بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
=== معنای اصطلاحی === | === معنای اصطلاحی === | ||
==== اصطلاح امامت در قرآن ==== | ==== اصطلاح امامت در قرآن ==== | ||
در [[قرآن کریم]] کلمه "[[امام]]" و "[[ائمه]]" دوازده مورد به کار رفته است که در همه موارد به معنی مقتدا و پیشواست مانند: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن|وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}}<ref>«روزی که هر دستهای را با پیشوایشان فرا میخوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ...}}<ref>«با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ}}<ref>«و آنان را (به کیفر کفرشان) پیشوایانی کردیم که (مردم را) به سوی آتش دوزخ فرا میخوانند» سوره قصص، آیه ۴۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}<ref>«و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«و (نشانههای) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.</ref>. در این [[آیات]] شریفه کلمه [[امام]] به معنای [[پیشوا]] و مقتداست اعم از اینکه این [[پیشوا]] [[انسان]] باشد یا غیرانسان؛ مانند کتاب و جاده و طریق و اعم از اینکه [[امام]] بر [[حق]] باشد یا بر [[باطل]]. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«و هر چیزی را در نوشتهای روشن بر شمرده ایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref> هم [[تبعیت]] و [[تسلیم]] خلق در برابر قضاهای مبین و حتمی [[الهی]] لحاظ شده است و لذا خلق تابع و مقدرات مقتدا هستند و نوعی [[اقتدا]] و ایتمام و [[پیروی]] کردن در نظر گرفته شده است<ref>{{عربی|وَ لَعَلَّ الْعِنَايَةَ فِي تَسْمِيَتِهِ إِمَاماً مُبِيناً أَنَّهُ لِاشْتِمَالِهِ عَلَى الْقَضَاءِ الْمَحْتُومِ متبوعٍ لِلْخَلْقِ مقتدى لَهُمْ}}، تفسیر المیزان، ج ۱۷، ص ۶۷.</ref>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص ۲۵-۳۰</ref> | در [[قرآن کریم]] کلمه "[[امام]]" و "[[ائمه]]" دوازده مورد به کار رفته است که در همه موارد به معنی مقتدا و پیشواست مانند: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن|وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}}<ref>«روزی که هر دستهای را با پیشوایشان فرا میخوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ...}}<ref>«با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ}}<ref>«و آنان را (به کیفر کفرشان) پیشوایانی کردیم که (مردم را) به سوی آتش دوزخ فرا میخوانند» سوره قصص، آیه ۴۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}<ref>«و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«و (نشانههای) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.</ref>. در این [[آیات]] شریفه کلمه [[امام]] به معنای [[پیشوا]] و مقتداست اعم از اینکه این [[پیشوا]] [[انسان]] باشد یا غیرانسان؛ مانند کتاب و جاده و طریق و اعم از اینکه [[امام]] بر [[حق]] باشد یا بر [[باطل]]. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«و هر چیزی را در نوشتهای روشن بر شمرده ایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref> هم [[تبعیت]] و [[تسلیم]] خلق در برابر قضاهای مبین و حتمی [[الهی]] لحاظ شده است و لذا خلق تابع و مقدرات مقتدا هستند و نوعی [[اقتدا]] و ایتمام و [[پیروی]] کردن در نظر گرفته شده است<ref>{{عربی|وَ لَعَلَّ الْعِنَايَةَ فِي تَسْمِيَتِهِ إِمَاماً مُبِيناً أَنَّهُ لِاشْتِمَالِهِ عَلَى الْقَضَاءِ الْمَحْتُومِ متبوعٍ لِلْخَلْقِ مقتدى لَهُمْ}}، تفسیر المیزان، ج ۱۷، ص ۶۷.</ref>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]، ص ۲۵-۳۰</ref> | ||
===== کاربردهای [[امام در قرآن]] ===== | ===== کاربردهای [[امام در قرآن]] ===== | ||
خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
# '''کتاب ([[شریعت]]):''' {{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَانًا عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راستشمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است» سوره احقاف، آیه ۱۲.</ref> و {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است.» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، در اینجا مقصود همان [[پیشوایی]] کتاب است و در [[حقیقت]] معنای لغوی [[امام]] [[حفظ]] شده است. | # '''کتاب ([[شریعت]]):''' {{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَانًا عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راستشمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است» سوره احقاف، آیه ۱۲.</ref> و {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است.» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، در اینجا مقصود همان [[پیشوایی]] کتاب است و در [[حقیقت]] معنای لغوی [[امام]] [[حفظ]] شده است. | ||
# '''طریق و راه روشن:''' {{متن قرآن|وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«پس از آنان داد ستاندیم و (نشانههای) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.</ref>، معروف و مشهور این است که اشاره به [[شهر]] [[قوم لوط]] و شهر [[اصحاب ایکه]]<ref>«اصحاب الایکه» ۴ بار در آیات ۷۸ سوره حجر؛ ۱۷۶ سوره شعراء؛ ۱۳ سوره صو ۱۴ سوره ق آمده است، اَصحاب اَیْکَه، ساکنان بیشهزاری که بر اثر کم فروشی و در پی تکذیب شعیب با عذاب الهی نابود شدند.</ref> است و کلمه «امام» به معنی راه و جاده است<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص۱۲۱؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۲، ص۱۸۵؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۶، ص۵۲۹.</ref><ref>ر.ک: [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[درسنامه کلیات امامت (کتاب)|درسنامه کلیات امامت]]، ص۳۰.</ref> | # '''طریق و راه روشن:''' {{متن قرآن|وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«پس از آنان داد ستاندیم و (نشانههای) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.</ref>، معروف و مشهور این است که اشاره به [[شهر]] [[قوم لوط]] و شهر [[اصحاب ایکه]]<ref>«اصحاب الایکه» ۴ بار در آیات ۷۸ سوره حجر؛ ۱۷۶ سوره شعراء؛ ۱۳ سوره صو ۱۴ سوره ق آمده است، اَصحاب اَیْکَه، ساکنان بیشهزاری که بر اثر کم فروشی و در پی تکذیب شعیب با عذاب الهی نابود شدند.</ref> است و کلمه «امام» به معنی راه و جاده است<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص۱۲۱؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۲، ص۱۸۵؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۶، ص۵۲۹.</ref><ref>ر.ک: [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[درسنامه کلیات امامت (کتاب)|درسنامه کلیات امامت]]، ص۳۰.</ref> | ||
# '''[[لوح محفوظ]]:''' {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«ما خود، مردگان را زنده میگردانیم و هر چه را پیش فرستادهاند و آنچه را از آنان بر جای مانده است مینگاریم و هر چیزی را در نوشتهای روشن بر شمردهایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref>، غالب [[مفسران]]<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۴۴۷؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۶۵۴؛ حسین بن علی ابوالفتح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۱۶، ص۱۳۹؛ ملا محسن فیض کاشانی، منهج الصادقین، ج۷، ص۴۳۲؛ علی بن حسین عاملی، الوجیز فی تفسیر القران العزیز، ج۳، ص۵۷؛ سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۶۷؛ ص۱۶؛ عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج۶، ص۴۲۰؛ نصر بن محمد سمرقندی، بحر العلوم، ج۳، ص۱۱۷؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر، ج۳، ص۵۱۹؛ محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۱۳؛ اسماعیل بن عمرو بن کثیر، تفسیر القران العظیم، ج۶، ص۵۰۴؛ حسن بن محمد نیشابوری، غرائب القرآن، ج۵، ص۵۲۷؛ محمد بن علی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۳، ص۷۳۶؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۱۱، ص۳۹۲؛ علی بن محمد علی دخیل، الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج۱، ص۵۸۵؛ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل، ج۴، ص۲۶۴؛ محمد بن یوسف اندلسی، البحر المحیط، ج۹، ص۵۲؛ سید محمد طنطاوی، التفسیر الوسیط، ج۱۲.</ref> «[[امام مبین]]» در این [[آیه]] را به عنوان «[[لوح محفوظ]]» یا همان [[کتابی]] که همه [[اعمال]] و همه موجودات و حوادث این [[جهان]] در آن [[ثبت]] و محفوظ است [[تفسیر]] کردهاند<ref>ر.ک: [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[درسنامه کلیات امامت (کتاب)|درسنامه کلیات امامت]]، ص۲۹.</ref>. البته اینکه لوح محفوظ از جنس کتاب است، از دیگر [[آیات]] دانسته میشود؛ چنانکه میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}}<ref>«و هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر که روزیاش بر خداوند است و (خداوند) آرامشگاه و ودیعهگاه او را میداند؛ (این) همه در کتابی روشن (آمده) است» سوره هود، آیه ۶.</ref><ref>[[یعقوبعلی برجی|برجی، یعقوبعلی]]، [[امامت - برجی (مقاله)|مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا]] | # '''[[لوح محفوظ]]:''' {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«ما خود، مردگان را زنده میگردانیم و هر چه را پیش فرستادهاند و آنچه را از آنان بر جای مانده است مینگاریم و هر چیزی را در نوشتهای روشن بر شمردهایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref>، غالب [[مفسران]]<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۴۴۷؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۶۵۴؛ حسین بن علی ابوالفتح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۱۶، ص۱۳۹؛ ملا محسن فیض کاشانی، منهج الصادقین، ج۷، ص۴۳۲؛ علی بن حسین عاملی، الوجیز فی تفسیر القران العزیز، ج۳، ص۵۷؛ سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۶۷؛ ص۱۶؛ عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج۶، ص۴۲۰؛ نصر بن محمد سمرقندی، بحر العلوم، ج۳، ص۱۱۷؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر، ج۳، ص۵۱۹؛ محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۱۳؛ اسماعیل بن عمرو بن کثیر، تفسیر القران العظیم، ج۶، ص۵۰۴؛ حسن بن محمد نیشابوری، غرائب القرآن، ج۵، ص۵۲۷؛ محمد بن علی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۳، ص۷۳۶؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۱۱، ص۳۹۲؛ علی بن محمد علی دخیل، الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج۱، ص۵۸۵؛ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل، ج۴، ص۲۶۴؛ محمد بن یوسف اندلسی، البحر المحیط، ج۹، ص۵۲؛ سید محمد طنطاوی، التفسیر الوسیط، ج۱۲.</ref> «[[امام مبین]]» در این [[آیه]] را به عنوان «[[لوح محفوظ]]» یا همان [[کتابی]] که همه [[اعمال]] و همه موجودات و حوادث این [[جهان]] در آن [[ثبت]] و محفوظ است [[تفسیر]] کردهاند<ref>ر.ک: [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[درسنامه کلیات امامت (کتاب)|درسنامه کلیات امامت]]، ص۲۹.</ref>. البته اینکه لوح محفوظ از جنس کتاب است، از دیگر [[آیات]] دانسته میشود؛ چنانکه میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}}<ref>«و هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر که روزیاش بر خداوند است و (خداوند) آرامشگاه و ودیعهگاه او را میداند؛ (این) همه در کتابی روشن (آمده) است» سوره هود، آیه ۶.</ref><ref>[[یعقوبعلی برجی|برجی، یعقوبعلی]]، [[امامت - برجی (مقاله)|مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]؛ [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص۱۶۳-۱۷۰؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص۷۹-۸۱.</ref> | ||
# '''[[نامه اعمال]]:''' [[خداوند]] در [[آیه]] ۷۱ [[سوره]] [[بنی اسرائیل]] میفرماید: {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}}<ref>«روزی که هر دستهای را با پیشوایشان فرا میخوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref>.<ref>برای نمونه ر.ک: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۵، ص۹۰؛ مراغی، تفسیر المراغی، ج۱۵، ص۷۷.</ref> البته برخی [[مفسران]]، واژه «[[امام]]» در [[آیه کریمه]] را به همان معنای [[رهبر]] و [[پیشوا]] [[تفسیر]] کردهاند<ref>برای نمونه ر.ک: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۱۶۵؛ امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج۷، ص۳۴۱.</ref>.<ref>[[زکیه فلاح یخدانی|فلاح یخدانی، زکیه]]، [[بررسی شبهات فیصل نور پیرامون عصمت امام (کتاب)|بررسی شبهات فیصل نور پیرامون عصمت امام]]، ص۲۹</ref> | # '''[[نامه اعمال]]:''' [[خداوند]] در [[آیه]] ۷۱ [[سوره]] [[بنی اسرائیل]] میفرماید: {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}}<ref>«روزی که هر دستهای را با پیشوایشان فرا میخوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref>.<ref>برای نمونه ر.ک: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۵، ص۹۰؛ مراغی، تفسیر المراغی، ج۱۵، ص۷۷.</ref> البته برخی [[مفسران]]، واژه «[[امام]]» در [[آیه کریمه]] را به همان معنای [[رهبر]] و [[پیشوا]] [[تفسیر]] کردهاند<ref>برای نمونه ر.ک: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۱۶۵؛ امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج۷، ص۳۴۱.</ref>.<ref>[[زکیه فلاح یخدانی|فلاح یخدانی، زکیه]]، [[بررسی شبهات فیصل نور پیرامون عصمت امام (کتاب)|بررسی شبهات فیصل نور پیرامون عصمت امام]]، ص۲۹</ref> | ||
خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
# '''[[آیه]] همراهی با صادقان:''' {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref> «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>، | # '''[[آیه]] همراهی با صادقان:''' {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref> «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>، | ||
# '''[[آیۀ ولایت]]:''' {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref> «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> | # '''[[آیۀ ولایت]]:''' {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref> «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> | ||
# '''و آیهای که میگوید اگر به برخی در [[زمین]] [[قدرت]] داده شود [[نماز]] را بر پا میدارند، [[زکات]] میدهند و [[امر به معروف و نهی از منکر]] میکنند:''' {{متن قرآن|الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ}}<ref> «(همان) کسانی که اگر آنان را در زمین توانمندی دهیم نماز بر پا میدارند و زکات میپردازند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناپسند باز میدارند و پایان کارها با خداوند است» سوره حج، آیه ۴۱.</ref> و.... در روایتهای فراوانی نیز مصادیق یا [[تأویل]] آیاتی از [[قرآن]]، مانند آیۀ {{متن قرآن|فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«پس به خداوند و پیامبرش و نوری که فرو فرستادهایم ایمان آورید و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره تغابن، آیه ۸.</ref><ref>تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۳۴۱.</ref>، آیۀ {{متن قرآن|يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>«بر آنند که نور خداوند را با دهانهاشان خاموش کنند و خداوند کاملکننده نور خویش است هر چند کافران نپسندند» سوره صف، آیه ۸.</ref><ref>تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۳۱۶-۳۱۷.</ref> و آیۀ {{متن قرآن|وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«و ما برای آنان این گفتار را به هم پیوستیم باشد که پند گیرند» سوره قصص، آیه ۵۱.</ref><ref>الکافی، ج۱، ص۴۱۵.</ref> [[امامان معصوم]] {{عم}} دانسته شدهاند<ref>[[یعقوبعلی برجی|برجی، یعقوبعلی]]، [[امامت - برجی (مقاله)|مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا]] | # '''و آیهای که میگوید اگر به برخی در [[زمین]] [[قدرت]] داده شود [[نماز]] را بر پا میدارند، [[زکات]] میدهند و [[امر به معروف و نهی از منکر]] میکنند:''' {{متن قرآن|الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ}}<ref> «(همان) کسانی که اگر آنان را در زمین توانمندی دهیم نماز بر پا میدارند و زکات میپردازند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناپسند باز میدارند و پایان کارها با خداوند است» سوره حج، آیه ۴۱.</ref> و.... در روایتهای فراوانی نیز مصادیق یا [[تأویل]] آیاتی از [[قرآن]]، مانند آیۀ {{متن قرآن|فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«پس به خداوند و پیامبرش و نوری که فرو فرستادهایم ایمان آورید و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره تغابن، آیه ۸.</ref><ref>تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۳۴۱.</ref>، آیۀ {{متن قرآن|يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>«بر آنند که نور خداوند را با دهانهاشان خاموش کنند و خداوند کاملکننده نور خویش است هر چند کافران نپسندند» سوره صف، آیه ۸.</ref><ref>تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۳۱۶-۳۱۷.</ref> و آیۀ {{متن قرآن|وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«و ما برای آنان این گفتار را به هم پیوستیم باشد که پند گیرند» سوره قصص، آیه ۵۱.</ref><ref>الکافی، ج۱، ص۴۱۵.</ref> [[امامان معصوم]] {{عم}} دانسته شدهاند<ref>[[یعقوبعلی برجی|برجی، یعقوبعلی]]، [[امامت - برجی (مقاله)|مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]].</ref>. | ||
== ضرورت امامت == | == ضرورت امامت == | ||
خط ۳۵۲: | خط ۳۵۲: | ||
== [[امامت]] [[حق]] بالاصاله == | == [[امامت]] [[حق]] بالاصاله == | ||
[[امامت]] [[حق]] [[بالاصاله]] در برگیرنده [[امامت]] کسانی است که [[خدای متعال]] مستقیماً [[امامت]] را برای آنان [[جعل]] کرده است؛ مانند [[امامت]] برخی [[پیامبران الهی]] که با توجه به تفاوت درجات، از مراتب متفاوت [[امامت]] برخوردار بودهاند؛ چون [[حضرت ابراهیم]] {{ع}}: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}} <ref> فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.</ref> [[حضرت یعقوب]] {{ع}} و [[حضرت اسحاق]] {{ع}}: {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلا جَعَلْنَا صَالِحِينَ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}} <ref> فرو اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند؛ سوره انبیاء، آیه: ۷۲ - ۷۳.</ref>، [[حضرت یوسف {{ع}}: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا}} <ref> و چون به برنایی خویش رسید بدو (نیروی) داوری و دانش بخشیدیم؛ سوره یوسف، آیه: ۲۲.</ref>، [[حضرت لوط]] {{ع}}: {{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا}} <ref> و به لوط داوری و دانشی دادیم؛ سوره انبیاء، آیه: ۷۴.</ref>، [[حضرت موسی]] {{ع}}: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا}} <ref> و چون به برنایی خویش رسید و استواری یافت بدو (نیروی) داوری و دانشی بخشیدیم؛ سوره قصص، آیه: ۱۴.</ref>، [[حضرت داوود]] {{ع}} و [[حضرت سلیمان]] {{ع}}: {{متن قرآن|وَكُلا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا}} <ref> و به هر یک داوری و دانشی دادیم؛ سوره انبیاء، آیه:۷۹.</ref> و [[پیامبر|حضرت محمد]] {{صل}}: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ}} <ref> سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او؛ سوره مائده، آیه: ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ}} <ref> پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ سوره احزاب، آیه: ۶.</ref> سرّ بهرهمندی برخی از [[انبیای الهی]] از [[مقام امامت]] این است که [[امام]] {{ع}} افزون بر [[مقتدا]] و [[الگو]] بودن در گفتار و [[رفتار]]، عهدهدار [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[امت]] است، حدود را [[اجرا]] و [[امیران]] را [[عزل]] و [[نصب]] و از [[امت]] [[دفاع]] و جانیان را [[تأدیب]] میکند، ازاین رو ممکن است کسی [[پیامبر]] {{صل}} باشد؛ ولی عهدهدار [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[امت]] نباشد<ref>الرسائل العشر، ص ۱۱۱ ـ ۱۱۴.</ref><ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | [[امامت]] [[حق]] [[بالاصاله]] در برگیرنده [[امامت]] کسانی است که [[خدای متعال]] مستقیماً [[امامت]] را برای آنان [[جعل]] کرده است؛ مانند [[امامت]] برخی [[پیامبران الهی]] که با توجه به تفاوت درجات، از مراتب متفاوت [[امامت]] برخوردار بودهاند؛ چون [[حضرت ابراهیم]] {{ع}}: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}} <ref> فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.</ref> [[حضرت یعقوب]] {{ع}} و [[حضرت اسحاق]] {{ع}}: {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلا جَعَلْنَا صَالِحِينَ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}} <ref> فرو اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند؛ سوره انبیاء، آیه: ۷۲ - ۷۳.</ref>، [[حضرت یوسف {{ع}}: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا}} <ref> و چون به برنایی خویش رسید بدو (نیروی) داوری و دانش بخشیدیم؛ سوره یوسف، آیه: ۲۲.</ref>، [[حضرت لوط]] {{ع}}: {{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا}} <ref> و به لوط داوری و دانشی دادیم؛ سوره انبیاء، آیه: ۷۴.</ref>، [[حضرت موسی]] {{ع}}: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا}} <ref> و چون به برنایی خویش رسید و استواری یافت بدو (نیروی) داوری و دانشی بخشیدیم؛ سوره قصص، آیه: ۱۴.</ref>، [[حضرت داوود]] {{ع}} و [[حضرت سلیمان]] {{ع}}: {{متن قرآن|وَكُلا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا}} <ref> و به هر یک داوری و دانشی دادیم؛ سوره انبیاء، آیه:۷۹.</ref> و [[پیامبر|حضرت محمد]] {{صل}}: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ}} <ref> سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او؛ سوره مائده، آیه: ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ}} <ref> پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ سوره احزاب، آیه: ۶.</ref> سرّ بهرهمندی برخی از [[انبیای الهی]] از [[مقام امامت]] این است که [[امام]] {{ع}} افزون بر [[مقتدا]] و [[الگو]] بودن در گفتار و [[رفتار]]، عهدهدار [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[امت]] است، حدود را [[اجرا]] و [[امیران]] را [[عزل]] و [[نصب]] و از [[امت]] [[دفاع]] و جانیان را [[تأدیب]] میکند، ازاین رو ممکن است کسی [[پیامبر]] {{صل}} باشد؛ ولی عهدهدار [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[امت]] نباشد<ref>الرسائل العشر، ص ۱۱۱ ـ ۱۱۴.</ref><ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۱۹ - ۲۳۲.</ref>. | ||
در بیان [[دلایل]] انفکاک [[نبوت]] از [[امامت]] وجوهی گفتهاند؛ از جمله آنکه به دلالت برخی [[آیات]]، [[نبوّت]] غیر از مَلِک بودن و [[رهبری]] است: {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُواْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ}} <ref> و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند:چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است؛ سوره بقره، آیه: ۲۴۷.</ref> با توجه به اینکه مَلِک در [[آیه]] به معنای [[تدبیر]] کننده [[جامعه]] است که [[انسانها]] را به کمال [[شایسته]] خود میرساند و موانع دستیابی به کمال را از مسیر آنان دفع میکند <ref>الميزان، ج ۲، ص ۲۸۷.</ref> و [[بنی اسرائیل]] به صورت [[اعتراض]] به پیامبرشان اشموئیل گفتهاند: "ما از [[طالوت]] به [[مُلک]] شایستهتریم"، در حالی که اگر [[مقام نبوت]] با [[رهبری]] یکی بود میبایست گفته میشد تو به [[مُلک]] و [[سلطنت]] شایستهتری، چون تو [[پیامبری]]، و اشموئیل در پاسخ [[اعتراض]] آنان گفت: اولاً [[خدا]] او را [[برگزیده]] است و ثانیاً او بر اثر برخورداری از [[علم]] و توان جسمانی که لازمه [[امامت]] و [[رهبری]] است [[برگزیده]] شده است <ref>الرسائل العشر، ص ۱۱۲.</ref><ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | در بیان [[دلایل]] انفکاک [[نبوت]] از [[امامت]] وجوهی گفتهاند؛ از جمله آنکه به دلالت برخی [[آیات]]، [[نبوّت]] غیر از مَلِک بودن و [[رهبری]] است: {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُواْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ}} <ref> و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند:چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است؛ سوره بقره، آیه: ۲۴۷.</ref> با توجه به اینکه مَلِک در [[آیه]] به معنای [[تدبیر]] کننده [[جامعه]] است که [[انسانها]] را به کمال [[شایسته]] خود میرساند و موانع دستیابی به کمال را از مسیر آنان دفع میکند <ref>الميزان، ج ۲، ص ۲۸۷.</ref> و [[بنی اسرائیل]] به صورت [[اعتراض]] به پیامبرشان اشموئیل گفتهاند: "ما از [[طالوت]] به [[مُلک]] شایستهتریم"، در حالی که اگر [[مقام نبوت]] با [[رهبری]] یکی بود میبایست گفته میشد تو به [[مُلک]] و [[سلطنت]] شایستهتری، چون تو [[پیامبری]]، و اشموئیل در پاسخ [[اعتراض]] آنان گفت: اولاً [[خدا]] او را [[برگزیده]] است و ثانیاً او بر اثر برخورداری از [[علم]] و توان جسمانی که لازمه [[امامت]] و [[رهبری]] است [[برگزیده]] شده است <ref>الرسائل العشر، ص ۱۱۲.</ref><ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۱۹ - ۲۳۲.</ref>. | ||
[[دلیل]] دیگر آنکه [[خدای متعال]] خطاب به [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} پس از دریافت [[مقام نبوت]] و در پایان [[عمر]] فرمود: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}} <ref>من تو را پیشوای مردم میگمارم؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.</ref> نیز زمانی این [[مقام]] به آن [[حضرت]] داده شد که وی دارای ذرّیه و [[فرزندان]] بوده و امتحاناتی را پشت سر گذاشته است<ref>الميزان، ج ۱، ص ۲۶۷ ـ ۲۶۸.</ref> با توجه به انفکاک [[امامت]] از [[نبوت]] قول کسانی که [[امامت]] در [[آیه]] را به [[نبوت]] معنا کردهاند صحیح نیست <ref>الرسائل العشر، ص ۱۱۳؛ امامشناسى، ج ۱، ص ۱۳۰.</ref><ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | [[دلیل]] دیگر آنکه [[خدای متعال]] خطاب به [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} پس از دریافت [[مقام نبوت]] و در پایان [[عمر]] فرمود: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}} <ref>من تو را پیشوای مردم میگمارم؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.</ref> نیز زمانی این [[مقام]] به آن [[حضرت]] داده شد که وی دارای ذرّیه و [[فرزندان]] بوده و امتحاناتی را پشت سر گذاشته است<ref>الميزان، ج ۱، ص ۲۶۷ ـ ۲۶۸.</ref> با توجه به انفکاک [[امامت]] از [[نبوت]] قول کسانی که [[امامت]] در [[آیه]] را به [[نبوت]] معنا کردهاند صحیح نیست <ref>الرسائل العشر، ص ۱۱۳؛ امامشناسى، ج ۱، ص ۱۳۰.</ref><ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۱۹ - ۲۳۲.</ref>. | ||
برخی در ذیل [[آیه]] مذکور [[امام]] {{ع}} را [[پیامبر|نبی]] {{صل}} معنا کردهاند؛ اما در جای دیگر، در برابر کسانی که [[امام]] {{ع}} را [[پیامبر|نبی]] {{صل}} معنا کردهاند ترجیح دادهاند که [[امام]] {{ع}} در معنای خودش بهکار گرفته شود<ref>التفسير الكبير، ج ۲۲، ص ۱۹۱.</ref><ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | برخی در ذیل [[آیه]] مذکور [[امام]] {{ع}} را [[پیامبر|نبی]] {{صل}} معنا کردهاند؛ اما در جای دیگر، در برابر کسانی که [[امام]] {{ع}} را [[پیامبر|نبی]] {{صل}} معنا کردهاند ترجیح دادهاند که [[امام]] {{ع}} در معنای خودش بهکار گرفته شود<ref>التفسير الكبير، ج ۲۲، ص ۱۹۱.</ref><ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۱۹ - ۲۳۲.</ref>. | ||
[[دلیل]] دیگر آنکه [[حضرت موسی]] {{ع}} [[هارون]] را [[خلیفه]] خود قرار داد، در حالی که او [[پیامبر]] {{صل}} بود؛ ولی [[مقام امامت]] نداشت و با [[استخلاف]] [[موسی]] به این سمت [[منصوب]] گردید: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ }} <ref> و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!؛ سوره اعراف، آیه: ۱۴۲.</ref><ref>الرسائل العشر، ص ۱۱۲ ـ ۱۱۳.</ref><ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | [[دلیل]] دیگر آنکه [[حضرت موسی]] {{ع}} [[هارون]] را [[خلیفه]] خود قرار داد، در حالی که او [[پیامبر]] {{صل}} بود؛ ولی [[مقام امامت]] نداشت و با [[استخلاف]] [[موسی]] به این سمت [[منصوب]] گردید: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ }} <ref> و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!؛ سوره اعراف، آیه: ۱۴۲.</ref><ref>الرسائل العشر، ص ۱۱۲ ـ ۱۱۳.</ref><ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۱۹ - ۲۳۲.</ref>. | ||
برخی [[مفسران]] در فرق بین [[امام]] {{ع}} و [[پیامبر|نبی]] {{صل}} گفتهاند: گرچه [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام]] {{ع}} هر دو هدایتگرند، [[هدایت]] [[پیامبر]] {{صل}} فقط "[[راهنمایی]]" و به معنای نشان دادن راه است؛ اما [[هدایت]] [[امامان]] "راهبری" به معنای رساندن به مقصود است<ref>الميزان، ج ۱، ص ۲۷۲.</ref> با این همه گفتنی است که در رویکرد مطالب پیشگفته بین [[امامت]] و [[مُلک]] خلط شده و گویا [[گمان]] شده [[امام]] {{ع}} و مَلِک یکی است، از این رو از آیاتی که به [[مُلک]] مربوط میشود در بیان [[امامت]] استفاده شده است؛ ولی واقع امر اینگونه نیست، زیرا [[امامت]] [[ریاست عامه]] در امر [[دین]] و دنیاست؛ ولی [[مُلک]] منصبی اجرایی در امر [[حکومت]] است که گاهی [[امام]] {{ع}} خود آن را بر عهده میگیرد؛ مانند [[حضرت ابراهیم]] {{ع}}، [[پیامبر|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[امام علی|امام علی بن ابیطالب]] {{ع}} و گاهی به [[اذن خدا]] و با توجه به ملاکهای خاص، دیگری را به جای خود [[منصوب]] میکند؛ مانند [[نصب]] [[طالوت]]<ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | برخی [[مفسران]] در فرق بین [[امام]] {{ع}} و [[پیامبر|نبی]] {{صل}} گفتهاند: گرچه [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام]] {{ع}} هر دو هدایتگرند، [[هدایت]] [[پیامبر]] {{صل}} فقط "[[راهنمایی]]" و به معنای نشان دادن راه است؛ اما [[هدایت]] [[امامان]] "راهبری" به معنای رساندن به مقصود است<ref>الميزان، ج ۱، ص ۲۷۲.</ref> با این همه گفتنی است که در رویکرد مطالب پیشگفته بین [[امامت]] و [[مُلک]] خلط شده و گویا [[گمان]] شده [[امام]] {{ع}} و مَلِک یکی است، از این رو از آیاتی که به [[مُلک]] مربوط میشود در بیان [[امامت]] استفاده شده است؛ ولی واقع امر اینگونه نیست، زیرا [[امامت]] [[ریاست عامه]] در امر [[دین]] و دنیاست؛ ولی [[مُلک]] منصبی اجرایی در امر [[حکومت]] است که گاهی [[امام]] {{ع}} خود آن را بر عهده میگیرد؛ مانند [[حضرت ابراهیم]] {{ع}}، [[پیامبر|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[امام علی|امام علی بن ابیطالب]] {{ع}} و گاهی به [[اذن خدا]] و با توجه به ملاکهای خاص، دیگری را به جای خود [[منصوب]] میکند؛ مانند [[نصب]] [[طالوت]]<ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۱۹ - ۲۳۲.</ref>. | ||
== [[امامت]] [[حق]] بالاستخلاف == | == [[امامت]] [[حق]] بالاستخلاف == | ||
[[پیامبران]] چون از جهت [[عمر]] و امکانات محدودند برای محقق ساختن اهداف خود به [[امر الهی]] [[جانشین]] خود را به [[مردم]] معرفی و [[مردم]] را به [[اطاعت]] از آنان سفارش میکنند، بر این اساس اگر [[پیامبر]] {{صل}} [[خلیفه]] و [[امام]] {{ع}} معرفی نکند رسالتش را به انجام نرسانده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}} <ref> ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد؛ سوره مائده، آیه: ۶۷.</ref> از این [[آیه]] برمیآید موضوع مهمی که [[تبلیغ]] آن بر عهده [[پیامبر]] {{صل}} گذاشتهشده همسنگ [[نبوت]] است، بهگونهای که اگر [[ابلاغ]] نشود [[رسالت]] [[پیامبر]] {{صل}} ناتمام میماند. از سوی دیگر [[تبلیغ]] آن امر مهم و حساس ممکن است خطراتی برای [[پیامبر]] {{صل}} در پی داشته باشد، ازاینرو [[خدا]] به او [[وعده]] [[حفاظت]] میدهد و این موضوع مهم جز [[ابلاغ]] [[خلافت]] و [[جانشینی]] نبوده است <ref>الميزان، ج ۶، ص ۴۶ ـ ۴۸ ـ ۵۰.</ref> | [[پیامبران]] چون از جهت [[عمر]] و امکانات محدودند برای محقق ساختن اهداف خود به [[امر الهی]] [[جانشین]] خود را به [[مردم]] معرفی و [[مردم]] را به [[اطاعت]] از آنان سفارش میکنند، بر این اساس اگر [[پیامبر]] {{صل}} [[خلیفه]] و [[امام]] {{ع}} معرفی نکند رسالتش را به انجام نرسانده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}} <ref> ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد؛ سوره مائده، آیه: ۶۷.</ref> از این [[آیه]] برمیآید موضوع مهمی که [[تبلیغ]] آن بر عهده [[پیامبر]] {{صل}} گذاشتهشده همسنگ [[نبوت]] است، بهگونهای که اگر [[ابلاغ]] نشود [[رسالت]] [[پیامبر]] {{صل}} ناتمام میماند. از سوی دیگر [[تبلیغ]] آن امر مهم و حساس ممکن است خطراتی برای [[پیامبر]] {{صل}} در پی داشته باشد، ازاینرو [[خدا]] به او [[وعده]] [[حفاظت]] میدهد و این موضوع مهم جز [[ابلاغ]] [[خلافت]] و [[جانشینی]] نبوده است <ref>الميزان، ج ۶، ص ۴۶ ـ ۴۸ ـ ۵۰.</ref> | ||
افزون بر آنچه [[گذشت]] مسئله [[خلافت]] به قدری اهمیت دارد که با تحقق آن، [[کافران]] و [[دشمنان]] از تعرض به [[دین]] [[مأیوس]] میشوند و [[دین]] با آن کامل و [[نعمت]] با آن تمام و [[اسلام]] [[دین]] مرضیّ [[خدا]] خواهد شد: {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا }} <ref> امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان آیین شما پسندیدم؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref>.<ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | افزون بر آنچه [[گذشت]] مسئله [[خلافت]] به قدری اهمیت دارد که با تحقق آن، [[کافران]] و [[دشمنان]] از تعرض به [[دین]] [[مأیوس]] میشوند و [[دین]] با آن کامل و [[نعمت]] با آن تمام و [[اسلام]] [[دین]] مرضیّ [[خدا]] خواهد شد: {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا }} <ref> امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان آیین شما پسندیدم؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref>.<ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۱۹ - ۲۳۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == |