پرش به محتوا

سخاوت: تفاوت میان نسخه‌ها

۹۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = فضایل اخلاقی
| موضوع مرتبط = فضایل اخلاقی
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[سخاوت در قرآن]] - [[سخاوت در حدیث]] - [[سخاوت در اخلاق اسلامی]] - [[سخاوت در معارف دعا و زیارات]] - [[سخاوت در معارف و سیره نبوی]] - [[سخاوت در معارف و سیره علوی]] - [[سخاوت در معارف و سیره سجادی]] - [[سخاوت در معارف و سیره فاطمی]]
| مداخل مرتبط = [[سخاوت در قرآن]] - [[سخاوت در حدیث]] - [[سخاوت در اخلاق اسلامی]] - [[سخاوت در معارف دعا و زیارات]] - [[سخاوت در معارف و سیره معصوم]] - [[سخاوت در معارف و سیره نبوی]] - [[سخاوت در معارف و سیره علوی]] - [[سخاوت در معارف و سیره فاطمی]] - [[سخاوت در معارف و سیره سجادی]] - [[سخاوت در معارف و سیره امام باقر]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[سخاوت]] و [[بخشندگی]]، ملکه‌ای است که صاحب خود را به [[بخشش]] بخشی از آنچه [[خداوند]] روزی او نموده، [[تشویق]] می‌نماید. [[بخشنده]] در این عمل نه به‌دنبال پاداشی مادّی است، و نه به‌دنبال عِوضی [[معنوی]]. [[حضرت حق]] خود در [[قرآن کریم]] این [[فضیلت]] را به این‌گونه معرّفی کرده است: {{متن قرآن|وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>.
سخاوت و [[بخشندگی]]، ملکه‌ای است که صاحب خود را به [[بخشش]] بخشی از آنچه [[خداوند]] روزی او نموده، [[تشویق]] می‌نماید. [[بخشنده]] در این عمل نه به‌دنبال پاداشی مادّی است، و نه به‌دنبال عِوضی [[معنوی]]. [[حضرت حق]] خود در [[قرآن کریم]] این [[فضیلت]] را به این‌گونه معرّفی کرده است: {{متن قرآن|وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>.


[[انفاق]]، همان هزینه کردن در امور شایسته است؛ و گویا در این [[آیه شریفه]]، از آن رو "آنچه هزینه می‌شود" را مذکور نداشته، که تمامی مواردی که در عنوان عامّ "[[سبیل اللّه]]" قرار می‌گیرد را، شامل شود؛ چه هر آنچه مورد [[رضایت]] حضرت حق بوده پسند او را به‌همراه خواهد داشت، می‌تواند مورد انفاق و بخشش قرار گیرد؛ خواه مصارف [[واجب]] باشد و یا مصارف [[مستحب]]؛ آسودگی [[خانواده]]، میهمانی‌های لازم و مواردی این‌گونه نیز، این‌چنین‌اند. پر واضح است که میهمانی‌های غیر لازم و یا همراه با [[اسراف]] و [[زیاده‌روی]] در هزینه، نه تنها مورد رضایت حضرت حق نیست، که در شمار اعمال ناپسند قرار دارد. همچنین این عمومیّت، نشان از آن دارد که بخشش، تنها شامل [[مال]] و [[ثروت]] نشده، [[آبرو]]، [[قدرت]] و حتّی [[جان آدمی]] را نیز شامل می‌شود. آری! در [[صدق]] عنوان "بخشش" شرط است که بدون [[پاداش]] معنوی و یا مادّی بوده، در مقابل چیزی انجام نشود.
[[انفاق]]، همان هزینه کردن در امور شایسته است؛ و گویا در این [[آیه شریفه]]، از آن رو "آنچه هزینه می‌شود" را مذکور نداشته، که تمامی مواردی که در عنوان عامّ "[[سبیل اللّه]]" قرار می‌گیرد را، شامل شود؛ چه هر آنچه مورد [[رضایت]] حضرت حق بوده پسند او را به‌همراه خواهد داشت، می‌تواند مورد انفاق و بخشش قرار گیرد؛ خواه مصارف [[واجب]] باشد و یا مصارف [[مستحب]]؛ آسودگی [[خانواده]]، میهمانی‌های لازم و مواردی این‌گونه نیز، این‌چنین‌اند. پر واضح است که میهمانی‌های غیر لازم و یا همراه با [[اسراف]] و [[زیاده‌روی]] در هزینه، نه تنها مورد رضایت حضرت حق نیست، که در شمار اعمال ناپسند قرار دارد. همچنین این عمومیّت، نشان از آن دارد که بخشش، تنها شامل [[مال]] و [[ثروت]] نشده، [[آبرو]]، [[قدرت]] و حتّی [[جان آدمی]] را نیز شامل می‌شود. آری! در [[صدق]] عنوان "بخشش" شرط است که بدون [[پاداش]] معنوی و یا مادّی بوده، در مقابل چیزی انجام نشود.
خط ۲۱: خط ۲۱:
# آیه نخست دلالت می‌نماید که [[انفاق]]، درخور احوال انفاق کننده، [[نیّت]] او، و [[کردار]] گوناگونش، نتیجه و ثمره خود را ظاهر می‌سازد؛ همان‌گونه که [[بهشت]] نیز با توجّه به احوال افراد، صورت‌های گوناگون می‌پذیرد.
# آیه نخست دلالت می‌نماید که [[انفاق]]، درخور احوال انفاق کننده، [[نیّت]] او، و [[کردار]] گوناگونش، نتیجه و ثمره خود را ظاهر می‌سازد؛ همان‌گونه که [[بهشت]] نیز با توجّه به احوال افراد، صورت‌های گوناگون می‌پذیرد.
# [[انفاق]] هر لحظه ثمره‌ای جدید می‌دهد، و آن ثمره در [[دنیا]] و [[آخرت]] به‌دست صاحبش رسیده، برای او کارگشائی می‌نماید؛ همان‌گونه که آن ثمره نیز هر لحظه ثمره‌ای دیگر، و آن ثمره جدید نیز ثمره‌ای دیگر پدید می‌آورَد. از این رو می‌توان گفت که [[انفاق]] همان - و یا دست کم یکی از مصادیق مهمّ -[[شجره]] طیّبه‌ای است که در [[قرآن کریم]] از آن یاد شده، و به ثمره‌بخشی لحظه به لحظه آن اشاره شده است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا}}<ref>«آیا درنیافته‌ای که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد * به اذن پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد» سوره ابراهیم، آیه ۲۴-۲۵.</ref>. بر این اساس، [[انفاق]] همچون درختان بهشتی و یا همان درخت است؛ چه [[دنیا]] مزرعه [[آخرت]] است که اجزاء بهشتی آن از همان [[خواص]] [[بهشت]] برخوردارند؛ درخت انفاق نیز همچون دیگر درختان بهشت از خاصیّت ثمره بخشی دائمی برخوردار بوده، زارعان خود را از ثمرات بی‌شمار بهره‌مند می‌سازد: {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ}}<ref>«چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده‌اند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوه‌ها و سایه‌هایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>.
# [[انفاق]] هر لحظه ثمره‌ای جدید می‌دهد، و آن ثمره در [[دنیا]] و [[آخرت]] به‌دست صاحبش رسیده، برای او کارگشائی می‌نماید؛ همان‌گونه که آن ثمره نیز هر لحظه ثمره‌ای دیگر، و آن ثمره جدید نیز ثمره‌ای دیگر پدید می‌آورَد. از این رو می‌توان گفت که [[انفاق]] همان - و یا دست کم یکی از مصادیق مهمّ -[[شجره]] طیّبه‌ای است که در [[قرآن کریم]] از آن یاد شده، و به ثمره‌بخشی لحظه به لحظه آن اشاره شده است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا}}<ref>«آیا درنیافته‌ای که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد * به اذن پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد» سوره ابراهیم، آیه ۲۴-۲۵.</ref>. بر این اساس، [[انفاق]] همچون درختان بهشتی و یا همان درخت است؛ چه [[دنیا]] مزرعه [[آخرت]] است که اجزاء بهشتی آن از همان [[خواص]] [[بهشت]] برخوردارند؛ درخت انفاق نیز همچون دیگر درختان بهشت از خاصیّت ثمره بخشی دائمی برخوردار بوده، زارعان خود را از ثمرات بی‌شمار بهره‌مند می‌سازد: {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ}}<ref>«چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده‌اند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوه‌ها و سایه‌هایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>.
# [[آیه]] دوّم نیز، علاوه بر نکاتی که از آیه اوّل استخراج نمودیم، بر نکته‌ای دیگر دلالت می‌نماید؛ و آن اینکه: انفاقْ ملکه [[سخاوت]] را در [[روح انسان]] پرورش داده تقویت می‌نماید، چه هر ملکه‌ای نیازمند به تقویت و استحکام می‌باشد، و استحکام آن تنها به‌واسطه انجام اعمالی که با آن در ارتباط مستقیم است، ممکن می‌باشد.
# [[آیه]] دوّم نیز، علاوه بر نکاتی که از آیه اوّل استخراج نمودیم، بر نکته‌ای دیگر دلالت می‌نماید؛ و آن اینکه: انفاقْ ملکه سخاوت را در [[روح انسان]] پرورش داده تقویت می‌نماید، چه هر ملکه‌ای نیازمند به تقویت و استحکام می‌باشد، و استحکام آن تنها به‌واسطه انجام اعمالی که با آن در ارتباط مستقیم است، ممکن می‌باشد.
# هدفی که در هر انفاقی مدّنظر می‌آید نیز، در این میان از نقشی مهم برخوردار است. از این رو اگر قصد قربت به بارگاه الهی در انفاقی صورت نبندد، در [[حقیقت]] هیچ انفاقی صورت نگرفته؛ امّا اگر با آن قصدِ انسان‌ساز انفاقی هر چند کوچک صورت گیرد، همانند [[بهشت]] از [[شادابی]]، طراوت و خاصیّت ثمره‌بخشی برخوردار خواهد بود. حالْ [[انفاق]] کننده اگر در کنار این [[نیّت]] از نیّت‌های دیگر نیز بهره‌مند باشد، باز نیّتش در چگونگی آنچه انجام داده، دخیل خواهد بود. آن کس که علاوه بر قصد قربت به [[حضرت حق]]، از [[ترس]] [[جهنّم]]، و یا به‌خاطر [[محبّت]] بهشت، و یا برای [[سعادت]] فرزندانش دست به سوی انفاقات [[مستحب]] می‌برد، به همان اندازه که در نیّت آورده از آن [[پاداش]] خواهد برد.
# هدفی که در هر انفاقی مدّنظر می‌آید نیز، در این میان از نقشی مهم برخوردار است. از این رو اگر قصد قربت به بارگاه الهی در انفاقی صورت نبندد، در [[حقیقت]] هیچ انفاقی صورت نگرفته؛ امّا اگر با آن قصدِ انسان‌ساز انفاقی هر چند کوچک صورت گیرد، همانند [[بهشت]] از [[شادابی]]، طراوت و خاصیّت ثمره‌بخشی برخوردار خواهد بود. حالْ [[انفاق]] کننده اگر در کنار این [[نیّت]] از نیّت‌های دیگر نیز بهره‌مند باشد، باز نیّتش در چگونگی آنچه انجام داده، دخیل خواهد بود. آن کس که علاوه بر قصد قربت به [[حضرت حق]]، از [[ترس]] [[جهنّم]]، و یا به‌خاطر [[محبّت]] بهشت، و یا برای [[سعادت]] فرزندانش دست به سوی انفاقات [[مستحب]] می‌برد، به همان اندازه که در نیّت آورده از آن [[پاداش]] خواهد برد.
#"تنها برای به‌دست آوردن [[رضایت الهی]]" که در این [[آیه کریمه]] بدان اشاره رفته است، جمله‌ای [[تفسیری]] است، که نشان دهنده ماهیّت سخاء و [[بخشش]] است؛ چه پیش از این اشاره کردیم که اگر بخششی در مقابل اجری مادّی و یا [[معنوی]] صورت گیرد، از حریم اصطلاحیِ سخاء به‌دور بوده، نمی‌تواند فوائد آن را برای صاحب خود پدید آورَد: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند *(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸-۹.</ref>.
#"تنها برای به‌دست آوردن [[رضایت الهی]]" که در این [[آیه کریمه]] بدان اشاره رفته است، جمله‌ای [[تفسیری]] است، که نشان دهنده ماهیّت سخاء و [[بخشش]] است؛ چه پیش از این اشاره کردیم که اگر بخششی در مقابل اجری مادّی و یا [[معنوی]] صورت گیرد، از حریم اصطلاحیِ سخاء به‌دور بوده، نمی‌تواند فوائد آن را برای صاحب خود پدید آورَد: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند *(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸-۹.</ref>.
خط ۲۸: خط ۲۸:
[[قرآن کریم]] در آیاتی دیگر، [[مؤمنان]] را [[آگاه]] می‌سازد که اتفاقی که به‌همراه منّت و یا اذّیت [[روحی]] دیگری باشد، کاملاً از [[ارزش]] افتاده هیچ‌گونه ثمره‌ای در درگاه الهی نخواهد داشت؛ همان‌گونه که بخشش‌های ریاء‌آمیز نیز همین‌گونه است. در شمار این [[آیات]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«ای مؤمنان! صدقه‌های خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را می‌بخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref>
[[قرآن کریم]] در آیاتی دیگر، [[مؤمنان]] را [[آگاه]] می‌سازد که اتفاقی که به‌همراه منّت و یا اذّیت [[روحی]] دیگری باشد، کاملاً از [[ارزش]] افتاده هیچ‌گونه ثمره‌ای در درگاه الهی نخواهد داشت؛ همان‌گونه که بخشش‌های ریاء‌آمیز نیز همین‌گونه است. در شمار این [[آیات]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«ای مؤمنان! صدقه‌های خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را می‌بخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref>


آیا بطلان این‌گونه [[اعمال]]، بدان خاطر است که منّت مانع از پذیرش عمل است؟؛ و یا بدان سبب است که [[بخشش]] منّت‌آلود اصلاً توان پذیرفته شدن را نداشته در درگاه الهی از هیچ وزنی برخوردار نیست؟ بیشترین [[مفسّران]] [[رأی]] نخست را برگزیده‌اند؛ هرچند به [[باور]] ما نظر دوّم صحیح‌تر می‌نماید.؛ چراکه [[انفاق]] تنها در صورتی متحقّق می‌شود، که [[محبّت]] بدون [[چشم‌داشت]] به عوض جریان یافته، بخشش کننده بدون هیچ دریافتی تنها به بخشش بپردازد، در حالی که در این موارد، منّت و اذیّت نشان می‌دهد که [[بخشنده]]، در مقابل فعل خود نظری دیگر نیز داشته که هم‌اکنون برآورده نشده است. از آن رو آنچه در اینجا انجام می‌پذیرد، تنها از صورت انفاق و بخشش برخوردار بوده؛ امّا در [[حقیقت]] نه بخشش که معامله‌ای بیش نبوده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)| دانش اخلاق اسلامی ج۲]]، ص۳۳۹-۳۴۴.</ref>.
آیا بطلان این‌گونه [[اعمال]]، بدان خاطر است که منّت مانع از پذیرش عمل است؟؛ و یا بدان سبب است که [[بخشش]] منّت‌آلود اصلاً توان پذیرفته شدن را نداشته در درگاه الهی از هیچ وزنی برخوردار نیست؟ بیشترین [[مفسّران]] رأی نخست را برگزیده‌اند؛ هرچند به [[باور]] ما نظر دوّم صحیح‌تر می‌نماید.؛ چراکه [[انفاق]] تنها در صورتی متحقّق می‌شود، که [[محبّت]] بدون چشم‌داشت به عوض جریان یافته، بخشش کننده بدون هیچ دریافتی تنها به بخشش بپردازد، در حالی که در این موارد، منّت و اذیّت نشان می‌دهد که [[بخشنده]]، در مقابل فعل خود نظری دیگر نیز داشته که هم‌اکنون برآورده نشده است. از آن رو آنچه در اینجا انجام می‌پذیرد، تنها از صورت انفاق و بخشش برخوردار بوده؛ امّا در [[حقیقت]] نه بخشش که معامله‌ای بیش نبوده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)| دانش اخلاق اسلامی ج۲]]، ص۳۳۹-۳۴۴.</ref>.


== مراتب بخشش ==
== مراتب بخشش ==
خط ۳۶: خط ۳۶:
این مرتبه - که ضعیف‌ترین مراتب بخشش است - عبارت از انفاقات واجبی است که بر عهده [[انسان]] نهاده شده است. [[پرداخت خمس]]، زکوه، [[حقوق مالی]] به پدر و مادر نیازمند و... در این شمار است.
این مرتبه - که ضعیف‌ترین مراتب بخشش است - عبارت از انفاقات واجبی است که بر عهده [[انسان]] نهاده شده است. [[پرداخت خمس]]، زکوه، [[حقوق مالی]] به پدر و مادر نیازمند و... در این شمار است.


بر اساس آنچه گذشت، درمی یابیم که اگر این امور بر پایه [[ملکه]] از نهاد [[آدمی]] صادر شود، می‌تواند عنوان [[بخشندگی]] / [[سخاوتمند]] بودن را برای آدمی به‌همراه داشته باشد؛ ورنه اگر کسی از [[ترس]] [[دوزخ]]، و یا [[طمع]] در [[بهشت]]، و یا دیگر علل به پرداخت این‌گونه [[حقوق]] خود بپردازد، هرچند [[تکلیف]] خود را انجام داده است، امّا نمی‌توان او را متّصف به [[فضیلت اخلاقی]] سخاء دانست. اینان در صحنه [[قیامت]] از [[اجر]] [[متّقیان]]، و نه منفقان، برخوردار خواهند بود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)| دانش اخلاق اسلامی ج۲]]، ص۳۴۴.</ref>.
بر اساس آنچه گذشت، درمی یابیم که اگر این امور بر پایه ملکه از نهاد [[آدمی]] صادر شود، می‌تواند عنوان [[بخشندگی]] / [[سخاوتمند]] بودن را برای آدمی به‌همراه داشته باشد؛ ورنه اگر کسی از [[ترس]] [[دوزخ]]، و یا [[طمع]] در [[بهشت]]، و یا دیگر علل به پرداخت این‌گونه [[حقوق]] خود بپردازد، هرچند [[تکلیف]] خود را انجام داده است، امّا نمی‌توان او را متّصف به [[فضیلت اخلاقی]] سخاء دانست. اینان در صحنه [[قیامت]] از [[اجر]] [[متّقیان]]، و نه منفقان، برخوردار خواهند بود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)| دانش اخلاق اسلامی ج۲]]، ص۳۴۴.</ref>.


=== مرتبه دوّم ===
=== مرتبه دوّم ===
خط ۵۰: خط ۵۰:


=== مرتبه سوّم ===
=== مرتبه سوّم ===
این مرتبه- که شدیدترین و استوارترین مراتب آن است - همان [[ایثار]] معروف [[اخلاقی]] است. در این مرتبه، شخص [[بخشنده]]، آنچه را خود بدان محتاج است در [[اختیار]] دیگران نهاده، از احتیاج خود بدان چشم می‌پوشد. [[قرآن کریم]] این مرتبه را سخت گرامی داشته، با یادکرد از شماری از [[ایثارگران]]، دیگران را [[ترغیب]] فرموده است تا به [[سنّت]] و روش آنان [[اقتدا]] نمایند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود» سوره حشر، آیه ۹.</ref>. [[آیه شریفه]]، به‌روشنی دلالت می‌نماید که این گروه از [[مسلمانان]]، گذشته از غذا و [[لباس]] خود، حتّی منازل‌شان را نیز در اختیار دیگران نهادند. آنان هرچند خود به این غذا و [[مسکن]] محتاج بودند، امّا دیگران را در این احتیاج بر خود مقدّم داشتند؛ و جالب آنکه به هنگام [[ایثار]]، در نفس خود هیچ اندوهی بر آن نمی‌یافتند!.
این مرتبه- که شدیدترین و استوارترین مراتب آن است - همان [[ایثار]] معروف [[اخلاقی]] است. در این مرتبه، شخص [[بخشنده]]، آنچه را خود بدان محتاج است در [[اختیار]] دیگران نهاده، از احتیاج خود بدان چشم می‌پوشد. [[قرآن کریم]] این مرتبه را سخت گرامی داشته، با یادکرد از شماری از [[ایثارگران]]، دیگران را ترغیب فرموده است تا به [[سنّت]] و روش آنان [[اقتدا]] نمایند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود» سوره حشر، آیه ۹.</ref>. [[آیه شریفه]]، به‌روشنی دلالت می‌نماید که این گروه از [[مسلمانان]]، گذشته از غذا و [[لباس]] خود، حتّی منازل‌شان را نیز در اختیار دیگران نهادند. آنان هرچند خود به این غذا و [[مسکن]] محتاج بودند، امّا دیگران را در این احتیاج بر خود مقدّم داشتند؛ و جالب آنکه به هنگام [[ایثار]]، در نفس خود هیچ اندوهی بر آن نمی‌یافتند!.


در خبر است که یکی از انصاریان [[مدینه]]، [[منزل]] خویش را در اختیار مردی از [[مهاجران]] نهاد و خود در کنار کوچه، [[سکونت]] یافت. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} چون او را در کنار کوچه یافت، از حالش باز پرسید، و سبب سکونتش در آن مکان را سؤال کرد. آن مرد در پاسخ چنین اظهار داشت که: اگر آن [[مهاجر]] در کوچه ساکن می‌شد و من در منزلم بودم، هرگز در آن [[خانه]] [[آسایش]] نمی‌یافتم، چه [[برادر]] خود را در کوچه می‌دیدم؛ امّا اکنون که من در اینجا و او در [[منزل]] من است، جانی [[آسوده]] دارم و نفسی راحت!.
در خبر است که یکی از انصاریان [[مدینه]]، [[منزل]] خویش را در اختیار مردی از [[مهاجران]] نهاد و خود در کنار کوچه، [[سکونت]] یافت. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} چون او را در کنار کوچه یافت، از حالش باز پرسید، و سبب سکونتش در آن مکان را سؤال کرد. آن مرد در پاسخ چنین اظهار داشت که: اگر آن [[مهاجر]] در کوچه ساکن می‌شد و من در منزلم بودم، هرگز در آن [[خانه]] [[آسایش]] نمی‌یافتم، چه [[برادر]] خود را در کوچه می‌دیدم؛ امّا اکنون که من در اینجا و او در [[منزل]] من است، جانی آسوده دارم و نفسی راحت!.


این‌گونه عمل کردن، در میان مردان [[بارگاه الهی]] همیشه به چشم می‌آمده است؛ هرچند دنیادوستان آن را عملی احمقانه دانسته از انجامش باز می‌ایستاده‌اند. اینان در نظر [[قرآن کریم]] چون حیواناتند، که تنها [[آسایش]] خویش را در نظر می‌آورَند: {{متن قرآن|وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ}}<ref>«و همچون چارپایان می‌خورند» سوره محمد، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>.
این‌گونه عمل کردن، در میان مردان [[بارگاه الهی]] همیشه به چشم می‌آمده است؛ هرچند دنیادوستان آن را عملی احمقانه دانسته از انجامش باز می‌ایستاده‌اند. اینان در نظر [[قرآن کریم]] چون حیواناتند، که تنها [[آسایش]] خویش را در نظر می‌آورَند: {{متن قرآن|وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ}}<ref>«و همچون چارپایان می‌خورند» سوره محمد، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>.
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش