امام در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۲۷: خط ۱۲۷:


== امام در اصطلاح متکلمان امامیه ==
== امام در اصطلاح متکلمان امامیه ==
متکلمان امامیه هر کدام به تعریف واژه «[[امام]]» پرداخته و آن را تبیین کرده‌اند که برای نمونه به چند مورد اشاره می‌شود.
متکلمان اسلامی، واژه امام و در مواردی نیز واژه [[امامت]] را با تعابیر متفاوتی تعریف کرده‌اند.  
[[سید مرتضی]] (م ۴۳۶ق) در مورد امام می‌نویسد: ««امام کسی است که برای [[تدبیر امور]] [[امت]] و [[امر و نهی]] آنها سزاوارتر است. هر کس چنین صفتی داشته باشد، او امامی است که اطاعتش [[واجب]] است»<ref>سیدمرتضی، الشافی، ج۲، ص۲۸۱: {{عربی|"و هو الأولی بتدبیر الأمه و أمرهم و نهیهم، و قد دللنا علی أن من کان بهذه الصفه فهو الإمام المفترض الطاعه"}}.</ref>.
# گروهی از آنها بر آن‌اند که امامت، [[ریاست]] عمومی در [[دین]] و دنیاست<ref>جرجانی، التعریفات، ص۱۶.</ref>. طبق این تعریف، امام کسی است که [[رهبری]] [[مردم]] در امور دین و [[دنیا]] را بر عهده دارد<ref>حلی، المسلک فی أصول الدین و الرسالة الماتعیة، ص۳۰۶؛ سیوری، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، ص۸۷.</ref>.
# عده دیگری از [[متکلمان]]، قید «بالأصاله» را به این تعریف اضافه کرده و گفته‌اند: {{عربی|الامامة رئاسة عامة لشخص من الأشخاص في أمور الدين و الدنيا بحق الأصالة}}<ref>سیوری، إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین، ص۳۲۵؛ مفتی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ص۳۳۳.</ref>؛ «امامت، رهبری عمومی و اصیل در امور دین و دنیا برای یکی از اشخاص است». [[ابن میثم بحرانی]] نیز در [[تعریف امام]] گفته است: «امام، [[انسان]] دارای ریاست است و منظور از ریاست، رهبری عمومی و اصیل در امور دین و دنیاست»<ref>بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۴.</ref>. این بزرگان با آوردن قید «بالأصاله»، خواسته‌اند [[نایبان]] و والیانی را که امام برای رهبری مردم بر می‌گزیند، از تعریف امام خارج کنند<ref>بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۴.</ref>.


[[شیخ مفید]] (م۴۱۳ق) در مورد «امام» می‌نویسد: «امام کسی است که دارای رهبری عمومی در امر [[دین]] و [[دنیا]] به [[نیابت]] از [[پیامبر]] {{صل}}می‌باشد»<ref>شیخ مفید، النکت الاعتقادیه، ص۳۹؛ جرجانی، التعریفات، ص۳۳: {{عربی|"الامتم هو الذی له الرئاسة العامة فی امورالدین و الدنیا نیابه عن النبی"}}.</ref>.
این تعاریف، عام هستند؛ زیرا در آنها به [[خلافت]] یا نیابت از پیامبر{{صل}} اشاره‌ای نشده است؛ بنابراین، [[نبوت]] را نیز شامل می‌شود<ref>ر.ک: ربانی گلپایگانی، امامت در بینش اسلامی، ص۲۵.</ref>؛ اما برخی متکلمان اسلامی، با تأکید بر عنصر [[خلافت]] و نیابت از پیامبر{{صل}}، تعریف خاصی را برای [[امامت]] ارائه داده‌اند؛ مثلاً [[تفتازانی]] در [[تعریف امام]] می‌نویسد: {{عربی|الإمامة رئاسة عامة في أمر الدين و الدنيا خلافة عن النبي{{صل}}}}<ref>تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۲.</ref>؛ «امامت، رهبری عمومی در امور [[دین]] و [[دنیا]] به عنوان [[جانشینی پیامبر]] است». بعضی [[متکلمان]]، به جای عبارت {{عربی|خلافة عن النبي}}، از عبارت {{عربی|نيابة عن النبي}} استفاده کرده‌اند: {{عربی|الإمامة رئاسة عامة في أمر الدين و الدنيا نيابة عن النبي{{صل}}}}<ref>حلی، النکت الاعتقادیة، ص٣٩.</ref>. عده‌ای نیز هر دو قید را به کار برده و گفته‌اند: «امامت عبارت است از [[ریاست عامه]] [[مسلمین]] در [[امور دنیا]] و دین بر [[سبیل]] خلیفگی و [[نیابت]] از [[پیغمبر]]»<ref>لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۶۱؛ نراقی، انیس الموحدین، ص۱۲۷.</ref>.


[[خواجه نصیرالدین طوسی]] در کتاب تلخیص نقدالمحصل در تعریف «امام» می‌گوید: «امام کسی است که [[ریاست]] فراگیر در [[امور دینی]] و [[دنیایی]] را اصالتاً نه به نیابت از دیگری در این دنیا به عهده دارد»<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص المحصل، ص۴۲۶.</ref>.
[[فاضل مقداد]] در [[تعریف امامت]]، قید {{عربی|لشخص إنساني}} را اضافه کرده و گفته است: {{عربی|الإمامة رئاسة عامة في الدين و الدنيا لشخص إنساني}}<ref>سیوری، الباب الحادی عشر مع شرحیه النافع یوم الحشر و مفتاح الباب، ص۴۰.</ref>. او این قید را برای اشاره به دو مطلب می‌داند: یکی اینکه [[امام]]، شخص معینی است که [[خدا]] و رسولش برای [[منصب امامت]] تعیین کرده‌اند و دوم اینکه در هر عصری، وجود بیش از یک امام جایز نیست. از آنجا که این تعریف [[مقام نبوت]] را نیز در برمی‌گیرد، فاضل مقداد با افزودن قید {{عربی|بحق النيابة عن النبي{{صل}} أو بواسطة [[بشر]]}}، تعریف را مختص [[مقام امامت]] کرده است<ref>سیوری، الباب الحادی عشر مع شرحیه النافع یوم الحشر و مفتاح الباب، ص۴۰.</ref>.


علمای دیگر به ترتیب قرن، هر کدام تعریفی کرده‌اند؛ مانند [[شیخ طوسی]]<ref>شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۰۱ و۲۰۲.</ref>، [[محقق حلی]]<ref>علامه حلی، المسلک، ص۱۸۷.</ref>، [[بحرانی]]<ref>بحرانی، قواعد المرام، ص۱۷۴.</ref>، [[فاضل مقداد]]<ref>فاضل مقداد، ارشاد الطالبین، ص۳۲۵.</ref> و.... آنچه می‌توان از جمع آنها برداشت کرد، تأکید امر [[خلافت]] و نیابت از پیامبر {{صل}} است.
اگرچه ظاهراً تعاریف متکلمان اسلامی اعم از [[شیعه امامیه]] و [[اهل سنت]]، در مواردی باهم یکسان است؛ اما تفاوت اساسی میان آنها وجود دارد و این تفاوت، به [[اختلاف]] رویکرد آنها در مسئله امامت بر می‌گردد<ref>ر.ک: فاریاب، معنا و چیستی امامت در قرآن، سنت و آثار متکلمان، ص۴۱۰ - ۴۱۲.</ref>؛ زیرا اهل سنت، دایره [[وظایف امام]] را به [[حفظ دین]] در مقابل [[دشمنان]] و همچنین [[اجرای احکام اسلامی]] محدود می‌کنند؛ از این رو، [[امامت]] را مسئله‌ای [[فقهی]] می‌دانند<ref>برای نمونه ر.ک: جوینی، الإرشاد إلی قواطع الأدلة فی أول الاعتقاد، ص۱۶۳؛ غزالی، الاقتصاد فی الاعتقاد، ص۱۴۷؛ جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۳۴۴.</ref>. این در حالی است که در منظومه فکری [[شیعه امامیه]]، [[امام]] [[مسئول]] [[تفسیر]] و تبیین [[معصومانه]] از [[کتاب و سنت]] نیز هست؛ از همین رو، [[امامیه]] به [[عصمت]] و [[انتصاب امام]] از جانب [[خدا]] قائل است و امامت را از [[اصول عقاید]] و مسئله‌ای [[کلامی]] می‌داند<ref>برای نمونه ر.ک: شریف مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ج۱، ص۱۶۶؛ لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۶۷ - ۴۶۸؛ مظفر، عقائد الامامیة، ص۶۵.</ref>. امام و امامت در این نوشتار، به همان معنای مورد نظر شیعه امامیه است<ref>[[زکیه فلاح یخدانی|فلاح یخدانی، زکیه]]، [[بررسی شبهات فیصل نور پیرامون عصمت امام (کتاب)|بررسی شبهات فیصل نور پیرامون عصمت امام]]، ص۳۰.</ref>.


منظور از «امام» در نوشتار حاضر، [[پیشوا]] و [[رئیس]] [[مسلمانان]] در امر دین و دنیاست که شامل [[امامان دوازده‌گانه]] می‌باشد و [[قرآن]] و [[نبی]] را در بر نمی‌گیرد<ref>[[زهرا یوسفی|یوسفی، زهرا]]، [[علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیت‌الله جوادی آملی (کتاب)|علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیت‌الله جوادی آملی]]، ص ۲۱.</ref>.
تعریف برخی دیگر از متکلمین عبارت است از:
# [[سید مرتضی]] (م ۴۳۶ق) در مورد امام می‌نویسد: ««امام کسی است که برای [[تدبیر امور]] [[امت]] و [[امر و نهی]] آنها سزاوارتر است. هر کس چنین صفتی داشته باشد، او امامی است که اطاعتش [[واجب]] است»<ref>سیدمرتضی، الشافی، ج۲، ص۲۸۱: {{عربی|"و هو الأولی بتدبیر الأمه و أمرهم و نهیهم، و قد دللنا علی أن من کان بهذه الصفه فهو الإمام المفترض الطاعه"}}.</ref>.
# [[شیخ مفید]] (م۴۱۳ق) در مورد «امام» می‌نویسد: «امام کسی است که دارای رهبری عمومی در امر [[دین]] و [[دنیا]] به [[نیابت]] از [[پیامبر]] {{صل}}می‌باشد»<ref>شیخ مفید، النکت الاعتقادیه، ص۳۹؛ جرجانی، التعریفات، ص۳۳: {{عربی|"الامتم هو الذی له الرئاسة العامة فی امورالدین و الدنیا نیابه عن النبی"}}.</ref>.
# [[خواجه نصیرالدین طوسی]] در کتاب تلخیص نقدالمحصل در تعریف «امام» می‌گوید: «امام کسی است که [[ریاست]] فراگیر در [[امور دینی]] و [[دنیایی]] را اصالتاً نه به نیابت از دیگری در این دنیا به عهده دارد»<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص المحصل، ص۴۲۶.</ref>.
# علمای دیگر به ترتیب قرن، هر کدام تعریفی کرده‌اند؛ مانند [[شیخ طوسی]]<ref>شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۰۱ و۲۰۲.</ref>، [[محقق حلی]]<ref>علامه حلی، المسلک، ص۱۸۷.</ref>، [[بحرانی]]<ref>بحرانی، قواعد المرام، ص۱۷۴.</ref>، [[فاضل مقداد]]<ref>فاضل مقداد، ارشاد الطالبین، ص۳۲۵.</ref> و.... آنچه می‌توان از جمع آنها برداشت کرد، تأکید امر [[خلافت]] و نیابت از پیامبر {{صل}} است<ref>[[زهرا یوسفی|یوسفی، زهرا]]، [[علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیت‌الله جوادی آملی (کتاب)|علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیت‌الله جوادی آملی]]، ص ۲۱.</ref>.


==مفهوم اصطلاحی [[امام]]==
==مفهوم اصطلاحی [[امام]]==
۱۳۴٬۰۹۳

ویرایش