←علی {{ع}} از خلافت تا شهادت
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
== علی {{ع}} از خلافت تا شهادت == | == علی {{ع}} از خلافت تا شهادت == | ||
{{همچنین|خلافت امام علی}} | {{همچنین|خلافت امام علی|حکومت امام علی}} | ||
پس از کشته شدن خلیفۀ سوم، مردمِ به [[خانه علی]] {{ع}} [[هجوم]] آورده و از او خواستند [[خلافت ظاهری]] و [[حکومت]] را بر عهده بگیرد. آن حضرت هر چند ابتدا استنکاف کرده و [[دعوت]] آنان را نپذیرفت اما در نهایت با [[اصرار]] [[مردم]] و [[تمام شدن حجت]]، [[خلافت]] را قبول کرده و شصت و نه ماه [[حکومت]] کرد<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص ۳۹۸؛ [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۹۷؛ [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۵۷۱-۵۸۶.</ref>. [[امام]] {{ع}} رغبتی به [[پذیرش]] [[خلافت]] نداشت. ۲۵ سال از زمان [[پیامبر]] گذشته و بسیاری از [[ارزشها]] دگرگون شده بود، شرایطی پیش آمده بود که [[اصلاح]] آنها از اولویتهای [[حکومتی]] [[امام]] بود و شرایط را برای [[حکومت]] ایشان بسیار سخت میکرد. گفتوگوها بین امام و مردم مدتی به طول انجامید. [[مردم]] حاضر نبودند [[علی]] را کنار بگذارند. [[امام]] گفت اگر چنین است [[بیعت]] باید در [[مسجد]] صورت گیرد. [[امام]] در مورد [[هجوم]] [[مردم]] برای [[بیعت]] میفرماید: «بر سر من [[هجوم]] آوردند، آنسان که اشتران [[تشنه]] به آبشخور روی نهند؛ اشترانی که شترچران، مهار از سر زانوبند از پایشان گشوده باشد. به گونهای که پنداشتم میخواهند مرا بکشند یا یکدیگر را در برابر من از پای درآورند»<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۵۳.</ref>. | پس از کشته شدن خلیفۀ سوم، مردمِ به [[خانه علی]] {{ع}} [[هجوم]] آورده و از او خواستند [[خلافت ظاهری]] و [[حکومت]] را بر عهده بگیرد. آن حضرت هر چند ابتدا استنکاف کرده و [[دعوت]] آنان را نپذیرفت اما در نهایت با [[اصرار]] [[مردم]] و [[تمام شدن حجت]]، [[خلافت]] را قبول کرده و شصت و نه ماه [[حکومت]] کرد<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص ۳۹۸؛ [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۹۷؛ [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۵۷۱-۵۸۶.</ref>. [[امام]] {{ع}} رغبتی به [[پذیرش]] [[خلافت]] نداشت. ۲۵ سال از زمان [[پیامبر]] گذشته و بسیاری از [[ارزشها]] دگرگون شده بود، شرایطی پیش آمده بود که [[اصلاح]] آنها از اولویتهای [[حکومتی]] [[امام]] بود و شرایط را برای [[حکومت]] ایشان بسیار سخت میکرد. گفتوگوها بین امام و مردم مدتی به طول انجامید. [[مردم]] حاضر نبودند [[علی]] را کنار بگذارند. [[امام]] گفت اگر چنین است [[بیعت]] باید در [[مسجد]] صورت گیرد. [[امام]] در مورد [[هجوم]] [[مردم]] برای [[بیعت]] میفرماید: «بر سر من [[هجوم]] آوردند، آنسان که اشتران [[تشنه]] به آبشخور روی نهند؛ اشترانی که شترچران، مهار از سر زانوبند از پایشان گشوده باشد. به گونهای که پنداشتم میخواهند مرا بکشند یا یکدیگر را در برابر من از پای درآورند»<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۵۳.</ref>. | ||