پرش به محتوا

رنج‌های حضرت فاطمه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۸۵: خط ۱۸۵:
در این بخش، رخدادهایی که پس از [[سقیفه]]، درباره «فدک» واقع شده و به ما رسیده است را مرور می‌کنیم. نکته قابل توجه اینکه [[تاریخ‌نگاران]] بنا به دلایلی، همچون [[ترس]] و [[تهدید]]؛ [[وعده]] و [[وعید]]؛ [[پرهیز]] از [[کذب]] و [[افتراء]]؛ نیز به بهانه خلط رخدادها باهم، نتوانسته‌اند همه آنچه را اتفاق افتاده است، صحیح و سالم به تصویر بکشند؛ زیرا آنها عموماً پی‌جوی [[مصالح]] شخصی و مصالح [[رهبران]] [[جامعه]] بودند و هر آنچه را که با هوی و هوس‌های آنان، [[هماهنگی]] نداشت و یا ناخوشایند [[حاکمان]] بود، رها کرده‌اند.
در این بخش، رخدادهایی که پس از [[سقیفه]]، درباره «فدک» واقع شده و به ما رسیده است را مرور می‌کنیم. نکته قابل توجه اینکه [[تاریخ‌نگاران]] بنا به دلایلی، همچون [[ترس]] و [[تهدید]]؛ [[وعده]] و [[وعید]]؛ [[پرهیز]] از [[کذب]] و [[افتراء]]؛ نیز به بهانه خلط رخدادها باهم، نتوانسته‌اند همه آنچه را اتفاق افتاده است، صحیح و سالم به تصویر بکشند؛ زیرا آنها عموماً پی‌جوی [[مصالح]] شخصی و مصالح [[رهبران]] [[جامعه]] بودند و هر آنچه را که با هوی و هوس‌های آنان، [[هماهنگی]] نداشت و یا ناخوشایند [[حاکمان]] بود، رها کرده‌اند.


===«فدک»، [[هدیه]] [[پدر]] به دختر ===
===«فدک»، [[هدیه]] پدر به دختر ===
۱. «راوندی» از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده است، آن حضرت فرمود: [[رسول خدا]] {{صل}}، برای [[جنگ]] از [[شهر]] خارج شد و پس از بازگشت از جنگ، نزد [[فاطمه]] {{س}} آمد و فرمود: دخترم! [[خدای متعال]] فدک را به پدرت بخشید. فدک، تنها به من اختصاص دارد و [[مسلمانان]] حقی در آن ندارند و درباره آن می‌توانم هر کاری را انجام دهم و چون مهریه مادرت «خدیجه‌«{{س}} بر گردن من است؛ بنابراین فدک را به تو می‌بخشم و این هدیه، مخصوص تو و [[نسل]] به نسل از فرزندانت می‌باشد.
۱. «راوندی» از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده است، آن حضرت فرمود: [[رسول خدا]] {{صل}}، برای [[جنگ]] از [[شهر]] خارج شد و پس از بازگشت از جنگ، نزد [[فاطمه]] {{س}} آمد و فرمود: دخترم! [[خدای متعال]] فدک را به پدرت بخشید. فدک، تنها به من اختصاص دارد و [[مسلمانان]] حقی در آن ندارند و درباره آن می‌توانم هر کاری را انجام دهم و چون مهریه مادرت «خدیجه‌«{{س}} بر گردن من است؛ بنابراین فدک را به تو می‌بخشم و این هدیه، مخصوص تو و [[نسل]] به نسل از فرزندانت می‌باشد.


امام صادق {{ع}} می‌فرماید: آن‌گاه، پوست عکاظی را‌طلبید که بر آن می‌نوشتند. و [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} را صدا زد و به او فرمود: «قباله فدک را به رسم هدیه بنویس». سپس علی [[ابی طالب]] {{ع}} و [[غلام رسول خدا]] {{صل}} و «[[ام ایمن]]» را بر آن، [[گواه]] گرفت.
امام صادق {{ع}} می‌فرماید: آن‌گاه، پوست عکاظی را‌طلبید که بر آن می‌نوشتند. و [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} را صدا زد و به او فرمود: «قباله فدک را به رسم هدیه بنویس». سپس علی [[ابی طالب]] {{ع}} و غلام رسول خدا {{صل}} و «[[ام ایمن]]» را بر آن، [[گواه]] گرفت.


رسول خدا {{صل}} درباره «ام ایمن» فرمود: «او، زنی از [[زنان]] [[بهشت]] است». اهالی فدک، نزد [[پیامبر اکرم]] {{صل}} آمدند و آن حضرت برای آنها، ۲۴ دینار اجاره بهای سالانه تعیین کرد<ref>خرائج و جرائح، ج۱، ص۱۱۲.</ref>.
رسول خدا {{صل}} درباره «ام ایمن» فرمود: «او، زنی از [[زنان]] [[بهشت]] است». اهالی فدک، نزد [[پیامبر اکرم]] {{صل}} آمدند و آن حضرت برای آنها، ۲۴ دینار اجاره بهای سالانه تعیین کرد<ref>خرائج و جرائح، ج۱، ص۱۱۲.</ref>.
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش