←اثبات غلو
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[غلو در لغت]] - [[غلو در قرآن]] - [[غلو در حدیث]] - [[غلو در فقه اسلامی]] - [[غلو در کلام اسلامی]] - [[غلو در تاریخ اسلامی]] - [[غلو در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[غلو در لغت]] - [[غلو در قرآن]] - [[غلو در حدیث]] - [[غلو در فقه اسلامی]] - [[غلو در کلام اسلامی]] - [[غلو در تاریخ اسلامی]] - [[غلو در معارف و سیره امام باقر]] - [[غلو در معارف و سیره رضوی]] - [[غلو در معارف و سیره امام جواد]] - [[غلو در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
'''غلوّ''' به معنای [[زیادهروی]] و [[تجاوز]] از [[قدر]] و [[منزلت]] هر چیز، در اصطلاح یعنی [[انسان]] چیزی را که به آن [[اعتقاد]] دارد، از حد خود بالاتر ببرد. غالی در اصطلاح [[شیعه]] شخصی است که [[مقامات]] و فضائلی را درباره [[اهل بیت]] {{عم}} ادعا میکند که واقعیت ندارند و اهل بیت{{عم}} هم آنها را مطرح نکردهاند، مانند [[ادعای نبوت]] و الوهیت. [[جهل]] و ناآگاهی [[مردم]] و [[احساس]] [[محبت]] زیاد نسبت به [[اهلبیت]] از عوامل اصلی [[گرایش]] افراد به غلو بوده است، هرچند موضع [[امامان شیعه]] در مقابل جریان غلات، همواره مخالفت شدید و ابراز [[برائت]] از ایشان و پرهیز دادن [[شیعیان]] از تعامل با آنها بوده است. | '''غلوّ''' به معنای [[زیادهروی]] و [[تجاوز]] از [[قدر]] و [[منزلت]] هر چیز، در اصطلاح یعنی [[انسان]] چیزی را که به آن [[اعتقاد]] دارد، از حد خود بالاتر ببرد. غالی در اصطلاح [[شیعه]] شخصی است که [[مقامات]] و فضائلی را درباره [[اهل بیت]] {{عم}} ادعا میکند که واقعیت ندارند و اهل بیت{{عم}} هم آنها را مطرح نکردهاند، مانند [[ادعای نبوت]] و الوهیت. [[جهل]] و ناآگاهی [[مردم]] و [[احساس]] [[محبت]] زیاد نسبت به [[اهلبیت]] از عوامل اصلی [[گرایش]] افراد به غلو بوده است، هرچند موضع [[امامان شیعه]] در مقابل جریان غلات، همواره مخالفت شدید و ابراز [[برائت]] از ایشان و پرهیز دادن [[شیعیان]] از تعامل با آنها بوده است. | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
# غلو در ذات، آن است که به گونهای درباره اشخاصی مانند [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} غلو کنیم که آنها را از حد ذات خود خارج کرده، به مقام الوهیت و [[ربوبیت]] برسانیم، و یا آنکه قائل به [[حلول]] جزء [[الهی]] در آنان شویم، و یا آنکه ائمه{{عم}} را از مقام خود یعنی [[امامت]] خارج کرده، به [[مقام نبوت]] برسانیم و قائل به [[نبوت]] ایشان شویم و یا آنکه به تناسخگراییده، قائل به حلول [[روح]] [[انبیا]]{{عم}} و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در ائمه{{عم}} یا اشخاص دیگر بشویم<ref>آیتالله خویی در مقام اشاره به این نوع از غلو و حکم فقهی آن چنین مینگارد: {{عربی|فمنهم [من الغلاة] من يعتقد الربوبية لامير المؤمنين أو أحد الائمة الطاهرين{{ع}} فيعتقد بانه الرب الجليل وانه الاله المجسم الذي نزل إلى الارض وهذه النسبة لو صحت وثبت اعتقادهم بذلك فلا اشكال في نجاستهم وكفرهم لانه انكار لالوهيته سبحانه لبداهة انه لا فرق في انكارها بين دعوى ثبوتها لزيد أو للاصنام وبين دعوى ثبوتها الأمير المؤمنين{{ع}} لاشتراكهما في انكار الوهيته تعالى وهو من احد الاسباب الموجبة للكفر}}. (التنقیح، ج۲، ص۷۳)</ref>. | # غلو در ذات، آن است که به گونهای درباره اشخاصی مانند [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} غلو کنیم که آنها را از حد ذات خود خارج کرده، به مقام الوهیت و [[ربوبیت]] برسانیم، و یا آنکه قائل به [[حلول]] جزء [[الهی]] در آنان شویم، و یا آنکه ائمه{{عم}} را از مقام خود یعنی [[امامت]] خارج کرده، به [[مقام نبوت]] برسانیم و قائل به [[نبوت]] ایشان شویم و یا آنکه به تناسخگراییده، قائل به حلول [[روح]] [[انبیا]]{{عم}} و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در ائمه{{عم}} یا اشخاص دیگر بشویم<ref>آیتالله خویی در مقام اشاره به این نوع از غلو و حکم فقهی آن چنین مینگارد: {{عربی|فمنهم [من الغلاة] من يعتقد الربوبية لامير المؤمنين أو أحد الائمة الطاهرين{{ع}} فيعتقد بانه الرب الجليل وانه الاله المجسم الذي نزل إلى الارض وهذه النسبة لو صحت وثبت اعتقادهم بذلك فلا اشكال في نجاستهم وكفرهم لانه انكار لالوهيته سبحانه لبداهة انه لا فرق في انكارها بين دعوى ثبوتها لزيد أو للاصنام وبين دعوى ثبوتها الأمير المؤمنين{{ع}} لاشتراكهما في انكار الوهيته تعالى وهو من احد الاسباب الموجبة للكفر}}. (التنقیح، ج۲، ص۷۳)</ref>. | ||
# غلو در صفات، آن است که ائمه{{عم}} را در همان حد ذات و مقام خود، یعنی [[بشر]] و [[امام]] نگه داریم، ولی صفات و ویژگیها و اعمالی را که اولاً و بالذات مخصوص [[خداوند]] است به آنان نسبت دهیم؛ مانند [[اعتقاد]] به اینکه خداوند، [[خلقت]]<ref>درست است که در بعضی از آیات قرآن، نسبت خلق به بعضی از بندگان خدا مانند حضرت عیسی{{ع}} داده شده است (آل عمران، آیه ۴۹ و مائده، آیه ۱۱۰) اما باید توجه داشت که اولاً در آن آیات اصلیترین مرحله آفرینش که دمیدن روح است، با اذن خداوند ذکر شده است و ثانیاً منظور از واگذاری خلق در بحث غلو، خلق کلی است نه خلق به صورت موجبه جزئیه، که در این آیات مطرح است.</ref> موجودات و روزی دادن به آنها را به [[ائمه اطهار]]{{عم}} [[تفویض]] کرده است<ref>آیتالله خویی ضمن اشاره به این قسم و بعضی از مصادیق آن آن را باطل دانسته، آیات قرآنی را دلیل بر بطلان این قول میداند. همچنین اعتقاد به تفویض را، باعث انکار ضروری اسلام میداند. اما درباره کفر آنها، مسئله را مبتنی بر آن میداند که آیا انکار ضروری خود باعث کفر میشود یا آنکه در صورتی که منجر به تکذیب پیامبر اکرم{{صل}} شود، موجب کفر میگردد. همچنین ایشان اشعار بسیاری از شاعران عرب و فارس را که در مدح ائمه{{عم}} سرودهاند، از این نوع غلو میداند. عبارت ایشان چنین است: {{عربی|ومنهم [من الغلاة] من ينسب اليه الاعتراف بالوهيته سبحانه الا انه يعتقد أن الامور الراجعة إلى التشريع والتكوين كلها بيد امير المؤمنين او احدهم{{ع}} فيرى انه المحيي والمميت وانه الخالق والرازق وانه الذي أيد الانبياء السالفين سرا وأيد النبي الاكرم{{صل}} جهراً. واعتقادهم هذا وان كان باطلا واقعاً وخلاف الواقع حقا حيث ان الكتاب العزيز بدل على ان الامور الراجعة إلى التكوين والتشريع كلها بيد الله سبحانه الا انه ليس مماله موضوعية في الحكم بكفر الملتزم به، نعم الاعتقاد بذلك عقيدة التفويض لان معناه ان الله سبحانه كبعض السلاطين والملوك قد عزل نفسه عما يرجع إلى تدبير مملكته وفوض الأمور الراجعة إليها إلى احد وزرائه وهذا كثيرا ما يترائى في الاشعار المنظومة بالعربية او الفارسية حيث ترى أن الشاعر يسند إلى أمير المؤمنين{{ع}} بعضا من هذه الامور. وعليه فهذا الاعتقاد انكار الضروري فان الامور الراجعة إلى التكوين والتشريع مختصة بذات الواجب تعالى فيبتني كثر هذه الطائفة على ما قدمناه من ان انكار الضروري هل يستتبع الكفر مطلقا أو انه انما يوجب الكفر فيما اذا رجع إلى تكذيب النبي{{صل}} كما اذا كان عالما بأن ما يتكره ثبت بالضرورة من الدين فنحكم بكفرهم على الاول واما على الثاني فيفصل بين من اعتقد بذلك لشبهة حصلت أو بسبب ماورد في بعض الادعية وغيرها مما ظاهره أنهم{{ع}} مفوضون في تلك الامور من غير ان يعلم باختصاصها الله سبحانه وبين من اعتقد بذلك مع العلم بان ما يعتقده مما ثبت خلافه بالضرورة من الدين بالحكم بكفره في الصورة الثانية دون الاولى}}. (التنقیح، ج۲، ص۷۴-۷۳)</ref>. | # غلو در صفات، آن است که ائمه{{عم}} را در همان حد ذات و مقام خود، یعنی [[بشر]] و [[امام]] نگه داریم، ولی صفات و ویژگیها و اعمالی را که اولاً و بالذات مخصوص [[خداوند]] است به آنان نسبت دهیم؛ مانند [[اعتقاد]] به اینکه خداوند، [[خلقت]]<ref>درست است که در بعضی از آیات قرآن، نسبت خلق به بعضی از بندگان خدا مانند حضرت عیسی{{ع}} داده شده است (آل عمران، آیه ۴۹ و مائده، آیه ۱۱۰) اما باید توجه داشت که اولاً در آن آیات اصلیترین مرحله آفرینش که دمیدن روح است، با اذن خداوند ذکر شده است و ثانیاً منظور از واگذاری خلق در بحث غلو، خلق کلی است نه خلق به صورت موجبه جزئیه، که در این آیات مطرح است.</ref> موجودات و روزی دادن به آنها را به [[ائمه اطهار]]{{عم}} [[تفویض]] کرده است<ref>آیتالله خویی ضمن اشاره به این قسم و بعضی از مصادیق آن آن را باطل دانسته، آیات قرآنی را دلیل بر بطلان این قول میداند. همچنین اعتقاد به تفویض را، باعث انکار ضروری اسلام میداند. اما درباره کفر آنها، مسئله را مبتنی بر آن میداند که آیا انکار ضروری خود باعث کفر میشود یا آنکه در صورتی که منجر به تکذیب پیامبر اکرم{{صل}} شود، موجب کفر میگردد. همچنین ایشان اشعار بسیاری از شاعران عرب و فارس را که در مدح ائمه{{عم}} سرودهاند، از این نوع غلو میداند. عبارت ایشان چنین است: {{عربی|ومنهم [من الغلاة] من ينسب اليه الاعتراف بالوهيته سبحانه الا انه يعتقد أن الامور الراجعة إلى التشريع والتكوين كلها بيد امير المؤمنين او احدهم{{ع}} فيرى انه المحيي والمميت وانه الخالق والرازق وانه الذي أيد الانبياء السالفين سرا وأيد النبي الاكرم{{صل}} جهراً. واعتقادهم هذا وان كان باطلا واقعاً وخلاف الواقع حقا حيث ان الكتاب العزيز بدل على ان الامور الراجعة إلى التكوين والتشريع كلها بيد الله سبحانه الا انه ليس مماله موضوعية في الحكم بكفر الملتزم به، نعم الاعتقاد بذلك عقيدة التفويض لان معناه ان الله سبحانه كبعض السلاطين والملوك قد عزل نفسه عما يرجع إلى تدبير مملكته وفوض الأمور الراجعة إليها إلى احد وزرائه وهذا كثيرا ما يترائى في الاشعار المنظومة بالعربية او الفارسية حيث ترى أن الشاعر يسند إلى أمير المؤمنين{{ع}} بعضا من هذه الامور. وعليه فهذا الاعتقاد انكار الضروري فان الامور الراجعة إلى التكوين والتشريع مختصة بذات الواجب تعالى فيبتني كثر هذه الطائفة على ما قدمناه من ان انكار الضروري هل يستتبع الكفر مطلقا أو انه انما يوجب الكفر فيما اذا رجع إلى تكذيب النبي{{صل}} كما اذا كان عالما بأن ما يتكره ثبت بالضرورة من الدين فنحكم بكفرهم على الاول واما على الثاني فيفصل بين من اعتقد بذلك لشبهة حصلت أو بسبب ماورد في بعض الادعية وغيرها مما ظاهره أنهم{{ع}} مفوضون في تلك الامور من غير ان يعلم باختصاصها الله سبحانه وبين من اعتقد بذلك مع العلم بان ما يعتقده مما ثبت خلافه بالضرورة من الدين بالحكم بكفره في الصورة الثانية دون الاولى}}. (التنقیح، ج۲، ص۷۴-۷۳)</ref>. | ||
# غلو در [[فضایل]]، آن است که در نسبت دادن صفات و فضایل غیر مخصوص به [[خداوند]]، درباره [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} غلو نماییم؛ مانند اینکه [[معجزات]] فراوانی به ایشان نسبت دهیم و یا آنکه آنان را دارای [[علوم]] فراوانی که عادتاً برای [[بشر]] غیر ممکن است، بدانیم<ref>آیت [[الله]] خویی ضمن اشاره به این قسم و بعضی از مصادیق آن، آن را موجب [[کفر]] و [[انکار]] ضروری ندانسته و بلکه [[اعتقاد]] به بعضی از مصادیق آن را فی الجمله لازم شمرده است. بنابراین، به نظر ایشان، در بعضی از موارد این نوع، غلو [[صدق]] نمیکند. عبارت ایشان چنین است: {{عربی|ومنهم [من الغلاة] من لا يعتقد بربوبية أمير المؤمنين{{ع}} ولا بتفويض الامور اليه وانما يعتقد أنه{{ع}} وغيره من الأئمة الطاهرين ولاة الأمر وأنهم عاملون الله سبحانه وأنهم اكرم المخلوقين عنده فينسب إليهم الرزق والخلق ونحوهما لا بمعنى اسنادها اليهم{{ع}} حقيقة لأنه انما يعتقد ان العامل فيها حقيقة هو الله بل كاسناد الموت إلى ملك الموت والمطر إلى ملك المطر والاحياء إلى عيسى{{ع}} كما | # غلو در [[فضایل]]، آن است که در نسبت دادن صفات و فضایل غیر مخصوص به [[خداوند]]، درباره [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} غلو نماییم؛ مانند اینکه [[معجزات]] فراوانی به ایشان نسبت دهیم و یا آنکه آنان را دارای [[علوم]] فراوانی که عادتاً برای [[بشر]] غیر ممکن است، بدانیم<ref>آیت [[الله]] خویی ضمن اشاره به این قسم و بعضی از مصادیق آن، آن را موجب [[کفر]] و [[انکار]] ضروری ندانسته و بلکه [[اعتقاد]] به بعضی از مصادیق آن را فی الجمله لازم شمرده است. بنابراین، به نظر ایشان، در بعضی از موارد این نوع، غلو [[صدق]] نمیکند. عبارت ایشان چنین است: {{عربی|ومنهم [من الغلاة] من لا يعتقد بربوبية أمير المؤمنين{{ع}} ولا بتفويض الامور اليه وانما يعتقد أنه{{ع}} وغيره من الأئمة الطاهرين ولاة الأمر وأنهم عاملون الله سبحانه وأنهم اكرم المخلوقين عنده فينسب إليهم الرزق والخلق ونحوهما لا بمعنى اسنادها اليهم{{ع}} حقيقة لأنه انما يعتقد ان العامل فيها حقيقة هو الله بل كاسناد الموت إلى ملك الموت والمطر إلى ملك المطر والاحياء إلى عيسى{{ع}} كما ورد في الكتاب العزيز: {{متن قرآن|وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ}} وغيره مما هو من اسناد فعل من افعال الله سبحانه إلى العاملين له بضرب من الاسناد و مثل هذا الاعتقاد غير مستتبع للكفر ولا هو انكار للضروري فعد هذا القسم من أقسام الغلو نظير ما نقل عن الصدوق (قده) عن شيخه ابن الوليد ان نفي السهو عن النبي{{صل}} أول درجة الغلو والغلو بهذا المعنى الاخير مما لا محذور فيه بل لا مناص عن الالتزام به في الجملة}}. التنقیح، ج۲، ص۷۴ و ۷۵.</ref>. | ||
در تقسیمبندی دیگری، [[غلات]] به دو گروه ملحد و [[مفوضه]] تقسیم شدهاند. گروه اول را «غلات برون گروهی» و گروه دوم را «غلات درون گروهی» نیز نامیدهاند. تکیه عمده این تقسیمبندی بر جداسازی بین غلو و [[تفویض]] است. منظور از غلو در این تقسیمبندی، همان غلو در ذات است که ذکر آن در تقسیمبندی پیشین گذشت. با توجه به طرد و [[تکفیر]] آن از سوی [[جامعه]] [[شیعه]] و بهویژه [[ائمه]]{{عم}}، این گروه را غلات ملحد و غلات برون گروهی خواندهاند. این گروه، ائمه{{عم}} را در عرض [[خداوند]] قرار میدهند؛ برخلاف گروه دوم که ائمه{{عم}} را در طول خداوند قرار دادهاند. با توجه به اینکه این گروه از غلات همچنان در [[مذهب تشیع]] ماندهاند و از سوی [[شیعیان]] تکفیر نشدهاند، با تعبیر «غلات درون گروهی» از آنها یاد میشود<ref>مدرسی، سید حسین، مکتب در فرآیند تکامل، ترجمه هاشم ایزد پناه، ص۳۴-۲۹.</ref>. | در تقسیمبندی دیگری، [[غلات]] به دو گروه ملحد و [[مفوضه]] تقسیم شدهاند. گروه اول را «غلات برون گروهی» و گروه دوم را «غلات درون گروهی» نیز نامیدهاند. تکیه عمده این تقسیمبندی بر جداسازی بین غلو و [[تفویض]] است. منظور از غلو در این تقسیمبندی، همان غلو در ذات است که ذکر آن در تقسیمبندی پیشین گذشت. با توجه به طرد و [[تکفیر]] آن از سوی [[جامعه]] [[شیعه]] و بهویژه [[ائمه]]{{عم}}، این گروه را غلات ملحد و غلات برون گروهی خواندهاند. این گروه، ائمه{{عم}} را در عرض [[خداوند]] قرار میدهند؛ برخلاف گروه دوم که ائمه{{عم}} را در طول خداوند قرار دادهاند. با توجه به اینکه این گروه از غلات همچنان در [[مذهب تشیع]] ماندهاند و از سوی [[شیعیان]] تکفیر نشدهاند، با تعبیر «غلات درون گروهی» از آنها یاد میشود<ref>مدرسی، سید حسین، مکتب در فرآیند تکامل، ترجمه هاشم ایزد پناه، ص۳۴-۲۹.</ref>. | ||
| خط ۹۶: | خط ۹۶: | ||
[[دلیل نقلی]]، [[قرآن کریم]] و [[روایات]] موثوق الصدور ـ نه به معنای روایاتی که راویان آنها ثقه هستند ـ است. در قرآن کریم [[آیات]] فراوانی است که در آنها خداوند امور [[تکوینی]] عالم مانند آفرینش، [[رزق]]، میراندن و زنده کردن را به خود نسبت داده است و نیز آیاتی است که بر توحید افعالی دلالت دارند. از این رو، جایی برای عقیده به تفویض باقی نمیماند. در این باره، به ذکر آیهای بسنده میکنیم: در روایتی از امام رضا{{ع}} که در رد قول [[مفوضه]] است، میخوانیم: «... [[خداوند]] آفریننده همه چیز است و او است که میگوید: «خداوند همان کسی است که شما را آفرید، سپس روزی داد، بعد میمیراند، سپس زنده میکند. آیا هیچ یک از همتایانی که برای [[خدا]] قرار دادهاید، چیزی از این [[کارها]] را میتوانند انجام دهند؟ او [[منزه]] و [[برتر]] است از آنچه همتای او قرار میدهند»<ref>بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۲۸، ح۱. آیه مورد اشاره امام در این روایت، آیه ۴۰ سوره روم است.</ref>. [[امام]] در [[استدلال]] یاد شده اشاره میکند که این [[اعتقاد]]، به [[مشرک]] بودن [[مفوضه]] منجر میشود. | [[دلیل نقلی]]، [[قرآن کریم]] و [[روایات]] موثوق الصدور ـ نه به معنای روایاتی که راویان آنها ثقه هستند ـ است. در قرآن کریم [[آیات]] فراوانی است که در آنها خداوند امور [[تکوینی]] عالم مانند آفرینش، [[رزق]]، میراندن و زنده کردن را به خود نسبت داده است و نیز آیاتی است که بر توحید افعالی دلالت دارند. از این رو، جایی برای عقیده به تفویض باقی نمیماند. در این باره، به ذکر آیهای بسنده میکنیم: در روایتی از امام رضا{{ع}} که در رد قول [[مفوضه]] است، میخوانیم: «... [[خداوند]] آفریننده همه چیز است و او است که میگوید: «خداوند همان کسی است که شما را آفرید، سپس روزی داد، بعد میمیراند، سپس زنده میکند. آیا هیچ یک از همتایانی که برای [[خدا]] قرار دادهاید، چیزی از این [[کارها]] را میتوانند انجام دهند؟ او [[منزه]] و [[برتر]] است از آنچه همتای او قرار میدهند»<ref>بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۲۸، ح۱. آیه مورد اشاره امام در این روایت، آیه ۴۰ سوره روم است.</ref>. [[امام]] در [[استدلال]] یاد شده اشاره میکند که این [[اعتقاد]]، به [[مشرک]] بودن [[مفوضه]] منجر میشود. | ||
در بخش [[علم]] نیز میتوانیم به دو دسته از [[آیات قرآن]] استدلال کنیم: دسته اول آیاتی است که [[علم غیب]] را به طور کلی و یا در بعضی از مصادیق آن منحصر به خداوند دانسته است؛ دسته دوم آیاتی است که علم غیب پیامبر | در بخش [[علم]] نیز میتوانیم به دو دسته از [[آیات قرآن]] استدلال کنیم: دسته اول آیاتی است که [[علم غیب]] را به طور کلی و یا در بعضی از مصادیق آن منحصر به خداوند دانسته است؛ دسته دوم آیاتی است که علم غیب پیامبر اکرم{{صل}} و [[پیامبران]] دیگر را نیز منتفی دانسته است. بعضی از [[آیات]] دسته اول چنین است: | ||
#{{متن قرآن|وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ}}<ref>«و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچتر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است» سوره انعام، آیه ۵۹.</ref>. | #{{متن قرآن|وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ}}<ref>«و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچتر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است» سوره انعام، آیه ۵۹.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«و نهان آسمانها و زمین از آن خداوند است و همه کارها بدو باز گردانده میشود پس او را بپرست و بر او توکل کن و پروردگارت از آنچه انجام میدهید غافل نیست» سوره هود، آیه ۱۲۳.</ref>. | #{{متن قرآن|وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«و نهان آسمانها و زمین از آن خداوند است و همه کارها بدو باز گردانده میشود پس او را بپرست و بر او توکل کن و پروردگارت از آنچه انجام میدهید غافل نیست» سوره هود، آیه ۱۲۳.</ref>. | ||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۲۰: | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{مدخل وابسته}} | |||
* [[غلو در دوست داشتن امام علی]] | * [[غلو در دوست داشتن امام علی]] | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | |||
== پرسشهای وابسته == | |||
{{پرسشهای وابسته}} | |||
# [[غلو در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)]] | |||
# [[تاریخچه بحث غلو چیست؟ (پرسش)]] | |||
# [[سیره اهل بیت در برابر غلات چه بوده است؟ (پرسش)]] | |||
# [[سیره امام علی در برخورد با غالیان چه بوده است؟ (پرسش)]] | |||
# [[عقاید غلات چیست؟ (پرسش)]] | |||
{{پایان پرسشهای وابسته}} | |||
== منابع == | == منابع == | ||