پرش به محتوا

شناخت اولو الامر: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸۲: خط ۱۸۲:
به جز افراد یاد شده، جمع کثیر دیگری از [[عالمان اهل سنت]] نیز حدیث فوق را با [[سند صحیح]] در آثارشان ثبت کرده‌اند. از آن جمله‌اند: [[حاکم نیشابوری]]، [[سیوطی]]، [[خطیب بغدادی]]، [[ابونعیم اصفهانی]]، [[بیهقی]]، منصور علی ناصف، [[ابوالقاسم طبرانی]]، [[ابن حجر عسقلانی]]، [[خطیب تبریزی]]، [[ناصرالدین البانی]]<ref>آثارشان به ترتیب عبارت است از: محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، المستدرک الصحیحین، ج۳، ص۶۱۸؛ جلال الدین سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص١٠؛ احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۴، ص۳۵۳ و ج۶، ص۲۶۳؛ ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۴، ص۳۳۳؛ احمد بن حسین بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعة، ج۶، ص۵۲۰؛ التاج الجامع للاصول، ج۳، ص۳۹؛ سلیمان بن احمد طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲، ص۱۹۵؛ احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۱۳، ص۲۱۱؛ محمد بن عبدالله خطیب تبریزی، مشکاة المصابیح، ح۵۹۷۴؛ محمد ناصر الدین البانی، سلسلة الصحیحة، ح۱۰۷۵.</ref> و شماری دیگر. [[حدیث]] یاد شده مورد قبول [[دانشمندان]] [[فریقین]] است. بررسی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد تا کنون کسی به هر دلیلی، مطلبی در [[تضعیف]] این حدیث ننوشته است؛ بلکه [[محدثان]] و دیگر [[دانشمندان اهل سنت]]، حدیث یاد شده را در آثارشان نقل کرده و بر [[صحت]] آن تأکید کرده‌اند. بررسی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد تمامی [[رجال]] [[سند حدیث]]، از محدثان و فقهای طراز اول عصر خویش بوده‌اند. [[ترمذی]] در [[سنن]] خود پس از [[نقل حدیث]] می‌نویسد: «حدیث [[نیکو]] و صحیحی است»<ref>محمد بن عیسی ترمذی، سنن ترمذی، کتاب الفتن، باب ۴۶.</ref> و [[ناصرالدین البانی]] پس از نقل حدیث می‌نویسد: «سند حدیث سند نیکویی است و رجال آن مورد اعتمادند»<ref>محمد ناصرالدین البانی، سلسلة الصحیحة، ح۱۰۷۵، ج۳، ص۶۳.</ref>.<ref>[[غلامحسین زینلی|زینلی، غلامحسین]]، [[آیه اولی الامر (کتاب)|آیه اولی الامر]]، ص ۱۵۸.</ref>.
به جز افراد یاد شده، جمع کثیر دیگری از [[عالمان اهل سنت]] نیز حدیث فوق را با [[سند صحیح]] در آثارشان ثبت کرده‌اند. از آن جمله‌اند: [[حاکم نیشابوری]]، [[سیوطی]]، [[خطیب بغدادی]]، [[ابونعیم اصفهانی]]، [[بیهقی]]، منصور علی ناصف، [[ابوالقاسم طبرانی]]، [[ابن حجر عسقلانی]]، [[خطیب تبریزی]]، [[ناصرالدین البانی]]<ref>آثارشان به ترتیب عبارت است از: محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، المستدرک الصحیحین، ج۳، ص۶۱۸؛ جلال الدین سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص١٠؛ احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۴، ص۳۵۳ و ج۶، ص۲۶۳؛ ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۴، ص۳۳۳؛ احمد بن حسین بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعة، ج۶، ص۵۲۰؛ التاج الجامع للاصول، ج۳، ص۳۹؛ سلیمان بن احمد طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲، ص۱۹۵؛ احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۱۳، ص۲۱۱؛ محمد بن عبدالله خطیب تبریزی، مشکاة المصابیح، ح۵۹۷۴؛ محمد ناصر الدین البانی، سلسلة الصحیحة، ح۱۰۷۵.</ref> و شماری دیگر. [[حدیث]] یاد شده مورد قبول [[دانشمندان]] [[فریقین]] است. بررسی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد تا کنون کسی به هر دلیلی، مطلبی در [[تضعیف]] این حدیث ننوشته است؛ بلکه [[محدثان]] و دیگر [[دانشمندان اهل سنت]]، حدیث یاد شده را در آثارشان نقل کرده و بر [[صحت]] آن تأکید کرده‌اند. بررسی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد تمامی [[رجال]] [[سند حدیث]]، از محدثان و فقهای طراز اول عصر خویش بوده‌اند. [[ترمذی]] در [[سنن]] خود پس از [[نقل حدیث]] می‌نویسد: «حدیث [[نیکو]] و صحیحی است»<ref>محمد بن عیسی ترمذی، سنن ترمذی، کتاب الفتن، باب ۴۶.</ref> و [[ناصرالدین البانی]] پس از نقل حدیث می‌نویسد: «سند حدیث سند نیکویی است و رجال آن مورد اعتمادند»<ref>محمد ناصرالدین البانی، سلسلة الصحیحة، ح۱۰۷۵، ج۳، ص۶۳.</ref>.<ref>[[غلامحسین زینلی|زینلی، غلامحسین]]، [[آیه اولی الامر (کتاب)|آیه اولی الامر]]، ص ۱۵۸.</ref>.


====حدیث ابو جُحیفه<ref>ابو جحیفه که نامش «وهب بن عبدالله سؤالی کوفی» می‌باشد از صحابه پیامبر است و در سال ۷۴ ق درگذشته است (شمس الدین ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۲۰۲ - ۲۰۳).</ref>====
====حدیث [[ابو جُحیفه]]<ref>ابو جحیفه که نامش «وهب بن عبدالله سؤالی کوفی» می‌باشد از صحابه پیامبر است و در سال ۷۴ ق درگذشته است (شمس الدین ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۲۰۲ - ۲۰۳).</ref>====
[[صحابی پیامبر]]، [[ابو جحیفه]] از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده است که فرمود:
[[صحابی پیامبر]]، [[ابو جحیفه]] از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده است که فرمود:
{{متن حدیث|لَا يَزَالُ أَمْرُ أُمَّتِي صَالِحاً حَتَّى يَمْضِيَ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ}}<ref>محمد بن اسماعیل بخاری، التاریخ الکبیر، ج۸، ص۴۱۱؛ محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، المستدرک الصحیحین، ج۳، ص۶۱۸؛ علی بن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد، ج۵، ص۳۴۵؛ سلیمان بن احمد طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۱۲۰؛ همو، معجم اوسط، ج۷، ص۱۱۸؛ مبارکفوری، تحفة الأحوذی، ج۶، ص۴۷۲؛ احمدبن علی ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۱۳، ص۲۱۱؛ علی متقی هندی، کنز العمال، ج۱۲، ص۳۲؛ ابونعیم اصفهانی، اخبار اصفهان، ج۲، ص۱۶۷.</ref> همواره امر [[خلافت]] و [[امامت]] در میان امتم به نحو شایسته‌ای ادامه دارد تا آنکه دوران خلافت [[دوازده نفر خلیفه]] سپری شود که همه آنان از قریش‌اند. این حدیث نیز به لحاظ [[سند صحیح]] است و بسیاری از [[محدثان اهل سنت]] آن را در آثارشان نقل کرده و بر صحت آن تأکید نموده‌اند. [[هیثمی]] در [[مجمع الزوائد]] پس از [[نقل حدیث]] می‌نویسد: «[[رجال]] [[سند حدیث]]، رجال صحیح است»<ref>علی بن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد، ج۵، ص۳۴۵.</ref>.
{{متن حدیث|لَا يَزَالُ أَمْرُ أُمَّتِي صَالِحاً حَتَّى يَمْضِيَ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ}}<ref>محمد بن اسماعیل بخاری، التاریخ الکبیر، ج۸، ص۴۱۱؛ محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، المستدرک الصحیحین، ج۳، ص۶۱۸؛ علی بن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد، ج۵، ص۳۴۵؛ سلیمان بن احمد طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۱۲۰؛ همو، معجم اوسط، ج۷، ص۱۱۸؛ مبارکفوری، تحفة الأحوذی، ج۶، ص۴۷۲؛ احمدبن علی ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۱۳، ص۲۱۱؛ علی متقی هندی، کنز العمال، ج۱۲، ص۳۲؛ ابونعیم اصفهانی، اخبار اصفهان، ج۲، ص۱۶۷.</ref> همواره امر [[خلافت]] و [[امامت]] در میان امتم به نحو شایسته‌ای ادامه دارد تا آنکه دوران خلافت [[دوازده نفر خلیفه]] سپری شود که همه آنان از قریش‌اند. این حدیث نیز به لحاظ [[سند صحیح]] است و بسیاری از [[محدثان اهل سنت]] آن را در آثارشان نقل کرده و بر صحت آن تأکید نموده‌اند. [[هیثمی]] در [[مجمع الزوائد]] پس از [[نقل حدیث]] می‌نویسد: «[[رجال]] [[سند حدیث]]، رجال صحیح است»<ref>علی بن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد، ج۵، ص۳۴۵.</ref>.
۲۱۸٬۴۳۸

ویرایش