پرش به محتوا

دختر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۶۲۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۳ اکتبر ۲۰۲۴
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
دختر واژه‌ای [[فارسی]] به معنای فرزند اناث [[انسان]] و [[کودک]] یا نوجوان از جنس مؤنث است و در فارسی به آن دُخت هم می‌گویند. <ref>لغت نامه، ج ۷، ص ۱۰۴۹۱؛ فرهنگ فارسی، ج ۲، ص ۱۴۹۸، "دختر".</ref> نزدیک‌ترین معادل [[عربی]] آن "بنت" است و جمع آن "بنات".<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۹۶؛ المصباح، ص ۶۳، "ابن".</ref> بعضی واژه‌پژوهان "بنت" را از ریشه "ب ـ ن ـ و"<ref>المصباح، ص ۶۳. </ref> و برخی از ریشه "ب ـ ن ـ ی" به معنای ساختن دانسته‌اند <ref>التحقیق، ج ۱، ص ۳۴۰ ـ ۳۴۲، "بنو".</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref>
دختر واژه‌ای فارسی به معنای فرزند اناث [[انسان]] و کودک یا نوجوان از جنس مؤنث است و در فارسی به آن دُخت هم می‌گویند. <ref>لغت نامه، ج ۷، ص ۱۰۴۹۱؛ فرهنگ فارسی، ج ۲، ص ۱۴۹۸، "دختر".</ref> نزدیک‌ترین معادل عربی آن "بنت" است و جمع آن "بنات".<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۹۶؛ المصباح، ص ۶۳، "ابن".</ref> بعضی واژه‌پژوهان "بنت" را از ریشه "ب ـ ن ـ و"<ref>المصباح، ص ۶۳. </ref> و برخی از ریشه "ب ـ ن ـ ی" به معنای ساختن دانسته‌اند <ref>التحقیق، ج ۱، ص ۳۴۰ ـ ۳۴۲، "بنو".</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref>


== دختر در [[قرآن]] ==
== دختر در [[قرآن]] ==
خط ۶۵: خط ۶۵:
# پدر و جدّ: آنان می‌توانند دختر را به ازدواج هر کس خواستند در آورند <ref>الخلاف، ج ۴، ص ۲۵۰؛ المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۵ ـ ۳۶.</ref> و به [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۳، ص ۷۳؛ ج ۱۴، ص ۲۷۲.</ref> و روایاتی <ref>المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ وسائل‌الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۷۰.</ref> استناد شده است. [[ولایت]] یاد شده به این معنا نیست که دختر دچار [[قصور]] [[عقلی]] و [[فکری]] یا [[اجتماعی]] یا [[مدیریت]] [[اقتصادی]] است، بلکه به گوشه‌ای از [[روانشناسی]] [[زن]] و مرد مربوط است، زیرا [[زن]] با همه وجود [[نیازمند]] [[محبت]] است و تا دوشیزه است و درباره مردان تجربه کافی ندارد، به سبب خوشباوری و [[مثبت اندیشی]]، زود از مردان [[فریب]] می‌خورد، پس می‌بایست با [[پدر]] خود که از [[احساسات]] مردان بهتر [[آگاه]] است و خیر فرزندش را می‌خواهد، [[مشورت]] و لزوما موافقت او را جلب کند. <ref>مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۲، "نظام حقوق زن".</ref> آری! اگر پدر بی [[رعایت مصلحت]] دخترش را از [[ازدواج]] با شوهر مناسب بازدارد، ولایتش ساقط می‌شود. <ref> کشف اللثام، ج ۷، ص ۸۲؛ مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۱.</ref>
# پدر و جدّ: آنان می‌توانند دختر را به ازدواج هر کس خواستند در آورند <ref>الخلاف، ج ۴، ص ۲۵۰؛ المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۵ ـ ۳۶.</ref> و به [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۳، ص ۷۳؛ ج ۱۴، ص ۲۷۲.</ref> و روایاتی <ref>المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ وسائل‌الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۷۰.</ref> استناد شده است. [[ولایت]] یاد شده به این معنا نیست که دختر دچار [[قصور]] [[عقلی]] و [[فکری]] یا [[اجتماعی]] یا [[مدیریت]] [[اقتصادی]] است، بلکه به گوشه‌ای از [[روانشناسی]] [[زن]] و مرد مربوط است، زیرا [[زن]] با همه وجود [[نیازمند]] [[محبت]] است و تا دوشیزه است و درباره مردان تجربه کافی ندارد، به سبب خوشباوری و [[مثبت اندیشی]]، زود از مردان [[فریب]] می‌خورد، پس می‌بایست با [[پدر]] خود که از [[احساسات]] مردان بهتر [[آگاه]] است و خیر فرزندش را می‌خواهد، [[مشورت]] و لزوما موافقت او را جلب کند. <ref>مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۲، "نظام حقوق زن".</ref> آری! اگر پدر بی [[رعایت مصلحت]] دخترش را از [[ازدواج]] با شوهر مناسب بازدارد، ولایتش ساقط می‌شود. <ref> کشف اللثام، ج ۷، ص ۸۲؛ مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۱.</ref>
# [[رضایت]] و موافقت پدر و دختر<ref>المقنعه، ص ۵۱۰؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۴.</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref>
# [[رضایت]] و موافقت پدر و دختر<ref>المقنعه، ص ۵۱۰؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۴.</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref>
== دختر در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ==
منظور از دختران، چه دختران خود [[پیامبر]] می‌باشد و چه دختران دیگران که به گونه‌ای مخاطب [[قرآن]] قرار گرفته و [[پیامبر]] به مناسبت‌ها با آنان سخن گفته است.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>"ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو چادرها یشان را بر خویش نیک بپوشند؛ این (کار) برای اینکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیک‌تر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است" سوره احزاب، آیه ۵۹.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>
#{{متن قرآن|ُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>"و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که:" سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>
#{{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>"بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو:" سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>
'''نکات:''' در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
# [[پیامبر]] موظف به توصیه دختران خود به رعایت [[حجاب]] قبل از توصیه به دیگران: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ}}<ref>"ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو چادرها یشان را بر خویش نیک بپوشند؛ این (کار) برای اینکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیک‌تر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است" سوره احزاب، آیه ۵۹.</ref>
# جواز [[ازدواج پیامبر]] بادختر دایی‌های خود ودختر عموها و دختر عمه‌ها و دختر خاله‌ها در صورت [[مهاجرت]] و [[ایمان آوردن]] آنها: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>.... {{متن قرآن|عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>
# [[ازدواج]] [[زید]] پسر خوانده [[پیامبر]] با دختر عمه [[رسول الله]] [[زینب]] و [[ازدواج پیامبر]] با دختر عمه خود پس از [[طلاق]] از طرف [[زید]] به [[دستور خداوند]]: {{متن قرآن|فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>"و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که:" سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>.
# [[همراهی]] [[دختر پیامبر]] ([[فاطمه]]) در [[جریان مباهله]] آن [[حضرت]] با [[نصارا]]: {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}}<ref>"بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو:" سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref><ref>در تفسیر قمی از امام صادق روایت کرده که فرمود: نصارای نجران وقتی برای وفد و شرفیابی حضور رسول خدا ص حرکت می‌کردند، سه نفر از بزرگانشان به نام اهتم و عاقب و سید با آنان همراهی نمودند،.. پس از بحث و سخن آنان قانع نشدند لذا رسول خدا ص به ایشان فرمود: پس با من مباهله کنید، اگر من صادق بودم لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر کاذب باشم لعنتش بر من نازل شود، مسیحیان گفتند: با ما از در انصاف درآمدی، قرار گذاشتند همین کار را بکنند، وقتی مشورت کردند و گفتند: اگر خودش با امتش به مباهله بیایند، مباهله می‌کنیم چون می‌فهمیم که او پیغمبر نیست و اگر خودش با اقرباءش به مباهله بیاید مباهله نمی‌کنیم، چون هیچکس علیه زن و بچه خود اقدامی نمی‌کند، مگر آنکه ایمان و یقین داشته باشد که خطری در بین نیست و در این صورت او در دعویش صادق است، فردا صبح به طرف رسول خدا روانه شدند، دیدند که تنها رسول خدا و علی بن ابی طالب و فاطمه و حسن و حسین {{ع}}برای مباهله آمده‌اند، نصارا از اشخاص پرسیدند: اینان چه کسانی هستند؟ گفتند: این مرد پسر عم و وصی و داماد او است و این دخترش فاطمه س است و این دو کودک، دو فرزندانش حسن و حسین {{ع}}هستند، نصارا سخت دچار وحشت شدند و به رسول خدا ص عرضه داشتند: ما حاضریم تو را راضی کنیم، ما را از مباهله معاف بدار، رسول خدا ص با ایشان به جزیه مصالحه کرد و نصارا به دیار خود برگشتند. (ترجمه المیزان، ج ۳، ص: ۳۶۱ - تفسیرقمی ج ۱ ص ۱۰۴)</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۵۱۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']]
# [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']]
# [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش