام باشد. البته اگر موارد اولیه - یعنی اعلمالناس، احکمالناس و... - که نشان از [[برتری امام]] نسبت به دیگران است را از باب شرط نیز بدانیم، با دقت متوجه میشویم که همه از [[فضایل اخلاقی]] هستند که یک مربی و [[تزکیه]] کننده باید داشته باشد یا آنکه مربوط به شرایط [[مدیریتی]] [[جامعه]] است. | ||