بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = حج | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[طواف در معارف دعا و زیارات]] - [[طواف در معارف و سیره سجادی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = حج | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[طواف در قرآن]] - [[طواف در معارف دعا و زیارات]] - [[طواف در معارف و سیره سجادی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
== طواف [[پیامبران]] == | == طواف [[پیامبران]] == | ||
هفتاد و پنج [[پیامبر]] حج گزارده و همگان طواف کردهاند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۶۹.</ref>. پس از [[مرگ]] [[حضرت آدم]]، [[شیث]]{{ع}} نیز به همان شیوه حج گزارد. از طواف [[حضرت نوح]] نیز در [[روایات]] سخن به میان آمده است. گرچه در [[نقلی]] گفته شده که از فاصله زمانی حضرت نوح تا [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} هیچ یک از پیامبران حج نگزارده، پیرامون [[خانه خدا]] طواف نکردهاند، | هفتاد و پنج [[پیامبر]] حج گزارده و همگان طواف کردهاند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۶۹.</ref>. پس از [[مرگ]] [[حضرت آدم]]، [[شیث]]{{ع}} نیز به همان شیوه حج گزارد. از طواف [[حضرت نوح]] نیز در [[روایات]] سخن به میان آمده است. گرچه در [[نقلی]] گفته شده که از فاصله زمانی حضرت نوح تا [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} هیچ یک از پیامبران حج نگزارده، پیرامون [[خانه خدا]] طواف نکردهاند، لکن [[یعقوبی]] مینویسد: «[[خدای متعال]] هود بن عبدالله بن رباح بن خلود بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح را [[مبعوث]] فرمود<ref>اعراف، ۷۲ – ۶۵، هود ۶۰ – ۵۰، شعراء، ۱۴۰ – ۱۲۳.</ref> و او عاد را به [[عبادت]] و [[اطاعت]] [[پروردگار]] و دوری از [[محرمات]] [[دعوت]] میکرد و آنها تکذیبش نمودند، تا [[خدا]] سه سال [[باران]] را از آنان گرفت. پس کسانی از خود را به سوی [[کعبه]] فرستادند تا برای آنها از خدا باران بخواهند و آنها چهل [[روز]] به طواف کعبه و [[مراسم]] [[زیارت]] آن مشغول بودند»<ref>تاریخ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۳، ج۱، ص۲۰.</ref>. سالها میگذرد و به دوران حضرت [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} کعبه و حجگزاری رونقی تازه پیدا میکند. | ||
[[معلم]] [[حضرت ابراهیم]] و اسماعیل{{ع}} در [[مناسک حج]]، [[جبرئیل]] بود. پس از حضرت ابراهیم، [[موسی]]{{ع}} نیز [[حج]] گزارده، از [[امام صادق]]{{ع}} سئوال شد: آیا قبل از [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}} حج گزارده میشد؟ فرمود: آری و تصدیق آن در [[قرآن]]، گفتار شعیب است که هنگام [[ازدواج]] موسی گفت: {{متن قرآن|عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ}}<ref>«بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> تصمیم دارم یکی از دو دخترم را به ازدواج تو درآورم، بر این مهر که هشت حج برای من [[خدمت]] کنی همانا [[آدم]] و نوح حج گزاردند. [[سلیمان بن داوود]] همراه با [[جن]] و انس و پرنده و باد حج انجام داد. موسی سوار بر شتری سرخ رنگ حج گزارده و میفرمود: {{متن حدیث|لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ}}<ref>تفسیر برهان، ج۱، ص۱۵۵، بحار الانوار، ج۹۹، ص۴۱/۶۴.</ref>. [[یونس بن متی]] و [[عیسی]]{{ع}} نیز حج گزاردهاند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۷۳.</ref>. | [[معلم]] [[حضرت ابراهیم]] و اسماعیل{{ع}} در [[مناسک حج]]، [[جبرئیل]] بود. پس از حضرت ابراهیم، [[موسی]]{{ع}} نیز [[حج]] گزارده، از [[امام صادق]]{{ع}} سئوال شد: آیا قبل از [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}} حج گزارده میشد؟ فرمود: آری و تصدیق آن در [[قرآن]]، گفتار شعیب است که هنگام [[ازدواج]] موسی گفت: {{متن قرآن|عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ}}<ref>«بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> تصمیم دارم یکی از دو دخترم را به ازدواج تو درآورم، بر این مهر که هشت حج برای من [[خدمت]] کنی همانا [[آدم]] و نوح حج گزاردند. [[سلیمان بن داوود]] همراه با [[جن]] و انس و پرنده و باد حج انجام داد. موسی سوار بر شتری سرخ رنگ حج گزارده و میفرمود: {{متن حدیث|لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ}}<ref>تفسیر برهان، ج۱، ص۱۵۵، بحار الانوار، ج۹۹، ص۴۱/۶۴.</ref>. [[یونس بن متی]] و [[عیسی]]{{ع}} نیز حج گزاردهاند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۷۳.</ref>. | ||
| خط ۹۵: | خط ۹۵: | ||
== طواف در [[جاهلیت]] == | == طواف در [[جاهلیت]] == | ||
در دوران قبل از [[اسلام]] و در عصر جاهلی، [[مراسم حج]] و طواف [[خانه خدا]]، همچنان وجود داشت. [[قریش]] و عموم [[فرزندان]] معدّ بن عدنان پارهای از [[احکام]] [[دین ابراهیم]] را به دست داشتند. [[خانه کعبه]] را [[زیارت]] میکردند و [[مناسک حج]] را به پا میداشتند، مهماننواز بودند و [[ماههای حرام]] را بزرگ میداشتند<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۳۳۱، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ص۱۳۶۳.</ref>. | در دوران قبل از [[اسلام]] و در عصر جاهلی، [[مراسم حج]] و طواف [[خانه خدا]]، همچنان وجود داشت. [[قریش]] و عموم [[فرزندان]] معدّ بن عدنان پارهای از [[احکام]] [[دین ابراهیم]] را به دست داشتند. [[خانه کعبه]] را [[زیارت]] میکردند و [[مناسک حج]] را به پا میداشتند، مهماننواز بودند و [[ماههای حرام]] را بزرگ میداشتند<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۳۳۱، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ص۱۳۶۳.</ref>. لکن با گذشت [[زمان]]، آگاهان دینساز، بازیگران [[دنیا]] خواه و [[کجاندیشان]] [[جاهل]]، به گونههای مختلف به [[تحریف]] این [[فریضه الهی]] پرداختند. | ||
یعقوبی مینویسد: [[عمرو بن لحی]] به سرزمین شام رفت و آنجا مردمی از [[عمالقه]] بودند که [[بت]] میپرستیدند، پس به آنها گفت: این بتهایی که شما میپرستید چیستند؟ گفتند: اینها بتهایی هستند که آنها را [[پرستش]] میکنیم و از آنها [[یاری]] میخواهیم، پس یاری کرده میشویم و به وسیله آنها [[باران]] میخواهیم پس [[سیراب]] میشویم، عمر بن لحی گفت: یکی از این [[بتها]] را به من نمیبخشید تا آن را به [[زمین]] [[عرب]] برم، همانجا که عرب برای [[زیارت]] [[خانه خدا]] میآیند؟ پس بتی به نام «[[هبل]]» به او دادند و آن را به [[مکه]] آورد و نزد [[کعبه]] نهاد و آن اول بتی بود که در مکه نهاده شد. سپس «[[اساف]]» و «[[نائله]]» را آوردند و هر کدام را بر یکی از ارکان کعبه نهادند و طواف کننده، طواف خود را از اساف شروع میکرد و آن را میبوسید و نیز به آن ختم میکرد<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۱ و ۲۳۲.</ref>. | یعقوبی مینویسد: [[عمرو بن لحی]] به سرزمین شام رفت و آنجا مردمی از [[عمالقه]] بودند که [[بت]] میپرستیدند، پس به آنها گفت: این بتهایی که شما میپرستید چیستند؟ گفتند: اینها بتهایی هستند که آنها را [[پرستش]] میکنیم و از آنها [[یاری]] میخواهیم، پس یاری کرده میشویم و به وسیله آنها [[باران]] میخواهیم پس [[سیراب]] میشویم، عمر بن لحی گفت: یکی از این [[بتها]] را به من نمیبخشید تا آن را به [[زمین]] [[عرب]] برم، همانجا که عرب برای [[زیارت]] [[خانه خدا]] میآیند؟ پس بتی به نام «[[هبل]]» به او دادند و آن را به [[مکه]] آورد و نزد [[کعبه]] نهاد و آن اول بتی بود که در مکه نهاده شد. سپس «[[اساف]]» و «[[نائله]]» را آوردند و هر کدام را بر یکی از ارکان کعبه نهادند و طواف کننده، طواف خود را از اساف شروع میکرد و آن را میبوسید و نیز به آن ختم میکرد<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۱ و ۲۳۲.</ref>. | ||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۲۰: | ||
طواف، [[واجب]] رکنی است در [[مراسم حج]] و [[عمره]]. به آن طواف اول، طواف فرض، طواف [[فریضه]]، طواف رکن هم میگویند. این طواف در عمره مفرده دومین عمل است که پس از [[احرام]] و در [[لباس]] احرام صورت میگیرد و [[زمان]] انجام آن طول ایام سال است، به جز ایام اختصاصی [[حج]]. | طواف، [[واجب]] رکنی است در [[مراسم حج]] و [[عمره]]. به آن طواف اول، طواف فرض، طواف [[فریضه]]، طواف رکن هم میگویند. این طواف در عمره مفرده دومین عمل است که پس از [[احرام]] و در [[لباس]] احرام صورت میگیرد و [[زمان]] انجام آن طول ایام سال است، به جز ایام اختصاصی [[حج]]. | ||
طواف [[زیارت]] در [[عمره]] | طواف [[زیارت]] در [[عمره]] تمتع دومین عمل است که بعد از [[احرام]] و در [[لباس]] احرام صورت میگیرد و [[زمان]] انجام آن از اول [[ماه شوال]] است تا قبل از [[روز نهم ذیحجه]]. اما در حج، هفتمین عمل حج (تمتع و قران) است که بعد از حلق یا تقصیر در [[روز دهم ذیحجه]] با کوچ از [[منی]] به [[مکه]] صورت میگیرد. این طواف را پس از مراجعت از منی (در روز دوازدهم ذیحجه) نیز میتوان انجام داد، ولی [[مستحب]] است که در همان [[روز]] [[عید]] صورت گیرد. این طواف در غیر لباس احرام صورت میگیرد، چون با انجام حلق یا تقصیر، [[حاجی]] از لباس احرام بیرون میآید<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۴۰.</ref> | ||
== طواف عاشقانه == | == طواف عاشقانه == | ||
یکی از لحظات شیرین و به یادماندنی حج، زمانی است که حاجی پس از انجام طواف، | یکی از لحظات شیرین و به یادماندنی حج، زمانی است که حاجی پس از انجام طواف، پرده کعبه را در دست گرفته، خود را به [[کعبه]] چسبانده، قطرات اشکش مرواریدگونه از گونههایش سرازیر گردد و با [[خدا]] راز و نیاز کند. عاشقان حریم [[دوست]]، آنگاه که در کنار [[خانه]] یار قرار میگیرند، حالاتی خوش و دیدنی دارند. | ||
اصمعی میگوید: شبی گِرد کعبه طواف میکردم، [[جوانی]] ظریف اندام را دیدم که به پرده کعبه چنگ زده، میگفت: [[چشمها]] در خوابند و [[ستارگان]] برآمدهاند، و تو [[پادشاه]] زنده [[پایداری]]، پادشاهان دربهایشان را بسته و بر آن نگاهبانانی گماردهاند [ولی] درب خانه تو برای درخواست کنندگان باز است، به سوی تو آمدم تا به [[رحمت]] خود به من نظر کنی، ای مهربانترین مهربانان. | اصمعی میگوید: شبی گِرد کعبه طواف میکردم، [[جوانی]] ظریف اندام را دیدم که به پرده کعبه چنگ زده، میگفت: [[چشمها]] در خوابند و [[ستارگان]] برآمدهاند، و تو [[پادشاه]] زنده [[پایداری]]، پادشاهان دربهایشان را بسته و بر آن نگاهبانانی گماردهاند [ولی] درب خانه تو برای درخواست کنندگان باز است، به سوی تو آمدم تا به [[رحمت]] خود به من نظر کنی، ای مهربانترین مهربانان. | ||
| خط ۱۳۶: | خط ۱۳۶: | ||
علی بن مزید [[بیاع سابری]] نیز گفته است: [[امام صادق]]{{ع}} را در [[حجر اسماعیل]] دیدم؛ زیرا ناودان ایستاده، صورتش را به [[کعبه]] گذاشته و دستهایش را گشوده و میفرمود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ ضَعْفِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي، اللَّهُمَّ أَنْزِلْ عَلَيَّ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَدِرَّ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْوَاسِعِ، وَ ادْرَأْ عَنِّي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ، اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي الرِّزْقِ وَ لَا تَقْتُرْ عَلَيَّ}}. | علی بن مزید [[بیاع سابری]] نیز گفته است: [[امام صادق]]{{ع}} را در [[حجر اسماعیل]] دیدم؛ زیرا ناودان ایستاده، صورتش را به [[کعبه]] گذاشته و دستهایش را گشوده و میفرمود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ ضَعْفِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي، اللَّهُمَّ أَنْزِلْ عَلَيَّ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَدِرَّ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْوَاسِعِ، وَ ادْرَأْ عَنِّي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ، اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي الرِّزْقِ وَ لَا تَقْتُرْ عَلَيَّ}}. | ||
[[خالد بن ربعی]] نیز گفته است: [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} برای برخی نیازها وارد [[مکه]] شدند [در [[مسجدالحرام]]] مرد [[عرب]] بیابانی را دیدند که | [[خالد بن ربعی]] نیز گفته است: [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} برای برخی نیازها وارد [[مکه]] شدند [در [[مسجدالحرام]]] مرد [[عرب]] بیابانی را دیدند که پرده کعبه را گرفته و میگفت: ای صاحب [[خانه]]، خانه خانه تو است و مهمان نیز مهمان تو، هر مهمانی از میزبانش [[نیکی]] میبیند، پس امشب احسانت به من، [[آمرزش]] گناهانم باشد. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به [[یاران]] خود فرمودند: آیا نشنیدید سخن [[اعرابی]] را؟ گفتند: آری شنیدیم، حضرت فرمود: [[خداوند]] کریمتر از آن است که میهمانش را براند. شب دوم دیدند بار دیگر این مرد آمده خود را به رکن چسبانده و میگوید: {{متن حدیث|يَا عَزِيزاً فِي عِزِّكَ فَلَا أَعَزَّ مِنْكَ فِي عِزِّكَ أَعِزَّنِي بِعِزِّ عِزِّكَ فِي عِزٍّ لَا يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} عَلَيْكَ أَعْطِنِي مَا لَا يُعْطِينِي أَحَدٌ غَيْرُكَ وَ اصْرِفْ عَنِّي مَا لَا يَصْرِفُهُ أَحَدٌ غَيْرُكَ}}. سپس امیر مؤمنان{{ع}} به یاران خویش فرمودند: «به [[خدا]] [[سوگند]] این اسم اکبر به زبان یونانی است که حبیب من [[رسول خدا]]{{صل}} آن را به من خبر داده است. او [[بهشت]] را طلب کرد و خداوند به او عنایت نمود. او از خداوند خواست [[آتش]] را از وی بگرداند و خداوند نیز چنین کرد<ref>مستدرک الوسائل، باب استحباب التعلق باستتار الکعبه و الدعاء عندها، ج۹، ۱.</ref>. | ||
[[طاووس یمانی]] نیز گفته است؛ در [[دل]] شب مردی را دیدم که پرده کعبه را در دست گرفته و میگوید: | [[طاووس یمانی]] نیز گفته است؛ در [[دل]] شب مردی را دیدم که پرده کعبه را در دست گرفته و میگوید: | ||