خولی بن یزید اصبحی: تفاوت میان نسخهها
←جستارهای وابسته
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
[[خولی بن یزید اصبحی ایادی دارمی]]، در شمار [[سپاه]] و تیراندازان [[عمر بن سعد]] بود. در زیارت نامه [[شهدا]] و [[منابع تاریخی]]، به او نسبت داده شده که تیرهایی را به سوی [[عثمان]] (پسر [[امیر مؤمنان]] {{ع}} و [[برادر]] [[ابو الفضل]] العبّاس) پرتاب کرد و او بر اثر تیر وی و تیر دیگری که شخصی از [[قبیله]] [[بنی ابان]] پرتاب کرد، به شهادت رسید. وی را [[قاتل]] [[جعفر بن علی]] {{ع}} هم شمردهاند؛ اما بیشتر منابع تاریخی، کشته شدن جعفر بن علی را به [[هانی بن ثبیت حضرمی]] نسبت دادهاند. خولی، در [[شهادت امام حسین]] {{ع}} و بریدن سر [[مبارک]] ایشان نیز دست داشت. او به همراه [[حمید بن مسلم ازدی]]، سر مبارک امام حسین {{ع}} را برای [[عبیداللّه بن زیاد]] به [[کوفه]] برد. او شب هنگام به کوفه رسید و سرِ امام {{ع}} را در خانهاش گذاشت و چون همسرش از ماجرا باخبر شد، با وی [[دشمن]] گشت. از اینرو، در [[قیام مختار]]، وقتی مأموران مختار، وارد [[خانه]] [[خولی]] شدند، وی مخفیگاه او را به آنان نشان داد. مأموران، خولی را دستگیر کردند و او را به سوی مختار میبردند که مختار، آنها را از میانه راه برگرداند و [[فرمان]] داد که او را در خانه خودش بکُشند. پس از کشته شدن خولی، مختار، [[جسد]] او را [[آتش]] زد و آن قدر ماند تا جنازهاش به خاکستر تبدیل شد و سپس باز گشت.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۷۵۵.</ref> | [[خولی بن یزید اصبحی ایادی دارمی]]، در شمار [[سپاه]] و تیراندازان [[عمر بن سعد]] بود. در زیارت نامه [[شهدا]] و [[منابع تاریخی]]، به او نسبت داده شده که تیرهایی را به سوی [[عثمان]] (پسر [[امیر مؤمنان]] {{ع}} و [[برادر]] [[ابو الفضل]] العبّاس) پرتاب کرد و او بر اثر تیر وی و تیر دیگری که شخصی از [[قبیله]] [[بنی ابان]] پرتاب کرد، به شهادت رسید. وی را [[قاتل]] [[جعفر بن علی]] {{ع}} هم شمردهاند؛ اما بیشتر منابع تاریخی، کشته شدن جعفر بن علی را به [[هانی بن ثبیت حضرمی]] نسبت دادهاند. خولی، در [[شهادت امام حسین]] {{ع}} و بریدن سر [[مبارک]] ایشان نیز دست داشت. او به همراه [[حمید بن مسلم ازدی]]، سر مبارک امام حسین {{ع}} را برای [[عبیداللّه بن زیاد]] به [[کوفه]] برد. او شب هنگام به کوفه رسید و سرِ امام {{ع}} را در خانهاش گذاشت و چون همسرش از ماجرا باخبر شد، با وی [[دشمن]] گشت. از اینرو، در [[قیام مختار]]، وقتی مأموران مختار، وارد [[خانه]] [[خولی]] شدند، وی مخفیگاه او را به آنان نشان داد. مأموران، خولی را دستگیر کردند و او را به سوی مختار میبردند که مختار، آنها را از میانه راه برگرداند و [[فرمان]] داد که او را در خانه خودش بکُشند. پس از کشته شدن خولی، مختار، [[جسد]] او را [[آتش]] زد و آن قدر ماند تا جنازهاش به خاکستر تبدیل شد و سپس باز گشت.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۷۵۵.</ref> | ||
==خوش خدمتی خولی به [[ابن زیاد]]== | |||
خولی از مهرههای [[جاهطلب]] و باقساوت بود که به [[کربلا]] اعزام شد، ولی از آنجا که [[قدرت]] [[طلب]] بود سعی میکرد در ردیف عناصر تعیین کننده [[حکومت اموی]] قرار گیرد، حتی به قیمت حذف عناصر موجود و [[جایگزینی]] خود. از [[روز]] [[سوم محرم]] که [[عمر سعد]] با نیروی تحت امرش به کربلا آمد، چند جلسه خصوصی با [[سیدالشهداء]] بین دو اردوگاه داشت. در این [[دیدارها]] تلاشش بر این بود که حسین{{ع}} را به [[تسلیم]] و [[انقیاد]] در برابر ابن زیاد [[دعوت]] کند، خولی بن یزید اصبحی نامهای به ابن زیاد نوشت که این چه [[فرماندهی]] است که هر شب با [[حسین بن علی]] جلسه میگیرد و بر رحم و [[رأفت]] روا میدارد. اگر عمر سعد [[توانایی]] ندارد [[فرماندهی لشکر]] را به من واگذار کن.... | |||
این [[نامه]] [[عزم]] ابن زیاد را بر [[بستن آب]] بر [[اردوگاه حسین]]{{ع}} برانگیخت و [[مفسده]] بزرگی به دنبال داشت و لذا ابن زیاد نامهای به عمر سعد نوشت که شنیدهام شبها با حسین جلسه میگیری و بر او راه [[احسان]] را در پیش گرفتهای. به محض رسیدن نامهام حسین را [[مأمور]] کن که امر مرا بپذیرد اگر [[اطاعت]] نکرد از [[نوشیدن آب]] ممنوعش کن. من آب را بر [[یهود]] و [[نصارا]] [[حلال]] کردم و بر حسین و [[اهل]] بیتش [[حرام]] نمودم<ref>ناسخ التواریخ، ج۲، ص۱۹۳؛ ارشاد، مفید، ص۲۰۲.</ref>. | |||
به دنبال این نامه بود که [[عمرو بن حجاج]] را با پانصد سوار مأمور [[فرات]] کرد و از روز سه [[شنبه]] هفتم [[محرم]] ممنوعیت استفاده از آب برای سیدالشهداء و [[یاران]] و اهل بیتش به [[اجرا]] درآمد. البته خولی چند [[جنایت]] به یاد ماندنی دیگر را هم مرتکب شد، [[شهادت علی اصغر]] و [[جسارت]] به سر [[مبارک]] سیدالشهداء و قرار دادنش در [[تنور]]، سنگ به پیشانی حضرت و جاری شدن [[خون]] و....<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء]]، ج۱، ص ۱۷۷.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||